مقالات

لغزش علمی “ثریا”

نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

چهارشنبه شب (۲۱ تیرماه ۹۶) برنامه ای با عنوان ثریا از صدا و سیما پخش شد که در آن برخی از شرکت کنندگان با نشان دادن جدول ها و نمودار ها و اسلایدهای مختلفی با انکار گرمایش زمین، در پی اثبات این دیدگاه بودند که سهم انسان در ایجاد پدیده گلخانه ای دی اکسید کربن تنها ۰٫۲ درصد است . دیدگاه ها در قبال پدیده های جهانی از جمله گرمایش زمین ، فراوان است. همانطور که دیدگاه های فراوانی در خصوص موقعیت زمین در کیهان یا ابعاد کیهان در مباحث مرتبط با نجوم و کیهان شناسی وجود داشته است. مثلا عده ای ممکن است باور داشته باشند که زمین بر روی شاخ گاو واقع شده و یا اینکه زمین مرکز جهان است و خورشید و همه ستارگان به دور آن در حال گردش اند. همه این دیدگاه ها به اعتباری ، هر کدام یک نظریه هستند. اما در علم جدید هر دیدگاه و هر نظری ، نظریه محسوب نمی شود. به بیان دیگر این همان اشتباهی است که کارشناس برنامه در زمان توضیحات روی اسلاید ها بارها و بارها مرتکب آن شد. اینجا دو چیز با هم جابجا گرفته شده اند. (نظر) و (نظریه) . نباید فراموش کنیم که نظریه در علم، تعریف و چارچوب مشخصی دارد و هر نظر و دیدگاهی یک نظریه علمی تلقی نمی شود. نظریه ها ثابت نیستند. مثلا امروز دیگر کسی برای نظریه تالس در حدود ۲۶۰۰ سال پیش که می گفت زمین مثل کشتی بر روی آب قرار دارد ، اعتباری قائل نیست. یا نظریه اتمی تامسون در سال ۱۹۰۳ میلادی که در سال ۱۹۱۱ با مدل سیاره ای راترفورد جایگزین شد فقط در تاریخ علم فیزیک بررسی می شود و فیزیکدانی را پیدا نخواهید کرد که مطالعات خود را بر مبنای الگوی اتمی تامسون پیش ببرد. حتی نظریه راترفورد هم مدت زمان زیادی دوام نیاورد و در سال ۱۹۱۳ توسط بوهر به سرنوشت نظریه تامسون دچار شد. اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین نظریه و فکت. نظریه ها تغییر می کنند اما فکت ها نه. سیب پیش از نیوتن هم از درخت به  زمین سقوط می کرده، صرف نظر از اینکه شما دنیا را با هندسه اقلیدسی درک کنید یا هندسه غیراقلیدسی (مانند نظریه نسبیت اینشتین). افتادن سیب به زمین، گردش ماه به دور زمین، جدا شدن قطعه یخ Larsen C  از پهنه یخی غرب قطب جنوب ، واقعیت هستند ، صرف نظر از اینکه ما با بهره گیری از چه نظریه ای آنها را تبیین کنیم. در ماجرای بحث دیروز برنامه ثریا اما فاجعه آنجاست که مجری برنامه جایی به رغم بی اطلاعی از مفهوم نظریه و نظریات علمی ، سعی می کند دیدگاه های خود را طرح کند. دیدگاه هایی که نشان می دهد مجری برنامه هیچ تصوری از مفهوم نظریه های علمی ندارد. مجری برنامه جایی می گوید: در این ۲۲ سال برای نظریه های علمی دیگر (غیر از دیدگاه علمی موجود که به گرمایش زمین قائل است) بودجه گذاری نشده که دانشگاه های مختلف ما بروند بررسی بکنند ببیند بالاخره بقیه این ، ۳ درصد اقلیت جامعه علمی (که به گرمایش جهانی معتقد نیستند) چه می گویند! با استدلال مجری برنامه، نهادهای علمی و دانشگاه های کشور باید برای هر ادعای شبه علمی و دیدگاه جعلی در سراسر دنیا ، بودجه تعیین کند و آن را مورد بررسی قرار دهد. مثلا باید بودجه ای هم برای بررسی نظریه  ارشال گاردنر در نظر گرفته شود که بر این باور بود که در درون زمین، خورشید کوچکی وجود دارد (۱) یا بودجه ای هم مثلا برای بررسی نظریه جان کلوز سایمز که معتقد بود زمین یک پوسته توخالی است و چهار کره هم مرکز دیگر نیز داخل آن است(۲)

توهم توطئه ، انکار فکت ها

توهم توطئه در سراسر جهان روز به روز در حال گسترش است و هواخواهان بسیاری دارد. باور به توهم توطئه چندان پیچیده نیست. عده ای که مدام در پی کشف شکل چشم فراماسونری در عکس ها و نقاشی ها و پیاده روها هستند ، به سادگی می توانند لذت کشف را شبیه سازی کنند. بر اساس یک مطالعه در سال ۲۰۱۳ دست کم ۷ درصد از مردم آمریکا باور دارند که سفر به ماه یک پروژه ساختگی بوده است. ۶۶ میلیون نفر از مردم در آمریکا معتقدند که یوفوها و فضایی ها در ژوئیه ۱۹۴۷ در رازول Roswell نیومکزیکو به زمین آمده اند. گزارش گاردین در سال ۲۰۱۶ نشان می داد که ۱۲ میلیون نفر از مردم آمریکا بر این باورند که مردم مارمولکی lizard people در شکل انسان در آمده اند و موفق شده اند قدرت سیاسی روی زمین را به دست بگیرند. نظریه های توهم توطئه فراوان اند. بسیاری از مروجین شبه علم در شبکه های اجتماعی از آزمایشگاه های مخوف علمی صحبت می کنند، از تکثیر انسان در این آزمایشگاه ها، از دیدار هیتلر و موجودات فضایی، از دروغ بودن سفر به ماه، یا حتی دروغ بودن مساله گرمایش زمین، خطرناک بودن واکسیناسیون، پنهان کردن داروی سرطان ها برای حفظ منافع شرکت های داروسازی و بسیاری توهم توطئه دیگر. اما از کجا معلوم که این افراد راست نمی گویند؟ از کجا معلوم که ناسا و نهادهای بزرگ تولید علم در سراسر جهان ما را فریب نداده اند؟ از کجا معلوم که گرمایش زمین، توطئه ای از قبل طراحی شده نباشد که منافع اقتصادی عده ای را تامین کند؟

به گفته دانشمندان سطح آب اقیانوس‌ها به دلیل ذوب‌شدن یخچال‌های طبیعی قطب جنوب، به‌شدت در حال افزایش است.

از کجا معلوم که راست نمی گویند؟

بیایید تصور کنیم که مثلا گرمایش زمین یا حتی فرود انسان بر روی ماه در ماموریت آپولو ۱۱ در سال ۱۹۶۹ میلادی اساسا یک سناریوی ساختگی و صرفا یک نمایش تلویزیونی در استودیو بوده باشد. آیا واقعا می توان پس از گذشت این همه سال، چنین رازی را مخفی نگاه داشت؟ آیا ممکن است گرمایش زمین یک فریب بزرگ باشد و دانشمندان جهان ما را دست انداخته باشند؟ سال پیش دیوید گرایمز David Grimes الگوی ریاضی را طرح کرد که بر مبنای آن می شد زمان افشای رازهای تاریخ را مدلسازی کرد. گرایمز در مجله تخصصی Plos One فرمولی را معرفی کرد که با کمک آن می شد محاسبه کرد که یک راز بزرگ و مخفی پس از گذشت چه مدتی به احتمال ۹۵ درصد افشا می شود. مبنای محاسبه آماری او بر اساس توزیع و احتمال پوآسون(Poisson statistics) بود و فاکتور زمان در معادله ای که او معرفی می کرد در قالب تابع نمایی ظاهر می شد. در این معادله عواملی نظیر تعداد افراد مطلع از یک پروژه فوق محرمانه (که او آن را N می نامد)، احتمال اینکه یک فرد، یک راز  بزرگ را برای مدت یک سال محرمانه نگاه دارد لحاظ شده بود. اولین موردی که گرایمز مورد بررسی قرار می دهد مساله فرود انسان بر روی ماه است. این شایعه که تصاویر و گزارش های ماموریت ماه جعلی و ساختگی و به عبارتی پروپاگاندای رسانه ای آمریکایی ها بوده از سال ۱۹۶۹ یعنی زمانی که انسان طی ماموریت آپولو ۱۱ بر ماه فرود آمد وجود داشته است. در پروژه فرود انسان بر روی ماه،حدود ۴۱۱ هزار نفر مشارکت داشته اند. بر اساس محاسبه گرایمز در صورتی که پروژه فرود بر ماه دروغ بوده باشد می بایست به احتمال ۹۵ درصد، ۳ سال و ۸ ماه پس از انتشار آن افشا می شد.  یک مورد دیگر از توهم توطئه مساله درمان سرطان هاست. بسیاری بر این باورند که درمان سرطان مدت هاست که کشف شده اما شرکت های داروسازی ، عامدانه از افشای آن خودداری می کنند تا بتوانند از این طریق داروهای گران خود را به فروش برسانند. گرایمز  می گوید ۷۱۴ هزار نفر در ۸ کمپانی بزرگ دارویی دنیا فعالیت می کنند و و طبق محاسبه ااو بایستی این خبر اگر صحت داشت، اصولا ظرف ۳ سال و ۳ ماه افشا می شد.

