فلسفه و تاریخ علم کاشی

چگونه مناظره کنیم؟

مناظره
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

با نگاهی به دور و اطراف در زندگی روزمره در می یابیم که انسانها در همه حال در پی استدلال و قانع کردن یکدیگر هستند. و کلا سعی می کنند با اظهار نظرهای خود قاضی را قانع کنند و به بیان دیگر استدلال هایی ترتیب دهند که موجه و عقلانی به نظر برسد. از اساتید دانشگاه؛ دانشجویان و مدیران گرفته تا دستفروشی که سعی می کند شما را قانع کند که کالای عرضه شده اش را بخرید همه و همه در حال استدلال و تلاش برای قانع کردن سایرین هستند.
مثلا راننده ای که بابت سرعت غیرمجاز توقیف شده و تلاش می کند برای کار خود دلیلی بتراشد و پلیس را قانع کند؛ یا نمایندگان دولتهای متخاصم سر میز گفتگو تمام تلاششان این است که استدلالهایی را سر هم کنند که برای طرف مقابل گفتگو قانع کننده باشد. اما گفتگو و مناظره؛ قواعدی هم دارد که بدون مراعات آنها بحث بی نتیجه و فرسایشی و نامطلوبی خواهیم داشت.

هدف از گفتگو به کار گیری کلمات به شیوه ای حساب شده و همچنین صورتبندی استدلال های درست و منطقی است و نه صرفا بحث و جدل بی حاصل.

البته مشکل بزرگی نیز بر سر راه وجود دارد و آن هم این است که در اغلب مناقشات؛ هر کسی دیگری را به پایبندی به منطق دعوت می کند و از دیگری می خواهد که منطقی باشد. به بیان ساده تر؛ مقصود افراد از  “منطقی  بودن” وقتی که از دیگران می خواهند که منطقی باشند؛ این است که “مانند ما فکر کن”. به ندرت می توان کسی را پیدا کرد که ایده ها و نظریات و دیدگاه های خود را غیرمنطقی بداند. از قضا معمولا هر کسی نظریات خود را منطقی و نظریات مخالف را غیرمنطقی ارزیابی می کند.

مساله موضوعیت
بدیهی است که در یک مناظره؛ هر کسی از ایده های شخصی خود دفاع می کند و تلاش می کند استدلالهایی را صورت بدهد که بتواند نتیجه آن را به سود خود مصادره کند. مهمترین اصل هر گفتگو این است که بحث در یک چارچوب مشخص باقی بماند. شاخ  و برگ دادن به موضوعات غیرمرتبط که ربطی به خط اصلی گفتگو ندارد؛ بیانگر عدم تسلط فرد به فن بیان و مناظره است. این نشان دهنده آن است که فرد در قبال موضوع اصلی  بحث؛ استدلال قابل توجهی در اختیار ندارد و به همین جهت موضوعات دیگر را وارد بحث می کند.

هنر خوب گوش دادن
در یک گفتگوی سودمند؛ باید از پریدن در بین حرفهای طرف مقابل پرهیز کرد. تا زمانی که جمله طرف مقابل به پایان نرسیده نباید در میان حرف دیگری پرید و جملات دیگران را قطع کرد. خوب گوش دادن به سخنان دیگران در مناظره و گفتگو؛ نه تنها برگرفته از نوعی ادب اجتماعی است؛ بلکه به معنای این است که شما می دانید که چگونه می توان بحث کرد. تا زمانی که صبورانه به سخن های طرف دیگر مناظره گوش ندهیم؛ نمی توانیم از مناظره سازنده  صحبت کنیم.

پرهیز از مغالطات منطقی
تعداد مغالطه های منطقی بسیار است و در یک یادداشت کوتاه نمی توان به بیان جزییات آنها پرداخت. در یک نگاه کلی مغالطه یا سفسطه آن دسته از استدلالهایی است که یا بر مبنای مقدمات غلط بنا شده باشند ؛ یا اینکه استنتاج نتیجهء گرفته شده از مقدمه؛ اشکال داشته باشد. در زمان یونان باستان سوفسطائیان گاهی برای پیروزی شاگردان خود در مناظره ؛ فنونی را آموزش می دادند که به هر قیمتی ولو با آسمان ریسمان بافتن و استدلاهای مغلطه آلود؛ از بحث پیروز بیرون بیایند. برای یک مناظره اصولی و منطقی؛ باید مغالطات منطقی را شناخت و از آنها پرهیز کرد. مثلا مصادره به مطلوب، یک مغالطه منطقی مشهور است و طی آن فرد در پی اثبات چیزی است که از قبل؛ درستی آن را پذیرفته است. به بیان دیگر زمانی که فرد ؛ چیزی که قرار است اثبات شود را بدیهی و مسلم فرض کرده باشد یک مغالطه آشکار رخ داده است. چنین مغالطاتی در جریان مناظره ها به معنی ضعف استدلالهای منطقی است. برای خوب مناظره کردن باید درست استدلال کرد و از مغالطه پرهیز کرد.

پرهیز از هیجانی شدن و بالا رفتن تن صدا
عصبانی شدن و بالا رفتن تن صدا به نوعی مغالطه است. به دلیل آنکه فرد با حالت پرخاش تلاش می کند موضع خود را به کرسی بنشاند. نباید فراموش کرد که بالا بردن تن صدا در بحث؛ نشانهء ضعف استدلال فرد است. اگر کسی استدلال های قوی به سود دیدگاه خود در اختیار داشته باشد ؛ دلیلی ندارد که با صدای بلند بخواهد با ارعاب در طرف مقابل ؛ برندهء میدان مناظره باشد.

پرهیز از بیان حدس و گمان ها و آمار و ارقام ساختگی
در خلال گفتگوها باید از بیان حدس ها و گمان ها و براوردهای خام پرهیز کرد. اگر درصدها و آمار و ارقام و یا سال دقیق وقوع یک حادثه تاریخی را فراموش کرده ایم؛ بسته به اهمیت موضوع؛ بهتر است این اطلاعات را جزو اطلاعات سوخته بدانیم  و دیگر از آن استفاده نکنیم.  ساختن و جعل اعدادی که در حافظه مان باقی نمانده اند بعدها علیه مان تمام خواهد شد و کسانی هستند که یا در جریان بحث یا پس از مناظره ؛ مچ مان را بگیرند. اگر فراموش کرده ایم که گوینده یک جمله  هایدگر بوده یا شوپنهاور یا کانت؛ بهتر است از این نقل قول صرف نظر کنیم. اگر فراموش کرده ایم که یوآخیم بشر نظریه فلوژیستون را در سال ۱۶۶۷ مطرح کرده و لاوازیه در سال ۱۷۷۵ با کشف اکسیژن؛ نظریه فلوژیستون را مردود کرده؛ بهتر است از بیان اطلاعات ناقص پرهیز کنیم. مثلا نباید بگوییم “یکی از دانشمندان آلمانی یا فرانسوی که یادم نیست کدام؛ نظریه فلوژیستون را در سال اگر اشتباه نکنم حدود ۱۵۰۰ یا ۱۵۵۰  رد کرد”. چنین بیان پر از تردید؛ به نوعی نشان دهنده عدم تسلط گوینده بر فن بیان و مناظره و به عبارتی بیانگر ناشی بودن ماست. اگر می خواهیم مناظره خوبی را پیش ببریم؛ باید اطلاعات دقیق هم داشته باشیم. اگر چنین اطلاعاتی در اختیار نداریم بهتر است از اطلاعات سوخته یا نیمه فراموش شده استفاده نکنیم.

پرهیز از ورود به حیطه هایی که در آن صلاحیت نداریم
این کاملا طبیعی است که هر انسانی در قبال موضوعات مختلف، آراء و دیدگاه‌های شخصی خود را داشته باشد. همهء ما درباره سیاست، اقتصاد، فرهنگ، تاریخ، فلسفه و روان‌شناسی دیدگاه هایی داریم که به نوعی حاصل تجربیات زندگی، مصاحبت با متخصصان، یا حتی مطالعه و علاقمندی شخصی مان است. گاهی ورود به حیطه هایی که در آن صلاحیت اظهار نظر نداریم؛ امتیاز منفی ما در مناظره محسوب می شود. اعتراف به اینکه از بحث چیزی نمی دانیم یا سررشته ای نداریم چیزی از شخصیت افراد کم نمی کند. گاهی چهره های مشهور نیز به حیطه هایی که در آن صلاحیتی ندارند وارد می شوند و به حیثیت شغلی و احیانا آکادمیک خود آسیب وارد می کنند. مثلا ژان لاکان یکی از مشهورترین روانکاوان قرن که به ریاضیات و هندسه و توپولوژی  علاقمند بود تلاش می کرد روانکاوی را با توپولوژی توضیح دهد و از آنجایی که تخصصی در ریاضیات و هندسه نداشت به ورطهء اشتباهات و سوءبرداشت‌ می افتاد. مثلا اعداد گنگ در ریاضی را با اعداد موهومی اشتباه می‌گرفت و بسیاری سوءبرداشت های دیگر در منطق ریاضی.
نباید فراموش کنیم اگر که در زمینه ای تخصصی نداریم و مطالعات دامنه داری هم نداشته ایم؛ حتما در آغاز بیان نظریات مان از عباراتی نظیر (به نظر من) یا (به باور من) یا به (به عقیده من) استفاده کنیم تا بدین ترتیب نشان دهیم که آنچه می گوییم صرفا حاصل برداشت ها و تحلیل های شخصی مان است و نه نظریات کارشناسی. ضمن اینکه بسیاری از متخصصصان یک موضوع هم فروتنانه در آغاز بیان نظرات خود از عباراتی مانند (به نظر من) یا مشابه آن استفاده می کنند. اگر در زمینه ای کارشناس و متخصص نیستیم ؛ نباید توقع داشته باشیم نظریات مان به عنوان نظریات کارشناسی جدی گرفته شود.  بسیاری از دیدگاه های ما؛ صرفا نظریات شخصی و خام هستند و اگر تصور کنیم که در هر زمینه ای متخصص هستیم؛ بی تردید نه فن مناظره بلدیم و نه می توانیم مناظرهء سازنده ای را پیش ببریم.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

۱ دیدگاه

دیدگاه شما چیست