فلسفه و تاریخ علم

پست مدرنیسم، باتلاق اندیشه و تفکر نقادانه

Critical-thinking (1)
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

پست مدرنیسم و نسبیت گرایی معرفتی شناختی، روح زمانه ی ماست. در دهه های اخیر، گرایش های فکری بخش های وسیعی از علوم انسانی و علوم اجتماعی زیر سایه ی پست مدرنیسم رفته و بسیاری از بخش های دنیای آکادمیک در سیطره این فلسفه قرار گرفته است. مشخصه این جریان فکری از یک نظرگاه کلی، طرد صریح سنت عقل گرایانه ی عصر روشنگری است. از دید پست مدرنیسم، علم چیزی جز نوعی روایت، یا نوعی اسطوره و برساخته ی اجتماعی نیست. پست مدرنیسم ، شاخه ها و نحله های گوناگون دارد اما اغلب بر سر یک موضوع اتفاق نظر دارد و آن هم این است که واقعیت فیزیکی، درست به اندازه ی واقعیت اجتماعی، نوعی برساخته ی اجتماعی و زبانی است. به خصوص در حوزه مطالعات فرهنگی، بسیاری از پیروان و شارحان پست مدرنیسم تحت تاثیر متفکران غالبا فرانسوی هستند. ژیل دلوز، ژاک دریدا، فلیکس گوتاری،لوس ایریگاری و ژان لاکان و بسیاری دیگر.
یکی از اصلی ترین پایه های اندیشه ی این نهضت فکری، سوء استفاده های مکر از مفاهیم و واژگان متداول در ریاضیات و فیزیک است. آشفتگی های فکری در بسیاری از آثار پست مدرنیستی باعث می شود بسیاری از این آثار، به لحاظ فلسفی عمیق جلوه کنند. نویسندگان کتاب چرندیات پست مدرن Fashionable Nonsense به خوبی این آشفتگی ها و زمینه ی بروز آنها را واکاوی کرده اند. این آشفتگی ها اغلب با محتوا یا فلسفه ی علوم طبیعی مرتبط اند. در اغلب آثار پست مدرنیستی از نظریه های علمی سخن گفته می شود که در آن بدون توجه به معنی واقعی واژگان، صرفا یک تصویر مبهم از آن نظریات بازنمایی می شود. همچنین یک رویکرد دیگر این آثار وارد کردن مفاهیم علوم طبیعی به علوم انسانی یا علوم اجتماعی است. در بسیاری از آثار پست مدرنیستی بدون اینکه هیچ دلیل منطقی یا تجربی در توجیه این رویکرد اقامه شود ، کلماتی مانند گرانش کوانتومی یا توپولوژی و نسبیت عام به حوزه های علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی کشیده می شود. اگر یک زیست شناس در توضیح دیدگاه های خود درباره یک مساله زیست شناسی از کلماتی مانند توپولوژی ریاضی یا هندسه ی دیفرانسیلی استفاده کند همکارانش از وی خواهند پرسید دلیل استفاده از این کلمات را به صورت روشن و واضح بیان کند. اما پست مدرنیست ها بدون در نظر گرفتن این پس زمینه ، بیان هر ادعا و هر کلمه و هر دیدگاهی را مجاز می دانند. مثلا وقتی ژان بودریار Jean Baudrillard که به عنوان فیلسوف فرانسوی مطرح است می گوید:”جنگ مدرن در فضای غیراقلیدسی رخ می دهد” هیچکسی از او نمی پرسد که مقصودش از فضای غیراقلیدسی چیست و اساسا فضای غیراقلیدسی که مساله ای در هندسه و همچنین فیزیک (در مساله نظریه ی نسبیت) است چه ارتباطی به مساله جنگ می تواند داشته باشد. بودریار و دلوز و گوتاری تا جایی که توان داشتند از نسبیت، مکانیک کوانتومی و نظریه ی آشوب سخن گفتند. این درک استعاری از واژگان علمی به نوعی به آنها این جواز شاعرانه را می داد که هر کلمه ای را به هر تفسیر دلخواهی در آثار خود به کار بگیرند. البته مقصود آنها استعاره یا به کارگیری تعبیر شاعرانه و زیبایی ادبی نبود. این نویسندگان پست مدرن ، وانمود می کنند که می دانند آنالیز ریاضی چیست و می دانند که معنای گرانش کوانتومی چیست. استانیسلاو اندرسکی Stanislav Andreski استاد بریتانیایی-لهستانی جامعه شناسی جایی درباره این نوع سوء استفاده های پست مدرنیستی از مفاهیم و واژگان علمی  می نویسد (نقل به مضمون)

دستورالعمل نویسندگی به این سبک و سیاق به نوعی هم آسان است و هم مفید! کافیست یک کتاب درسی ریاضیات را به دست آورید و از بخش های کمتر پیچیده آن را رونویسی کنید. به آثار  یکی دو شاخه ی علوم اجتماعی هم ارجاع بدهید و بدون آن که نگران ارتباط بین این عبارت ها باشید برای محصول فکری خود یک عنوان پرطمطراق هم انتخاب کنید که نشان دهد حل المسایل علم دقیق رفتار جمعی در علوم اجتماعی را کشف کرده اید!

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

۲ دیدگاه

  • تا حالا یادداشتی به این غایت مهمل نخوانده بودم. نویسنده تنها قصد این داشته که به مفاهیم مهمی در قطع یک پاورقی بپردازد. این که یک جمله از بودریار بیاوریم و آن را از بافتش جدا کنیم تا به آن حمله کنیم کار درستی نیست. این نویسندگان به گونه ای در متن آمده اند که انگار فقط به هندسه اقلیدسی و یا مکانیک کوانتومی پرداخته اند. ممکن است بتوان این مسائل را در دنیای علوم تجربی مورد بوته آزمایش قرار داد کما اینکه در کتاب “چرندیات پست مدرن ” این کار انجام شده اما در حوزه علوم انسانی به این آسانی نیست. صحبت در خصوص پست مدرن باید از فهمی عمیق نسبت به مدرنیته ایجاد شود. پست مدرن بنیادهای عقلی را نادیده بلکه حتا می شکند و از فراروایت ها و ابرروایت ها نیز عبور می کند. نگاهی سراسر علمی به مقوله پست مدرن و نقد آن از آن منظر سراسر غلط است.

    • خب الآن دیگر خواندید و از این پس می دانید مهمل ترین یادداشتی که خوانده اید چه بوده ☺ فرموده اید :
      “نگاهی سراسر علمی به مقوله پست مدرن و نقد آن از آن منظر سراسر غلط است”.
      این سلیقه ی فردی شماست. باید استدلال کنید و بگویید چرا سراسر غلط است؟

دیدگاه شما چیست