فرمول دیوید گرایمز درباره گرمایش زمین چه می گوید؟

گرمایش زمین هم از مدت ها پیش مورد تردید هوداران توهم توطئه قرار گرفته بوده است. هواداران توهم توطئه این مساله را از اساس رد می کنند که انسان موجب تغییرات آب و هوایی جهانی شده است. از دید آنها این مساله یک خطر جعلی و ساختگی رسانه ای است که دانشمندان با کمک آن بتوانند بودجه های کلان تحقیقاتی به جیب بزنند. دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا نیز گرمایش زمین را یک افسانه‌ می‌داند که چینی‌ها به گسترش آن دامن زده‌اند تا بتوانند اقتصاد آمریکا را تضعیف کنند. نه فقط خود ترامپ، بلکه مایرون ابل، از اطرافیان او نیز پدیده گرمایش زمین را انکار می کند. جو بارتون، مسئول وقت کمیته اقتصاد و انرژی کنگره آمریکا از تگزاس، زمانی نامه‌های تهدیدآمیزی به آن دسته از پژوهشگران نوشته بود که بیان داشته بودند گرمایش زمین به مرحله خطر و هشدار نزدیک می‌شود. بارتون در این نامه‌ها با ادبیات خاص توهم توطئه، کار این گروه از پژوهشگران را زیر سوال برده و با نوعی تهدی، خواهان افشای منابع مالی حامی این پژوهش شده بود.

کنوانسیون پاریس (COP٢١) نشان می دهد که خطر گرمایش زمین جدی تر از آن است که پیش تر تصور می شد

گرمایش زمین، فکت یا نظریه؟

گرمایش جهانی یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های دانشمندان جهان است . گزارشی که سازمان جهانی هواشناسی (WMO) در ادامه توافق‌های کنوانسیون پاریس (COP٢١) منتشر کرد، نشان می داد که خطر گرمایش زمین به مراتب بیش از آن است که بتوان تصور کرد، بر اساس این گزارش، خطر گرمایش زمین به مرحله هشدار نزدیک شده است. در عین حال گزارش دانشمندان نشان می‌دهد که سطح آب اقیانوس‌ها به دلیل ذوب‌شدن یخچال‌های طبیعی قطب جنوب، به‌شدت در حال افزایش است. باز می گردیم به فرمول دیوید گرایمز، و می بینیم که اگر گرمایش زمین، یک همدستی پنهانی بین دانشمندان بوده باشد، ظرف چه مدتی از صندوقچه اسرار فوق محرمانه آنها بیرون آمده و افشا می شد. فرمول گرایمز در خصوص تحقیقات مربوط به تغییرات آب و هوایی می گوید: در حدود ۴۰۵ هزار نفر در سراسر دنیا درگیر پروژه های مربوط به مساله گرمایش زمین بوده اند. مثلا ناسا، اعضای موسسه ژئوفیزیک آمریکا و یا انجمن فیزیک اروپا European Physical Society. بر اساس فرمول گرایمز، افشای جعلی بودن خبر تغییرات آب و هوایی اگر جعلی می بود تنها ۳ سال و ۹ ماه می توانست به عنوان یک راز فوق سری باقی بماند.

  • پانوشت:

(۱) در اوایل قرن بیستم ارشال گاردنر دیدگاهی را مطرح کرد که بر اساس آن در درون زمین، خورشید کوچکی وجود دارد و شفق قطبی در واقع نور خورشیدی است که درون زمین وجود دارد. از دید او اسکیموها از نسل موجودات درون زمین بودند  و حتی ماموت های کشف شده در یخ های روی زمین در واقع از داخل زمین آمده اند. بعدها در سال ۱۹۶۴ ریموند برنارد  کتابی منتشر کرد و ادعا کرد که مردم دنیای داخل زمین، بازماندگان یک جنگ هسته ای بین ساکنان آتلانتیس و قاره جزیره باستانی مو در پسیفیک هستند.

