مصاحبه ها

علیرضا بازارگان از پیمان اقلیمی پاریس می گوید

نوشته شده توسط مریم علیپور

دکتر علیرضا بازارگان عضو هیات علمی گروه محیط زیست دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی، در گفتگوی اختصاصی با پایگاه خبری علمنا در زمینه مناقشات علمی-سیاسی که درحال حاضر در مورد اثر دی اکسید کربن و گازهای گلخانه ای بر شرایط اقلیمی که به عنوان محور در کشور وجود دارد می گوید:
تاثیر گازهای گلخانه ای مانند دی اکسید کربن بر روی گرمایش کره زمین تقریبا قطعی است. البته بر روی میزان این تاثیر هنوز بحث هایی وجود دارد. بعضی این تاثیر را شدید و برخی آن را اندک می دانند. ولی اصل تاثیرگذاری عموما پذیرفته شده است. البته اقلیتی ازدانشمندان هم هستند که این تاثیر را نپذیرفتند. ولی خوبی علم این است که هر محققی می تواند نتایج تحقیقات خودش را انتشار دهد و این جامعه علمی است که با تحلیل و راستی آزمایی نظریه ها، یا آن ها را می پذیرد یا رد می کنند.
یک نکته جالب هم این است که اثر گلخانه ای گاز دی اکسید کربن بیش از ۱۰۰ سال است که از لحاظ علمی ثابت شده است. در این زمینه می توانید به تحقیقات دانشمند معروف سوئدی آقای آرنیوس (که آن رابطه معروف در شیمی هم متعلق به ایشان است و جایزه نوبل برنده شده است) مراجعه کنید. ایشان در سال ۱۸۹۶ تخمین زدند که اگر غلظت دی اکسید کربن در جو زمین دو برابر شود، میانگین درجه حرارت زمین ۶ درجه افزایش خواهد یافت. یادآوری می کنم که این ادعا بیش از یک دهه قبل از کشف نفت در مسجد سلیمان در ایران صورت گرفته است. پس نباید تصور شود که تئوری گرمایش زمین توسط گازهای گلخانه ای یک تئوری جدید و ساختگی برای عقب نگه داشتن توسعه صنعتی کشورهاست.
نکته مهم دیگر این که اگر ما می گوییم تغییر اقلیم مهم است و باید به آن توجه کرد، معنی آن این نیست که به صورت چشم و گوش بسته به غربی ها اعتماد کرده ایم. خیر. غربی ها برای منفعت خودشان حاضرند هر کاری بکنند و بزرگ جلوه دادن یک موضوع علمی به نفع خودشان کار بعیدی نیست. ما به این نکته اذعان داریم که اگر به نفعشان باشد حاضرند هواپیمای مسافربری ما را هم در هوا بزنند، که در گذشته زده اند. متاسفانه بعضی ادعا کرده اند که وقتی اساتید حرف از تغییر اقلیم می زنند و آن را تایید می کنند، در واقع این اساتید غرب زده اند. خیر، این طور نیست. این اساتید به فکر نجات کره زمین هستند، نه سرسپردگی به غرب.

دکتر علیرضا بازارگان

علمنا: با توجه به اینکه کشور ما یکی از آسیب دیده ترین کشورها در اثر تغییرات اقلیمی است و ما هم اکنون با پدیده بیابان زایی و ریزگردها روبرو هستیم به موضع کشور باید چطور باشد؟ آیا ما نباید جزء پیشگامان این توافق باشیم و کشورهای بزرگ را هم خودمان به این امر ترغیب کنیم؟
این صحیح است که بگوییم تغییر اقلیم باید برای ما اهمیت داشته باشد. اتفاقا شاخص هایی وجود دارد که کشور ایران را در لیست کشورهایی قرار می دهد که تغییر اقلیم می تواند ضربه قابل توجهی به آن ها بزند. ضررهایی از قبیل بیابان زایی و ریزگرد که اشاره شد. علاوه بر آن کمبود آب و گرمای غیر قابل تحمل در تابستان نیز باید ذکر شود. پس مردم ما نباید تصور کنند که این مشکل به آن ها ربطی ندارد. خطر کاملا در کمین ما وجود دارد. ولی من با این نکته که ما باید “پیشگام” باشیم مخالف هستم. اگر به تاریخ گازهای گلخانه ای نگاه کنیم می بینیم که آمریکا و اروپا روی هم رفته بعد از انقلاب صنعتی تا به امروز بیش از ۵۰% گازهای گلخانه ای دنیا را انتشار داده اند، ژاپن و چین هم از دیگر کشورهای خاطی هستند. همانطور که می دانید محدود کردن گازهای گلخانه ای هزینه قابل توجهی بر دوش ملت ها و دولت ها می گذارد (مخصوصا برای کشوری مثل ایران که سرمایه های سوخت فسیلی بسیار خوبی دارد). پس اگر قرار باشد کسی این هزینه را بپردازد باید به کشورهای توسعه یافته رجوع کنیم. آن ها مقصران اصلی هستند و آن ها باید بیشترین بها را پرداخت کنند. البته توجه کنید که توافق پاریس هم این حقیقت را تایید می کند و ساختار آن طوری تعیین شده که حرف بنده را تایید می کند.

علمنا: اجرا یا عدم اجرای این توافق چه آینده را پیش روی بشر قرار می دهد؟
گرچه مدل سازی های بسیار پیشرفته ای انجام شده است، ولی جزئیات این که تغییر اقلیم دقیقا چگونه رخ خواهد داد و دقیقا چه صدمه هایی به بشر وارد خواهد کرد دقیقا مشخص نیست. امکان دارد تغییر اقلیم صدمات جزئی وارد کند که بتوان آن ها را در آینده رفع کرد یا بالعکس، امکان دارد زمین های زراعی را از بین ببرد، کمبود آب شدید ایجاد شود، کمبود غذا بشود، طوفان های شدید رخ دهد، و صدها میلیون انسان از بین بروند. این دو احتمال بیشتر وابسته به عملکرد بشر است که آیا این موضوع را جدی خواهد گرفت یا خیر. اگر این توافق (یا توافق های دیگر در آینده که گازهای گلخانه ای را محدود می کنند) اجرا نشوند، خطر حالت دوم جدی تر می شود.

علمنا: به نظر شما دلایل مهم مخالفت های موجود چیست؟
به نظر بنده مهم ترین مشکل این است که برای بشر دشوار است برای آینده دور برنامه ریزی کند. بگذارید یک مثال بزنم. اگر الان بنده به شما ۱ میلیون تومان بدهم خوشحال تر می شوید، یا این که قول بدهم ۱۰ سال دیگر به شما ۱۰ میلیون تومان خواهم داد؟ من فکر می کنم شما گزینه اول را انتخاب خواهید کرد. بحث گازهای گلخانه ای هم همین است. بعضی می گویند ما می خواهیم در حال حاضر از سوخت های فسیلی بیشتر استفاده کنیم و بیشتر بهره ببریم و تصور آینده ای که دچار مشکل شدید خواهیم شد برایشان غیر قابل لمس است. این ماهیت بشر است که حال را بر آینده ترجیح دهد.

سوانت آرنیوس | از نخستین دانشمندانی که وجود رابطه‌ای را در بین مقدار دی اکسید کربن موجود در اتمسفر و دمای کره زمین پیشنهاد کرد. پدیده‌ای که امروز به نام اثر گلخانه‌ای شناخته می شود.

علمنا: ضرر اقتصادی که این تعهدات برای کشور ایجاد می کند چقدر است و در صورت زیاد بودن این ضرر به خاطر بهسازی یا تعطیل شدن برخی کارخانه ها مثل فولاد خوزستانُ این ضرر چطور توجیه می شود؟چه اتفاقی برای صنعت نفت و گاز کشور می افتد؟
این سوال بسیار سخت است و نیاز به کارشناسی و تحقیق زیاد دارد. بنده در موقعیتی نیستم که بتوانم به آن جواب دقیقی بدهم. به نظرم بهتر می بود که وقتی تصمیم گرفتیم وارد توافق پاریس بشویم (که تصمیم خوبی بود) حتما این کارهای کارشناسی توسط دولت انجام شود و به سمع و نظر دانشمندان و اصحاب رسانه برسد. متاسفانه ما در کشور کلا مشکل شفافیت و انتشار دانش عمومی داریم. چرا ما گفته ایم ۴ الی ۱۲ درصد کاهش گازهای گلخانه ای خواهیم داشت؟ چرا نگفته ایم ۳ الی ۱۱ یا ۵ الی ۱۳؟ این ها حتما باید محاسبه شود و به اطلاع جامعه علمی کشور برسد که چگونه این محاسبات صورت گرفته است.
یک نکته هم در مورد صنعت نفت و گاز کشور بگویم که شاید برای شما جالب باشد. با توجه به برنامه پنجم توسعه قرار بوده است که ما ۳۰% شاخصی به نام energy intensity را در کشور کاهش دهیم. یعنی به ازای هر واحد تولید ناخالص ملی، ۳۰% انرژی کمتری مصرف کنیم؛ اگر ما موفق به این کار بشویم در واقع به صورت غیر مستقیم تعهدمان در پاریس را هم عمل کرده ایم.
و باز هم یک نکته دیگر، ما در برنامه INDC پاریس خودمان گفته ایم که از طریق رونق دادن به انرژی هسته ای و استفاده بیشتر از سیکل های ترکیبی و استفاده از گازهای چاه های نفتی به جای سوزاندن آن ها و افزایش بهره وری از انرژی و … به اهداف کاهش گازهای گلخانه ای دست خواهیم یافت. که خوشبختانه این مواردی که ذکر کردم همگی (مستقل از بحث توافق پاریس) به نفع کشور است. پس نباید تصور شود که با عمل کردن به تعهداتمان در توافق پاریس می بایست صنعت نفت و گاز کشور را تعطیل کنیم.

علمنا: گفته شده  که محدودیت های ایجاد شده توسط این توافق میزان توسعه یافتگی  را در نظام بین الملل مورد  تردید قرار میدهد با توجه به این اینکه این کشورها همگی همین مسیر  الاینده را برای رسیدن به پیشرفت طی کرده اند آیا در حال حاضر راهکار دیگری برای رسیدن به توسعه یافتگی وجود دارد؟
گرچه در سال های اخیر مباحثی مانند اقتصاد سبز و توسعه پایدار و غیره مطرح شده است ولی به نظر بنده هنوز استفاده از سوخت های فسیلی و تولید دی اکسید کربن ساده ترین راه برای توسعه اقتصادی است. پس تا حدودی این نقد را می پذیرم. اصلا یکی از مشکلاتی که کشورهایی مانند چین و هند با توافق های گازهای گلخانه ای (منجمله توافق پاریس) داشته اند این است که چطور غربی ها گاز گلخانه ای منتشر کرده اند و پیشرفت کرده اند، حال که نوبت ما شده است ما باید تاوان انباشتگی دی اکسید کربنی را بدهیم که آن ها منتشر کرده اند. این یک دغدغه واقعی است. فقط در صورتی که کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه انتقال تکنولوژی و سرمایه گزاری انجام دهند، می توان نوعی عدالت برقرار کرد.

درباره نویسنده

مریم علیپور

دیدگاه شما چیست