آخرین اخبار فلسفه و تاریخ علم

پیامدهای فلسفی داروهای ضد افسردگی (قسمت دوم)

دارو - افسردگی - درمان -
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

در بخش پیشین از داروهایی نام بردیم که بیمار افسرده با کمک آن؛ خاطرات گذشته خود را با کاهش آدرنالین در مغز و تاثیر آن بر حافظه؛ دستکاری و تحریف می کند و در ادامه پرسیدیم: آیا در این صورت ؛ خود واقعیت نیز به نوعی دستکاری شده است؟ یا صرفا (درک و خاطرات ما از واقعیت) دستخوش تغییر شده و نه (خود واقعیت). برای تحلیل این پرسش ها از دیدگاه فلسفی باید ببینیم فیلسوفان در این باره چه نظراتی داشته اند. بخشی از پاسخ به این پرسش را می توان در مفهومی فلسفی به نام اصالت روانشناسی Psychologism  پیدا کرد. این اصطلاح ؛ معانی گوناگونی دارد اما در یک نگاه کلی به معنای تحویل مفاهیم و فرض های یک حوزه معرفتی مشخص (مثلا سیاست یا شناخت شناسی) است؛ به مفاهیم و تبیین ها و توصیف هایی که در روان‌شناسی استفاده می شود. دیدگاه اصالت روانشناسی می گوید که مثلا می توانیم قواعد منطق را با روانشناسی توضیح دهیم. چون منطق؛ قوانین ساختار اندیشه انسان است و خود اندیشه انسانی نیز محصول فرایند هایی است که در ذهن انسان رخ می دهد. پپروان “اصالت روانشناسی” معتقدند که به همین سبب میتوان منطق را با توصیف آنچه در ذهن رخ می دهد توصیف کرد. از جان استوارت میل John Stuart Mill فیلسوف انگلیسی گرفته تا سایرین که می کوشند محتوای ذهن را با توصیف فیزیکی در رشته های عصبی توضیح دهند نیز؛ نوع دیگری از “اصالت روانشناسی” را دنبال می کنند. (اگرچه با رویکرد فیزیکالیستی) حتی فلسفه کانت نیز آنجا که در نقد عقل محض؛ شهودهای پیشینی زمان و مکان و مقولات فاهمه ۱۲ گانه را طرح می کند به نوعی مبتنی بر همین تحویل مفاهیم به روانشناسی است. حتی رد پای این اندیشه در فیلسوفان بعدی مانند ویتگنشتاین Wittgenstein متاخر و یا کواین Quine نیز در بحث های مربوط به معناشناسی واژگان نیز دیده می شود.
این دیدگاه که معانی کلمات یا عبارات قابل تحویل به فراگردهای ذهنی هستند. وقتی این تلقی از قواعد منطق و تحویل آن به روان‌شناسی را در کنار تاثیرات داروهایی مانند فلوکستین و مهار کننده بازجذب سروتونین می گذاریم ؛ مساله قدری به لحاظ فلسفی بغرنج می شود. مثلا پروپرانولول با کاهش اثر تجربه های هولناک گذشته در خاطرات ؛ بی تردید در تصمیم گیری و الگوی منطقی فرد در مواجهه با تجربیات بعدی تاثیر می گذارد. تصور کنید که میلیونها نفر در سراسر جهان از داروهایی نظیر فلوکستین (پروزاک) استفاده می کنند. آیا ممکن است روزی حافظه جمعی ما نیز تغییر کند؟ پیترکرامر Peter Kramer روانپزشک در کتاب خودبا نام (به پروزاک گوش فرا دهید) Listening to Prozac می نویسد:  افراد با مصرف پروزاک (فلوکستین) خود را در مقایسه با پیش از مصرف دارو بهتر ارزیابی می‌کنند. پرسش ما همچنان بر سر جای خود باقیست. اگر استرس و اضطراب های روزمره؛ الگوی اشتباه در قضاوت رویدادها؛ خطاهای شناختی؛ سهل نگاری؛ بدبینی و بسیاری ناخوشی های دیگر روانی با دارودرمانی بهبود پیدا می کند؛ واقعیت شخصیتی کدام است. پیش از مصرف دارو یا پس از آن؟ این پرسش همچنان بی پاسخ می ماند. دو فیلسوف را تصور کنید که رو در روی هم در حال یک گفتگوی عمیق فلسفی درباره یک رخداد تاریخی هستند که هر دو شخصا تجربه کرده اند. یکی تحت تاثیر مصرف دارویی مانند پروپرانولول و دیگری بدون آن. هر دو روایت شخصی خود از امر واقع بیرون از ذهن خود را طرح می کنند اما یکی از آنها به وضوح برداشت خود از گذشته را تحریف کرده است. هیجان و آدرنالین بالا که در لحظه وقوع رویداد تاریخی؛ آن خاطره را پررنگ می کرده اینک رنگ باخته و در اینجا ما با دو روایت احتمالا ناهمگون مواجهیم که هر دو نیز آن را واقعیت مسلم ارزیابی می کنند.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

۱ دیدگاه

دیدگاه شما چیست