فلسفه و تاریخ علم

ژنتیک و نژادپرستی؛ آزادی بیان دانشمندان

جیمز واتسون - کاشف ساختار DNA
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

ماجرای حراج مدال نوبل واتسون 

سال ۲۰۰۷ سال بدی برای جیمز واتسون بود. در این سال دانشمند بزرگی که در سال ۱۹۶۲ به همراه فرانسیس کریک به خاطر کشف ساختار دی ان ای موفق به دریافت جایزه نوبل شده بود شغل خود را در آزمایشگاه کولد اسپرینگ هاربر Cold Spring Harbor Laboratory از دست داد. واتسون هفت سال بعد یعنی در ۲۰۱۴ اعلام کرد که به خاطر بی پولی مجبور شده مدال نوبل خود را به حراج بگذارد. این وضع پیش آمده برای واتسون به بحث ها و مناقشاتی دامن زد که قضاوت درباره آن ساده نیست.  واتسون در مصاحبه سال ۲۰۰۷ به دلیل اظهاراتش در هفته نامه بریتانیایی ساندی تایمز؛ بهره هوشی پایین تر سیاه پوستان را عامل عقب ماندگی آفریقا دانسته بود. به نوشته ساندی تایمز؛

“واتسون نسبت به آینده آفریقا بدبین و نا امید است.
او می گوید تمامی سیاست‌های اجتماعی مبنی بر این واقعیت است که هوش آنها با ما یکسان است ؛ در حالی که همه آزمایش‌ها نشان می‌دهد واقعا اینگونه نیست.”

این اظهارات جنجال برانگیز موج عظیمی علیه واتسون به پا کرد و باعث شد برنامه های دعوت از او در مراکز آکادمیک یکی پس از دیگری لغو شود. موزه علوم لندن، با انشار بیانیه‌ای اعلام کرد که سخنرانی دکتر واتسون را به‌دلیل سخنانی که از حد مباحثه معمولی  فراتر رفته لغو می‌کند. از دست دادن  موقعیت های شغلی و اجتماعی آسیب جدی به جایگاه واتسون وارد کرد و کار به جایی  رسید که او مدال نوبل خود را با قیمت پایه دو و نیم میلیون دلار در یک حراجی به فروش گذاشت. البته آلیشرعثمانف alisher usmanov میلیاردر روس مدال نوبل واتسون را به قیمت بیش از ۴ میلیون دلار خرید و در اقدامی جالب آن را به خود واتسون باز گرداند.  عثمانف گفت : شرایطی که چنین دانشمند بزرگی را وادار به فروش مدال حاصل از تلاش هایش می کند قابل قبول نیست.

آیا اظهارات واتسون واقعا نژادپرستانه بوده است؟

اگر آنچه که واتسون گفت؛ واقعا مبتنی بر واقعیات علمی قابل اثبات بوده باشد؛ باز هم می توان اظهارات او را نژادپرستانه دانست؟ آیا دانشمندان در انتشار نتایج علمی باید در چارچوب سیاست های غالب و جو عمومی اجتماعی کار کنند و در بیان نظریات و مطالعات خود دست به خودسانسوری بزنند؟ پیشتر آرتور جنسن Arthur Jensen استاد دانشگاه برکلی کالیفرنیا با مشکل مشابهی مواجه بود. او در جریان مطالعاتش در زمینه ارتباط بهره هوشی و ژنتیک نتایجی را منتشر کرده بود که مورد انتقادات بسیار قرار گرفت و حتی در مواردی تهدید به مرگ نیز شده بود. ریچارد هرنستاین Richard Herrnstein نیز در سال ۱۹۹۴ با انتشار کتابی با نام منحنی زنگی The Bell Curve اظهار داشته بود که تفاوتها در آی کیو ژنتیکی است و به همین جهت او نیز مورد انتقاد موسسات بین المللی مدافع برابری انسان ها قرار گرفت. اگر به راستی آنچه که واتسون یا دانشمندان هم عقیده با وی اظهار داشته اند یک واقعیت علمی باشد آیا باید از بیان آن به دلیل هراس از واکنش ها صرف نظر کرد؟ البته با توجه به اظهارات بعدی واتسون به نظر می رسد اظهاراتش به هیچ عنوان بار تحقیر آمیز یا نژادپرستانه نداشته و او صرفا می خواسته ناامیدی و نگرانی خود را به دلیل یک سیاست اجتماعی غلط در جهان بیان کند. ضمن اینکه مطالعات انجام شده که واتسون هم به آنها استناد می کند اگر سوگیرانه و جهت دار بود (و مثلا توسط رسانه های حامی سرمایه داری اروپایی یا آمریکایی دستکاری شده بود) اروپا و آمریکا را در صدر جدول می نشاند. در حالی که بر اساس این مطالعات؛ مردم کشورهای شرق آسیا بهره هوشی بالاتری از مردمان اروپا و آمریکا دارند. برخی از همین مطالعات ؛ اگرچه مورد انتقاد بخشی از جامعه علمی است ؛ بیانگر آن است که IQ مبنای ژنتیکی دارد و البته اینکه چه نتیجه اخلاقی یا اجتماعی می توان از آن گرفت خود موضوع بحث دیگری است.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

۱ دیدگاه

دیدگاه شما چیست