مقالات

چاکراها و آرکون ها، زامبی ها و امیرتتلو

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

مروجان خرافات و شبه علم و موهومات از هر روشی برای تکثیر این باورها استفاده می کنند. یکی درباره مهندسی نرم افزار مولکول و تشعشع کیهانی کتاب می نویسد، دیگری برای عکسبرداری از هاله انرژی اطراف بدن نوبت می دهد و حق ویزیت می گیرد و یکی هم در قالب برنامه ماهواره ای برای جادو و حاجت گرفتن مردم از آنها برای خرید یک آیینه قدی صد ساله و ۸۵ شمع گیاهی و چند متر پارچه ابریشم خالص مبلغ ۳۵ میلیون تومان پول می گیرد. در این بازار مکاره همه جور کالا پیدا می شود. از سنگ نمک برای جذب انرژی های منفی گرفته تا فروش هرم انرژی برای انتقال انرژی ماورایی به آب و یا بشقاب ارغوانی برای ثروتمند شدن. چند روز پیش امیر تتلو، خواننده زیر زمینی پرحاشیه ای که صفحه اینستاگرامش از سوی بیش از ۴ میلیون نفر دنبال می شود چند نمونه جدید از بازار پر طرفدار خرافات و موهومات را از آستین بیرون آورد و سوژه طنز بسیاری شد. اما اگر موشکافانه به موضوع نگاه کنیم با یک پدیده دم دستی و ساده صرفا در خور خنده روبرو نیستیم. چه بسا باید این حجم از تولید محتوای خرافی و موهوم را جدی گرفت و فراتر از طنز و شوخی، راهی برای ریشه یابی ترویج خرافات و شبه علم پیدا کرد. دهها هزار نفر هواداری که با خواندن چند سطر از پست های اینستاگرامی این چنینی تحت تاثیر قرار می گذارند را به سختی می توان به مطالعه عمیق و دامنه دار ترغیب کرد. چنین افرادی به ندرت برای مطالعه و تفکر نقادانه زمان می گذارند و چه بسا ممکن است که هر چیزی را هم باور کنند. امیر تتلو می نویسد:

آرکون ها موجودات غیر ارگانیک هستند که بدن ندارن و در نتیجه از بدن ما به عنوان باطرى استفاده میکنن وارد بدن ما میشن براى تغذیه !! اونها با درد و بیمارى و استرس و انرژى منفى تکثیر پیدا میکنن ! میتونین خودتون راجع بهش سرچ کنید !

این پست ها با وجود غلط های املایی فراوان و ترویج خرافات و موهومات ساختگی گاهی بیش از ۳۰ هزار بار لایک می شود و کمتر می توان  روزنامه یا انتشارات یا مجله ای با چنین حجم مخاطبی پیدا کرد.

فوتبال بازیه گروهیه و با تماشاگر و انرژى و امواج وابستگىِ کامل داه !! شعرو آرکون و انرژى و این چیزایى که راجع بهش حرف میزنم رو مطمئنم که حرف میزنم !! وگرنه مریض نبودم که گولتون بزنم !! …. حرفها و کامنتا کارما دارن … !

در یک نگاه کلی این جملات به لحاظ محتوایی چیزی بیشتر از سایر خرافات و باورهای موهوم ندارد. طبق معمول اغلب مروجان برنامه ی فریب عمومی اینجا هم بحث بر سر انرژی مثبت و منفی است و کارما و امواج. (خوشبختانه تتلو احتمالا نامی از کوانتوم یا متافیزیک نشنیده و یا دست کم در این پست ها این کلمات دیده نمی شود). نمونه جدید در این پست های رگباری وجود آرکون ها و زامبی ها بود که معمولا خیلی طرف توجه مجریان برنامه فریب عمومی قرار نمی گرفت. ظاهرا آرکون ها (که مشخص نیست چه چیزی هستند) سرفصل تازه ای از باور خرافی به ورود و خروج انرژی مثبت و منفی از کانال ها و چاکراهاست. مفاهیم خرافی و جعلی که در سال های اخیر همیشه یک پای ثابت برنامه های فریب عمومی بوده است.

آیا انرژی مثبت یا منفی وجود دارد؟
در چند سال اخیر به  خصوص با گسترش اینترنت، حوزه واژگان شبه علم و خرافات روز به روز غنی تر شد. به خصوص کلماتی مانند کوانتوم و انرژی و نرم افزار و ارتعاش مغناطیسی که با زیرکی دست اندرکاران برنامه فریب عمومی به خوبی در اذهان مردم جای گرفت. یکی از پرکاربردترین این واژگان تعبیر “انرژی مثبت” است. تعبیری که نقطه مقابل آن یعنی „انرژی منفی“ نیز بازار خوبی پیدا کرده و به کارگیری آن از بس که عمومیت پیدا کرده حتی در بین دانشگاهیان نیز رایج شده است. کم نیستند کسانی که می گویند به وجود یک انرژی در کائنات معتقدند. البته مقصود آنها مثلا انرژی تابشی خورشید یا انرژی جنبشی یا پتانسیل یک قطعه سنگ نیست. مقصود این افراد از کلمه ی “انرژی” یک تعبیر مبهم است که هیچ  توضیح دقیقی هم ندارد. چندی پیش میشل تمر، رئیس‌جمهور برزیل در یک مصاحبه با گفتن این که مایل نیست در کاخ ریاست جمهوری اقامت کند گفته بود: “انرژی منفی در کاخ ریاست جمهوری وجود دارد.”
تعابیری مانند انرژی مثبت و منفی این روزها بیش از هر زمان دیگری رایج شده است. این بازار هم شامل کتاب های زرد تفکر و انرژی مثبت است که در پایانه های مسافربری و فرودگاه ها به فروش می رسد و هم محصولاتی مانند سنگ شفابخش و دکوراسیون فنگ شویی. فراموش نکنیم وقتی که مروجان شبه علم از انرژی مثبت یا منفی صحبت می کنند مقصودشان نظریه های فیزیکی نیست. در فیزیک انرژی منفی می تواند معنا داشته باشد. به عنوان مفهومی که در  توضیح ماهیت برخی از میدان‌ها، مثلا میدان گرانشی و یا میدان های کوانتومی از آن استفاده می شود.  اما منظور مروجان شبه علم از انرژی مثبت و منفی دقیقا چیست؟ یکی از فروشندگان سنگ نمک آرامش دهنده در تبلیغاتی که برای فریب مشتریان منتشر کرده می نویسد:

سنگ نمک! یونیزاسیون طبیعی سنگ نمک با به وجود آورن شارژ الکتریکی جذب بدن انسان می‌شود! دفع امواج و انرژی منفی  افراد! انرژی‌های راکد که به نوعی یک انرژی منفی محسوب می‌شوند یکی از رایج‌ترین منابع ایجاد انرژی منفی در خانه‌ها هستند.

برخی که بازار فریب عمومی را پر رونق دیده اند پا را از این نیز فراتر گذاشته و آموزه های من در آوردی مانند دکوراسیون انرژی یا فنگ شویی نیز اختراع کرده اند. آنها در کانال های تلگرامی که دهها و صدها هزارنفر عضو  دارد این آموزش ها را ترویج می کنند و اطمینان دارند که مخاطب از آنها نخواهد پرسید انرژی منفی دقیقا چیست! دست اندرکاران برنامه فریب عمومی برای پیدا کردن انرژی منفی در خانه و محل کار خدمات آموزشی نیز می دهند. یکی  از اساتید فریب عمومی در آموزش های خود می نویسد: هرگز تخت‌خواب را مقابل پنجره اتاق خواب قرار ندهید زیرا انرژی ورودی از پنجره هنگام ورود به اتاق و خروج از آن دچار اختلال می‌گردد و سبب می‌شود خواب فردی که روی تخت خوابیده دچار پریشانی شود.

۷-chakra-pillars

“فروش اینترنتی شمع بازکننده ۷ چاکرای بدن” دست اندرکاران برنامه فریب عمومی با سوء استفاده از ناآگاهی عمومی سود سرشاری عاید خود می کنند.

 

 گاهی ممکن است این تصور پیش بیاید که آنها این روش ها را برای مضحکه کردن ساده دلی مشتریان خود و خندیدن به آنها  ابداع کرده اند. مثلا از فرد خواسته می شود که برای دفع انرژی منفی از خانه  سه عدد پرتقال تازه را پوست بکند و پوست هر پرتقال را به ۹ قسمت تقسیم کند و روی آن آب جوش بریزد تا پوست پرتقال انرژی های منفی خانه را جذب کند.
نکته مهم در بازاریابی فریب عمومی این است که هر مشتری را چند بار وادار به خرید کالای خود کنید. در یکی  از نمونه های تبلیغاتی ، مشتری در قسمت سوالات متداول از استاد فریب عمومی می پرسد:

„سلام… ممنون از مطلب جالبتون. سوالم اینه که بعد از اینکه سنگ نمک انرژیهای منفی رو جذب کرد چطور میشه دوباره شارژ بشه و انرژیهای منفی اون رو از بین برد؟“

پاسخ بازاریاب فریب عمومی فوق العاده زیرکانه است. او می خواهد کالایش را یکبار دیگر هم به مشتری بفروشد به همین جهت می گوید:

„سنگ نمک بعد از جذب انرژی های منفی کدر می شه اما به هر حال اگر شما حس می کنید انرژی های منفی در سنگ به حدی جذب شده که باید تخلیه بشه تنها راه اینه که اون رو دور بندازید و سنگ جدیدی جانشین کنید.“

یکی دیگر از اساتید فریب عمومی که فن بازاریابی را خیلی خوب می داند و نگران این است که چند نفر به صورت اشتراکی از سنگ  نمک مخصوص دفع انرژی منفی استفاده کنند در تبلیغات خود دست به دامان تعبیری مثل  “مدارات مغناطیسی” می شود و چنین می نویسد:

“هرگز از بلور نمک مخصوص فرد دیگر استفاده نکنید. چرا که مدارات مغناطیسی اطراف بدن انسان ها با یکدیگر متفاوت بوده و مقداری از انرژی های منفی بیمار ممکن است به فرد دیگر انتقال یابد . بنا بر این هر فردی می با یست یک تکه بلور نمک مخصوص به خود داشته با شد!”

بازاریاب دیگری که البته نگارش فارسی را خوب بلد نیست اما در عین حال حداکثر تلاشش را می کند تا با استفاده از کلمات شیک و پر طنینی مانند یونیزاسیون، کامپیوتر، پارازیت و یا اشعه  ایکس بتواند مشتری را قانع کند می نویسد:

چراغهای سنگ نمک با خواص یونیزاسیون و دفع امواج منفی، بهترین هدیه برای افزایش ظرفیت شش ها و ضدعفونی مجاری تنفسی و تسویه هوا (مقصود گوینده تصفیه است) استفاده میشود سنگ نمک ما علاوه بر خواص فوق باعث کاهش حساسیت و آلرژی و سردردهای میگرنی شده و فشار خون را تنظیم نموده و سیستم های ایمنی و تقویت قوای جسمانی و سطح هوشیاری و جذب استرس شده و حمله های آسمی و پارازیت های ناشی ازکامپیوتر و تلویزیون و اشعه ایکس را کاهش میدهد و نشاط و آرامش و شادی را بمنزل شما می آورد!

دیگری از قانون دوبروی در فیزیک مایه می گذارد و می نویسد :

قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون “دوبروی”! قانون دوبروی به زبان ساده میگه که هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است. خودکار ، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن مداوم انرژی از خودشون هستند. بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه.

مثال‌ها از این دست فراوانند و بررسی همه آنها در این یادداشت عملا ممکن نیست. تا همین جا بدانیم که تعابیری مانند انرژی مثبت و انرژی منفی بی محتوا و بی معنا هستند. با به کار بستن چنین تعابیری آب به آسیاب دست اندرکاران برنامه فریب عمومی نریزیم. ترکیدن دانه های اسپند هیچ ربطی به جهش کوانتومی ندارد و معادله دوبروی هم نمی گوید که سنگ نمک باعث اعتماد به نفس می شود. آرکون ها و زامبی ها می توانند موضوع کارتون ها و برنامه های کودکان یا داستان های تخیلی باشند. اما وقتی انسان بالغ از وجود زامبی یا بیرون کردن انرژی های منفی صحبت می کند باید اشکال کار را در جایی دیگر جستجو کرد. یک ایراد بنیادین در سیستم آموزش ابتدایی مدارس و یا در خود ما روزنامه نگاران علمی است که در آگاهی بخشی عمومی ضعیف عمل کرده ایم.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

۳۵ دیدگاه

  • یک سوال اقای کسرایی، ویرایش شد:دوتا سوال
    ایا در اروپا و امریکای شمالی شایعات و خرافاتی که درمورد وجودشون در بین عموم مردم ایران حرف میزنید وجود داره؟
    چرا با توجه به اینکه اینهمه تحصیل کرده داریم باز این خرافات وجود دارند؟

    • سلام و احترام بسیار. بله بله وجود دارد و اتفاقا آمار نگران کننده ای هم دارد. بررسی موسسه گالوپ در سال ۲۰۰۱ نشان می‌داد‌مثلا ۲۸درصد مردم آمریکا به اختربینی یا تاثیر ستارگان و سیارات بر زندگی انسان اعتقاد دارند. دقیقا نکته مهم اینجاست که چرا این خرافات حتی در بین تحصیل کرده ها نیز رایج است. بر اساس بررسی های انجام شده فقط ۲۵ درصد از مراجعه کنندگان به فالگیرها و رمالها در ایران فاقد مدرک دانشگاهی یا بی سواد هستند. سایر مراجعه کنندگان به رمال و فالگیر، باسوادند.

      • درود، این اقای naaseri.com خیلی ذهن نم را مشغول کرده، این هم لیست کلاس هایشان،
        https://www.youtube.com/channel/UCWaR_P5bEhdLpuKOOuO149Q/videos
        اصطلاح بیولوژی داناکی ایشان من را یاد مهندسی نرم افزاری مولکول می اندازد. ایشان ادعا کرده اند که اکثر افراد شرکت کرده در کلاس هایشان دانشجویان فیزیک هستند و خودشان هم خیلی در زمینه مورد بحث تحصیل کرده اند، نمیدانم در ادبیات نوسندگی علمی انرا چه مینامند ولی دارند یک بخشی را از علمی که من در ان سواد کافی ندارم استفاده میکند و بخشی دیگر نظر خودشان را بر اساس این علم میگوند، چیزی شبیه به سفسطه پیچیده گویی، من چون سواد کافی در علم فیزیک و ریاضی مورد بحث که شامل فیزیک کوانتوم، نظریه اشوب و … هست ندارم عملا توانایی تفکر انتقادی را ندارم.

  • سلام
    نکات جالبی را اشاره کردید ولی خیلی اجمالی و کلی که احساس میکنم با کل حقیقت موجود کمی فاصله دارد. من فکر میکنم خرافات و علوم فرا شناختی و حقیقت موجود چیزی هست که نیاز به تعادل دقیق تر دارد. البته نقد صحبت شما نیست ولی به طور مثال نوستراداومس یا امثال اینها .

      • بله مطالعه شد. کتابی از پیشگویی های او که تفسیر شده بود رو تو سال ۸۱ میخوندم و دتا از انها که خوب یادم مونده یکش . شهر نو در آتش بود و دیگریش حمله به عراق و کشتن صدام که صدام هم با اسمه مستعاری که بعدا مشخص شد نوشته شده بود.

        اینکه علم زیر سوال میره . بله دقیقا . معتقد هستم علم همیشه دقیق و کامل نیست و روزی علم گذشته و به مراتب علم های آینده که قبل از کشفیات جدید هست زیر سوال میره و رفته .

        • این مساله انباشتی cumulative بودن علم یا بهتر بگویم “کامل نبودن علم” یکی از موضوعاتی است که به شدت ممکن است اشتباه فهمیده شود. بله علم با تصحیح و خطا بهتر و بهتر می شود اما این به آن معنی نیست که مثلا الگوی اتمی تامسون وقتی جوابگوی توضیح مسایل نیست آن را با کیمیاگری و جادوگری جایگزین کنی. علم کامل نیست. بله. اما االگوی اتمی تامسون با نظریه اتمی رادرفورد جایگزین می شود یا رادرفورد با مدل اتمی بوهر ! نه با مثلا اسطوره ها و افسانه ها و چاکراها

  • سلام من مطالب نوشته های شما دوست عزیز رو خوندم چون دقیقا چند روز بود که میخواستم معنی آرکون رو بدونم البته خوب به تعداد افراد کره زمین میشه نظریه داد ولی چیزی که مهمه کلا در هستی انرژی هست واین تغییر انرژی هست که فازها (مثبت ومنفی)رو تولید میکنه وحتی اگر یکم به رفتارهایه خودمون نگاه کنیم یه لحظه شادیم وشاید لحظه ای بعدناراحت باشیم وچون انسان کمال گرا هست همیشه خواهان این بوده که منفی ویا هر خصوصیت بد رو از خودش دور کنه که اگر کمی به دورتر نظاره کنید در تمامی ادیان وملیتها واقوام این باور مشترک هست که خواستار روحی پاک وبی آلایش هستن البته ناگفته نماند که افراد سودجو همواره از این باور به منافع خودشون شاید خیلی ضربه هایه اعتقادی ورفتاری برپیکر بشریت زدن ولی در کل انسان خیلی عظیمتر وتوانا تر از حد یک بشر هست وروح وذهن که با اوست خیلی پیچیده تر ازآنکه با علم بخواهید کاوش کنید، باید باچشم منطق دل وعشق ببینید تا ناپیداها برایتان هویدا شود …….هرچند بعضی از حرفهایه که ریشه علمی وعملی دارن وبایدروشون تحقیق بشه متاسفانه افراد بی علمی مانند آقای تتلو به سخره گرفته میشه
    باتشکر از شما عزیز

    • سلام. این موضوع که نوشتید “کلا در هستی انرژی هست واین تغییر انرژی هست که فازها (مثبت ومنفی)رو تولید میکنه” و این مساله را به حالات روحی و رفتار و شادی و ناراحتی ارتباط دادید..
      شاید لازم باشد یادداشت بالا را یکبار دیگر بخوانید. در زبان و ادبیات علمی چیزی به عنوان منطق دل و عشق معنا ندارد و اگر این انرژی که شما از آن صحبت می کنید وجود داشته باشد باید بتوانید آن را در آزمایشگاه فیزیک نشان دهید. اگر نمی توانید ، پس نباید نام آن مفهومی که در ذهن دارید یا انرژی بگذارید.

      • اتفاقا به نظر بنده شمااسرار وپافشاری برحرف خودتان دارید وتعصب بردرست بودنشان که اگر شخصی وبدون جبهه گیری به مساله نگاه کنید خیلی مسایل در زندگیمون اصلا شاید جنبه فیزیکی نداشته باشن ولی بر جسممون اثر میزارن شما چاکراهها رو انکار میکنید وفاز منفی ومثبت قرار گرفتنهارو. در صورتیکه اینها خودشون منشا فیزیکی در بدن دارن وتغییر در میدانهایی الکترون ونوترونهایه سلولی بدن عامل به وجود امدن بسیاری از تشعشعات مثبت یا منفی که در کلام عامیانه فاز مثبت ومنفی هست .
        پای استدلالیان چوبین بد
        پای چوبین،سخت بی تمکین بود .(از جناب مولانا)
        خیلی موارد تو دنیا هست که فیزیک نمیتونه ثابت بکنه ولی متافیزیک با زبان دل (ماوراالطبیعه)ثابت میکنه
        البته اینها نظر شخصی بنده طی مطالعات ۱۰ساله م هست و قصد تحمیل عقاید وافکارمو ندارم وعلم هر روز نسبت به روز پیش جلوتر میره ویافته های قبلی رو حتی رد میکنه پس زیاد به فیزیک نظری نمیشه اعتماد کرد وتاکید۱۰۰در۱۰۰در فیزیک داشت

        • تعابیری مثل “میدانهای الکترون ونوترونهای سلولی بدن” یا “تشعشعات مثبت یا منفی” بی معناست. نظرات شخصی شما قابل احترام است اما در علم ، در فیزیک هیچکسی این تعابیر شاعرانه را جدی نمی گیرد. اگر می خواهید درباره فیزیک صحبت کنید باید فیزیک بخوانید و از ابتدا و به صورت پایه ای مفاهیم را یاد بگیرید. تلقی شما از متافیزیک هم اشتباه است. متافیزیک به معنای ماوراءالطبیعه نیست و شما مابعدالطبیعه را با ماوراءالطبیعه جابجا گرفته اید. شما می توانید به چاکرا و هیولای لاخ نس باور داشته باشید اما نباید برای توضیح عقایدتان از علم و از فیزیک که به آن اعتماد ندارید استفاده کنید. کلماتی مانند انرژی و نوترون و الکترون در فیزیک معنا دارند و اگر شما این کلمات را برای توضیح عقایدتان مبنی بر وجود چاکرا یا هیولا یا زامبی استفاده کنید به دام مغالطه افتاده اید.

          • دوست عزیز شما که انقد حرف از فیزیک میزنید مگه قراره همه چی با فیزیک ثابت شه شما میگی عشق اصلا وجود نداره چون فیزیک نمی تونه اثباتش کنه؟یعنی خدا هم وجود نداره دیگه ؟؟

          • بله اتفاقا وقتی شما از واژگانی مثل انرژی و الکترون و نوترون صحبت می کنید باید بتوانید آن را در حیطه ی فیزیک اثبات کنید. اگر نمی خواهید که به این وادی بیفتید و به نظرتان مساله چاکراها و عشق و انرژی منفی ربطی به دنیای مادی ندارد و با فیزیک اثبات نمی شود پس نباید از کلماتی که فقط و فقط در فیزیک معنا دارند استفاده کنید. شما می توانید به چاکرا معتقد باشید اما مشروط به آنکه برای توضیح و توجیه آن از کلماتی مانند انرژی و الکترون و کوانتوم استفاده نکنید. اگر استفاده کنید یک فیزیکدان تجربی از شما خواهد پرسید که دقیقا توضیح بدهید منظورتان از انرژی چیست. چطور ممکن است نوعی از انرژی وجود داشته باشد که نتوان آن را در آزمایشگاه فیزیک نشان داد و آشکارسازی کرد ولی در عین حال نامش انرژی باشد.

      • شما خیلی به علمتون مینازید انگاری که علم کامله وهیچ شکی توش نیست در حالیکه شاید چندسال دیگه به این افکارتون بخندید من مخالف رمالی وکلا حرافاتم ولی شما همه انرژی هارو زیر سوال بردید چون نمیشه تو آزمایشگاه نشونشون داد آقای کسرایی خداروهم نمیشه تو آزمایشگاه نشون داد اتفاقا شیطان رو هم نمیشه ولی اونا وجود دارن وحس میشن حتما میخاید بگید علم با وجود خدا مخالفه ولی باید بگم این علم شماست که ناقصه انقد بااطمینان حرف نزنین شاید همین علمتون چند سال دیگه وجود آرکون هارو تایید کرد!

        • ممنونم از دیدگاه شما . نوشتید چه بسا علم چند سال دیگه وجود آرکون ها رو تایید کرد. ببینید علم چه انباشتیcumulative باشه و چه محصول تغییر پارادایم paradigm shift (آنطور که توماس کوهن) معتقده به نظر شما ممکنه روزی وجود یک هستومند Entity به اسم مثلا آرکون را برای تفسیر یک پدیده به رسمیت بشناسه؟ مقصودتون اینه که مثلا آرکون روزی در آزمایشگاه مشاهده بشه مثل ذره بوزون هیگز؟
          دومین مساله درباره الهیات است که نوشته اید. بله اشتباه بزرگی است اگر کسی بخواهد الهیات و مفاهیم تئولوژیک را از حوزه واژگان علم تجربی بگیرد. همانطور که اقتصاد و تورم و رکود را نمیتوان با فیزیک توضیح داد. اگر الهیات (و حتی فلسفه و هنر) را نتوان با فیزیک توضیح داد این مساله فی نفسه الهیات و یا فلسفه و هنر را مردود نمی کند. مساله بر سر چارچوب مشروع اطلاق مفاهیم است. باز هم تکرار می کنم. نظریات علمی با نظریات سازگار تر و محتمل تر جایگزین می شوند. هم بر اساس قاعده تیغ اوکهام و هم بر اساس مفهوم عقلانیت و تجربه‌. نظریات جدید باید عقلا و منطقا موجه هم باشند. اگر روزی علم فیزیک به این نتیجه برسد که نسبیت اینشتین اشتباه است ، نظریه نسبیت جای خود را به یک نظریه عمیق تر و سازگارتر می دهد. نه به مثلا دیدگاه تالس یا انکسیماندر!
          اگر روزی به این نتیجه برسیم که نظریه نسبیت کار نمی کند، آن را با نظریه ای دیگر جایگزین می کنیم اما من بعید می دانم که مثلا علم به این نتیجه برسد خب حالا که نظریه نسبیت ناکارآمد شده پس بپذیریم که تمام کیهان و جهان هستی روی لاک یک لاک پشت بزرگ یا شاخ یک گاو بزرگ قرار دارد. ببینید بر اساس استدلال شما ، ما مجاز نیستیم این نظریه را که مثلا جهان روی لاک لاک پشت بزرگ قرار دارد (که دیده هم نمی شود) از اساس رد کنیم. با استدلال شما می توان گفت علم نباید مغرور باشد و چه بسا روزی بفهمیم که تمام کیهان و جهان هستی روی لاک یک لاک پشت عظیم قرار گرفته.
          اما من می گویم نظریاتی که محتوای منطقی ندارند و تجربه پذیر نیستند به سادگی می توان مردود کرد.
          ببینید علم و عقلانیت ، گزاره هایی از این دست که هزاران هزار از آنها می توان تولید کرد را جدی نخواهد گرفت:
          ۱. در بدن انسان مولکولی وجود دارد به اسم tytypcxc53 که باعث احساس تشنگی می شود. هر زمان که تشنه می شویم، این مولکول tytypcxc53 است که فعال شده است.
          ۲. داخل خورشید ماده ای وجود دارد به نام opioytz264dfg که باعث تولید نور و گرما می شود. این ماده یعنی opioytz264dfg تنها در خورشید وجود دارد و نمیتوان آن را در آزمایشگاه مورد بررسی قرار داد. ولی این ماده وجود دارد.

  • شما عقیده ومنطقتون برای خودتون قابل احترام وباوره وعقاید آموخته هایه بنده نیز برای خودم محترم میباشد ولی بنده جبهه گیری نمیکنم در مورد عقایدم چون براین باورم که شاید روزی با مرور زمان با رشد فهم ودانش بشری علم امروزی منسوخ میشه بازم شما هر طور راحت هستید فکر کنید

    • دوست عزیز مشتاق به یادگیری و دانستن. ببینید میان محترم بودن و درست بودن یک باور تفاوت هست. مثلا اینکه شما متافیزیک را به اشتباه به ازای ماوراء الطبیعه برداشت کرده اید (به جای مابعدالطبیعه) مسلما و قطعا اشتباه است. (نه بر اساس سلیقه و نظر شخصی من بلکه بر اساس تعاریف کلاسیک). اگر چه ایده شما و برداشت شما که اشتباه است محترم است ولی چه خوب است که بپرسیم و روحیه جستجوگرانه داشته باشیم و یاد بگیریم.

    • در پاسخ به یکی دیگر از دوستان موضوعی رو نوشتم که پاسخ به دیدگاه شما هم هست. ببینید مساله “انباشتی cumulative بودن علم” یا “منسوخ شدن علم امروزی با مرور زمان” موضوعی است که به شدت ممکن است اشتباه فهمیده شود. همانطور که گفتم بله علم با گذر زمان و با تصحیح و خطا مدام دقیق تر می شود و نظریات سازگارتر جایگزین نظریات ناکارآمد می شوند. اما نباید این سوء برداشت پیش بیاید که مثلا وقتی الگوی اتمی تامسون ناکارآمد می شود آن را با کیمیاگری و جادوگری جایگزین کنیم. درست است که علم کامل نیست. اما اگر بخواهم با مثال بگویم الگوی اتمی تامسون با نظریه اتمی رادرفورد جایگزین می شود.. مدل اتمی بوهر که توصیف بهتری است جای نظریه اتمی رادرفورد را می گیرد. اینکه الگوی اتمی رادرفورد منسوخ می شود به این معنی نیست که مثلا به جای آن به اسطوره ها و افسانه ها و چاکراهای باور پیدا کنیم. بلکه آن را با نظریه ای علمی بهتر و سازگارتر و دقیق تر و کامل تر جایگزین می کنیم.

      • متاسفانه فیزیکدانان معاصر به شدت با توهم همه چیزدانی درگیر هستند. حتی معنی متافیزیک و مابعدالطبیعه را هم ایشان تعریف می کنند و افراد دیگر تنها باور محترمی دارند که اگر مورد تایید فیزیکدانان نباشد قطعا اشتباه است. همین توهم باعث نتایج مصیبت باری در طبیعت شده و در آینده آثار سوء آن بیشتر هم آشکار خواهد شد.

        • ممنون از نظر شما. متافیزیک را من تعریف نکرده ام و حدود و ثغور آن را نیز من تعیین نکرده ام. مفاهیم در علم و همچنین در فلسفه باید دقیق باشند. نسبیت گرایی معرفت شناختی بزرگترین خطر برای اندیشه است و نه دقت در اطلاق مفاهیم. اگر من بر این باور باشم که مجموع زوایای داخلی یک مثلث (در هندسه اقلیدسی) ۱۹۰ درجه است ، باور من اشتباه است‌. هیچ ریاضیدانی نظر شخصی من را تایید نخواهد کرد‌ . چون نظر من اشتباه است. واضح تر بگویم: چنین نظری قطعا اشتباه است. به همین منوال، اگر کسی ادعا کند که نوعی از انرژی وجود دارد که از چاکراهای بدن انسان خارج می شود ، ولی این انرژی به شکل هیچ یک از انرژی های شناخته شده در فیزیک نیست، نه در آزمایشگاه نشان داده می شود و نه قابل اندازه گیری است. نه واحد آن ژول است. چنین ادعایی همانقدر جدی گرفته می شود که کسی معتقد باشد مثلا مجموع زوایای داخلی مثلث ۱۹۰ درجه است.

  • آقای کسرایی واقعا به صبرتون باید آفرین گفت! خیلی سخته که یه سری بدیهیات منطقی رو برای افرادی که ذهنشون با یه سری مطلب غیر منطقی پر شده٬ توضیح داد.
    موفق باشید!

    • موضوع روح که توازمایشگاه چندی پیش خروج روح رابا رنگهای دمایی خاص نشون میدادهمه به روح اعتقاددارن اما درازمایشگاهشو اولین باردیدم نمیدونم به خدا بایدهمه چیزو باعلم تجربی پذیرفت یا کسی که روحو می پذیره بگیدتفکرش غیر منطقی است

    • سپاس از روشنگریتون اقای کسرایی عزیز،بنظرم شخص مضحکی مثل تتلو عامدانه و صرفا جهت تفریح اقدام ب نشر اینچنین چرندیاتی میکنه،?نظرتون چیه?فکر نمیکنم هدف یا راهبردی ازقبیل کسب درامد شهرت…داشته باشه،چون اولا فکر نمیکنم ادم نیازمند مالی باشه و دوم در حد خودش مشهوره،فقط چیزی. ک ذهنم و درگیر میکنه اینه ک با وجود اینکه میدونه سیستم و حاکمیت با اینجور دکن باز کردنا مخالفه و در نطفه سرکوب میشه چرا بی پروا و ازادانه اقدام ب اینکار میکنه?

  • سلام اقای کسرایی
    قبل از اینکه سوال اصلیمو ازتون بپرسم به واسطه مباحث و گفتمان شما و سایر دوستان چند سوال فرعی به ذهنم خطور کرد که ازتون بپرسم. این بحث چاکراهها انرژیها و بسیاری از مفاهیمی نظیر ین و یانگ دوگانه خیر و شر، چشم سوم و… مسایلی هستند که در حیطه علم تجربی نیستند و موضوعیتی ندارند . اینها در عرفانهای بودایی و هندو شرق دور هستند چنانچه نفس اماره و تهذیب نفس و وحدت وجود و… در عرفان اسلامی و همه اینها ادعا دارند که نه با بامفاهیم علمی و تا حدودی منطقی بلکه با شهود وتجربه شخصی و درونی قابل درک اند
    اما بحث ارکونها و مفاهیم و نمادهای بسیار دیگری که امثال تتلو و این دوستان از آن سخن میگویند گویا به عرفان یهودیت و کابالیسم برمیگردد که اتفاقا این نوع اندیشه به شدت اعتقاد به علم و توجیهات علمی دارند در تفسیر جهان، خدا، شیطان یا لوسیفر و… مثلا میگویند نیروهای شیطان lord of darkness از طریق امواج الکترومغناطیس که منشاش سیاره زحل است ( lord of the rings که فیلم سینماییش هم ساخته شد 🙂 و پایگاه شیطان است ) و ماه که به مثابه یک امپلی فایر عمل میکند و این امواج را به مغز ما وارد میکنند که موجبات اعمال و افکاریست که ما انسانها را به نوعی برده کرده اند و مانع رهایی روح و جان ما شده اند و این جنگ خیر و شر در جهان جاریست و …
    اگر به این افراد بگوییم که سند علمی بیاورند از ناسا از جایی که به هر حال این صحبتها این انرژیها و داستان سیاره زحل را ثابت کنید پاسخ خواهند داد که ارباب قدرت مانع درز این اطلاعاتند و ناسا این اطلاعات را علنی نمیکند چنانچه درمورد ufo ها و موجودات فضایی و alien ها در مسائل فراماسونری هم صحبت از مسایل ریاضی و کد های ریاضی و عددی و هندسه و اشکال و کدگشایی شکلهای هندسی و معماریست
    از قضا رد پای بسیاری از این مفاهیم و نماد ها در فیلمهایی مثل ماتریکس ارباب حلقه ها کد داوینچی و … آشکار و مبرهن است
    خلاصه کنم، خلطی از مسائل علمی و شبه علمی ، تجارب درونی و شخصی مدیتیشن ، و یا تجارب و فهمی متفاوت ناشی از مصرف lsd, mushroom و… تجارب روانکاوانه و هنری و به طور کلی تجربه حیات زمینی قرن ۲۱ میلادی من جوان ۲۸ ساله را با سوالت و تشکیک فراوان مواجه کرده است . این حس یک حس مشترک است که بسیاری به ان گرفتارند
    سرتان را درد اوردم معذرت میخواهم
    اما سوالات من : ۱٫ برای رسیدن به یک فهم علمی و مستند از مسائلی مثل ufo ها و بیگانگان ، بررسی نوسانات امواج مغزی در مواقع مدیتیشن و یا مصرف lsd … انرژی درمانی که امثال اقای علی اکبری اراءه میدهند یا تلپاتی و مسایل متعددی از این دست برای فردی چون من که لیسانس روانشناسی دارم و کمتر با مفاهیم فیزیکی و ریاضی اشنایی دارم چگونه میسر است به دلیل حجم بالا و درهم مطالب در اینترنت لطفا منابع مطالعاتی اگر سراغ داریدپیشنهاد دهید
    ۲٫ مفاهیمی چون ناخود اگاه که در روانکاوی بحث میشود طبق نظر توماس کوهن در چارچوب علم تجربی نیست و اساسا روان کاوی و نظریه فروید را علمی نمیداند . حال انکه هیپنوتیزم و درمانهای روانکاوانه تاییدی است بر اثبات ناخود اگاه هر چند در ازمایشگاه قابل بررسی نباشد و اطمینان با درصد بالا که در ریاضیات و فیزیک هست را ندارد اما به طور کلی این مساله را تمام علوم انسانی و به خصوص روانشناسی به عنوان علم بررسی ذهن و رفتار انسان، دارند
    نظر شما درباره ناخود اگاه جمعی و فردی و جایگاه علمی آن چیست ؟ توجه داشته باشید درمان بسیاری از اختلالت روانی بر اساس همین نا خود اگاه غیر ازمایشگاهی صورت میگیرد
    آیا این خود یک مثال نقض برای انحصار درک صرفا ازمایشگاهی نیست حال انکه بسیاری از دانشمندان و روانشناسان ناخوداگاه و نیمه خوداگاه را قبول دارند

    • میثم عزیز ممنونم از شما. سپاسگزارم. پیشنهاد من برای مطالعه کتاب چگونه درباره چیزهای عجیب بیندیشیم نوشته تئودور شیک از انتشارات مازیار است. درباره موضوع دوم، پوپر روانکاوی و نظریه فروید را علمی نمی داند اما من در این زمینه با پوپر هم عقیده نیستم و فکر می کنم روانکاوی و نظریه فروید نه تنها غنای محتوایی و معرفتی داره بلکه قابل نقد هم هست. (حتی اگر ابطال پذیر نباشه اما قابلیت این رو داره که به محک نقد گذاشته بشه) . مفاهیمی مانند ناخودآگاه و نظایر اون در بسیاری موارد قدرت تبیینی بالایی دارند و البته مهمتر از هر چیز اینکه میشه این مفاهیم رو نقد کرد. (مثل خود ابطال پذیری پوپر که ابطال پذیر نیست اما میشه اون رو نقد کرد. چون یک دستورالعمل در روش هست و نه در علم و از این رو اتفاقا معنادار هم هست و باید اون رو جدی گرفت) . بنابراین من فکر می کنم مفاهیمی مانند ناخودآگاه و بسیاری از هستومند Entity هایی که در روانشناسی هستند را باید جدی گرفت. تفاوت بزرگی هست میان مثلا مفهوم ناخودآگاه در روانشناسی ، با این ادعای شبه علمی که می گوید نیروهای شیطانی از طریق امواج الکترومغناطیس که منشا آن سیاره زحل است فلان تاثیر را می گذارند.

  • چیزی که معلومه اینکه شما یا اشنا داشتی به اینجا رسیدی یا خردنبیل بالا اومدی وقتی شما پست هارو درست ندیدی که منظور تتلو از انرژی و زامبی چیه چرا میای دربارش حرف میزنی؟ وقتی در مورد چاکرا چیزی نمیدونی چرا نظر میدی

دیدگاه شما چیست