فلسفه و تاریخ علم

گزارش یک آدم ربایی/ پرونده اسرار اتمی نازی ها

عملیات اپسیلون operation epsilon
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

پس از شکست آلمانی ها در جنگ جهانی دوم و اشغال این کشور توسط آمریکایی ها و انگلیسی ها و روس ها در اواسط آوریل سال ۱۹۴۵، نیروهای اشغالگر به شدت در پی آن بودند که اسرار نظامی هیتلر و به خصوص از فعالیت های دانشمندان هسته ای این کشور سر در بیاورند. چند ماه بعد از این واقعه انگلیسی ها در جریان عملیاتی که عملیات «اپسیلون» نام گرفت ۱۰ تن از دانشمندان هسته ای آلمان نازی بود را بازداشت کردند و این دانشمندان از ۳ جولای ۱۹۴۵ تا ۳ ژانویه ۱۹۴۶ در بازداشت نیروهای انگلیسی در منطقه فارم هال؛ یعنی ۱۶ کیلومتری شمال غربی  کمبریج به سر بردند.
دغدغه اصلی این دانشمندان پس از آزادی و بازگشت به آلمان؛ بازسازی نهادها و موسسات علمی و ادامه فعالیت علمی در آن ویرانی به جا مانده از جنگی خانمان سوز بود. هایزنبرگ که یکی از فیزیکدانان مطرح در توسعه فیزیک هسته ای بود می نویسد: ما را در ژانویه ۱۹۴۶ آزاد کردند و به آلمان برگشتیم. حالا می توانستیم به کار بازسازی که از ۱۹۳۳ تا آن زمان این همه درباره اش حرف زده بودیم بپردازیم. اما معلوم شد که این کار دشوارتر از آن است که تصور می کردیم.
احیای مجدد انجمن کایزر ویلهلم KWG؛ همان موسسه علمی که اتو هان Otto Hahn در آن برای نخستین بار فرایند «شکافت هسته ای» را کشف کرد تقریبا ناممکن بود. هایزنبرگ می نویسد به دلیل بحران های سیاسی پس از اتمام جنگ جهانی و آینده سیاسی نامعلوم برلین بعید بود که انگلیسی ها اجازه بدهند انجمن کایزر ویلهلم را به همان شکل سابق و در محل قبلی و به همین نام برپا کنیم. با این وجود انگلیسی ها که اینک آلمان را اشغال کرده بودند ساختمان های انستیتوی پیشین تحقیقات هوانوردی در گوتینگن را در اختیار دانشمندان آلمانی گذاشتند. ماکس پلانک که در این دوران یک پیرمرد ۹۰ ساله بود نیز برای زندگی به گوتینگن آمده بود و به دانشمندان کمک می کرد تا موسسه جدیدی را پایه ریزی کنند.
هایزنبرگ می نویسد: منبعی که برای ما ناشناخته بود به اداره جاسوسی انگلیس خبر داده بود که روسها نقشه ای ریخته اند تا من و اتو هان را بدزدند و به ناحیه تحت حکومت شوروی که چند کیلومتر آن طرف تر بود ببردند. وقتی انگلیسی ها باورشان شد که جاسوسان روسی دست به کار شده اند؛ فورا من و اتو هان را به هرفورد Herford که نزدیک مرکز تحت حکومت انگلیس بود منتقل کردند. در آنجا هنگامی که در انتظار اتفاقات بعدی بودم فهمیدم که مقامات اشغالگر نقشه ای دارند که من با نیلز بوهر در دانمارک ملاقات کنم. بعدا به من اطلاع دادند که رونالد فریزر Ronald Frazer افسر انگلیسی که در گوتینگن دوستانه مراقب ما بود می خواهد با بوهر و من درباره ملاقات مان در سال ۱۹۴۱ صحبت کند.
یک هواپیمای نظامی انگلیسی ما را از بوکنبورگ Bückenburg به فرودگاه کپنهاگ برد و از آنجا با اتومبیل به خانه ییلاقی بوهر در تیسویلده رفتیم. در آنجا بار دیگر کنار آن بخاری که پیش از آن شاهد گفتگوهای فراوان درباره نظریه کوانتومی بود نشستیم و در همان جاده های خاکی جنگلی که بیست سال پیش دست در دست بچه های بوهر به طرف ساحل می رفتیم قدم زدیم. هایزنبرگ می گوید این دیدار چیز پوچی بود و وقتی خواستیم گفتگوهایمان در پاییز سال ۱۹۴۱ را به خاطر بیاوریم به قدری روایت های مختلفی داشتیم که تصمیم گرفتیم بی جهت به این بحث دامن نزنیم. در ادامه آن طور که هایزنبرگ روایت می کند گفتگویی در باره یافته های جدید در فیزیک ذرات بین او و بوهر در گرفت و هایزنبرگ تصمیم گرفت شخصا در موسسه ای که در گوتینگن در دست ساخته شدن بود (موسسه ای که بعدها موسسه ماکس پلانک نام گرفت) روی این یافته های جدید کار کند.
او می نویسد: وقتی به وطن بازگشتم الیزابت(همسر هایزنبرگ) به من خبر داد که داستان آدم ربایی به  کلی هم بی پایه نبوده است. دو کارگر اسکله هامبورگ را یک شب در بیرون خانه دستگیر کرده بودند و ظاهرا یک نفر به آنها وعده داده بود که اگر مرا به ماشینی که در آن نزدیکی پارک شده بود بکشانند پول زیادی دریافت خواهند کرد. هایزنبرگ در کتاب جز و کل (عنوان اصلی این کتاب Der Teil und das Ganze است که نسخه فارسی آن با ترجمه دکتر حسین معصومی همدانی و  همچنین حسین نجفی‌زاده در دسترس است) می گوید: من از اینکه می دیدم کل قضیه این قدر ناشیانه بوده تعجب می کردم. حدود ۶ ماه بعد سرویس جاسوسی انگلیس دلیل تعجب مرا پیدا کرد. یک نفر از نازی های سابق که حال و روز بدی داشت و بیکار بود این نقشه را ریخته بود تا خودش را در چشم متفقین ؛ دوست جلوه بدهد. دو کارگر اسکله را هم خود او اجیر کرده بود تا به صورت نمایشی ؛ انگلیسی ها را از آدم دزدی قریب الوقوع آگاه کند. خود هایزنبرگ می نویسد: او مدتی همه را دست انداخته بود؛ اما مثل اغلب توطئه گرها کارش دوامی نداشت. خیلی وقت های می نشستیم و به این ماجرا می خندیدیم.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست