فلسفه و تاریخ علم

اختراع از کجای تاریخ شروع شد؟

۱۸۹۲۸۲۶۴_۱۹۲۱۰۶۷۸۷۴۸۴۰۶۵۶_۱۳۸۳۷۰۱۴۴_n
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

اختراع چیست؟ یک مخترع چه تفاوتی با یک کاشف دارد؟ چه تفاوتی بین کشف یک عنصر شیمیایی جدید و مثلا کشف یک کهکشان جدید در میلیونها سال نوری آن سوتر وجود دارد؟ کار دانشمندان کشف است یا اختراع؟ پاسخ به این پرسش ها ممکن است در نگاه اول بدیهی به نظر برسد اما گاهی مرز بین کشف یا اختراع یا تبیین علمی یک پدیده به همین سادگی ها هم قابل تشخیص نیست. مثلا اختراعاتی را در نظر بگیرید که پیامد یک کشف قبلی بوده اند. مثلا انسان اثر رادیواکتیو را کشف کرد اما با این کشف توانست چیزهایی را که قبلا وجود نداشتند اختراع کند. به ساده ترین بیان ممکن ، کشف معطوف به چیزی است که پیش تر وجود داشته و ما تنها متوجه وجود آن می شویم یا اثر آن را آشکارسازی می کنیم. اما اختراع ، طراحی  و ساخت ابزار یا وسیله ای است که پیش از این وجود نداشته است. مثلا دوچرخه وسیله ای است که مثلا سیصد سال پیش به شکل کنونی وجود نداشته است. اما این اختراع خود بر پایه اختراعات قبلی بنا شده و اگر مثلا انسان چرخ را اختراع نکرده بود دوچرخه هم وجود نمی داشت.
کشف اما ممکن است مستقیما برپایه کشف های قبلی نباشد و حتی یک اختراع باعث کشف یک چیز جدید شده باشد. مثلا کشف کهکشان کوتوله DDO 68 در فاصله ۳۹ میلیون سال نوری از ما توسط تلسکوپ فضایی هابل مدیون این است که چنین تلسکوپی (و اساسا تلسکوپ) با  تمام پیچیدگی های فنی آن اختراع شده است. اختراعی که با گذشت زمان مدام بهتر و بهتر شده و تکامل پیدا کرده است. موضوع قدری پیچیده تر خواهد شد اگر که خود اختراع هم بر پایه نظریات علمی قبلی بنا شده باشد. یعنی مثلا معادلات و نظریه های اپتیک در فیزیک کلاسیک بوده که باعث ساخت عدسی های بهتر شده است. نظریه های الکترومغناطیس بوده که سبب شده انسان به فکر ساخت (اختراع) رادیوتلسکوپ ها بیفتد. نظریه های احتراق در ترمودینامیک و معادلات مکانیک سیالات بوده که باعث شده بشر بتواند شاتل دیسکاوری را بسازد و در دهه ۱۹۹۰ میلادی تلسکوپ فضایی هابل را وارد مدار کند. با مطالعه تاریخ تمدن انسان ، در می یابیم که  اجداد انسانی ما پس از کشف آتش، برافروختن آتش را نیز آموختند و تلاشکردند آن را به سیطره خودشان در بیاورند. آتش هم برای گرم کردن مناسب بودو هم برای روشنایی و هم دور کردن حیوانات درنده . بشر برای غلبه بر ناملایمات زندگی در جهان نیاز به ساخت ابزار داشت. انسان کشاورز یا بیابانگرد برای پوست کندن و دریدن و بریدن و بستن و کوبیدن نیاز به ابزار داشت. از این دیدگاه ، هر ابزار در واقع یک اختراع بود و همچنین راهی برای اختراع ابزاری دیگر. مثلا اسکیمو ها و سرخ پوست ها با استفاده از چوب، استخوان یا پوست حیوانات، ساقه و الیاف گیاهان، توانستند تسمه و طناب و پتک درست کنند. در بسیاری موارد کشف و اختراع ، نسبت تنگاتنگی با یکدیگر دارند. مثلا  کشاورز در طول تاریخ باید دانه های خوراکی را کشف می کرد و با روش آزمون و خطا بهترین و مناسب ترین راه کشت و ذرع را پیدا می کرده است. کشاورزی در دوره ی یکجا نشینی اتفاق افتاد. دورانی که در آن، اهلی کردن حیوانات لازم شد و همچنین بشر به ساخت خانه برای خود و آغل برای حیوانات نیاز پیدا کرد. از این پس ، انسان برای جمع کردن غذا به ظرف احتیاج داشت.
بر اساس کاوش های باستانی ، بشر در این دوره به ساخت کوزه پرداخته است. جرج سارتن مورخ علم در کتاب مشهور خود تاریخ علم می نویسد برای پیشرفت فوت و فن کوزه گری  بدیهی است که هزاران نفر با یکدیگر همکاری کرده اند. شاید اینجا باشد که ایده ی اولیه ساخت اهرم برای جابجاکردن بارهای سنگین در مسافت های طولانی در ذهن بشر شکل گرفته باشد. با اختراع قرقره و غلطک و چرخ و ارابه در همین دوران تاریخی تمدم بشر  وارد دوران تازه ای شد. به بیان دیگر هر اختراعی، اختراع دیگری را ممکن می کرد در همین دوران بود که انسان در یافت با بافتن و در هم تنیدن الیاف گیاهی می توان پارچه درست کرد. بر اساس کتاب های تاریخ علم نخستین بافندگی ثبت شده در تاریخ ظاهرا باید نخستین بار در چین انجام شده باشد. اختراع پارچه ها و الیاف نانو که امروزه به عنوان یک فناوری نوین مطرح است ریشه در اختراع پارچه معمولی دارد. اختراعی که بنا به منابع تاریخی ایده اولیه آن به خزانه دار امپراطور افسانه ای چین در حدود ۲۶۰۰ سال قبل از میلاد باز می گردد. از اینها که بگذریم، اینکه اختراع از چه زمانی شروع شده تقریبا هیچ پاسخ روشنی ندارد. شاید از زمانی که بشر اولیه در مواجهه با مسایل جهان مجبور به ساخت ابزار شد. سنگ را پرت کرد تا میوه را از درخت پایین بیندازد یا سنگ را تیز کرد که با آن پوست حیوانات را بکند یا بعدها دریافت که می تواند با بستن سنگ به یک دسته ی چوبی، تبر بسازد.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست