مقالات

انسانی که نیازی به بزرگداشت آیندگان ندارد

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

دلورس در اپیزود چهارم وست ورلد Westworld جایی می گوید:

اما این دنیا ، من فکر می کنم یک جای کار این دنیا می لنگد. یک چیز در این بین هست که جور در نمی آید.

 مرگ مریم میرزاخانی برای من همین قدر باورناپذیر و نامانوس است. من هم مثل دلورس فکر می کنم که یک جای کار این دنیا می لنگد و یک چیزی این وسط جور نیست. اعلام خبر بیماری و درگذشت مریم میرزاخانی، همه ما را در بهت و اندوه عظیمی فرو برد. میرزاخانی و دیگر دانش آموزانی که در المپیادهای علمی اوایل دهه هفتادخودمان یعنی در المپیاد جهانی ریاضی سالهای ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ در هنگ کنگ و کانادا مدال های ارزشمندی به دست آورده بودند الگوهای علمی ما در آن سال ها بودند. آن زمان در مشهد محصل دبستانی بودم و خوب یادم هستم وقتی که زنده یاد رضا صادقی با مدال طلای المپیاد ریاضی ۱۹۹۵ از کانادا برگشته بود برای مراسم استقبال به خانه شان رفته بودیم. خیلی از ما بریده روزنامه عکس تیم المپیاد را به دیوار اتاق یا میز تحریر خود می چسباندیم و سعی می کردیم خودمان را به آنها شبیه کنیم. از آن تیم اما یک نام بیش از همه به چشم می خورد. یک نفر بیش از سایرین درخشیده بود. مریم میرزاخانی که در المپیاد ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفته و سال بعد از آن یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبه اول طلای جهانی را به دست آورده بود. اینکه مریم میرزاخانی از ۴۲ امتیاز ۴۲ کسب کرده بود نام او را به عنوان یک نابغه ریاضی برای همیشه در ذهن مان ثبت کرده بود. این سالها گذشت تا اینکه در۲۶ اسفند ۱۳۷۶ آن حادثه تلخ اتفاق افتاد. سانحه دلخراش رانندگی که طی آن چند نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف جان خود را از دست دادند. رضا صادقی هم که سه سال قبل او را از نزدیک دیده بودم در این حادثه جان باخت. مریم میرزاخانی اما از این سانحه دلخراش، جان به در برد و بار دیگر نامش بر سر زبان ها افتاد. من اهل اسطوره سازی و قهرمان سازی و احساسی نوشتن نیستم. اما مرگ مریم میرزاخانی واقعا برایم باور ناپذیر و دردناک است. مثل آن است که بخواهی آن خاطرات گذشته ، دوران مدرسه، آن شور و حرارت برای یاد گرفتن ریاضیات و مثلثات و هندسه ، چسباندن بریده روزنامه عکس المپیادی ها را انکار کنی. مثل آنکه تصور کنی همه آن خاطرات ، ساختگی بوده. غیرقابل باور است. میرزاخانی بخشی از پازل آن خاطرات بود که حالا به قول پروین اعتصامی، خاک سیه اش بالین است.

انسانی که نیازی به بزرگداشت آیندگان ندارد

آلبرت اینشتین در سال ۱۹۴۸ در ستایش‌نامه‌ای که عنوان آن در رثای ماکس پلانک بود می نویسد:

انسانی که سعادت آن را داشته است که دنیا را با اندیشه ای بلند و خلاق متبرک سازد، نیازی به بزرگداشت آیندگان ندارد. کار بزرگ او تا هم اکنون نیز مایه سرافرازی اش بوده است.

مریم میرزاخانی هم یکی از این این انسان هاست که زندگی اش به خودی خود مایه سرافرازی اش بوده و بزرگداشت ما چیزی به شخصیت او اضافه نمی کند. او اعتبار و اثرگذاری خود را از دریافت  مدال فیلدز در سال ۲۰۱۴ نمی گیرد و به عکس ، این مریم میرزاخانی و دانشمندان بزرگی مانند او هستند که به این مدال و چنین جوایزی اعتبار می دهند. میرزاخانی صرفا یک نابغه نبود. کافیست تصور کنید که کار انتشار مقاله ۱۷۲ صفحه ای او و الکس اسکین، استاد ریاضی دانشگاه شیکاگو، ۹ سال زمان برده است. چنین پشتکار و همت و تلاشی خستگی ناپذیر ، تنها با نبوغ قابل توضیح نیست.

تاریخ علم و مریم میرزاخانی

شخصیت های برجسته و نوابغی مانند مریم میرزاخانی فراتر از مرزهای سرزمینی یک کشورند و به تمام بشریت تعلق دارند. اگرچه هر ملیتی طبیعتا می خواهد افتخار کشف و اختراع یا آثار دانشمندان بزرگ در تاریخ علم را به خود منتسب کند و به آن فخر و مباهات کند. مثلا نیکولا تسلا دانشمند بزرگ و یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ که هم در کرواسی، صربستان، اتریش و هم در ایالات متحده آمریکا مورد ستایش قرار می گیرد و به نام او تمبر چاپ می شود. اگر کسی تاریخ علم ایران را دقیق مطالعه می کند احتمالا به نتیجه ای مشابه با من می رسد که مریم میرزاخانی برجسته ترین چهره و اعتبار علمی ایران لااقل در قرن اخیر بوده است. ما دانشمندان برجسته که کم و بیش در تولید علم در رشته های مختلف علمی سهم داشته اند کم نداریم. اما مریم میرزاخانی فراتر از یک دانشمند برجسته، یک چهره واقعی علمی جهانی شد. چیزی که ما تا به حال نداشتیم . از آنجایی که  تا کنون دانشمندی با چنین اعتبار بین المللی نداشتیم لاجرم حس غرور علمی را فقط در شبکه های مجازی و کانال های تلگرامی به صورت ساختگی شبیه سازی می کردیم و به مصداق “خود گویی و خود خندی” لذت می بردیم. یک نفر را به انتخاب خودمان بزرگترین جراح جهان می نامیدیم و دیگری را مرد علمی سال لقب می دادیم و خاطرات دروغین تعریف کرده و لایک جمع می کردیم. مریم میرزاخانی در این بین، گنجینه ای بود که نامش در تاریخ علم ایران ماندگار خواهد شد و آیندگان در کتابهای تاریخ ریاضیات از او یاد خواهند کرد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

دیدگاه شما چیست