علوم پایه

آیا تیراندازی به پرندگان، آن‌ها را باهوش‌تر می‌کند؟

تیراندازی
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

این احتمال وجود دارد که شکارچیان با شلیک غیرعمدی به پرندگانی که مغز کوچک‌تری دارند بر هوش آن‌ها بیفزایند.

جمله بالا نتیجه یک تحقیق جدید و حاکی از آن است که شکار کردن بر جمعیت پرندگان دانمارک و احتمالاً هر نقطه دیگری در جهان نیروی تکاملی قوی وارد می‌کند. اما این تحقیق موجب خشم محققانی شده که می پرسند آیا تکامل اندازه مغز می‌تواند صرفاً به یک عامل وابسته باشد.
«جان مازلوف» زیست‌شناس جانوری دانشگاه واشنگتن در سیاتل که در این مطالعه مشارکت نداشته است گفت این مطالعه «موجب بسط دیدگاهی شده مبنی بر این‌که هوش در جهان طبیعی که بیش از پیش انسان بر آن مسلط می‌شود، بسیار اهمیت دارد.»
ثابت شده است شکار و ماهیگیری بر جمعیت حیوانات زیادی تأثیر دارد. به عنوان مثال، جمعیت ماهی‌های سوف در دریای مجمع‌الجزایر فنلاند در طول زمان به سبب ماهیگیری کاهش یافته و معمولاً بزرگ‌ترین ماهی‌های این‌گونه از بین می‌رود. این فشار باعث شده است ماهی‌های کوچکتر زودتر به بلوغ جنسی برسند. بر روی خشکی نیز، روباه قطبی و خرس قطبی می‌توانند موجب شوند شکارهای آن‌ها باهوش‌تر شوند زیرا احتمال این‌که این شکارچیان شکارهایی را که مغزهای کوچک‌تری دارند به چنگ آورند بیشتر است. به عنوان مثال، اخیراً در مطالعه‌ای ثابت شد اردک خالدار معمولی در مقایسه با اردک‌هایی که سر کوچک‌تری دارند، بیشترین تعداد جوجه و بزرگ‌ترین سر (و فرضاً مغز) را دارد و در ایجاد پیوندهای همسایگی محافظت‌کننده عملکرد بهتری دارند.
آیا این موضوع در مورد پرندگانی که از شکارچیان انسانی می‌گریزند نیز صادق است؟ «آندرس پیپ مولر» زیست‌شناس تکاملی در دانشگاه پاریس-سود، برای یافتن پاسخ این سؤال، اندازه مغز ۳ هزار و ۷۸۱ پرنده از ۱۹۷ گونه را که از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۵ آکنده‌سازی کرده بودند، اندازه گرفت. «یوهانس مولر» همکار مولر هر یک از پرندگان را تشریح کرد، توده بدنی آن‌ها را مورد بررسی قرار داد و مغز آن‌ها را وزن کرد. هم چنین دانشمندان وضعیت بدنی و سن پرنده در هنگام مرگ را اندازه گیری کردند.
بر پایه گزارش محققان در «بیولوژی لترز»، آن‌ها پی بردند ۲۹۹ پرنده یا ۷/۹ درصد پرندگان با گلوله کشته شده‌اند. پرندگانی که نسبت به بدنشان، مغز کوچک‌تری داشتند، مثل پرندگان بزرگ‌تر (که هدف بزرگ‌تری هستند) و نرها (شاید به خاطر داشتن رنگ روشن‌تر) بیشتر هدف تیر قرار گرفته بودند. اما اگر پرنده‌ای نسبت به جثه‌اش مغز بزرگی داشت، احتمال تیر خوردن آن تقریباً ۳۰ برابر کمتر شده بود. این مسئله با سلامت، توده بدنی، جنسیت و گونه پرنده ارتباطی نداشت. آن‌ها به این نتیجه رسیدند شکارچیان سهواً با حذف پرندگانی که مغز فندقی هستند، شکار خود را به پرندگانی تبدیل می‌کنند که مغز بزرگ‌تری دارند.
هم چنین محققان اندازه سایر اندام‌های داخلی پرندگان (قلب، کبد و شش‌ها) را بررسی کردند و یافتند که در پرندگان شکار شده تنها مغز کوچک‌تر بوده است. مولر گفت :«یعنی شکار تأثیر بسیار خاص و ویژه‌ای بر مغز و نه بر سایر قابلیت‌های جسمی این حیوانات دارد.»
او افزود شکارچیان به‌عمد پرندگان کوچک‌مغز را هدف قرار نمی‌دهند. فقط این پرندگان مراقب شکارچیان نیستند و ظاهراً فاقد هوش کافی هستند که متوجه شوند افرادی که اسلحه دارند خطرناک‌اند. «وقتی فردی مسلح به آن‌ها نزدیک می‌شود بیشتر طول می‌کشد تا پرواز کنند، درحالی‌که پرندگان بزرگ مغز از نعمت محتاط بودن بهره‌مندند.» مولر و گروهش نمی‌توانند تغییرات اندازه مغز را در طول زمان دنبال کنند زیرا قوانین شکار در بسیاری از مناطق موردمطالعه دچار تغییر شده است؛ در برخی مناطق شکار زمانی مجاز بوده اما حالا ممنوع است. مولر پیش‌بینی می‌کند که همین موضوع شاید به پرندگان کوچک‌مغز فرصت داده تا به‌تدریج بخش بزرگ‌تری از جمعیت پرندگان را تشکیل دهند.»

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست