فناوری

آیا گوگل بر انتخابات آمریکا تأثیر می‌گذارد؟

گوگل
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

حتی اگر شما باور نداشته باشید که انسان‌نماها و روشن‌ضمیران کره زمین را تحت سلطه خود دارند، جهان واقعاً مملو از تأثیراتی غیر محسوس است. موسیقی آرام در خوار و بارفروشی باعث می‌شود آرام‌تر قدم بزنیم و پول بیشتری خرج کنیم. حضور محصولات در تلویزیون و فیلم‌ها باعث می‌شود به طرز غیرقابل توضیحی شیفته چیزهایی مانند کوکاکولا یا یک نوع خوراکی خاص بشویم. اغلب مردم این پیام‌های ناخودآگاه را بخش گریزناپذیر زندگی خود و حتی ابزاری می‌دانند که شاید زمانی خود ما هم از آن بهره‌برداری کنیم. اما چه می‌شود اگر این نیروهای غیرقابل مشاهده کاری بیش از خالی کردن جیب ما انجام بدهند؟ چه می‌شود اگر آن‌ها نظرات رأی‌دهندگان را تغییر دهند؟
مجله «ساینس» با توجه به انتخابات پیش رو در آمریکا، از متخصصان حوزه کامپیوتر، تجارت و حقوق خواست بررسی کنند که چگونه شرکت‌هایی مانند گوگل یا فیس‌بوک که نخستین دروازه اطلاعات آنلاین برای میلیون‌ها رأی‌دهنده هستند، می‌توانند بر نتیجه انتخابات تأثیر بگذارند؟

موتورهای جستجو چگونه بر مردم تأثیر می‌گذارند؟

تابستان گذشته «ساینس» چیزی را موسوم به تأثیر دست‌کاری موتور جستجو گزارش داد. ازآنجایی‌که شرکت‌هایی مانند گوگل در ارائه بهترین پیوندها بهترین عملکرد را دارند، هر چه یک آیتم در فهرست نتایج جستجو بیشتر ظاهر شود، کاربران بیشتری به آن اعتماد می‌کنند. تا اینجا مشکلی نیست اگر شما در پی بهترین مکان برای خرید یکدست لوازم آشپزخانه یا وسایل سال تحصیلی جدید باشد، اما «روبرت اپشتین» سرپرست گروه تحقیقاتی و روانشناس محقق موسسه مطالعات رفتاری و فناوری آمریکا در ویستا کالیفرنیا اعلام کرد او و سرپرست دیگر گروه می‌توانند صرفاً با قرار دادن پیوندهای یک نامزد بالاتر از پیوندهای مربوط به نامزد دیگر در یک جستجوی مکارانه، بر روی نظر رأی‌دهندگانی مردد تأثیر بگذارند تا یک نامزد را انتخاب کنند. آن‌ها در یک مرحله از آزمایش، گروهی از رأی‌دهندگان واقعی را پیش از انتخابات سراسری سال ۲۰۱۴ در هند مورد بررسی قرار دادند و متوجه شدند نتایج جستجو می تواند تعداد رأی‌دهندگان مرددی که یک نامزد را برمی‌گزینند دست‌کم ۱۲ درصد افزایش دهد.
تأثیر آن برای شرکت‌کنندگان در مطالعه مسلم بود؛ اغلب آن‌ها متوجه نشدند که نتایج جستجوهایشان جانب‌دارانه بوده‌ است. اما اگر متوجه هم می‌شدند، تصور می‌کردند موتور جستجو صرفاً کار خود را انجام می‌دهد و نامزد بهتر را در جایگاهی بهتر از رقیب آن قرار می‌دهد.
شرکت‌های دیگر به ویژه فیس‌بوک و توییتر با الگوریتم‌های خود تأثیر مشابهی ایجاد می‌کنند. «جاناتان زیترین» استاد حقوق و علوم کامپیوتر در دانشگاه هاروارد قابلیت منحصربه‌فرد فیس‌بوک را در بسیج کردن رأی‌دهندگان با قرار دادن یادآورها در خوراک خبری آن‌ها بررسی کرده است. فیس‌بوک اگر بخواهد می تواند کاربران را بر اساس گروه جمعیتی و موقعیت جغرافیایی خود بسیج کند تا همسو با منافع آن شرکت رأی دهند: نوعی تقسیم غیرعادلانه حوزه‌های سیاسی که می تواند صدها هزار رأی فوق‌العاده در پی داشته باشد (اتفاقی که در هند رخ داد).

گوگل چه قدر می تواند بر انتخابات ۲۰۱۶ تأثیر بگذارد؟

بر اساس محاسبات اپشتین، نتایج جانب‌دارانه گوگل می تواند در ماه نوامبر آراء را تا ۲ درصد یعنی حدود ۶/۲ میلیون رأی تغییر دهد. این رقم شاید چندان زیاد نباشد اما تکلیف بسیاری از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا با ارقامی کمتر از این مشخص شده است (مثلاً بوش در مقابل گور در سال ۲۰۰۰). بر اساس این مقاله، هیلاری کلینتون در رأی‌گیری‌ها ۴/۶ درصد از دونالد ترامپ جلوتر است اما این اختلاف طی چند ماه گذشته به مقدار چشمگیری دچار نوسان شده است. به عنوان مثال در پایان ماه جولای، ترامپ کمتر از یک درصد آراء مردمی را داشت و این کاملاً در چارچوب تأثیر دست‌کاری موتور جستجو است (گرچه کالج انتخابات تا حدی این بحث را پیچیده می‌کند). حتی شاید انتخابات ایالتی و محلی بیشتر در معرض خطر باشند.

آیا شواهدی مبنی بر سوءاستفاده دروازه بانان اینترنت از این قدرت وجود دارد؟

خیر، اما این سؤال معمای اصلی مسئله است. به هر جهت در حال حاضر هیچ راهی برای پاسخ به این سؤال وجود ندارد. در کل ناظران نمی‌توانند بر روی گوگل یا فیس‌بوک یا دیگر غول‌های فناوری نظارت کنند تا پی ببرند که الگوریتم‌های اختصاصی آن‌ها چگونه محتوایی را که بر روی صفحه مشاهده می‌کنیم تعیین می‌کند. حقوق مالکیت فکری به این شرکت‌ها اجازه می‌دهد مشخصات جستجو و الگوریتم‌های خوراک خبری را مخفی نگه دارند و این مسئله پی بردن به هرگونه جانب‌داری در محتوای مورد استفاده کاربران را دشوار می‌کند.
اما اپشتین معتقد است گوگل بر روی تأثیر نامشهود موتور جستجو به نفع نامزد دموکرات‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند. گرچه او شواهدی در دست ندارد که نشان دهد نتایج جستجو جانب‌دارانه هستند اما به تناقضاتی عجیب پی برده است که ظاهراً از کلینتون در نمای متفاوتی از موتور جستجوی گوگل طرفداری می‌شود: پیشنهاد‌ها جستجو.

قدرت پیشنهاد

اپشتین و همکارش «رونالد روبرتسان» بخش اعظم تابستان را به پیگیری پیشنهاد‌ها در جستجو سپری کردند {یعنی زمانی که تایپ کردن یک درخواست را آغاز می‌کنید، گوگل به صورت خودکار پیشنهادی را ارائه می‌دهد که «تکمیل خودکار» نام دارد} محققان مکرراً با استفاده از عبارات پیشنهادی مانند «هیلاری کلینتون» یا «ضد دونالد ترامپ» بررسی کردند که آیا موتور جستجو نتایج رسواکننده بیشتری برای یک نامزد ارائه می‌دهد یا نه.
نتایج تحقیق آن‌ها در مجلات علمی منتشر نشد و هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است اما اپشتین می‌گوید که ثابت کرده‌اند نمی‌توان به راحتی گوگل را وادار کرد درخواست‌های جستجوی منفی برای کلینتون پیشنهاد دهد، در مقایسه با سناتور برنی ساندرز یا دونالد ترامپ و سایر نامزدهای برتر جمهوری خواهان. بررسی‌های اپشتین نشان داد موتور جستجو «مارکو کوچک» و«تد دروغ‌گو» را پیشنهاد داد که دو مورد از القاب نامناسب و غیر مشهور ترامپ هستند اما «هیلاری بدکار» یا «کین فاسد» را پیشنهاد نمی‌دهد.
الگوریتم‌های موتورهای جستجو اختصاصی هستند ازاین‌رو با قطعیت نمی‌توان گفت که چه چیزی نتایج را کنترل می‌کند. مثلاً یک موتور جستجو ممکن است بر اساس هر چیزی از پیشینه وبگردی شخص تا موقعیت او (بر اساس آدرس پروتکل اینترنتی) یا حتی کل نتایج جستجوهای دیگران، تکمیل خودکار انجام دهد. گوگل در واکنش به ادعاهای مختلف در مورد جانب‌داری سیاسی در الگوریتم تکمیل خودکار، در ماه ژوئن مطلبی در وبلاگ خود منتشر کرد مبنی بر این که الگوریتم تکمیل خودکار را به نحوی طراحی کرده است که جستجوهای اسامی اشخاص را با واژه‌های توهین‌آمیز یا انتقادی تکمیل نکند. «مدتی پیش و پس از این که تکمیل خودکار اغلب موارد توهین‌آمیز، آسیب‌زا و نادرست را در مورد افراد پیش‌بینی می‌کرد، این تغییر را لحاظ کردیم . این فیلتر بر اساس یک قاعده یکسان عمل می‌کند و اهمیتی ندارد که فرد موردنظر چه کسی باشد.»
البته اپشتین آن را نپذیرفت. او گفت: «طوری بیانیه را تنظیم کرده‌اند گویی تمام واژه‌های منفی برای افراد را حذف می‌کنند و این خوشبختانه درست نیست.» گوگل پاسخی نداد و «ساینس» را به مطلب منتشر شده در وبلاگش هدایت کرد.
اما هر اتفاقی که در جریان باشد، هر نوع جانب‌داری که دست‌کاری شده یا طوری دیگری باشد، می تواند تأثیری شگفت‌انگیز بر رأی‌دهندگان مردد بگذارد. بر اساس تحقیق منتشر نشده اپشتین، رأی‌دهندگان مردد بر روی مطالبی که به شکل منفی تنظیم شده‌اند ۱۵ برابر بیشتر از مطالبی که به شکل خنثی تنظیم شده‌اند کلیک می‌کنند. او معتقد است در نتیجه سرکوب کردن نتایج جستجوی منفی ممکن است راه بسیار آسانی برای تغییر دادن نظر در فضای آنلاین باشد.

آیا راهی وجود دارد که غول‌های فناوری نتوانند در جهان آنلاین، جانب‌دارانه رفتار کنند؟

بله. اما اغلب آن‌ها مستلزم فناوری‌های هوشمندانه‌ای که هنوز اختراع نشده‌اند یا کمک دولت، قانون و شرکت‌های فناوری هستند. «بن ادلمان» استاد مدیریت کسب‌وکار در هاروارد، سال‌ها درصدد کشف جانب‌داری در نتایج گوگل بود. او معتقد است شاید ما بتوانیم پلاگین های وبگردی ایجاد کنیم که جانب‌داری‌های موجود در نتایج تحقیق را کشف و تصحیح کنند. یکی از پلاگین های جستجو «تمرکز بر کاربر» (Focus on the User) نام دارد.
پس از آنکه گوگل در سال ۲۰۱۰ الگوریتم خود را به‌گونه‌ای تنظیم کرد که نظرات مربوط به رستوران‌ها از گوگل پلاس را بر یلپ (yelp) ترجیح می‌داد، برنامه نویسان پلاگین خود را تنظیم کردند تا پیوندهای حذف شده یلپ را با دست‌کاری ابزارهای فهرست بندی گوگل، به نتایج جستجوی گوگل برگرداند. توسعه ابزارهای مشابه دیگر نیز ممکن، اما بعید است که پلاگین ها به تنهایی بتوانند همه موارد جانب‌داری در نتایج جستجو را شناسایی کنند.
شاید به‌جای نظارت بر این شرکت‌های فناوری علیرغم میل آن‌ها، الزام آن‌ها به همسویی با ناظران آسان‌تر و مفیدتر باشد. جاناتان زیترین و همکارش جک بالکین استاد حقوق اساسی دانشگاه ییل معتقدند شرکت‌های فناوری که الگوریتم‌هایشان دروازه ورود به اینترنت است باید مانند «امین اطلاعات» عمل کنند. درست مانند پزشکان یا کارگزاران که باید در راستای منافع بیمار یا مشتری عمل کنند. زیترین معتقد است گوگل و فیس‌بوک باید مسئولیت حقوقی و اخلاقی رعایت منافع کاربران خود را بر عهده بگیرند. او گفت: «اگر در زمان انتخابات فیس‌بوک تصمیم بگیرد تنها در خوراک خبری یک گروه از رأی‌دهندگان یادآور قرار دهد … به نظر من این برای کاربرانی که به آن‌ها یادآوری نشده است، غیرمنصفانه است.»
زیترین معتقد است معامله مشابهی می تواند شرکت‌های فناوری را ترغیب کند تا با حمایت از آن‌ها در مقابل دعاوی حقوقی در مورد نحوه استفاده و فروش اطلاعات شخصی کاربران، نقش امین اطلاعات را بر عهده بگیرند. در آمریکا معمولاً این دعاوی در سطح ایالتی که قوانین حاکم بر حریم خصوصی در هر حوزه قضایی بسیار متفاوت است حل‌وفصل می‌شود. این برای فعالیت آن‌ها بسیار خطرناک است. زیترین می‌گوید غول‌های فناوری می‌توانند نقش امین اطلاعات را بر عهده بگیرند اگر دعاوی مربوط به حریم خصوصی تنها توسط مقامات نظارتی به‌جای حوزه‌های قضایی ایالتی (وضعیت کنونی) حل ‌و فصل شود. «این یکی از روش‌های انجام این کار با صلح به‌جای جنگ است.»
محققان دیگر مانند «فرانک پاسکوال» استاد حقوق دانشگاه مریلند در بالتیمور معتقدند دولت باید بر جانب‌داری در برخی حوزه‌ها مانند انتخابات، نظارت و آن‌ها را تنظیم کند. او می‌گوید: «در رابطه با موضوع تنظیم انتخابات، آینده‌ای را پیش‌بینی می‌کنم که گروه انتخابات فدرال صلاحیت بررسی این موضوع را در دست بگیرد. من از طرح امین اطلاعات حمایت می‌کنم اما فکر می‌کنم این به آن‌ها ربط دارد که آن را بپذیرند یا نه. ایالت قدرت حاکمِ است. ما می‌توانیم آن‌ها را تنظیم کنیم.»
راه‌حل نهایی و فوق‌العاده برای انحصار طلبی بر اطلاعات آنلاین ایجاد یک موتور جستجوی عمومی تحت مالکیت مردم است. اپشتین می‌گوید: «گوگل تظاهر می‌کند یک کتابخانه عمومی است اما این‌طور نیست. کتابخانه‌های عمومی رد افراد را نمی‌زنند و پیشینه امانت گرفتن کتاب را به شرکت‌های دیگر نمی‌فروشند. آن‌ها فقط به شما کمک می‌کنند چیز مورد نظرتان را پیدا کنید. ما همین را می‌خواهیم. باید موتور جستجوی گوگل را بگیریم و آن را مردمی کنیم.»

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست