اخبار ایران و جهان کاشی

چرا باید به آمارهای علمی کشور تردید کنیم؟!

آمار علمی کشور
نوشته شده توسط محمدهادی تقی نتاج

ابتدا فایل زیر را بشنوید:

مقام معظم رهبری این سخنان را در تاریخ بیستم آبان ماه ۱۳۹۴ در دیدار با روسای دانشگاه ها، پژوهشگاه ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری پس از ارائه گزارش عملکرد وزرای بهداشت و علوم، بیان داشته اند.
سخنانی که اگر با نوع صحبت های ایشان و لحنشان در جلسات اینچنینی آشنا باشید، متوجه تفاوت این صحبت ها با جلسات پیشین می گردید.
زمانی که رهبری از آرمانی بودن آمارها و گزارش های ارائه شده صحبت می کنند و تذکر می دهند نکند زمانی به روی زمین بیاییم و ببینیم اوضاع به گونه ای دیگر بوده است؛ هر شخص دلسوزی احساس تشویش و نگرانی می کند که به راستی وضعیت علمی جامعه چگونه است و چرا رهبری ناگهان پس از ارائه آماری که در ظاهر تمام پارامترهای آن مثبت و رو به رشد بوده حالا چنین واکنشی نشان می دهند و در واقع، عینیت داشتن آن را زیر سوال می برند و از تجربه خود در برخورد با چنین آمارهایی سخن می گویند.
مساله ای که در این جلسه رهبر انقلاب بر روی آن انگشت می گذارند و تاکید می کنند شاید یکی از اصلی ترین مشکلات کشور در بسیاری از حوزه ها باشد؛ بحث شفافیت در ارائه گزارش ها و تبیین صحیح دستاوردها و نتایج حاصل از فعالیت های یک نهاد دولتی یا حاکمیتی. اکنون وقت آن رسیده تا دیگر از این مرحله عبور کنیم که مسئولی پشت تریبونی قرار بگیرد و شروع به خواندن اعداد و ارقامی بکند که نشان دهنده عملکرد مثبت و متحول کنند دستگاه متبوع اوست و کسی حتی نداند که این اعداد چرا نشان دهنده وضعیت مثبت هستند؟ در سال های قبل وضعیت به چه صورت بوده است؟ آیا صرف افزایش مهم بوده و یا سرعت رشد نیز باید مدنظر قرار گیرد؟ با توجه به کدام برنامه و هدف گذاری این اعداد نشان دهنده پیشرفت کار هستند؟ معیار مقایسه چیست و آیا شاخص های دیگری نیز در این حوزه وجود داشته اند که شاید به دلایل نامعلوم اکنون نخواسته اند تا در آن خصوص گزارشی ارائه شود؟
سوالات فوق سوالاتی هستند که قطعا در حین قرائت این گزارش به ذهن با تجربه و نکته بین رهبری رسیده اند و متاسفانه به نظر می رسد که با توجه به پاسخ های تلخی که برای این سوالات داشته اند لب به گلایه باز کرده و از وزیر خواسته اند تا از عملکرد واقعی خود به جای آمال و آرزوها صحبت کند.
وزیر علوم در این جلسه طبق رویه معمول بسیاری از مدیران، آمار و ارقامی را قرائت می کنند که به قول شخص رهبری، گویی که تمام آمال و آرزوهای جامعه در حوزه علم و دانش برآورده شده است و دیگر مشکل خاصی در این بخش وجود ندارد. دکتر فرهادی آماری از تعداد دانشجویان در مقاطع مختلف، تعداد دانشگاه ها و رشته های تحصیلی، تعداد مقالات، رتبه علمی کشور بر اساس این مقالات، تعداد پژوهشگاه ها، تعداد پارک های علم و فناوری، تعداد دانشگاه های معتبر و آمارهایی از این دست را ارائه می کند. ضمیمه این آمارها تعداد اردوهای علمی- فرهنگی، تعداد نشریات و انجمن های علمی، تعداد سفرهای مسئولین دانشگاه های سایر کشورها به ایران و غیره نیز به چشم می خورد.
طبق اصلی نانوشته، این آمارها نیز با سال ۹۲ یعنی سال پایانی دولت قبل مقایسه شده و رشد آمارها و اعداد و ارقام به صورت طبیعی، موید رو به رشد بودن تمامی نشانگرها و شاخص ها بوده و کشور در همه سطوح علم و فناوری در حال حرکت مثبت و رو به جلو است.
اما نکته ظریفی که همواره در این بین برای مخاطبین عام مغفول می ماند و مخاطبین خاص از جمله خود مقام معظم رهبری را تا حدودی آزرده خاطر می کند، این است که مبنای مقایسه چیست و بر اساس چه برنامه و اصولی این نوع حرکت و پیشرفت، روندی مطلوب محسوب شده و چگونه می توان این آمارها را صحه گذاری نمود؟ آیا به طور مثال افزایش تعداد مقالات از سال ۹۲ تا سال ۹۴ نشان دهنده وضعیت بهینه است؟ پس تکلیف پارامتر مهم و مورد تاکیدی به نام سرعت رشد علمی چه می شود؟ در کجای این اعداد چنین موردی ارزیابی شده و گزارش آن ارائه گشته است؟
براساس نقشه جامع علمی کشور که افق علم و فناوری کشور در سال ۱۴۰۴ را طبق برنامه ای مدون ترسیم کرده است، شاخص های کمی و کیفی فراوانی مورد تاکید و اشاره قرار گرفته اند که باید در طول ۹ سال باقی مانده به آنها دست یافت یا لااقل با تقریب خوبی نزدیک شد. در این نقشه جامع که بسیاری از چارچوب ها و شاخص های اصلی توسعه علمی کشور براساس الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت در آن ترسیم شده و به طور دقیق حتی اولویت های تحصیلی و رشته های مورد نیاز در جزیی ترین قسمت ها تشریح گشته اند، بسیاری از پارامترهای مطلوب به صورت کمی نیز تعیین و هدف گذاری شده اند.
در انتهای فصل دوم نقشه جامع علمی کشور، ذیل جدولی موارد مختلفی از این پارامترها تحت عنوان “کمیت های مطلوب اهم شاخص های کلان علم و فناوری کشور” به صورت کمیت های عددی و با نظر کارشناسان و متخصصین این حوزه تعیین گشته اند. با وجود چنین برنامه جامع و کاملی، هر عقل سلیمی به این نتیجه خواهد رسید که این برنامه باید چراغ راه و هدف اصلی مد نظر تمام دستگاه ها و مسئولین مربوطه گشته و آمارهای ارائه شده در مقایسه با این اهداف مورد ارزیابی قرار بگیرند و نه صرفا عملکرد دولت یا مسئول قبلی در آن سمت.
به طور مثال در این جدول نسبت تعداد مقالات به میلیون نفر جمعیت، میزان استنادات به تعداد مقالات، نسبت تعداد اعضای هیئت علمی به میلیون نفر جمعیت، نسبت تعداد دانشجویان به تعداد مقالات و مواردی از این قبیل به صورت دقیق آمده است؛ اما نه در گزارش وزیر علوم در این جلسه و نه هیچ مقام مسئول دیگری از این وزارت خانه در هیچ جلسه دیگری، هرگز اشاره ای به وضعیت فعلی این آمارها و روند صعودی یا نزولی آن ها نشده و بعضا برخی از این شاخص ها مغفول مانده اند.
برای نمونه در سال ۱۴۰۴ ایران باید صاحب ۱۶۰ نشریه علمی با ضریب تاثیر ۳ باشد که بعید به نظر می رسد در این خصوص با وضعیت کنونی حتی اقدامات اولیه نیز انجام گرفته باشد و عملی نشدن این شاخص مهم حتی در صورت اجرایی شدن کامل سایر موارد، می تواند بر جایگاه علمی کشور تاثیر منفی بسیاری گذاشته و سطح کیفی مقالات را زیر سوال ببرد. چگونه ممکن است که کشوری با داشتن ۸۰۰ مقاله با کیفیت در یک میلیون جمعیت خود حتی یک نشریه معتبر علمی نیز در اختیار نداشته باشد؟ آیا این آمار نشان دهنده سطح کیفی نامطلوب مقالات در حال حاضر نیست؟
شاخص بعدی که در آن کشور ما بسیار ضعیف عمل کرده است و حتی اگر اندک تغییری در میزان کمی آن رخ دهد، تاثیرات آن به وضوح در سطح جامعه علمی کشور مشهود خواهد بود، شاخص اکتشافات و اختراعات ثبت شده بین المللی است؛ شاخصی که در حال حاضر هرگز مسئولی حاضر نیست در رسانه های عمومی آماری از آن ارائه کند و دلیل آن هم وضعیت اسفناک اعداد موجود در این بخش است. در افق ۱۴۰۴ ایران باید صاحب ۱۰۰۰۰ اختراع و اکتشاف ثبت شده بین المللی باشد که آمارهای شنیده شده و غیر رسمی کنونی از تحقق یافتن چیزی تنها در حدود یک درصد از این هدف گذاری را خبر می دهند. این در حالی است که در حال حاضر بسیاری از دانشجویان و محققین حتی به طور دقیق اطلاع ندارند که نحوه ثبت اختراع یا پتنت شان در داخل کشور به چه صورت است و چه دستگاه یا نهادی این وظیفه را به دوش می کشد و تضمین کننده محرمانه ماندن طرح و ایده شان کدام بخش است.
سهم بخش پژوهش از تولید ناخالص داخلی یا همان GDP یکی از عوامل بسیار مهم دیگر است که می تواند راهگشا بوده و سرعت رشد علمی کشور را در این شرایط، بسیار افزایش دهد. اما متاسفانه در این خصوص نیز آماری ارائه نمی شود و علت آن کاهش محسوس این عدد طی سالیان اخیر است. این سهم از حدود ۰٫۹۲ درصد در سال ۸۸ به ۰٫۴۳ درصد در سال ۹۴ کاهش پیدا کرده است و تمام این ها در حالی است که طبق اسناد بالادستی این سهم باید در سال ۹۴ به حدود ۲ درصد می رسیده و تا سال ۱۴۰۴ به ۴ درصد ارتقا می یافته است. عددی که شاید هرچند در مقایسه با بسیاری از کشورها بیشتر باشد اما با توجه به عقب ماندگی کشور در حوزه علم و فناوری معقول و منطقی به نظر می رسد و برای جبران این فاصله محقق شدن این ارقام ضروری به نظر می رسد.
مواردی از این دست در نقشه جامع علمی کشور فراوان است و سیاست گذاری های زیادی وجود دارند که مغفول مانده اند و حتی در گزارش هایی در سطح وزیر به رهبری هم به آن ها اشاره نمی شود. از جمله این سیاست گذاری کاهش دادن روند مهاجرت دانشجویان به کشورهای دیگر است که متاسفانه آمار از رشد این مهاجرت ها و یا همان “فرار مغزها” حکایت دارد. روندی که قرار بود رفته رفته حالتی معکوس پیدا کند و دانشگاه های ایران با توجه به سطح کیفی مناسبی که به دست می آورند، مرجعی برای ورود دانشجویان خارجی به خصوص از کشورهای جهان اسلام باشند؛ اما اکنون در آماری عجیب شاهد هستیم که در جایگاه پنجم کشورهایی که دانشجویان ما به آنها برای تحصیل مهاجرت می کنند نام امارات عربی متحده به چشم می خورد! کشوری که طبق آمارها حدود ۲۵۰۰ دانشجوی ایرانی در آن مشغول به تحصیل هستند و هرگز اشاره ای در گزارش های رسمی به این عدد نشده بود. در همین آمار کشور مجارستان نیز حدود ۱۰۰۰ دانشجوی ایرانی را در خود جای داده که جای شگفتی و تعجب دارد.
در کنار همه این موارد یاد شده، ضعف های بزرگی نظیر عدم حذف کنکور، تغییرات فراوان و گیج کننده در نحوه پذیرش دانشگاه ها در مقاطع مختلف تحصیلی به خصوص تحصیلات تکمیلی، افزایش کمی دانشگاه ها و عدم رسیدگی به کیفی سازی آنها، دور شدن دانشگاه هایی مانند دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور از اهداف اصلی خود در زمان تاسیس، سیاسی کردن فضای برخی از دانشگاه ها با انتصابات انجام شده و کاهش شدید بودجه بسیاری از دانشگاه ها در حوزه های تحقیقاتی و پژوهشی، از دیگر مواردی هستند که باید در طول سال های باقی مانده به آنها رسیدگی شود تا به توان به دست یافتنی شدن اهداف معیین در افق ۱۴۰۴، خوش بین بود.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که قطعا فعالیت های مثبت فراوانی در دوران وزارت آقای دکتر فرهادی صورت گرفته است و هرگز در این یادداشت قصد نادیده گرفتن این دستاوردها و تلاش ها را نداشته ایم اما همان طور که مقام معظم رهبری در این جلسه فرمودند باید به گونه ای با مسائل برخورد نمود و آمارها را ارائه کرد که به صورت میدانی نیز این اعداد و ارقام و نتایج ذکر شده، لمس گردند و برای اهالی علم و دانش این دستاوردها قابل رویت باشند.
امیدواریم اکنون که در آغاز بهار علم و تحصیل دانش قرار داریم و بسیاری از دانشگاه ها و مراکز علمی فعالیت های خود را از سر گرفته اند، تمامی مسئولین به سمتی حرکت کنند که شاخص های تبیین شده در اسناد بالادستی هدف قرار گیرند و برای بهبود آنها تلاش کنند.
همچنین امیدواریم مسئولین وزات علوم و شخص وزیر، جناب آقای دکتر فرهادی، به سمتی گام بردارند که شفافیت در بخش های مختلف این وزارت خانه و به خصوص دانشگاه ها حکم فرما شود و همه فعالان و دلسوزان علم و دانش کشور به صورت دقیق و پیوسته از وضعیت تمامی شاخص های تاثیرگذار و کمیت و کیفیت آنها مطلع باشند و در گزارش آبان ماه سال ۹۵ در محضر رهبر انقلاب نیز وضعیت واقعی علم کشور به استحضار همگان برسد و تنها به بخش هایی که شاخص ها مثبت هستند و یا حتی مثبت و منفی بودن آنها مشخص نیست اکتفا نگردد.

درباره نویسنده

محمدهادی تقی نتاج

دیدگاه شما چیست