مصاحبه ها

ادبیات علمی‌-تخیلی راه گشای بشر به سوی آینده

نوشته شده توسط مریم فخیمی

نوید فرخی دانش ­آموخته کارشناسی ارشد مهندسی فناوری اطلاعات، با گرایش شبکه، از دانشگاه صنعتی امیرکبیر است. او چندین کتاب در زمینه رایانش‌ابری تالیف کرده و در کنار فعالیت تخصصی، فعالیت وسیعی در حوزه ادبیات بویژه ژانر علمی -تخیلی دارد. ترجمه‌های اخیر او از داستان‌های شرلوک هولمز به زودی منتشر خواهند شد. ترجمه آثار علمی‌-تخیلی و کارآگاهی، داوری دو دوره مسابقات ادبیات گمانه زن و کسب رتبه اثر برگزیده در مسابقات داستان‌نویسی علمی‌-تخیلی مجله اطلاعات علمی ۱۳۸۹ از جمله موارد برجسته در کارنامه اوست. در این مصاحبه به سراغ این پژوهشگر ژانر علمی‌تخیلی و کارآگاهی رفته و در مورد ادبیات علمی‌تخیلی که برخلاف بسیاری از نقاط جهان، جایگاه کمرنگی در جامعه ما داشته و تاثیرش بر جهان پیرامون ، به گفتگو پرداختیم. 

علمنا: آرتور سی. کلارک، آیزاک آسیموف و رابرت ای.هاین لاین را به عنوان سه نویسندهٔ بزرگ علمی‌تخیلی می‌شناسیم. شاید بتوان حتی افلاطون، فیلسوف یونانی را بخاطر داستان آتلانتیس­اش یکی از اولین نویسندگان علمی‌-تخیلی دانست. با این اوصاف آیا تعریف دقیقی از ژانر علمی‌-تخیلی داریم؟
تعریف ژانر علمی -تخیلی یا سای‌فای (Science fiction,sci-fi) کار سختی است چون زیرشاخه‌ها و موضوعات زیادی را در بر می‌گیرد و اتفاق نظری در تعریف این ژانر ادبی وجود ندارد. با این حال تقریبا مخرج مشترک تعاریف این است که عنصر علم با درجات مختلف در آن نقشی کلیدی دارد. البته لازم نیست در داستان دقیقا تئوری‌ها و فرضیات علمی اثبات شوند، تنها کافی است آن‌ها به صورت باورپذیر مطرح شوند. باورپذیربودن یعنی نباید علم را آنقدر بعید ترسیم کرد که در هیچ منطقی نگنجد. برای درک بهتر مطلب باید به سری هری پاتر یا ارباب حلقه‌ها اشاره کنم که در آن جنبه خیالی داستان،‌ جایی برای علم باقی نمی‌گذارد و به همین دلیل در رده آثار فانتزی قرار می‌گیرند. این‌ها را بگذارید در کنار اثری مثل سفر به ماه از ژول ورن که بیش از صدسال پیش نوشته شد و سوژه اصلی داستان ساختن یک سفینه فضایی بود. در ژانر علمی‌تخیلی حتی سطحی و صوری هم که شده باید بر قواعد علمی تکیه کرد.

علمنا: به آثار فانتزی اشاره کردید. این آثار چه تفاوتی با آثار علمی‌تخیلی دارند؟
راد سرلینگ از فعالان سای‌فای در مورد تفاوت ژانر علمی -تخیلی، و فانتزی می گوید« فانتزی، امکان‌پذیر کردن رویدادهای بعید هست اما علمی‌تخیلی امکان­پذیر کردن رویدادهایی است که هنوز محقق نشده‌اند.» مشخصه دیگر ژانر علمی‌تخیلی، این است که احساسات و خواسته‌های بشری هم در آن نهفته است. به غیر از این دو فاکتور، می‌توان سای‌فای را از طریق عناصر رایج ژانر شناسایی کرد. غالبا در علمی‌تخیلی یکی از مواردی مثل منحنی زمانی متفاوت، محیط داستان خارج از سطح زمین، حضور آدم فضایی‌ها، روبوت‌های انسان‌نما، فناوری‌های آینده، ماشین‌های تله‌پورت، هوش مصنوعی، اصلاح قوانین فیزیکی معمول مثل سفر در زمان، قدرت‌های ذهنی و علمی مثل کنترل ذهن، تله پاتی و مواردی از این دست وجود دارند. هر جا این‌ها را دیدید می‌توانید حدس قوی بزنید که کار در رده علمی‌ت-خیلی قرار خواهد گرفت.

علمنا: به عنوان پژوهشگر این ژانر و داور دو دوره مسابقات ادبیات گمانه‌زن، وضعیت ادبیات علمی‌-تخیلی ایران در مقایسه با جهان را چطور می‌بینید؟
به غیر از کشورهایی مثل آمریکا، انگلستان و کانادا که بیشترین آثار ادبیات علمی‌تخیلی را در جهان تولید می‌کنند، خلق آثار در سایر کشورها چندان زیاد نیست. اما بحث ایران صرفا خلق آثار علمی‌تخیلی نیست. به اعتقاد من این ژانر در ایران جایگاه چندانی ندارد. در کتابفروشی‌ها کتب علمی‌-تخیلی کمی پیدا می‌شوند و این تعداد کم هم طرفداران زیادی ندارند. این نشان می‌دهد مردم گرایش چندانی به این گونه ادبی ندارند و این شامل ادبیات ترجمه هم می‌شود. در چنین فضایی، نویسندگان داخلی شناخت کافی از علمی‌-تخیلی پیدا نمی‌کنند و گاها دست به خلق آثاری می‌زنند که به سختی در این گونه ادبی می‌گنجد. باید عدم استقبال را ریشه یابی کرد.

علمنا: بنظر شما آثار تولید شده وطنی در چه سطح کیفی قرار دارند؟
به جز موارد استثنا، سطح آثار داخلی ادبیات علمی -تخیلی با جایگاه ایده‌آل فاصله زیادی دارد و راضی کننده نیست. در کنار شناخت آثار، ایده هم مهم است. باید سعی شود مضامینی نو را در این ژانر طرح کنیم که باز هم وضعیت‌مان قابل قبول نیست. البته این به معنی ناامیدی محض نیست و هر از چندی جرقه‌هایی زده می­شود اما کافی نیستند. به­ عنوان مثال یکی از داستان‌های برگزیده مسابقات علمی‌تخیلی انجمن نجوم آیاز، در مورد جانوری بود که برای تست به فضا ارسال می‌شد. این داستان هم از نظر نوع موضوع دارای نوآوری بود و هم به کارگیری راوی (منظور حیوان، روح و مواردی از این قبیل) قابل توجه بود.

علمنا: ژانر علمی‌-تخیلی و داستان‌های معمایی در یک رده قرار دارند؟ در حقیقت می­خواهم توضیح دهید علم در ادبیات معمایی و کارآگاهی چه جایگاهی دارد؟
وقتی بحث سنجش دو ژانر مختلف ادبی باشد به ناچار باید از زاویه وجه مشترک به آن‌ها پرداخت. وجه مشترک ژانر سای‌فای و معمایی می‌تواند علم باشد. در اکثریت قاطع داستان‌های علمی‌تخیلی، و در بسیاری از داستان‌های معمایی، بحث علم دیده می‌شود. البته در سای‌فای از علمی سخن می‌گوییم که هنوز به وقوع نپیوسته و برای آینده است. اما در ژانر معمایی در جایی به علم مراجعه می‌کنیم که برای حل معما مورد استفاده قرار گیرد. مثلا در علمی‌تخیلی ماشینی می‌سازند که با آن در زمان‌های مختلف سفر کنند. اما در معمایی، فرد در اتاقی که از داخل بسته شده به قتل می‌رسد و راوی مثلا با قاعده علمی معما را کشف می‌کند.

علمنا: نگاه مردم ایران را به آثار علمی‌تخیلی چطور ارزیابی می‌کنید؟
برداشت من این است که مردم ایران چندان دنبال علم نیستند و برعکس در جستجوی آثاری‌اند که بخش غالب قصه در آن احساسات باشد. باید جویندگی علم و دانش را به طرق مختلف در  بین مردم رواج داد تا بحث علمی از چارچوب آکادمیک و قید و بندهای عناوین علمی خارج شود.

علمنا: بنظر می‌رسد این گونه ادبیات از سوی نویسندگان و منتقدین هم چندان جدی گرفته نمی‌شود؟
بله همینطور است، به جز مخاطبان، مشکل دیگر از جانب منتقدین و نویسندگان است. بسیاری از این عزیزان، علمی‌-تخیلی و معمایی را ژانرهایی غیرجدی قلمداد می‌کنند. این مشکل اول در حوزه تخصصی است. تا وقتی تکلیف آن‌ها با این بخش از ادبیات مشخص نشود و با آن مثل اقلیمی جدا برخورد داشته باشند، چیزی حل نخواهد شد. مشکل دوم نقد آثار علمی‌تخیلی است. قاعدتا پس­زمینه ادبیات علمی‌-تخیلی واقع‌گرایانه نیست. بنابراین اگر در جایگاه انتقاد یا داوری یک اثر علمی‌-تخیلی نشسته‌ایم نباید در بررسی روابط علت و معلولی خیلی عینک واقع گرایانه داشته باشیم و در عوض باید پیشفرض را بر تعلیق ناباوری بگذاریم. به عبارت دیگر، در هنگام مطالعه اثر علمی‌تخیلی باید جهان داستان را به اصول، شخصیت‌‌ها و پیرنگ خودش بپذیریم.

علمنا:  ۱۵۲ سال قبل کتاب مشهور «سفر به ماه» اثر ژول‌ورن نویسنده مشهور فرانسوی منتشر شد. آن زمان سفر به نزدیک­ترین همسایه زمین یعنی ماه رخدادی دور از ذهن و چیزی شبیه یک شوخی بود اما در نهایت بشر توانست ۴۸ سال پیش با گام نهادن به ماه این رویا را به واقعیت تبدیل کند. ارزیابی شما از تاثیرگذاری داستان‌های علمی‌تخیلی در پیشرفت علم در گذشته و اکنون چیست؟
در بسیاری از داستان‌های سای فای، از فناوری‌هایی استفاده می‌شود که هنوز در دنیای واقعی از آنها اثری نیست، اما اصلا بعید نیست که همین هفته دیگر یا ماه بعد اختراع شوند. به همین علت برخی معتقدند علمی‌‌تخیلی رسالتی پیامبرگونه دارد و پیشرفت بشری در سایه آن رخ می‌دهد. وقتی به گذشته برمی‌گردیم؛ یعنی زمانی که نه فضاپیمایی وجود داشت، نه زیردریایی، و نه موبایلی، می‌بینیم آثار علمی‌تخیلی خط فکری را برای ساخت این ابزارها ترسیم کرده بودند. با اینحال از دوره‌ای به بعد (نیمه دوم قرن بیستم)، پیشرفت‌های علمی آنقدر سریع شد که فاصله‌ دنیای علمی‌-تخیلی و واقعی را پر کرد. از طرف دیگر شکل پیشرفت هم تغییر کرد. به­عنوان یک مثال بارز، اینترنت که بخش قابل توجهی از جهان امروز به آن وابسته است توسط علمی‌-تخیلی پیش بینی نشده بود. بنابراین خیلی خلاصه می‌توانم بگویم نقش علمی‌-تخیلی دچار تغییر شده است. گرچه علمی تخیلی هنوز به جهت‌دهی علم کمک می‌کند اما این نقش به اندازه سابق راهبردی نیست. قسمتی از این مسئله هم به خاطر موج جدید ژانر است. با ظهور انقلاب دیجیتال، نگرانی‌های فزاینده در مورد مفهوم تکینکی فناوری و هوش مصنوعی به پیدایش نوع جدیدی از داستان‌های علمی‌-تخیلی شد و مباحث تازه‌ای در ارتباط با محیط زیست، بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی در کانون توجه قرار گرفت که با شکل علمی‌تخیلی در دوران طلاییش متفاوت بود. اینجا مسئله اصلی دیگر پیش‌بینی آینده علم نیست، بلکه نگرانی از عوارض چیزهایی است که الان شروع کرده‌ایم. در هر صورت تخیل همواره در توسعه علم موثر بوده‌است. به قول ایرج فاضل بخشی، از نویسندگان فعال علمی‌-تخیلی در کشور «تا تخیل وجود نداشته باشد، ابداع و اختراع در مملکت حاصل نمی شود».

علمنا: یک نویسنده ژانر علمی‌-تخیلی برای اینکه با اقبال عمومی مواجه شود از چه شگردهایی باید استفاده کند؟ و علم تا چه حد باید وارد داستان‌هایی از این دست شود؟
لااقل در ایران فقط بخشی از اقبال عمومی علمی‌تخیلی ، به تلاش نویسنده برمی‌گردد. در حقیقت بخش بیشتر مرتبط با فضای نقد و مخصوصا ذائقه خوانندگان است. در مورد آن بخشی که به نویسنده مربوط است باید بگویم مفاهیم مرتبط با انسانیت شاید در همه دوره‌ها یکسان است و نویسنده‌های داخلی می‌توانند با تکیه بر چنین اصل ثابتی داستان‌های علمی‌-تخیلی خوبی بنویسند. به­ عنوان مثال در یکی از داستان‌های کتاب «فردا داستان خوبی می‌نویسم» اثر سپیده ابرآویز، راوی با بکارگیری ماشینی به نام پَستوگراف یا مرام‌سنج تلاش می­کند خواستگارانش را از نظر انسانیت سبک و سنگین کند. اینجا نمونه کامل یک داستان علمی‌تخیلی را شاهدیم چون هم در آن از عنصر علم استفاده شده و هم مسائل انسانی در آن برجسته شده­است. در حالت کلی، وسعت دید هنرمندان بالاتر از بقیه اقشار جامعه است، نگرانی نسبت به آینده دستاوردهای تازه علم و فناوری بشری، ترفند خوبی برای جلب توجه مخاطبان است. در لیستی که بنیاد جهانی چالش‌ها در سال ۲۰۱۵ میلادی منتشر کرد، در بین ۱۲ خطر بزرگی که بشریت را در صد سال آینده تهدید می‌کند، هوش مصنوعی با اختلاف قابل توجهی در صدر لیست قرار دارد. جالب است بدانید در این لیست، تغییرات آب و هوایی وخطر جنگ هسته‌ای به ترتیب در رتبه‌های چهارم و ششم هستند! این موضوع ناخودآگاه هر شنونده‌ای را نگران می‌کند و وقتی این مضمون در قالب داستان درآید، می‌تواند خواننده را با خود همراه کند.

 علمنا: ژانر علمی‌تخیلی چطورمی‌تواند مردم را به سمت علم جذب کند؟
به قول تئودوراستورجن از نویسندگان شناخته شده سای‌فای «عنوان علمی‌-تخیلی را باید به داستانی نسبت داد که اگر عناصر علمی‌اش را حذف کنیم، داستان ناقص شود.» در هیچ جای ادبیات، علم چنین جایگاه و وزنی ندارد. باید از این فضا برای جذب خوانندگان به ادبیات استفاده کرد. علمی‌تخیلی می‌تواند پیوند دهنده ادبیات و علم باشد. ژانری که هم هنرمندان را جلب می­کند و هم دانشمندان از خواندنش لذت می‌برند. بخصوص در سنین پایین­تر، کودکان به سادگی تحت تاثیر چیزهایی که می‌بینند و می‌خوانند قرار دارند. درحالی­که آثار پرخشونت تاثیری منفی بر رفتار کودکان دارد، برعکس علمی تخیلی می­تواند کودکان را به طور محسوسی به علم علاقمند سازد.

علمنا: زمانی کتب ژول ورن و آیزاک آسیموف در ایران بسیار پرمخاطب بود و همین کتاب‌ها باعت گرایش نوجوانان به سمت دانش شد. الان وضعیت به چه شکلی است؟
باید به دو موضوع اشاره کنم. اولا در حقیقت تا حدودی شکل و فرم آثار علمی‌-تخیلی دچار تغییر شده ­است. بگذارید توضیح کوتاهی از دسته‌بندی سای‌فای بدهم. سای‌فای را به دو دسته علمی‌-تخیلی سخت و علمی‌-تخیلی نرم تقسیم می‌کنند. ویژگی اصلی علمی‌تخیلی سخت، تمرکز بیشتر به مبانی علمی و اصول فنی است. ذکر خصوصیات علمی در این داستان‌ها بر  انسان‌ها و روابط انسانی می‌چربد. اما در علمی‌-تخیلی نرم، به جای تمرکز بر جزییات علمی، به شخصیت‌های انسانی، روابط آنها و مسائل ذهنی (مانند تله پاتی و هیپنوتیزم و …) پرداخت می‌شود. به عبارت دیگر مباحث فلسفی، روانشناسی، انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی در این آثار برجسته‌ترند. تحلیل شخصی من این است که در دوره‌ای علمی -تخیلی سخت توسط نویسندگانی مثل ژول ورن و بعد آسیموف  به اوج شکوفایی خود رسید، اما بعد افول کرد.

علمنا: مردم ایران بیشتر چه آثاری را دنبال می‌کنند؟
در حال حاضر بیشتر کارهایی مورد توجهند که ما آن را در رده علمی‌تخیلی نرم قرار می‌دهیم. مسئله دیگر، نشر آثار سای‌فای در ایران است. در مقاطعی چند ناشر و یک نهاد فرهنگی به ترجمه آثار علمی‌تخیلی گرایش نشان دادند. من نمی‌دانم این تلاش‌های همه جانبه در آن دوره به سوددهی مالی ختم شد یا نه، اما می‌توانم با اطمینان بگویم که تاثیر زیادی بر هم نسلان من گذاشت. تاثیری که بی شک مثبت بود. متاسفانه در حال حاضر این روند کُندتر شده و هم اینکه در دو دهه اخیر ناگهان ادبیات فانتزی با سری «هری‌پاتر» جهش تازه‌ای پیدا کرد. از بین نویسندگان جدید گونه علمی‌-تخیلی می‌توان به ارنست کلاین، جان اسکالزی و اندی ویر اشاره کرد که آثارشان با موفقیت‌های بین‌المللی مواجه شد و با تیراژ متوسطی در کشور هم منتشر شده‌اند.

علمنا: ادبیات معمایی مثل ادبیات علمی‌تخیلی هر دو از زیرشاخه‌های ادبیات ژانر محسوب می‌شود. سریال هرکول پوآرو در حال پخش از رسانه ملی است، چندی پیش هم شاهد بازپخش سریال شرلوک هلمز بودیم. گویا شما هم دست به ترجمه مجدد آثار شرلوک هولمز زده‌اید، با توجه به اینکه از طرفداران آثار هولمز هستید و مطالعات زیادی درباره این شخصیت داشتید، ضرورت این اقدام چه بوده است؟ چرا وقتی نسخه‌های قدیمی‌تری در دست بود این کار را کردید؟
آثار کلاسیک جهان، بخش مهمی از ادبیات را شامل می‌شود چون بارها امتحانشان را پس داده‌اند. اینطور نیست که متون کلاسیک با گذشت زمان فراموش شوند و آنها برخلاف آثاری که تاریخ انقضا دارند، همیشه جالب و خواندنی‌اند. در مورد ترجمه مجموعه کامل آثار شرلوک هولمز باید بگویم ترجمه‌های مختلف از آثاری واحد، باعث می‌شود فهم و درک خوانندگان از آنها عمیق‌تر شود. این سنت در همه جای دنیا هم وجود دارد، به­عنوان مثال، گفته شده آثار داستایوفسکی را هفده مترجم از روسی به انگلیسی برگردانده‌اند. ضمن اینکه ترجمه‌های تازه از آثار کلاسیک با نثری امروزی‌تر موجب اقبال خوانندگان کم سن ­تر به آثار کلاسیک می‌شود.از طرفی اگرچه تاکنون ترجمه‌های متعدد و پراکنده‌ای از ماجراهای شرلوک هولمز به صورت جسته و گریخته انجام شده، اما این داستان‌ها هیچوقت به صورت منسجم و یکدست و با تقسیم‌بندی اصلی برگردانده نشدند. آثار اصلی شرلوک هولمز شامل پنج مجموعه داستان و چهار رمان است که سعی شده تا برهمین اساس آن را منتشر کنیم. همچنین در این مجموعه از همان تصاویر اصلی که در مجله استرند منتشر می‌شد، استفاده کرده‌ایم که بی‌شک به تصویرسازی خواننده کمک می‌کند.

علمنا: شما سال‌ها در انجمن‌های مختلف بین‌المللی شرلوک‌هولمز عضو بودید، در کتاب جدید شرلوک‌هلمز که ترجمه کردید چه ویژگی‌هایی وجود دارد؟
این بار سعی کردم داستان را با حداکثر توضیحات برای هواداران شرلوک‌هولمز برگردانم. به­ عنوان یک طرفدار شرلوک هولمز، همیشه وجود چنین منبعی را لازم می‌دانستم. برای مثال در یکی از داستان‌ها اشاره می‌شود که شرلوک هولمز از پذیرش لقب شوالیه سر باز می‌زند. در پانوشت به این پرداختم که درجای دیگری او نشان افتخاری دولت فرانسه را پذیرفته و تقریبا در همان تاریخ وقوع داستان، نویسنده اصلی یعنی «سرآرتور کانن دویل» به لقب شوالیه مفتخر شده­است. کتب از این جور توضیحات مرتبط با هولمز و عادات و رفتار او پُر است. ضمنا به دلیل ماهیت داستان‌ها، خواننده اطلاعات نسبتا کاملی از لندن ویکتوریایی بدست خواهد آورد. “خیابان بیکر شماره ۲۲۱-بی” مشهورترین آدرس در دنیاست. وقتی می‌گویم این مجموعه برای طرفداران شرلوک هولمز منتشر شده، منظورم این است که خواننده با مطالعه اثر تصور خواهد کرد شرلوک‌هولمز شخصیتی واقعی است و رفتارها و هوشش قابل ارزیابی و سنجش است.

علمنا: در مورد انجمن‌های ادبی علمی‌تخیلی توضیح دهید. در کشورمان گروه ادبیات گمانه‌زن یا آکادمی فانتزی یکی از فعالان این عرصه بود، یا گروه تالار فیکشن که موسس آن بودید، زمانی فعالیت خوبی در ترویح داستان‌های علمی تخیلی داشت. اما گویا دوسالی است که خبری از این گروه‌ها  نیست. داستان نویسان جوان و مستعد حوزه علمی‌تخیلی بنظر می‌رسد جایی ندارند که از آنان حمایت کرده و مسیر درست را نشان دهد. راهکار چیست؟
این حرف درستی است. در کشورهایی که علمی‌تخیلی در آن رشد دارد، اولین مسئله وجود مجلات تخصصی است. دومین مسئله شکل‌گیری انجمن‌های نویسندگان علمی‌تخیلی است. سومین مسئله مسابقات داستان‌نویسی و انتشار سالانه بهترین آثار این گونه ادبی است. اگر این کارها انجام نمی‌گیرد که هیچ؛ یعنی خیلی عقبیم و عزم و اراده‌ای برای حرکتی رو به جلو وجود ندارد. اما اگر این کارها صورت می‌گیرد ولی جواب نمی‌دهد باید ریشه مسئله را در فقدان همکاری‌های ادبی جستجو کرد. همکاری ادبی در بین جامعه هنری ایران بسیار پایین است. ما باید بپذیریم که مثل یک زنجیره هستیم و با معرفی و پشتیبانی و حمایت از یکدیگر است که می‌توانیم به مقصد برسیم. گروه‌های حامی ژانرهایی مثل معمایی و سای‌فای باید در ابتدا همکاری خودشان را گسترش دهند تا در نهایت بتوانند با حلقه دیگر ادبیات که جنبه رئال‌تری دارد، ارتباط برقرار کنند. این ناشناخته ماندن ناشی از عدم انسجام است. آیزاک آسیموف، آرتور سی کلارک، رابرت آنسون هاین لاین، دیمن نایت، دونالد ویلهم، جیمز بلیش، و جودیت مریل، ای اسمیت که غول‌های علمی تخیلی هستند، در دهه‌های سی و چهل میلادی کارشان را از حضور فعال در انجمن‌ها شروع کردند، بعد آثارشان منتشر شد، برنده جشنواره‌های ادبی شدند و در نهایت از آثارشان اقتباس‌های رادیویی، تلوزیونی و کتب مصور ساخته شد. بدیهی است که این زنجیره در ایران شکل نمی­گیرد.

علمنا: چه مسابقاتی در سطح جهان برای ادبیات علمی‌تخیلی برگزار می­شود؟ این مسابقات چه تاثیری می­تواند در گرایش به سمت علم داشته باشد؟
از معتبرترین مسابقات علمی‌تخیلی می­توان به جایزه هوگو اشاره کرد. جایزه هوگو به افتخار هوگو گرنزبک بنیان‌گذار نخستین مجله علمی‌تخیلی که تحت نام «داستان‌های شگفت‌انگیز» به چاپ می‌رسید، نام‌گذاری شده­است. جایزه نبیولا، جایزه رمان دابلیو کامبل و جایزه داستان کوتاه نئودور استورجن از دیگر جوایز مشهور داستان‌نویسی سای‌فای هستند. جایزه ساترن هم رویداد سینمایی انتخاب برترین فیلم علمی‌تخیلی سال است. در ایران گهگاه تلاش‌هایی مقطعی صورت گرفته اما متاسفانه غالبا استمرار ندارند. بی‌تردید برگزاری مسابقات داستان‌نویسی اختصاصی باعث پویایی و آشنایی بیشتر نویسندگان به این گونه ادبی منجر خواهد شد. نباید انتظار داشت یک شبه ره صد ساله رفت اما حرکت آهسته و پیوسته حداقل انتظار ماست.

علمنا: شما در زمینه رایانش اَبری دارای چندین جلد کتاب و مقاله هستید، این علم (یا فن‌آوری) چطور می‌تواند به دولت‌ها کمک کند؟ و آیا در ایران کارکردی دارد؟
رایانش اَبری در ساده‌ترین تعریف ممکن، به معنی ارائه سرویس از طریق اینترنت با بهره‌مندی از فناوری مجازی‌سازی و توزیع‌شدگی است. کاری که در فناوری ابری صورت می‌گیرد تسهیل معماری سرویس‌گر است. بدین معنی که سرویس‌دهی با مفهوم عام آسانتر می‌شود. بی‌تردید بخش زیادی از خدمات دولت الکترونیک، انتخابات الکترونیک، فضای مجازی امن، جریان‌های ویدئویی، فضای ذخیره‌سازی آنلاین، پردازش درون شبکه‌ای، اپلیکیشن‌های سودمند و بی­شمار موارد دیگر با استفاده از رایانش ابری در کشور متحول خواهد شد و احتمالا هیچ کشوری از جمله ایران منطقا این همه مزایا را نادیده نمی­گیرد و به سمت رایانش ابری پیش خواهد رفت. برای اینکه بتوانیم در رایانش ابری به نتیجه برسیم باید در ابتدا روی زیرساخت­ها سرمایه‌گذاری کنیم. جهان در حال حاضر به این سمت پیش می‌رود و بنابراین ما خواه ناخواه به آن طرف کشانده خواهیم شد. میزان آمادگی ما در مواجهه با این تغییرات مسئله کلیدی خواهد بود. در کشور ما تلاش‌های تحقیقاتی خوبی از سوی نهاد‌های مختلف صورت گرفته که قابل احترام است اما برای نتیجه‌گیری بهتر در سطح کلان باید این نهادها تحقیقاتشان را هماهنگ‌تر انجام دهند، همکاری با نهادهای علمی را افزایش دهند، و همچنین این مسئله روشن شود که بحث امنیت به معنای ایجاد زندانی طلایی نیست، و باید سطح تعاملات گسترش داده شود و تنها وقتی می­توان از رایانش ابری به طور کامل استفاده ببریم که خود را در پیاده‌سازی آن محدود نکنیم.

درباره نویسنده

مریم فخیمی

۳ دیدگاه

  • لذت بردم. گاهی دیده ام اگر در ایده ای، رایحه‌ای ای از تخیل احساس شود این ایده به سخره گرفته میشود در حالی که بسیاری از داشته های علمی امروز بشر روزی تخیل بوده اند.

  • بسیار مصاحبه ی جذابی بود. از خانم فخیمی به خاطر پرسش های ظریف و هدفمندشون ممنونم و تشکر ویژه دارم از جناب آقای فرخی که بر دانسته های ما افزودند. منتظر انتشار دیگر آثار ارزشمندشان هستم.

دیدگاه شما چیست