پزشکی و سلامت

آیا منتقدان تراریخته‌ها، ضد علم هستند؟

محصول سالم - مزرعه - گندم - علمنا
نوشته شده توسط سلیمان فرهادیان

چندی است که بحث فواید و زیان‌های محصولات کشاورزی تراریخته در رسانه‌ها به شدت پیگیری می‌‌شود. منتقدان محصولات تراریخته می‌گویند نباید بی‌محابا به صرف این محصولات روی آورد چون ممکن است در درازمدت ضرر و زیان‌های برای مصرف‌کنندگان به دنبال داشته باشند. مدافعان این محصولات نیز می‌گویند تا کنون آزمایش‌های علمی، خطرناک بودن این محصولات را ثابت نکرده است. آیا این ادعا صحیح است؟ و آیا صرفا برپایه این ادعا می‌توان به سالم بودن آنان رای داد؟

*
یکی از مهم ترین نکاتی که باید در مورد دستاوردهای جدید علمی به ویژه در حوزه غذا و دارو بدانیم این است که با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، نهادهای بسیاری در زمینه تایید قابل استفاده بودن یا بی‌خطر بودن مواد غذایی و داروهای جدید فعالیت می‌کنند. این نهادها تا مطمئن نشود که یک دارو یا ماده غذایی سالم و بی‌خطر است، مجوز تولید و فروش آن را صادر نمی‌کنند. اما متاسفانه تایید بی‌خطر بودن یک ماده غذایی یا دارو فرآیندی بسیار دشوار و در عین حال زمان‌بر است. به دلیل همین زمان‌بر بودن دریافت تاییدیه‌هاست که کار تولید و عرضه داروهای جدید اینقدر طول می‌کشد. (برخی از طرفداران تراریخته‌ها نیز این بررسی‌های دقیق و زمان‌بر را نشانه کارشکنی مخالفان می‌دانند.)
متاسفانه برخی از طرفداران تولید تراریخته‌ها مدعی شدند که هیچ کدام از آزمایش‌هایی که تاکنون انجام شده است، خطرناک بودن این مواد غذایی را نشان نداده است. هر چند خود این ادعا جای بحث و بررسی بسیار است و برخی آزمایش‌ها نشان‌دهنده بروز مشکلاتی در مصرف‌کنندگان این محصولات است اما باید تاکید کرد حتی با فرض درست بودن چنین ادعایی، بازهم نمی‌توان رای بر سالم بودن مواد غذایی تراریخته داد زیرا مدت زمان کمی است که این مواد عرضه شده و بشر استفاده از آنها را آغاز کرده است و طی این مدت کم نمی‌توان نتیجه گرفت که این مواد، سالم و بی‌خطر هستند.
تاریخ علم پر است از موادی که زمانی گمان می‌کردیم، بی‌خطرند اما با گذشت زمان و به ویژه با گسترش و همگانی شدن استفاده از آن، خطرناک بودن یا دست‌کم زیان‌های آن آشکار شد. آیا زمانی که پلاستیک و نایلون ابداع شد، کسی گمان می‌کرد که این ماد به ظاهر پاک و سالم، به یکی از بزرگترین مشکلات زیست‌محیطی بشر تبدیل شود که هنوز هم با ابداع انواع روش‌ها (مانند بازیافت و …) هنوز هم نتوانستیم بر آن چیره شویم؟ آیا زمانی که خودرو ابداع شد، کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که با فراگیر شدن استفاه از آن، اتلاف وقت ما را در راه‌بندان خیابان‌های شهر و جاده‌های بین شهری را به دنبال دارد؟ کسی می توانست تصور کند که این دود بی‌رنگ و بویی که از اگزوز خودرو بیرون می‌آید، هیولایی به نام آلودگی هوا را پدید می‌آورد که نفس همه‌مان را می‌برد؟
اما اگر بخواهیم موضوع عوارض ناخواسته داروها و موادغذایی را که دیرهنگام آشکار می‌شود، دقیق‌تر بررسی کنیم کافی است فقط یک مورد از این اشتباه‌ها و سهل‌انگاری‌های بشر را به خاطر آوریم، ماجرای پیامدهای دردناک دارویی به نام «تالیدومید».
تالیدومید یک داروی پیشگیری‌کننده از عوارض ناخواسته بارداری بود. معمولا زنان باردار، به ویژه در صبح‌ها دچار تهوع و سرگیجه می‌شوند. این یکی از مشکلات زنان باردار در طول تاریخ بود اما در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دارویی به بازار عرضه شد که از این عوارض ناخواسته پیشگیری می‌کرد و به زنان وعده بارداری بی‌زحمتی را می‌داد. به این ترتیب استفاده از این دارو بین زنان باردار رایج شد. اما چند سال بعد مشخص شد تعداد کودکانی که با نقایص مادرزادی متولد می‌شوند، به شدت در حال افزایش است. بسیاری از کودکان بدون دست و پا یا دست‌وپاهایی ناکامل به دنیا آمدند. تعداد زیادی از جنین‌ها نیز درگذشتند. مدت‌ها طول کشید تا پزشکان دریافتند نقض این کودکان و مرگ آن جنین‌ها به دلیل استفاده مادران‌شان از داروی تالیدومید است. به این ترتیب مشخص شد دارویی که وعده می‌داد از مشکلی کوچک پیشگیری می‌کند، خود به مشکلی هزاران برابر بزرگتر تبدیل شده است. پس از آشکار شدن این موضوع، این داروها از بازار جمع شد، اما دیگر خیلی دیر شده بود. این کودکان چند دهه بعد، به دادگاه‌ شکایت کردند و دادگاه نیز شرکت داروسازی‌ تولیدکننده این دارو را به پرداخت غرامت محکوم کرد اما این غرامت‌های سنگین نیز نتوانست کودکان آن سال‌ها و پیرمردان و پیرزنان این سال‌ها را به زندگی عادی برگرداند. در نظر داشته باشید که پیش از عرضه این دارو نیز دانشمندان آزمایش‌های بسیاری انجام داده بودند و بی‌خطر بودن آن نیز در ظاهر به اثبات رسید، اما در عمل آثار زیانبار این دارو سال‌ها بعد مشخص شد. پس از این ماجرا، فرایندهای صدور تاییدیه برای داروها دقیق‌تر و سختگیرانه‌تر شد.
**
به رغم آنکه هنوز پرسش‌ها بی‌پاسخ بسیاری در مورد سالم یا خطرناک بودن محصولات تراریخته مطرح است، طرفداران این محصولات اصرار دارند که علم ثابت کرده است که این مواد کاملا بی‌خطر و بی‌ضرر هستند و هر کس را که بر لزوم آزمایش‌های بیشتر در این زمینه تاکید کند، به ضدیت با علم و فناوری متهم می‌کنند و کمترین ناسزایشان به طرفداران آزمایش‌های بیشتر، «بیگانه با علم»، «تکنولوژی‌هراس» و «فناوری‌گریز» است. خاطرم هست دریکی از سمینارهایی که برای معرفی محصولات تراریخته و بیان مزیت‌های این محصولات برگزار شد، یکی از سخنرانان، اهمیت تولید و مصرف این محصولات را با اهمیت تولید و مصرف واکسن برای مقابله با بیماری‌ها مقایسه کرد و گفت امروزه فقط کسانی که ضدعلمند، درباره سالم بودن محصولات تراریخته شک و تردید دارند و سپس ماجرایی از اوایل اجباری شدن مایه‌کوبی در ایران نقل کرد و گفت چون مردم آن زمان با علم آشنا نبودند، واکسن را شیطانی می‌پنداشتند و از مایه‌کوبی فرزندان‌شان خودداری می‌کردند، به گونه‌ای که امیرکبیر ناچار شد برای کسانی که از مایه‌کوبی فرار می‌کنند، «پنج تومان» جریمه نقدی تعیین کند. جالب آنکه حتی با بر قرارشدن جریمه، باز هم برخی والدین از مایه‌کوبی فرزندان‌شان خودداری می‌کردند، تا آنکه یکی از کودکان در اثر ابتلا به آبله (بیماری‌ای که واکسن آن در دسترس و رایگان بود)، درگذشت. امیرکبیر از از مرگ این کودک متاثر شد و گفت این کودک بر اثر نادانی‌ در گذشته است. به این ترتیب سخنران محترم نتیجه گرفت همانگونه که در آن زمان افراد نادان، بی‌دلیل با مایه‌کوبی مخالفت می‌کردند، افراد نادان امروز هم بی‌دلیل با تراریخته‌ها مخالفت می‌کنند. اما باید تاکید کرد همانگونه که مخالفت بی‌دلیل با یک دستاورد علمی (مانند واکسن آبله) پیامدهای ناخواسته‌ای داشته است، استقبال بی‌محابا از یک دستادورد علمی دیگر نیز (مانند داروی تالیدومید)، آسیب‌‌های جبران ناپذیری برجای گذاشت.
***
در نظر داشته باشیم فقط طرفداران تراریخته‌ها دیگران را به «بی‌دانشی» و «ضدیت با علم» متهم نمی‌کنند، آنها که می‌گویند عدد پی ۳٫۱۴ نیست و ۳٫۱۵ است، آنها که می‌گویند موتور بی‌نیاز از سوخت ابداع کرده‌اند، آنها که مدعی می‌شوند با استفاده از عصاره بابونه و اسطوخودس، داروی همه دردها و بیماری‌ها، از ایدز و سارس تا سرطان و سکته قلبی و مغزی را کشف و تولید کرده‌اند نیز وقتی در مقابل مخالفان یا منتقدانشان قرار می‌گیرند و راهی برای اثبات علمی ادعاهای خود ندارند، دیگران را به بی‌دانشی و ضدیت با علم متهم می‌کنند. هنوز هم در روزگار ما کسانی هستند که بر این باورند زمین نه یک کره، بلکه سطحی صاف است، آنها نیز مخالفان و منتقدان خود را به «بی‌دانشی» و «ضدیت با علم» متهم می‌کنند!
بسیار پیش آمده است که افرادی ادعای دستاورهای تازه ‌داشتند اما در مواجهه با منتقدان، به جای ارائه دلیل و مدرک مدعی می‌شوند که کشف من مثل کشف نیوتن و اینشتین و گالیله و اختراع ادیسون مهم است و شما نمی‌توانید اهمیت کشف مرا درک کنید. من صد سال زود به دنیا آمده‌ام یا مردم دویست سال دیگر اهمیت کشف مرا درک می‌کنند. رفتار شما مثل کسی است که با نسبیت اینشتین مخالفت می‌کرد.
امروزه نیز برخی طرفداران تراریخته‌ها، کسانی را که بر لزوم آزمایش‌های بیشتر تاکید می‌کنند، به «بی‌دانشی» و «ضدیت» با علم متهم می‌کنند اما به نظر می‌رسد موضوع سلامت غذایی بشر آن قدر موضوع مهمی است که باید این اتهام‌ها را به جان خرید.

درباره نویسنده

سلیمان فرهادیان

دیدگاه شما چیست