آخرین اخبار فلسفه و تاریخ علم

قهرمان‌های کم‌سوادان

توسعه علمی قهرمان علمی
نوشته شده توسط محمدجواد ترابی

در دنیای رسانه و کار مطبوعاتی، گهگاهی با مخاطبانی مواجه می‌شویم که یک رسانه خاص را بهترین رسانه ممکن در تاریخ می‌پندارند و برای یک شخص رسانه‌ای حرمتی قدیس‌وار قائلند؛ به طوری که نه فقط چشم به خطاهای آن‌ها می‌پوشند بلکه سعی در توجیه آن دارند.
اهالی رسانه گرایش این افراد را بر مبنای کم‌سوادی رسانه‌ای آن‌ها تحلیل می‌کنند. آگاهی و سواد نه فقط در جهان‌بینی بلکه در حوزه‌های دیگر تاثیرگذار بر زندگی افراد، مانع بزرگی بر سر بت‌سازی و قهرمان‌پروری کورکورانه است.
به طور مثال چه بسیار افرادی که با توجه به نتیجه استقرایی، برای هر دردی دارویی تجویز می‌کنند، آن هم بی‌آنکه تخصصی داشته و تحصیل‌کرده پزشکی باشند؛ مشابه همین افراد هستند که الگوهایی در حوزه‌های مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه برمی‌گزینند و عناوینی خیالی بر آنان سوار می‌کنند و به کار آنها معصومیتی ماورایی می‌بخشند.
این افراد نه فقط برای خود بلکه برای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند و حتی در ارتباطات میان‌فردی، مانند سم عمل می‌کنند و در پرورش افکار مسمومی چون تک‌قطبی‌گری در جامعه می‌توانند نقشی دوچندان پیدا کنند. چه بسیار افرادی در کشور داریم که خواسته و ناخواسته با استفاده از همین کم‌سوادی در جامعه، دایره‌ای از مریدان بر گرد خویش می‌سازند و بر طبل شهرت خود می‌کوبند. افراد دارای سواد علمی، آن هم در حد حداقلی، حاضر به پذیرش توصیه‌های افراد غیرمتخصص نمی‌شوند و در مقابل، زاویه دیدشان حتی منحصر به دیدگاه‌های افراد حاذق در آن حوزه نمی‌شود و به خوبی جست‌وجو و کسب آگاهی می‌کنند.
کم سوادی علمی، یکی از مواردی است که قهرمان‌هایی توخالی را تحویل جامعه می‌دهد؛ یکی به نام پزشکی، دیگری علوم بنیادین و آن یک در فناوری و مهندسی و … . همگی یا پدر یک علمند یا مادر آن، حتی اگر هزار سال پیش هم آن علم و فن در جهان ظهور کرده باشد.
دامنه شهرتشان به جایی می‌رسد که از همایش‌های علمی گذر می‌کنند و به نقد ورزش و فرهنگ و جامعه می‌رسند و با تحلیل‌های به ظاهر علمی درصدد توجیهاتی از پدیده‌های غیر علمی هستند. این در حالی است که در روش‌شناسی آنها، مهم‌ترین چیزی که جامانده به نظر می‌آید خود علم است و مسیری که در فرایندی علمی باید طی ‌شود.

به همین سبب است که میان ستاره‌های علمیِ به‌شدت عمومی‌شده و مورد پسند مردم با جامعه علمی در هر ملتی شکاف عمیقی است.

این شکاف نه به سبب حسادت، بلکه به علت تفاوت دیدی است که این دو بخش از جامعه با توجه به داشته‌ها و سواد علمی آنها از یک پدیده دارند؛ یکی اسیر تظاهر می‌شود و دیگری می‌داند که پشت این تظاهر و تفاخر چه چیز می‌گذرد. این شکاف اما نهایتا به جایی می‌انجامد که از تهدید برای ستاره مردمی تبدیل به فرصت برای مظلوم‌نمایی و جذب هوادار بیشتر می‌شود؛ آنقدر که در برابر سونامی این پدیده‌های مردمی، کمتر منتقدی تن به صحبت می‌دهد. و بدین ترتیب جامعه‌ای که در آن سواد کم است؛ قهرمان‌هایی با انتخاب خود می‌سازد تا پشت آن کم‌سوادی‌اش را بپوشاند.

درباره نویسنده

محمدجواد ترابی

دیدگاه شما چیست