(۲)  در سال ۱۸۱۸ یک کاپتان پیاده نظام آمریکا به نام جان کلوز سایمز که به عبارتی قهرمان جنگ ۱۸۱۲ محسوب می شد نظریه ای مطرح کرد که بر طبق آن، زمین یک پوسته توخالی است و چهار کره هم مرکز دیگر نیز داخل آن است و همه این کره های تو در تو از راه دهانه قطبی به عرض هزاران مایل قابل دسترسی هستند. او در پی آن بود که بعنوان سرپرست یک تیم تحقیقاتی انتخاب و راهی سفری اعجاب انگیز شود. به تصور او در زیر زمین ، سرزمینی گرم و پر از گیاهان و جانواران قرار داشت که اینک باید کشف می شد. موضوع کم کم جدی شد و در سال ۱۸۱۲ با حمایت جرمی رینولدز، حتی کنگره هم این طرح را تصویب کرد! حتی وزرای نیروی دریایی و خزانه داری سه کشتی هم برای این سفر آماده کرده بودند . البته گویا بخت با جان کلوز سایمز یار نبود و با انتخاب رییس جمهور جدید ، اندرو جکسن این پروژه متوقف شد.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

۳ دیدگاه

  • سلام. اگر راست می گوئید و از عوامل نفوذ وابسته به استعمارگران نیستید. تشریف بیارید دانشگاه تربیت مدرس یا مکانی را مشخص کنید تا با فکت به شما ثابت کنم که دروغ را شما می گوئید.
    دکتر یوسف قویدل رحیمی
    دانشیار آب و هواشناسی
    دانشگاه تربیت مدرس

    • سلام
      وقت بخیر، سپاس از نگاهی که به این مطلب داشتید
      فکر می کنیم بازی با لغات آسان ترین راه ممکن برای فرار از پاسخ های علمی باشد.
      برای همین از شما دعوت می کنیم تا با ادبیات فاخر علمی افکار، عقاید و نظرات خود را برای دیگران تشریح و تبیین نمایید نه با به کار بردن کلماتی همچون: نفوذی، عامل استعمار و….
      این ادبیات مخصوص افراد سیاسی است که ظرف سالهای گذشته بهترین ابزار برای کنار گذاشتن گفتمان علمی در تمام مراجع و محافل آکادمیک بوده و عامل اصلی کند شدن شتاب رشد و توسعه علمی کشور بوده است.
      به نظر می رسد یک عامل بسیار مهم باعث آن شده تا یک طیف خاص فکری-سیاسی، تمام کسانی را که این توافق نامه (از نظر علمی و نه در سایر ابعاد آن) را مورد تایید قرار می دهند با حملات گسترده مورد هجوم قرار دهند، حال این چه عاملی است، شما و دوستانتان بهتر می توانید دریابید.
      اما توصیه ای برادرانه و مشفقانه به شما می کنیم، آن هم اینکه نگذاریم حوزه علم وارد بازی های بعضا آلوده سیاسی گردد، چرا که نتیجه ای جز نابودی علم و فناوری کشورمان نخواهد داشت.
      شیوه تهمت و افترا زدن به افراد شگرد تازه شما نیست و رسمی کهنه به حساب می آید و آنچه تا کنون شاهد آن بودیم، تمام آنهایی که به کرات از این لغات برای دیگران بهره گرفتند، پس از مدتی روشن شد که خود جزو یکی از همین دسته از لغات بودند.
      موفق و موید باشید.

  • با سلام ضمن تشکر از دقت نظر و ریزبینی شما نویسنده محترم، می خواستم بگویم از یک فرد تحصیل کرده و آن هم استاد دانشگاه بعید است که یک وبسایت خبری علمی را در نظر خود چاله میدان فرض کرده و یک تیم تحریریه را برای طرح بیانات خود به دانشگاه یا محل دیگری فرا می خواند و از عبارات و اصطلاحات ناپسند سیاسی استفاده می کند . جناب آقای دکتر تا همینجا که این سایت متن کامل نظر عجولانه و بدون تامل حضرتعالی را عیناً درج نموده نشان از امانت داری و صداقت آنها دارد بهتر است اگر مطلبی دارید به دوستان ارائه دهید تا ما دلایل علمی شما نیز آگاه شویم و بتوانیم یک قضاوت صحیح در ذهن خود داشته باشیم.

دیدگاه شما چیست