سرویس انسان شناسی فلسفه و تاریخ علم

خرافه ها چگونه ساخته می شوند؟

خرافات - خرافه
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

خرافات بخش بزرگی از فرهنگ جوامع انسانی را تشکیل می دهد. رفتارهایی که هیچ دلیلی برای انجام آن در دست نداریم و غالبا در فرهنگ های مختلف به عنوان آداب و رسوم اجتماعی بدیهی و بدون نیاز به دلیل در نظر گرفته می شوند.  مثلا زدن به تخته برای رد بلا و یا بدیمنی گربه سیاه و بسیاری باورهای دیگر. اینکه در تولد شمع های روی کیک را فوت می کنیم و باور می کنیم که در زمان فوت کردن شمع باید چشمهایمان را ببندیم و آرزویی کنیم.  اینکه دیدن تفاله چایی در استکان نشانه قریب الوقع بودن یک مهمان ناخوانده است؛ اینکه آیینه شکسته ۷ سال پیاپی بدبختی در پی دارد  برای از بین بردن این نحوست باید تکه هایش شکسته آینه را جمع آوری و زیر نور ماه در خاک دفن کرد؛ از جمله این خرافه های بی پشتوانه است. بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی خاستگاه خرافات را در پاسخ های شرطی انسان جستجو می کنند. برخی دیگر خرافات را پدیده ه ای اجتماعی در نظر می گیرند و برخی دیگر خرافات را به واسطه فقدان درک درست از علیت می دانند. مایکل داو یک مردم شناس آمریکایی است که سالها روی رفتار جمعی و قبلیه ای تمدن ها کار کرده است. یکی از تحقیقات او دربارهء قبیله  کانتو ساکن جنگل های اندونزی بود. او در جریان پژوهش های خود دریافت که این قبلیه هر سال در یک قسمت متفاوت از جنگل به کشت و زرع می پردازد و سال بعد ناحیه دیگری را برای کشت انتخاب می کند. اهالی قبلیه به صورت اعجاب انگیزی بر این باورند که پرندگان بومی جنگل؛ همه ساله به آنها نشان می دهند که محل کشت کجا باید باشد.
واگذار کردن کار به فال و شانس البته منحصر به قبیله کانتو نیست و حتی بسیاری از قبایل آفریقایی یا سرخپوستی نیز باورهای مشابهی دارند. مثلا قبیله ای در مرکز آفریقا زمانی که تصمیم گیری مهمی در پیش دارد؛ با ریختن زهر در گلوی یک مرغ؛ تصمیم خود را به زنده ماندن یا مردن مرغ واگذار می کنند. قبیله سرخپوستی هم با کباب کردن کاسه سر گوزن های قطبی تلاش می کنند خطوط روی استخوان سر گوزن را تفسیر کنند و حدس بزنند کوچ گسترده گوزن ها بیشتر در کدام مناطق رخ خواهد داد. برخی از خرافه ها یا رفتارهای بی دلیل می تواند پس زمینه اقتصادی نیز داشته باشد. مثلا در بین باورهای خرافی آلمانی ها رایج است که سیگار را زمانی که فندک یا کبریت در دسترس نیست نباید با شمع روی میز روشن کرد. دلیل آن هم این بوده که در گذشته وقتی دریانوردان در فصل های سرد سال بیکار بودند و سفرهای دریایی متوقف می شد به ناچار برای گذران زندگی به کبریت فروشی روی می آوردند. اگر کسی از آنها کبریت نمی خرید و سیگار خود را با شمع روشن می کرد در حقیقت بازار این دریانوردان را خراب می کرد. برخی از رفتارهای جمعی خرافی به خصوص در جوامع غربی به قدری جا افتاده که تبدیل به یک فرهنگ معمول و مرسوم و روزمره شده است. مثلا به هم زدن لیوان نوشیدنی هیچ توجیه منطقی ندارد و صرفا مبتنی بر یک سنت دیرینه است. اما همین رفتار ظاهرا بی دلیل؛ روزگاری توجیه مشخصی داشته است و آن هم این بوده که در آن روزگار مسموم کردن رقبا یا شرکا (به خصوص در نزد دزدان دریایی) بسیار رایج بوده است؛ برخورد دادن لیوان ها با یکدیگر سبب میشده بخشی از نوشیدنی یک لیوان به داخل لیوان دیگر بریزد و در این صورت؛ کسی که لیوان دیگران را مسموم کرده بود؛ از نوشیدن امتناع می کرد و شناسایی می شد. باورهای خرافی مبتنی بر منطق و پیش فرض های اشتباه هستند و از آنجایی که رفتارهای ما ؛ بر اساس باورهای ما شکل می گیرند؛ بسیار بعید است که باورهای غلط؛ نتایج درستی در رفتار ما به دنبال خود داشته باشد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست