فلسفه و تاریخ علم

جنگ علمی؛ علوم میان رشته ای و آینده علم

علوم میان رشته ای
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

رشته های تحصیلی روز به روزتخصصی تر می شوند و با پیشرفت روزافزون ابزارهای محاسباتی و گسترش توان فنی بشر در هر یک از این رشته ها به جزییات بیشتری پرداخته می شود که پیش از این ممکن نبود. در فیزیک؛ عده ای پس از تحصیل فیزیک مقدماتی تنها روی فیزیک حالت جامد یا پلاسما کار می کنند و عده ای دیگر تمام دوران تحصیلات تکمیلی و پژوهش خود را روی شیمی احتراق متمرکز می کنند و لاغیر.
اما به موازات این تخصصی سازی علوم؛ رشته های جدیدی نیز در نظام های آموزشی سر بر می آورند که اصطلاحا به آنها میان رشته ای interdisciplinary گفته می شود. تعامل میان علوم ریاضی- فیزیکی از یک سو و علوم انسانی از سوی دیگر؛ به ظهور آن دسته از رشته های جدید تحصیلی انجامیده که پیش از این حتی تصور آن نیز غیرممکن به نظر می رسید. تلفیق علوم اعصاب و هوش مصنوعی و کامپیوتر؛ تلفیق علم و فلسفه در قالب رشتهء فلسفهء علم؛ ترکیب علوم اجتماعی و زیست شناسی و …. عنوان و سرفصل بسیاری از رشته های دانشگاهی نوظهور است. بسیاری نگرانند که این میان رشته ای سازی؛ ممکن است به رقیق شدن تخصص منجر شود و اصطلاحا دانش آموختگان را به اقیانوس هایی با عمق یک سانتیمتر تبدیل کند. آیا علوم بنیادی تر؛ جای سایر علوم را می گیرند و آنها را تدریج حذف می کنند؟ در پاسخ به این پرسش در سالهای گذشته حتی اصطلاح جنگ علمی نیز رایج شد و مبدع آن هم اندرو راس یکی از سردبیران Social Text در سال ۱۹۹۵ بود که در آن تحولات علمی را به جنگ میان محافظه کاران علیه چپ گراها و هواداران تکثرگرایی فرهنگی نسبت می داد. آلن سوکال و ژاک بریکمون در کتاب خود با نام چرندیات پست مدرن این اصطلاح را بی مورد می دانند و می گویند: این عبارت کاملا بی مورد است. چه کسی در حال جنگ است؟ و علیه چه کسی. علم و فناوری مدتهاست که موضوع مجادلات فلسفی و سیاسی بوده اند. درباره سلاح های هسته ای و انرژی هسته ای؛ پروژه تهیه نقشه ژنوم انسانی ؛ زیست شناسی اجتماعی و بسیاری موضوعات دیگر. ولی این مجادلات به هیچ عنوان ؛ معادل جنگ علمی نیستند. در واقع در این مجادلات؛ بسیاری از مواضع معقول گوناگون از حمایت یکسان دانشمندان و غیر دانشمندان سود می برد و در این بحث ها می توان استدلال های علمی و اخلاقی طرفین را شنید و به داوری نشست. برخی نگرانی های موجود در این زمینه وجود دارد که مثلا پژوهشگران علوم اجتماعی حق دارند از این فکر واهمه داشته باشند که فیزیولوژی عصبی و زیست شناسی اجتماعی جایگزین رشته آنها خواهد شد. یا زمانی که پل فایرابند Paul Feyerabend فیلسوف علم؛ علم را نوعی خرافه خاص می نامد و یا برخی از جریان های فکری جامعه شناسی علم؛ طالع بینی و اخترشناسی را هم ارز یکدیگر قرار می دهند؛ ممکن است کسانی که در حیطهء علوم طبیعی کار می کنند احساس کنند مورد حمله قرار گرفته اند. امروزه اصول اساسی شیمی کاملا مبتنی بر مکانیک کوانتومی و بنابراین مبتنی بر فیزیک است. ولی با این وجود ؛ شیمی همچنان رشته مستقلی است (اگر چه که بخش هایی از آن به فیزیک نزدیک تر شده است). همچنین اگر روزی رفتار فردی و اجتماعی انسان را بتوان با مبانی زیست شناختی توضیح داد؛ دانشمندان علوم اجتماعی و روانشناسی نباید از اینکه علوم اجتماعی از بین برود یا به شاخه ای از زیست شناسی تبدیل شود بیم داشته باشند. همچنین باید آن روی سکه را نیز دید. دانشمندان علوم طبیعی نباید از دیدگاه های واقع گرایانهء تاریخی و جامعه شناختی دربارهء فعالیت های علمی بترسند.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست