برگزیده فلسفه و تاریخ علم

پرونده سینمای فیلسوفانه – گفتگو با بیگانگان فضایی

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

دکتر لوییس بنکس در فیلم ورود Arrival (محصول ۲۰۱۶) زبان شناسی است که قرار است برای برقراری تماس با موجودات فضایی با ارتش آمریکا همکاری کند. موجودات فضایی در سفینه ای که به زمین آمده ظاهر انسانی ندارند و به نوعی شبیه موجوداتی هفت پا هستند. داستان فیلم از این قرار است که رمزگشایی از زبان و الفبای آنها که به صورت پخش کردن جوهر از پاها صورت می گیرد وظیفه ای است که به عهدهء لوییس بنکس گذاشته شده است. بیگانگان فضایی  با ۱۲ سفینه به زمین آمده اند و ارتش آمریکا از لوویس بنکس درخواست کمک کرده است. بنکس باید دریابد که بیگانگان فضایی چه می خواهند.  تا اینجای داستان همه چیز شبیه به یک فیلم ژانر علمی-تخیلی به نظر می رسد و درست زمانی که صحبت از فهم و زبان و ارتباط می شود می توان رد پای یک پرسش بزرگ فلسفی را در فیلم پیدا کرد.

فلسفه زبان!
کواین Willard Van Orman Quine فیلسوف مشهور زبان در حدود نیم قرن پیش از ترجمه رادیکال صحبت کرده بود. زمانی که انسان هیچ چیزی دربارهء دیگری نمی داند و بر این اساس ابدا نمی توان از درستی ترجمه اطمینان داشت.  نظریه کواین  که به عدم تعین ترجمه (indeterminacy of translation) مشهور است. از نظر کواین ما هیچ‌گونه قطعیتی در خصوص معنای یک چیز در دست نداریم. به نظر او داشتن معنای واحد اساساً امکان نا‌پذیر است.
تصور کنید که وارد جمع یک قبیله‌ ابتدایی و بدوی شده اید. قبیله ای که تا به حال نه آن‌ها را دیده‌اید و نه هیچ زمینه ذهنی قبلی درباره آنها دارید. در عین حال هیچ مترجمی نیز همراه شما نیست. در ابتدا نه شما حرف افراد قبیله را می‌فهمید و نه آن‌ها چیزی از حرفهای شما سر در می آوردند. در ابتدا سعی می کنید با ایما و اشاره با آنها ارتباط برقرار کنید. از آنجایی که آنها نمی توانند منظور شما را متوجه شوند پاسخی به شما نخواهند داد و پس از گذشتن زمانی به تدریج در می یابید که مقصود آنها از رفتارهایشان چیست. در اینجا یک سلسله قواعد رفتاری ایجاد می شود. مثلا اگر یکی از افراد قبلیه به خرگوش اشاره کند و بگوید گاواگای Gavagai ، احتمالا در چنین حالتی این تصور برای شما پیش خواهد آمد که مقصود او از گاواگای، خرگوش است. اما این تنها حالت ممکن نیست. چرا که ممکن است اشاره آن فرد بدوی به بخشی از خرگوش، به نوعی از خرگوش و یا حتی به رنگی از خرگوش بوده باشد.  بنابراین اینکه مقصود فرد بدوی از کلمهء گاواگای دقیقا چه بوده را نیز نمی توان قطعا مشخص کرد. حتی اگر بعدها در جمع افراد بدوی قبلیه به یک خرگوش اشاره کنم و بگویم گاواگای، و آنها نیز مرا تایید کنند ابدا به این معنا نیست که من معنای آن را فهمیده ام. بلکه در واقع بهتر است بگوییم ؛ من رفتار آنها را یاد گرفته ام و آن را تقلید می کنم.

منظورشان چیست؟ اسلحه یا ابزار؟
در فیلم ورود فهم متقابل سریع پیش می رود زیرا بیگانگان فضایی هوشمندند و به  ایجاد ارتباط نیز علاقه‌مند. لوییس بنکس در فهم اینکه بیگانگان فضایی دقیقا چه می خواهند مشکلات فراوانی بر سر راه دارد. قصد او دریافتن هدف شخصی یک بیگانه فضایی نیست و بلکه مهم این است که بفهمیم هدف ماموریت  آنها چیست. آیا قصد نابودی زمین را دارند یا اینکه برای گفتگو به سیاره ما آمده اند. چین و روسیه در پی شروع حملاتی علیه بیگانگان فضایی هستند و به خصوص زمانی که در خلال گفتگو صحبت از سلاح می شود هیچکسی به صحبت لوییس گوش نمی دهد. این گفتهء لوییس که می گوید: “ما نمی دانیم که آنها بین مفهوم (اسلحه) و (ابزار) تفاوتی قائل  هستند یا نه” چیزی شبیه به همان مساله گاواگای در فلسفه زبان کواین است. ما نمی توانیم با قطع و یقین اطمینان داشته باشیم که وقتی فردی بدوی به خرگوش اشاره می کند و می گوید گاواگای ، دقیقا منظورش خود خرگوش باشد. روی همین ایده نمی توانیم قطعی و یقینی بدانیم که یک بیگانه فضایی از سلاح صحبت می کند یا صرفا از ابزار.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

دیدگاه شما چیست