مصاحبه ها

نماینده ویژه رییس جمهور از طرح پروفسور جوان می گوید!

دکتر مصطفی معین - وزیر علوم - مصاحبه اختصاصی
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

در روزهای گذشته شاهد خبر فوت یکی از چهره های مطرح جامعه علمی جهان و افسوس برخی از محققان و دانشمندان بودیم. این افسوس البته در کشور ما برای برخی بسیار بیشتر از سایرین بود زیرا که خبر، مربوط به درگذشت یک دانشمند بزرگ ایرانی می شد؛ پروفسور علی جوان که از سال ها قبل –حتی قبل از انقلاب اسلامی ایران- از کشور خارج شده و زندگی علمی خود را در آمریکا پیگیری کرده بود. او در سال ۱۹۶۰ میلادی توانست نخستین لیزر گازی را ابداع نماید و با این کشف آوازه نامش در دنیای علم بپیچید.
اما برهه ای از زندگی او که می توانست باعث تغییرات در علم و دانش سرزمین ما شود و ما را بر آن داشت تا مصاحبه ای را با یکی از مطلعین این رویداد ترتیب دهیم، مربوط به سال های ابتدایی دهه هفتاد شمسی می شود. جایی که در راستای اهداف دولت وقت مبنی بر برقراری ارتباطات بین المللی علمی پس از پایان جنگ، پروفسور علی جوان به ایران می آید و با رییس جمهمور و وزیر علوم آن زمان (به ترتیب: آیت الله هاشمی رفسنجانی و دکتر مصطفی معین) جلسه ای برگزار کرده و طرحی منحصر به فرد را ارائه می نماید. طرحی که پس از خروج «جوان» از ایران غبار فراموشی-به رسم ساختار دولتی ایران- بر روی آن می نشیند و به مرحله اجرایی که هیچ، حتی به آن اشاره ای هم نمی شود.
اکنون پایگاه خبری علمنا به همین مناسبت و به منظور ایجاد شفافیت در این خصوص با وزیر علوم وقت و کسی که به گفته خود، در جلسه خصوصی با رییس جمهور و پروفسور جوان حضور داشته و نماینده ویژه رییس جمهور برای پیگیری این طرح بوده، گفت و گویی مفصل ترتیب داده است که ابعاد تازه ای از این طرح و دلایل عدم پیگیری آن را شفاف می کند.
در ادامه شما شاهد مصاحبه اختصاصی علمنا با دکتر مصطفی معین وزیر علوم اسبق کشورمان هستید.

کوتاه از مصطفی معین:
دکتر مصطفی معین، زاده ۱۱ فروردین ۱۳۳۰، پزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران هست که در دو دوره طی سال‌های ‎۱۳۶۸-۱۳۷۲ در دولت اول هاشمی رفسنجانی و سال‌های ‎۱۳۷۶-۱۳۸۲ در دولت هشتم جمعاً به مدت ۱۰ سال عهده‌دار مقام وزارت علوم بوده‌است. از دیگر سوابق احرایی وی می توان به ریاست دانشگاه شیراز، نمایندگی مردم شیراز در نخستین دوره مجلس اسلامی، دبیر شورای مرکزی جهاد دانشگاهی (۱۳۶۱–۶۴)، سرپرست گروه برنامه‌ریزی پزشکی ستاد انقلاب فرهنگی، نمایندگی مردم تهران در سومین و پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی و… اشاره نمود.

علمنا: آقای دکتر معین پیشنهاد میکنیم ابتدا در خصوص برقراری ارتباطات بین‌المللی علمی در دوران وزارتتان توضیح دهید و سپس وارد بحث آقای «جوان» شوید.

بنده در دوره اول وزارتم در دوران آقای هاشمی رفسنجانی، با اینکه در زمینه گسترش کمی آموزش عالی تلاش بسیاری می کردم و سعی می شد در هر استان حداقل یک دانشگاه مادر وجود داشته باشد، روی کیفیت علمی دانشگاه ها هم تاکید داشتم. تحصیلات تکمیلی در واقع در آن زمان گسترش پیدا کرد و چیزی حدود ۴۰۰۰ نفر بورسیه دکتری در داخل و خارج کشور شدند. این افراد مانند یک خون تازه وارد شریان دانشگاه ها شدند تا بتوانند از آن توسعه کمی پشتیبانی کنند.
راهبردی هم که در خصوص این بورسیه ها داشتیم این بود که همه را به یک کشور نفرستیم. قبل از انقلاب اکثر دانشجویان به آمریکا فرستاده می شدند و پس از آن کانادا و انگلستان. ما تصمیم گرفتیم که دانشجویان را در کشورهای مختلف توزیع کنیم تا از راهبردهای مختلف درآموزش عالی در سطح بین الملل برخوردار شویم.
در خصوص جذب نخبگان هم ما آن زمان در یک پروژه با سازمان ملل متحد همکاری داشتیم؛ هدف این پروژه این بود که دانشمندان کشورهای مختلف با کمک سازمان ملل بتوانند به کشورهای خود سفر کنند و در دوره های آموزشی و پژوهشی خدمت نمایند. ما از این طرح هم خوب استفاده کردیم. دفتر همکاری ها بین الملل وزارت را ارتقا دادیم و مدیرکل آن مشاور وزیر شد. آن زمان آقای دکتر راغفر این مسئولیت را به عهده داشتند که شخص بسیار خوش فکر و پرتحرکی بودند. بنده هم به عنوان وزیر فرهنگ و آموزش عالی در جلسات فرهنگستان علوم کشورهای جهان سوم شرکت می کردم. موسس این فرهنگستان مرحوم پروفسور عبدالسلام دانشمند پاکستانی بود که به عنوان اولین مسلمان در رشته فیزیک اتمی جایزه نوبل را دریافت کرده بود. فرهنگستان علوم جهان سوم در کشور ایتالیا قرار دارد که در همان جا یک مرکز بین المللی فیزیک نظری با نام ICTP هم وجود دارد. وزیر علوم هم عضو سازمان های علمی جهان سوم بود.
پروفسور عبدالسلام بسیار به ایران علاقه داشت و معتقد بود ایران از بالاترین پتانسیل برای توسعه علمی و تکنولوژیک برخوردار است. دلیلش هم مشخص بود؛ هم به علت استعدادهای انسانیش و هم به خاطر منابع زیرزمینی موجود نظیر نفت و گاز و همین طور موقعیت خاص جغرافیایی. ایشان در تحلیل هایی که ارائه می کرد عدم پیشرفت کشورهای جهان سوم را استمرار پیدا نکردن سیاست ها می دانست. در واقع منظور ناپایداری مدیریت ها منظور بود که آن هم به دلیل همین تنش های داخلی و سیاسی موجود در این کشورها رخ می دهد. یعنی اگر سیاست درستی تعیین بشود، تداوم پیدا نمی کند و با تغییر دولت همه چیز زیر پا گذاشته می شود. این استدلال، استدلال درستی است زیرا ثبات مدیریت اهمیت بسیار زیادی دارد.
در ادامه بحرانی برای این برنامه رخ داد که طی آن مجلس ایتالیا بودجه فرهنگستان علوم کشورهای جهان سوم را تصویب نکرد. در فرهنگستان صدها دانشمند نه تنها از کشورهای جهان سوم بلکه از کشورهای جهان اول هم همکاری داشتند و این عدم تصویب بودجه باعث شد تا شرایط بحرانی شود.
ما هم دیدیم با توجه به این شرایط اگر این فرهنگستان تعطیل شود به ضرر کشورهای جهان سوم و خود ما خواهد بود. در آن زمان ما مبلغ ۳ میلیون دلار بابت حق عضویت به آژانس بین المللی بدهکار بودیم و با توجه به وابسته بودن هر دو نهاد یعنی آژانس و فرهنگستان به سازمان ملل متحد، ما با مذاکره توانستیم آنها را قانع کنیم که این بدهکاری را به فرهنگستان پرداخت نماییم. این اتفاق مانند یک بمب در تمام دنیا صدا کرد؛ اینکه ایران ۳ میلیون دلار به این نهاد کمک مالی کرده است آن هم در شرایط بعد جنگ و اینکه همیشه مورد اتهام های تروریستی و ضد حقوق بشر قرار می گرفت. این امر باعث شد تا موقعیت ما در فرهنگستان تقویت شود و در یکی از جلسات دکتر عبدالسلام به شوخی گفتند نسبت من و دکتر معین نسبت هارون و موسی است (با خنده)!
آقای عبدالسلام به این دلایل دوست داشت تا به طور خاص به ایران کمک کند؛ البته وی یک سال قبل از وزارت من به دعوت سازمان انرژی اتمی به ایران آمده و به شیراز رفته و در حافظیه سخنرانی کرده بود. ما آنجا پیشنهاد دادیم تا سه مرکز عالی در ایران تاسیس بشود. یکی از آنها مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان بود و الان دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان شده است که در حال حاضر در زمینه نسبت تولید علمی به دانشجو و استاد بالاترین رتبه را در کل ایران دارد. دیگری مرکز بین المللی تکنولوژی های پیشرفته و علوم محیطی در ماهان کرمان بود. چندین هکتار زمین را برای این منظور در اختیار گرفتیم و کار آن نیز پیش رفت اما به خوبی مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان نشد. سومین مورد هم در شیراز بود که کتابخانه منطقه ای علوم و تکنولوژی را تاسیس کردیم که هنوز هم فعال است و اکنون پایگاه استنادی جهان اسلام زیرمجموعه آن قرار دارد.

علمنا: طرح پروفسور علی جوان در زمان وزارت شما بر آموزش عالی کشور چه بود و چگونه به کشور دعوت شدند؟

سال ۷۱ بود فکر می کنم که اجلاس فرهنگستان در کشور کویت برگزار می شد و ما هم در آن شرکت داشتیم. از قبل دکتر عبدالسلام به من گفتند که من با پروفسور جوان صحبت می کنم تا با شما در این اجلاس دیدار داشته باشد. این اتفاق افتاد و ما در کویت با پروفسور جوان مذاکره کردیم. در آنجا دوستان ما از جمله آقای راغفر با پروفسور جوان از شب تا صبح صحبت کردند و می گفتند هر وقت که نام ایران برده می شده ایشان اشک می ریختند.
آقای جوان پدر و مادرشان تبریزی بودند ولی ایشان متولد تهران و در دانشگاه تهران ریاضی خوانده بودند. برای ادامه تحصیل به دانشگاه کلمبیا رفتند و دکترای الکترونیک را از این دانشگاه اخذ کردند. در ادامه فعالیت های علمی خود را به عنوان استاد در دانشگاه ام آی تی (MIT) پیگیری کرد و با شرکت مخابراتی بِل هم همکاری داشت تا اینکه در تلاش های پژوهشی خود روی لیزرها توانست لیزر گازی را کشف کند. این کشف در واقع نقطه عطفی در این دانش بود و کاربردهای وسیعی پیدا کرد.
در واقع در دهه های ۷۰ و ۸۰ لیزر گازی یکی از زمینه های بسیار مهم و راهبردی پژوهش در حوزه الکترونیک شد. در همان سال ها یعنی حدود ۱۳۵۰ شمسی و یا ۱۹۷۱ میلادی به ایران دعوت می شود و در اولین سمینار بین المللی لیزر شرکت می کند. در آن سمینار که در دانشگاه اصفهان برگزار شد، حدود ۷۰ نفر از فیزیکدانان برجسته جهان شرکت می کنند. استادان پروفسور جوان اکثرا دارای جایزه نوبل بودند و همکارانش نیز همین طور. خود وی نیز می توانست از کاندیداهای جدی این جایزه باشد و از نظر من ایشان پرافتخارترین نابغه و دانشمند (معاصر) ایرانی بوده است.
این فرد حدود ۵۰ سال از وطنش دور بوده اما دلش برای ایران می تپیده. فرار مغزها علت های مختلفی دارد اما عمده دلیل آن این است که ما دافعه داریم و آنها جاذبه دارند و به همین دلیل سریعا سرمایه هایمان از دستمان خارج می شوند. در آنجا پروفسور جوان اعلام آمادگی کامل کردند که می توانند تکنولوژی های نوین و جدید را وارد ایران کنند.
منتهی طبیعی بود که ملاحظات امنیتی وجود داشته باشد و به طور مثال اگر آمریکا متوجه می شود حتی ممکن بود برای خود دکتر جوان خطر ساز باشد. لذا ما ایشان را به ایران دعوت کردیم ولی نگذاشتیم خبر آن انعکاس پیدا کند. فقط چون زمان سفرشان با جلسه روسای دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در دانشگاه الزهرا هم زمان شده بود در این جلسه شرکت کردند و سخنرانی بسیار جذابی در خصوص تکنولوژی های نو و نقش آن در توسعه کشورها انجام دادند.
در این سفر افرادی مثل آقای دکتر راغفر و آقای دکتر منصوری با تیم خود جلسه ای را با دکتر جوان برگزار کردند و چارچوبی را تنظیم نمودند که طی آن در یک پروسه پنج ساله ایشان با کشور ما همکاری داشته باشند. هزینه زیادی هم برای این امر پیش بینی نشد و ۲۰۰ میلیون دلار برای آن در نظر گرفته شد. دستاورد بسیار خوبی بود و ما با توجه به این توافق جلسه ای را با شخص رییس جمهور تنظیم کردیم تا با دکتر جوان دیدار داشته باشند و پس از آن منابع آن هم تامین شود.
زمان ملاقات تنظیم شد و آقای هاشمی در این جلسه که بنده، دکتر منصوری و دکتر راغفر حضور داشتیم با پروفسور جوان دیدار کردند و آشنا شدند. آقای هاشمی هم این موضوع –طرح مذکور- را بسیار تایید کردند و گفتند دکتر معین نماینده من در پیگیری اجرای این طرح است. این جلسه در اردیبهشت یا خرداد سال ۷۲ به خوبی برگزار شد و دکتر جوان به آمریکا برگشتند.
ما در آن زمان روی کیفیت و انسجام آموزش عالی بسیار تاکید داشتیم. همین روند را در سال ۷۶ و در دوره دوم وزارتم ادامه دادم و در آن مقطع تحول ساختاری نظام آموزش عالی ایران را پیگیری کردیم. یکی از تصمیماتی که در آن زمان گرفته شد این بود که ما با گسترش بی رویه دانشگاه آزاد مخالف بودیم. دانشگاه آزاد هم آن زمان کارهای عجیبی نظیر اعطای مجوز تاسیس دانشگاه به نمایندگان مجلس یا دادن پذیرش برای ادامه تحصیل خبرنگارها و… می کرد و سعی داشت تا با این حرکات، عرصه را بر ما تنگ کند و ما نتوانیم این دانشگاه را قانونمند کنیم.

علمنا: چطور شخص آقای هاشمی که در آن مقطع رییس جمهور بودند در دانشگاه آزاد چنین تصمیماتی را می گرفتند؟

در این خصوص مباحث زیادی مطرح است. آقای هاشمی اولین بار بحث دانشگاه آزاد را در خطبه های نماز جمعه مطرح کردند و گفتند ما می خواهیم از تمام ظرفیت های کشور استفاده کنیم بدون اینکه مدرک بدهیم و قصد داریم سطح دانش عمومی را بالا ببریم. این طرح وقتی در شورای انقلاب فرهنگی مطرح شد بنده انتقاد کردم که جای بحث در خصوص ایجاد چنین دانشگاهی اینجاست نه خطبه های نماز جمعه.
البته آقای هاشمی هم پذیرفتند که ابتدا باید در شورای انقلاب فرهنگی مطرح می شد اما در ادامه راه، دانشگاه آزاد متاسفانه به سمت اعطای مدرک رفت. در اواخر مجلس دوم با قید دو فوریت تصویب کردند که وزارت علوم باید مدارک تمامی کسانی را که در دانشگاه آزاد تحصیل می کنند اعطا نماید. البته در آن زمان من وزیر نبودم.
خب ما به همین دلایل دچار چالش با دانشگاه آزاد شدیم و دکتر جاسبی هم در آن زمان رییس دانشگاه بودند. سرانجام، ما توانستیم در دولت هفتم دانشگاه آزاد را در قالب برنامه های سوم و چهارم توسعه قانونمند کنیم. به خاطر دارم که یک بار از آقای هاشمی انتقاد کردم و گفتم آینده ای که من برای این دانشگاه می بینم یک بنگاه تجاری-سیاسی است تا یک دانشگاه، که البته ایشان هم این نگاه را قبول نداشتند.
به هر حال بذری که در آن زمان دانشگاه آزاد کاشت در مجلس چهارم جواب داد و چون اکثر نمایندگان به دانشگاه آزاد وابسته بودند به شدت فشار آوردند تا بنده به عنوان وزیر علوم انتخاب نشوم. در نهایت آقای هاشمی هم به این فشار تن داد و در دولت بعدی بنده به عنوان وزیر انتخاب نشدم.
وزیر بعدی که آمد و مدیریت وزارت خانه عوض شد تمام آن تفاهمات و مذاکرات با دکتر «جوان» به فراموشی سپرده شد و بنده دیگر در سطح دولت اطلاع ندارم که چه اتفاقی افتاد و چه تصمیمی گرفته شد. دوستانی که اطلاع داشتند گفتند پروفسور «جوان» از این موضوع به شدت شگفت زده و ناراحت شدند و گفتند: مگر می شود در یک کشور، بالاترین مقامات نظیر رییس جمهور و وزیر، به شما قولی بدهند و بعد کاملا فراموش شود؟!

علمنا: در پیگیری‌های ما، برخی از دوستان اعتقاد داشتند که آن زمان آقای دکتر صالحی با عدد تصویب شده برای این پروژه یعنی ۲۰۰ میلیون دلار، مخالفت داشتند و معتقد بودند که از لحاظ فنی چنین امکانی در کشور وجود ندارد و جلوی اجرای این طرح را گرفتند. نظر شما در این خصوص چیست؟

ممکن است اینچنین باشد. البته ایشان در زمان بنده در وزارت علوم نبودند و نقشی نداشتند و رییس دانشگاه شریف بودند. اما در دوره بعد دکتر صالحی معاون آموزشی وزارت علوم بودند و ممکن است در آن زمان این اتفاق رخ داده باشد. البته من تاکنون چنین چیزی را نشنیده بودم ولی بعید نیست که اینطور باشد.
درست است که درآمدهای ارزی ما در آن زمان خیلی بالا نبود و کشور مشکلات متعددی داشت اما با این حجم از کاربردی که علم لیزر در سایر بخش ها داشت واقعا ۲۰۰ میلیون دلار که چیزی نبود؛ آن هم با شخصیتی مثل پروفسور «جوان» که تنها هم نبودند و ایشان تیم های گسترده ای در صنایع آمریکا داشتند. اگر این شبکه وصل می شد اتفاقات بسیار بزرگی رخ می داد.

علمنا: چطور ممکن است با فرد اول اجرایی یک کشور در باب موضوعی جلسه ای گذاشته شود و قول هایی را بگیرید اما تنها با تغییر یک وزیر همه چیز به فراموشی سپرده شود و پرونده آن بسته شود؟

(با لبخند) بله؛ آقای هاشمی در همان جلسه اتفاقا تاکید کردند که نماینده ویژه ایشان، بنده هستم. این نشان می دهد که دقیقا این نظر آقای دکتر عبدالسلام یعنی عدم استمرار سیاست ها باعث عقب ماندگی کشورهای جهان سوم است، درست است. این اتفاق اصلا از نظر من غیرمنتظره نبود و این جز ویژگی های جهان سومی هاست که نگاه ها به دلایل مختلف ممکن است بلند مدت نباشد یا در دولت ها اصلا نگاه ها علمی نباشد و در آن حداکثر، مسائل سیاسی و اقتصادی روز مطرح شود.

علمنا: ولی این تنها همکاری بین‌المللی دوره وزارت شما نبود و چندین پروژه و همکاری بین المللی در حوزه علم، نظیر برقراری ارتباط با پروژه عظیم سرن و پروژه سزامی در زمان وزارت شما رخ داده است …

یکی از اتفاقاتی که در دوره اول وزارت بنده اتفاق افتاد و به دوره دوم دولت آقای هاشمی هم انتقال پیدا کرد، افزایش تولید علمی کشور بود. در ابتدای انقلاب ما حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ مقاله در پایگاه های بین المللی مانند ISI داشتیم. با آن زیرساخت هایی که از نظر کمی و کیفی مانند تجهیز آزمایشگاه ها، تقویت تحقیقات و پژوهش در همان چهار سال وزارت بنده ایجاد شد، در سال های پایانی دولت اول آقای هاشمی این عدد از صفر که به علت جنگ و مسائل کشور به آن نزول پیدا کرده بودیم، یک روند صعودی به خود گرفت و استمرار پیدا کرد. این روند در دولت های بعدی هم ادامه پیدا کرد و به جایی رسید که سرعت رشد علمی کشور ۱۱ برابر سرعت متوسط رشد علمی در جهان شد. این ها همه در شرایطی بود که بودجه وزارت علوم در مقابل سایر دستگاه ها واقعا ناچیز بود. خاطرم هست که در سال پایانی دولت اول آقای هاشمی قیمت نفت رشد پیدا کرد و درآمد سالانه از بودجه پیش بینی شده بیشتر شد و تصمیم گرفتند آن را بین دستگاه ها تقسیم کنند. ما –وزارت علوم- جایگاه خوبی در دولت داشتیم و عملکردمان موفق بود اما تنها از این پول با درخواست و چانه زنی بسیار حدود ۱۱ میلیون دلار به ما دادند در حالی که سه دستگاه دیگر بودند که نزدیک به ۱۷ میلیارد دلار هزینه دریافت کردند.
دلیل این نوع توزیع هم این بود که نوع نگاه سازمان برنامه و بودجه وقت به وزارتخانه ای مثل وزارت علوم، یک دستگاهی مصرفی بود، مثلا خاطرم هست که وزیر وقت صنایع می گفت ما باید تولید کنیم و شما فقط مصرف کنید! یعنی از نظر این افراد تولید چدن و آهک و فولاد تولید است اما تربیت نیروی انسانی متخصص تولید نیست!
در حقیقت نگاه مغز متفکر برنامه ریزی کشور آن زمان این بود که وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت تنها مصرف می کنند. با این نگاه طبیعی بود که ما نتوانیم با سایر کشورها رقابت زیادی داشته باشیم اما با همین بودجه به خاطر تلاش جدی که دانشگاهیان در آن زمان کردند و اکنون باز هم از همه آنان تشکر می کنم، این رشد و شتاب را به دست آوردیم.
این روند ادامه پیدا کرد و دو مرتبه در سال های ۸۴ و ۸۶ خبرنگار مجله نیچر (Nature) با بنده مصاحبه کرد و در خصوص رشد علمی کشور سوال داشت و بنده هم گفتم با توجه به سیاست های موجود این روند شتاب در سال های آینده متوقف شده و سپس کاهش پیدا می کند و در سال های اخیر این اتفاق رخ داده و از لحاظ سرعت رشد علمی ایران به جایگاه سوم در جهان نزول پیدا کرده است و از لحاظ ایمپکت فاکتور یا ضریب تاثیر هم وضع ما خیلی خوب نیست.
به هر حال، در آن زمان به همان دلایلی که گفتم یعنی ارتباط با کنفرانس کشورهای جهان سوم و اینگونه مسائل رابطه ما با جهان بهبود یافته بود و به طور کل سیاست ما ارتباط گیری با مراکز بین المللی علمی بود.

علمنا: سوال ما هم در همین خصوص است که با توجه به ادامه پیدا نکردن این سیاست ها در دولت های بعدی، اکنون که دولت یازدهم سعی می کند در حوزه های مختلف با جهان ارتباط برقرار کند هم هنوز موفق به ایجاد ارتباط در زمینه علم و فناوری و دانشگاه ها نشده است؟

متاسفانه آن اقتدار و انسجامی که وزرات علوم کشورمان داشته کاهش پیدا کرده و در سال های اخیر بیشترین ضربه را این وزارت خانه خورده است.
حتی وزارت بهداشت تا این حد ضربه نخورد و وزرای بهداشت در سال های اخیر یک سر و گردن بالاتر از وزرای علوم بوده اند و همین امر و ثبات موجود در بخش بهداشت و درمان باعث شد تا پیشرفت های بیشتری هم داشته باشند؛ همین نبودِ اقتدار و انسجام و ضعف هایی که به وجود آمده است باعث شده تا در امر ارتباط گیری با مراکز علمی بین المللی در حال حاضر دچار مشکل باشیم.

علمنا: اگر نکته ای مدنظرتان هست بفرمایید.

در انتها از شما تشکر می کنم که اینطور به مسائل علمی حساس هستید و کنجکاوی می کنید، کاش این نوع نگاه در کشور ما گسترش پیدا می کرد و در سطح مسئولان هم تسری پیدا کند.

 

+ بدلیل اینکه موضوع اصلی این مطلب در خصوص پرفسور علی جوان بود، سایر موضوعاتی که در مصاحبه اختصاصی علمنا با آقای دکتر معین مطرح شد را به زودی در علمنا شاهد خواهید بود.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست