فلسفه و تاریخ علم

پرونده سینمای فیلسوفانه؛ “هیچکس” بر دو راهه تصمیم

آقای هیچکس
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

نگاهی به فیلم  Mr Nobody محصول ۲۰۰۹

نیمو پسر بچه ۹ ساله در ایستگاه قطار ایستاده و دو انتخاب هم بیشتر ندارد. ماندن با پدر و یا رفتن با مادری که چمدان به دست؛ عزم جدایی از پدر را دارد. هر دو انتخاب برای او ممکن است و اوست که باید در این لحظه سرنوشت ساز تصیم بگیرد. پیچیدگی داستان از آنجایی آغاز می شود که پای نظریه آشوب به داستان کشیده شده و نشان می دهد که حتی بی ربط ترین عوامل نیز ممکن است سرنوشت زندگی ما را از اساس تغییر دهد. پاره شدن بند کفش نیمو در حالی که به دنبال قطار مادر می دود؛ به خودی خود اتفاق خاصی نیست. اما اگر همین رویداد؛ به دلیل بی دقتی کارگر کنترل کیفی کارخانه کفش سازی بوده باشد و دلیل اصلی جا ماندن نیمو از قطار مادر؛ تبدیل به یک اتفاق خاص و یک عامل تعیین کننده مهم می شود.

این حالت ذهنی تصمیم و انتخاب برای هیچ یک از ما بیگانه نیست.

انتخاب اول ؛ ما را از تمام آنچه که از انتخاب دوم عایدمان می شد بی خبر می گذارد و حتی نمی توان تصور کرد چه پیش می آمد. مثلا شهر ناگازاکی در ماه اوت ۱۹۴۵ در حالی توسط بمب اتمی آمریکایی ها بمباران شد که اصلا قرار نبود هدف باشد. هدف از پیش تعیین شده آمریکایی ها شهر Kokura بود اما دود و غبار بر فضای شهر؛ دید هواپیما را محدود می کرد و فرمانده عملیات با صرف نظر از بمباران منطقه کوکورا؛ تصمیم گرفت که به جای رها کردن بمب اتمی در دریا و یا بازگرداندن آن به پایگاه، آن را روی شهر ناگازاکی بیندازند. این مثال تاریخ فاجعه بار نشان می دهد که چه عواملی در ساختار تصمیم گیری انسان نقش بازی می کنند و این شبکه پیچیده از ترتیب علیت حوادث؛ چگونه می تواند پیامدهای غیرقابل پیش بینی به دنبال داشته باشد.
خط سیر داستانی فیلم Mr Nobody؛ نظریه آشوب است و آنچه که به نام اثر پروانه ای می شناسیم. نظریه ای که با مدلسازی ساختار آشوبی معادلات حاکم بر جهان می گوید چگونه ممکن است بال زدن پروانه ای در ماداگاسکار به طوفانی در نیویورک بیانجامد. فیلم آقای هیچکس با امتیاز   IMDb۷.۹ و بودجه حدودی ۴۷ ملیون دلاری یکی از بهترین نمونه های روایت داستانی از مفهوم اثر پروانه ای و نظریهء آشوب است.
در سال ۲۰۹۲ نیمو Nemo ۱۱۸ ساله ؛ (با بازی جارد لتو)  داستان زندگی خود را برای یک خبرنگار تعریف می کند. نیمو آخرین انسان میرا بر زمین است و پیشرفت علم؛ مرگ را به زانو در آورده و انسان های دنیای جدید؛ عمر ابدی دارند. تصور نیمو این است که تنها ۳۴ سال سن دارد و داستان از آنجایی پیچیده می شود که او از ۳ اپیزود متفاوت زندگی خود پرده بر می دارد. یکی در ۹ سالگی (زمان جدایی والدین اش)؛ یکی ۱۶ سالگی و یکی هم ۳۴ سالگی. آنچه که بیش از هر چیز گیج کننده به نظر می رسد این است که او در هر کدام از این سناریوها؛  همه حالت های ممکن را به خاطر می آورد. سه زندگی کاملا متفاوت که به نظر آقای هیچکس همه این خط سیر زندگی ها واقعی بوده و هر سه اتفاق افتاده است.
هم ازدواج او با الیزا دختر افسرده واقعی بوده و هم زندگی لوکس او با جین و هم دنیای عاشقانه اش با آنا. در یکی از این مسیرهای داستانی روزی نیمو آنا را به صورت اتفاقی در خیابان ملاقات می کند. آنا که برای رفتن عجله دارد شماره تلفن خود را روی کاغذ می نویسد و می رود. یک قطره باران اما کار را خراب می کند و با پخش کردن جوهر یادداشت در دست نیمو ؛ مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر می دهد.

فیلم آقای هیچکس

کارگردان خط داستانی آن قطره باران را پی می گیرد و به آنجا می رسد که ماهها قبل؛ در شهری دور ؛ روزی کارگر کارخانه ورشکسته شلوار جین که از کار اخراج شده و غمگین در خانه نشسته  و برای صبحانه تخم مرغ آبپز می کند. بخار حاصل از آب جوش؛ میکرو اقلیم آشپزخانه را تغییر داده و ماهها بعد به بارش باران در شهری می انجامد که نیمو برگه کاغذ شماره تلفن آنا را در دستانش گرفته است. برگه کاغذی که قطره باران؛ جوهر آن را پخش کرده و دیگر کار از کار گذشته است. حتی داستان؛ دلیل ورشکستگی کارخانه شلوار جین را نیز واکاوی می کند و به وقوع خشکسالی در مزارع بامبو وصل می کند و رقابت جهانی و تولید ارزان شلوار جین توسط کشور چین. همه این وقایع به ظاهر غیرمرتبط و پیچیده؛ به چکیدن یک قطره باران روی جوهر یادداشت آنا انجامید و به دنبال آن تغییر سرنوشت نیمو!
ژاکو فان دورمل کارگردان بلژیکی، این فیلم را در بلژیک و کانادا و آلمان فیلمبرداری کرده و داستان تو در تو و چند لایه ای خلق کرده که به گفته خودش  هفت سال صرف نوشتن فیلم‌نامه آن شده است. هفت سال بی‌وقفه هر روز از ساعت ده صبح تا سه و نیم بعد از ظهر.
در داستان Mr Nobody همه  رویدادها به یک اندازه واقعی بوده اند و در عین تناقض با یکدیگر؛ از قضا همگی واقعا اتفاق افتاده اند. هم پاشیدن خاکستر جنازهء Anna در مریخ و هم ایستادن جهان از انبساط در ساعت ۴ و ۵۰ دقیقه صبح روز ۱۴ فوریه سال ۲۰۹۲ و معکوس شدن گذر زمان. فیلم Mr Nobody  بی تردید یکی از بهترین نمونه های سینمایی است که در این مجموعه آنها را سینمای  فیلسوفانه می نامیم.

هالیوود ریپورتر درباره این فیلم می نویسد: مانند بنجامین باتن؛ فیلم آقای هیچکس به مفاهیم پیچیده ای مانند بی نهایت حالت ممکن در زندگی می پردازد. زندگی نیمو از ۰ تا ۱۱۸ سالگی در همه حالت های ممکن که به دلیل تصمیم های مختلف او ایجاد می شود نشان می دهد که  اروپایی ها نیز می توانند از پس فیلم های علمی تخیلی که در آن به تکنیک های ساخت پیچیده نیاز است بر بیایند.

+ همچنین پیشنهاد در همین رابطه مطلب “افتادن یک برگ در توکیو؛ سقوط شاخص بورس در نیویورک” را مطالعه کنید.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست