زبان شناسی

آیا اسکیموها برای توصیف برف ۱۰۰ واژه‌‌ مختلف دارند؟

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

توصیف برف در زبان های مختلف بسته به درجه اهمیت آن برای گویشوران هر زبان متفاوت است. گویشورانی که درباره برف صحبت می کنند بسته به اینکه درباره چه نوع برفی صحبت می کنند ممکن است از چند کلمه متفاوت استفاده کنند. مثلا ممکن است اهالی یک زبان بین برفی که همراه با باد شدید به هر سو پراکنده شود و بین برفی شل که زمین را گل آلود می کند تفاوت بگذارند. یا میان برفی که به آهستگی بر زمین می نشیند یا برفی که در نتیجه یه کولاک سریع روی بام خانه ها جمع می شود. یکی از باورهای نادرست که در باره زبان اسکیموها وجود دارد این است که اسکیموها بیش از ۱۰۰ کلمه برای توصیف برف دارند. در نگاه اول این باور ممکن است موجه و منطقی به نظر برسد. اما واقعیت چیز دیگری است. نخست اینکه اساسا زبانی به اسم زبان اسکیمویی وجود ندارد. بهتر است از خانواده زبان‌های اسکیمو -آلوت  Eskimo–Aleut صحبت کنیم و نه از زبان اسکیمویی. زبان‌های اسکیمویی یا آلیوت دسته‌بندی‌های مختلفی دارند و به گفته ی زبان شناسان به دو گروه زبان‌های یوپیک Yupik و اینوئیت Inuit تقسیم می شوند. پروفسور آناتول اشتفانویچ Anatol Stefanowitsch از دانشگاه FU Berlin می گوید تعداد کلمات موجود در این زبان ها که برف را توصیف می کند ابدا بیشتر از سایر زبان ها نیست.
اما این شایعه یا داستان ساختگی رایج که اسکیموها برای کلمه برف بیش از ۱۰۰ واژه دارند از کجا آمده است؟ اشتفانویچ  می گوید منبع این شایعه به صورت دقیق مشخص نیست اما زبان شناس آمریکایی بنجامین لی ورف Benjamin Lee Whorf یکبار این مثال را برای توصیف برف در زبان های اسکیمویی به کار برد که به ۳ واژه مختلف برای توصیف برف اشاره می کرد. او در ادامه گفته بود که در زبان انگیسی تنها یک کلمه برای برف وجود دارد. او با ذکر این مثال می خواست نشان دهد که چگونه زبان های مختلف جهان را به شکل های مختلف تقسیم کرده است. این مثال به قدری به صورت یک کلاغ چهل کلاغ پخش شد که امروزه حتی برخی از وجود ۴۰۰ واژه برای برف در زیان اسکیموها سخن می گویند. شاید مبنای این تصور یک کلیشه باشد که اسکیموها در سراسر روز کاری جز حرف زدن درباره برف ندارند و برای آنها هیچ چیزی مهمتر از برف وجود ندارد. اما این کلیشه چندان درست نیست. اشتفانویچ  می گوید در برخی از مناطق که به زبان های اسکیمویی تکلم می شود به ندرت برف می بارد. زیرا که هوا در آن مناطق به شدت سرد است. اشتفانویچ می گوید در برخی از زبان های چندترکیبی (polysynthetic language) جمله‌واژه‌هایی طولانی وجود دارد و مردم تفاوتی بین جمله و کلمه نمی گذارند. مثلا واژه tuntussuqatarniksaitengqiggtuq در زبان یوپیک یعنی “هنوز دوباره نگفته بود که داشته می‌رفته شکار گوزن” .
در مجموع در زبان های اسکیمویی و گویش های مختلف آن بر اساس گفته ی  پروفسور آناتول اشتفانویچ حدود ۳ تا ۵ کلمه برای توصیف برف وجود دارد. در زبان ایسلندی تعداد کلماتی که برای  برف استفاده می شود به مراتب بیش از اینهاست. در این زبان ۱۶ واژه برای برف وجود دارد و اگر نوعی تگرگ را هم به آن اضافه کنیم ۱۷ کلمه در توصیف برف در این زبان وجود دارد. در این زبان برف در حال بارش fannkoma نامیده می شود و برف سنگین تری با دانه های درشت برف در هوای آرام hundslappadrífa نام دارد. برف پودری lausamjöll و برفی که به همراه باد تند بر زمین می نشیند ofanbylur نامیده می شود. در عین حال ، زبان هایی هستند که هیچ واژه ای برای توصیف برف در آنها وجود ندارد. دلیل آن هم ساده است. این زبان ها در مناطقی تکلم می شود که اساسا در آنها برف وجود ندارد. البته این شایعه که در زبان اسکیموها ۱۰۰ کلمه برای برف وجود دارد  پیش از آنکه به گفته ی پروفسور آناتول اشتفانویچ به زبان شناس آمریکایی بنجامین لی ورف در ۱۹۴۰ بازگردد به زبان شناسی به نام فرانتس بوآس Franz Boas در سال ۱۹۱۱ مربوط می شود که می خواست نشان دهد چگونه فرهنگ ها و زبان های مختلف می تواند باعث شود گویشوران جهان را به شکل های مختلفی دیده و تقسیم بندی کنند.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

دیدگاه شما چیست