علوم شناختی

چرا ما گوریل سیاه را نادیده می گیریم؟

gorilla-504638_1280
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

مغز ما آن‌طور که فکر می‌کنیم در شناخت جهان دقیق کار نمی‌کند. تصور غالب این است که ما خود و جهان اطراف‌مان را آن‌طور که واقعاً هست می‌بینیم و درک می کنیم. اما پژوهشگران علوم شناختی و روانشناسان اینطور فکر نمی کنند و می گویند در تجربیات روزمره ما از زندگی در واقع مکانیسمی وجود دارد به اسم توجه انتخابی Selective attention و بر اساس آن چیزهایی زیادی از دست در می‌رود. یکی از مشهور ترین آزمایش های مساله توجه انتخابی ماجرای گوریل نامرئی  است که در سال‌های اخیر سر و صدای بسیاری هم به پا کرد. محققان تقریبا یک دهه پیش بود که دریافتند توجه انتخابی چگونه بر نحوه درک ما از سایر عوامل محیطی تأثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر این موضوع در آزمایشی تحت عنوان گوریل نامرئی اثبات شد. گوریل نامرئی The Invisible Gorilla نام کتابی است که کریستوفر چابریس Christopher Chabris و دنیل سایمونز Daniel Simons دو روانشناس شناختی در سال ۲۰۱۰ منتشر کرده اند. عنوان کتاب به آزمایشی اشاره دارد که پیش‌تر  توسط این دو پژوهشگر انجام  شده بود . این آزمون نشان می داد افرادی که بر یک موضوع  خاص تمرکز می‌کنند، به آسانی چیزهای دیگر را حتی اگر در گسترده حواس آنها باشد نادیده می‌گیرند. چابریس و سایمونز  برای اثبات این موضوع فیلمی یک دقیقه‌ای تهیه کردند که در آن چند دانش‌آموز یک توپ بسکتبال را به صورت پی در پی به یکدیگر پاس می‌دادند. در جریان تست از بینندگان خواسته شد تعداد دفعاتی را که دانش‌آموزان سفیدپوش توپ را به هم پاس می‌دهند بشمارند. در میانه فیلم اما فردی در لباس گوریل به آرامی وارد تصویر شده و بر سینه‌اش می کوبد و سپس از گوشه دیگری خارج می شود. پس از پایان این ویدیوی کوتاه از افراد خواسته می شود که تعداد دفعات پاس‌کاری توپ بین سفیدپوشان را اعلام کنند. افراد عددهای مختلف و بلکه یکسانی را بیان می کردند که معمولا یک یا دو تا با هم اختلاف داشت. اما موضوع اصلی این آزمایش در واقع تعداد دفعات رد و بدل شدن توپ نبود. مشکل اینجا بود که در حدود نیمی از تماشاچیان در این روند ابدا متوجه ورود گوریل به وسط تصویر نشده بودند!

maxresdefault

تصویری از آزمون مشهور توجه انتخابی مشهور به گوریل نامرئی

پس گوریل سیاه کجا رفته بود؟

سایمونز و چابریس به واسطه آزمایش گوریل نامرئی موفق به کسب جایزه ایگ نوبل شدند. جایزه ایگ نوبل که جایزه ای است که همه‌ساله در اوایل اکتبر (تقریباً در زمان اعلام نتایج جایزهٔ نوبل) به ۱۰ موفقیت برتر که «ابتدا باعث خنده و سپس به فکر فرورفتن مردم شود» اعطا می‌شود. آزمون گوریل نامرئی که در سال ۱۹۹۹ انجام شده ثابت می‌کند وقتی همه حواستان را معطوف شمردن تعداد پاس‌های لباس سفیدها می‌کنید، بویی بقیه دنیا و سایر اطلاعات دیگر در نظرتان تاریک و  بی اهمیت می‌شود. آزمایش‌های دیگری ثابت کرد حتی وقتی افراد مستقیماً به گوریل نگاه می‌کنند، اغلب متوجه آن نمی‌شوند، چون آن چیزی نیست که تماشاچی به دنبال آن است. بینندگانی که فرد گوریل‌پوش را ندیدند مرتکب خطایی در ادراک شدند که روانشناسان آن را «نابیناییِ ناشی از عدم توجه» می‌نامند. از نظر این دو محقق، این ویژگی انسان را نمی‌توان یک عیب قلمداد کرد، بلکه صرفاً یک رفتار پنهان شناختی است. مغز ما در شناخت جهان با محدودیت های فراوانی روبروست. مشکل اصلی به گفته چابریس و سایمونز «توهم توجه» و این است که ما اغلب از محدودیت‌هایمان در شناخت جهان آگاهی نداریم و تصور می‌کنیم جهان را همان‌طور که هست می‌بینیم. اما تجربه بصری ما تحت تأثیر یک کوری روانی محسوس قرار دارد. آن‌ها پژوهش‌های دیگری بر روی توهم در رابطه با ادراکات، حافظه، دانش و توانایی انجام دادند و نمونه‌هایی از مشکلاتی که این توهم برای انسان ایجاد می‌کند مورد بررسی قرار دادند. سایمونز معتقد است: «این کار درست مانند شعبده‌بازی است که مکرراً یک توپ را غیب می‌کند. شعبده‌باز می‌تواند مخاطبان خود را به این سمت هدایت کند که آن‌ها تصور کنند توپ را به روش خاصی غیب می‌کند و درصدد کشف همان روش هستند اما او از روش متفاوتی استفاده می‌کند. در هر دو نمونه مردم تنها همان چیزی را می‌بینند که انتظار دارند ببینند.» افراد زیادی بر پایه اولین آزمایش مدعی شدند افراد به آنچه اطرافشان رخ می‌دهد توجه نمی‌کنند و با توجه بیشتر و انتظار داشتن امر غیرمترقبه، می‌توانند به مسائل مهمی که در اطرافشان رخ می‌دهد توجه نشان دهند؛ اما سایمونز و چابیس در آزمایش دیگری ثابت کردند حتی افرادی که می‌دانند در حال انجام وظیفه‌ای هستند که در آن قرار است اتفاقی غیرمترقبه رخ دهد، این آگاهی به آن‌ها کمک نمی‌کند که به چیزهای غیرمنتظره توجه نشان دهند.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست