آخرین اخبار فلسفه و تاریخ علم

آیا برای “توسعه ی علمی” به “قهرمان” نیاز داریم؟

قهرمان سازی در علم
نوشته شده توسط دکتر رضا منصوری

قهرمان یعنی چه؟ منظور از این سئوال چیست؟
چندی پیش در برنامه ی تلویزیونی “چرخ” در جواب همین سوال گفتم نه؛ ما احتیاج به قهرمان نداریم. ظاهرا در کارگردانی برنامه متوجه شدند که من در اهداف آن ها دارم اخلال ایجاد می کنم و در گوش مجری برنامه گفتند نه منظور “سرمایه ی اجتماعی” است! به همین راحتی موضوع و مفهوم را عوض کردند تا به هدف خود برسند! راستی چرا ما در فرهنگ کنونی خودمان مفهوم ها را شناور می کنیم و در یک وضعیت “نمی ایستیم”! “قرار در مفهوم” نداریم؟ آیا فرهنگ ما هم متاثر از یک رفتار ریشه ای جنگ و گریز و جنگ چریکی است؟ هنوز نفهمیده ایم در دنیای نوین نقش مفهوم ها در تفکر شبیه به استاندارد در صنعت است؟ استاندارد نباشد صنعت نیست، مفهوم نباشد تفکر نیست!
گشتم به دنبال معنی مفهوم قهرمان در زبان فارسی. اول به اینترنت مراجعه کردم. در چند صفحه ی اول نتیجه ی جستجو گشتم خبری از تعریف نبود. به زبان انگلیسی مراجعه کردم. در همان صفحه ی اول جستجو اولین سه مدخل تعریف قهرمان بود! عجب اختلاف فرهنگی مهمی! چرا؟ چه تفسیری از این تفاوت باید داشته باشیم؟ رفتم به سراغ فرهنگ معین. معنی اول قهرمان: فرماندار؛ معنی دوم: کارفرما! معنی سوم: پهلوان، دلیر. حالا می ماند سوال بالا را چگونه تعبیر کنیم؟ آیا منظور از قهرمان کسی است که “سرمایه ی اجتماعی” برای ما باشد؟ این را بگذاریم تکلیفش را دیگران روشن بکنند. می روم سراغ تعریف قهرمان در فرهنگ انگلیسی زبان. تعریف ویکی-پدیا ی انگلیسی (ترجمه ی آزاد): قهرمان کسی یا شخصیتی از یک نوشتار ادبی است که به هنگام مواجهه با خطر با شجاعت بسیار و هوش و جسارت و قدرت برای رفع بدبختی می جنگد، اغلب هم با قربانی کردن منافع شخصی به نفع جمع.
حالا ما چرا برای توسعه ی علمی به چنین قهرمانی نیاز داریم؟ و آیا مثلا مرحوم حسابی یا هشترودی یا رضازاده ی شفق یا هر اسم دیگری در این معنی قهرمان بوده است؟ اصلا مگر در مفهوم علم و در شرایط علمی ما دچار یک حکله یا بدبختی بوده ایم یا هستیم که به قهرمان نیاز داشته باشیم که فلانی مصداق آن باشد؟
در غرب مصداق قهرمان ژان دارک است که فرانسه را از یک بلا نجات داد. آیا ما در علم از بلایی نجات یافته ایم که به دنبال قهرمانی (حالا ابرمرد یا ابرزن) باشیم؟ وضع علمی ما کی و از کدام بلا نجات یافته است؟ من نمی توانم این مفاهیم را به هم جفت و جور کنم. پس توصیه ی قطعی من این است که در مفهوم علم و هر آن چه به آن مرتبط است از کاربرد مفهوم قهرمان و هر رفتاری که آویزه ی این مفهوم است بر حذر باشیم.
ما کسی را که در بازی های ورزشی المپیک مدال آور است قهرمان می نامیم. معادل این لفظ در زبان های اروپایی به کار نمی رود. این هم اشکالی ندارد و در معنی شناسی قابل درک است. حتی اگر این معنی نامکتوب فارسی را هم بپذیریم باز هم مشابهی در علم نمی بینیم. ما هیچ وقت به برنده ی جایزه ی نوبل هم قهرمان نمی گوییم. در هیچ متنی نیوتون و اینشتین قهرمان نامیده نشده اند، گرچه نظریه ی آن ها انقلاب علمی ایجاد کرده است. ما که در ایران حتی هنوز به مقامی علمی نرسیده ایم که بتوانیم سوال در خور جهانی در علم مطرح بکنیم! اشتباهی که بعضی شخصیت های فرهنگی ما بعد از انقلاب کرده اند این است که المپیاد های علمی را، که ابداع نوعا فرهنگ کشور های کمونیستی بوده، در ایران با قصد “قهرمان-پروری” و از این طریق تشویق جوانان به تحصیل علم رواج دادند. غاقل از این که همان را هم به اشتباه به صورت “دوپینگ” مفاهیم پسا-دبیرستانی به جوانان دبیرستانی رواج دادند و از هدف اولیه ی آن دورش کردند. حالا مواجه شده ایم با رقابت بسیار ناسالم و تخریب کننده ی خلاقیت میان مدارس غیر انتفاعی برای آموزش مفاهیم هر چه پیشرفته تر و انتزاعی تر به جوانان و در نتیجه نابودی هر نوع خلاقیت در آن ها. در این میان پدرمادر ها هم گول این تبلیغات را می خورند: هر چه مدرسه ای پول بیشتر دریافت می کند، برای بچه ها بهتر است! این یعنی نابود کردن استعدادهایی که برای توسعه ی آینده ی ایران لازم است. این نتیجه ی قهرمان پروری هم رسانه های ما است و هم شخصیت هایی که تصور اشتباه از مفهوم علم و نقش علم در چامعه ی مدرن دارند.
نه! ما در علم به قهرمان نیازی نداریم. توسعه ی علمی هم به دست ابرزنان و ابرمردان علم انجام نمی شود. علم نه تنها آموزش و ممارست فردی می طلبد، که در اصل فعالیتی جمعی است و حضور اجتماع علمی در آن بسیار اهمیت دارد. علاوه بر این، سرمایه گذاری و عزم ملی می طلبد!
علم را نمی توان در یک کشور محصور کرد و اهل علم بدون ارتباط با علم دنیا به ورطه ی انحطاط می افتد.
علم تنها آموزش علمی نیست که دانشگاه های ما گرفتار آنند، بلکه علم به دنبال سوال از جامعه و حل آن برای جامعه به روشهای امتحان شده ی اجتماع علمی است. یادمان نرود!

درباره نویسنده

دکتر رضا منصوری

دیدگاه شما چیست