فلسفه و تاریخ علم

پژوهش جانبدارانه؛ نگاه جهت دار

پژوهش
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

علم و فناوری عصر ما به صورت حیرت برانگیزی روز به روز دقیق تر می شود. سنسورها؛ پردازش گر ها ؛ ابزارهای مکانیکی؛ ابزارهای سنجش زمان و فواصل؛ موتورها و … هر روز دقیق تر کار می کنند و بشر به جنبه هایی از طراحی آنها دقت می کند که پیش از این ممکن نبود. اگر تا دهه ها پیش هدف از ساخت خودرو صرفا  سرعت بخشیدن به جابجایی بود و حرکت انسان و مثلا فرم بدنه و زاویه انحنای شیشه یا  چراغ ها اهمیتی نداشت اما امروزه به مدد مدلسازی کامپیوتری جزیی ترین ابعاد سازه ها تحلیل و بررسی می شود.  دقت محاسبات ما نیز با کمک کامپیوترهای عظیم بی نهایت  افزایش یافته است و خطاهای محاسباتی کاهش پیدا کرده است.
اما در عین حال؛ بسیاری از خطاهای شناختی در نظریه های علمی و آزمایشها همچنان بر سر جای خود باقی  مانده است. دانشمندان به دنبال تضمینی هستند که به ما اطمینان دهد پژوهش ها و آزمایش هایمان مستقل از دیدگاه های  قبلی پژوهشگر پیش می رود. فیلسوفان علم همواره در پی این هستند که روش  علمی را به گونه ای تعریف کنند که حالت ذهنی یا دیدگاه های فردی  دانشمند در آزمایش یا نظریه پردازی هیچ نقشی بازی نکند. اما ظاهرا تاثیرات روانشناختی بیش از حد تصور بر پژوهشهای ما اثر می گذارد. یکی از این فاکتورها اثری است که آن را (یکسو گرایی تایید) می نامیم. تحت تاثیر یکسوگرایی تایید  ما عموماً نه تنها تمایل داریم که مدرک مخالف با دیدگاه هایمان را نادیده بگیریم (و به غلط تفسیر کنیم) ؛  بلکه اتفاقا دوست داریم تنها به دنبال مدارک تاییدکننده نظریه مان بگردیم و آن را تشخیص دهیم.
یکسوگرایی تایید صرفا یک اثر ذهنی نیست و تعدادی از مطالعات روانشناختی و تجربی؛ وجود این اثر  و تاثیر آن در جهت دادن به پژوهش ها را اثبات کرده است. مثلا در نظری بگیرید چهار کارت داریم که هر کدام یک روی عدد دارد و یک روی حرف.

۷           ۴             D             A

در یک مطالعه به سوژه ها گفته شد که وظیفهء آنان تعیین یک روش کارامد برای تصمیم گیری پیرامون درستی فرضیه زیر است:
اگر کارتی دارای حرفی صدادار در یک طرف باشد، در طرف دیگر دارای عدد زوج است.
در این بین از سوژه ها خواسته شد که مشخص کنند برای برقراری درستی این فرضیه؛ کدام کارت ها باید پشت و رو شوند؟ اگر از شما چنین سوالی بپرسند کدام کارت را بر می گردانید؟ اغلب سوژه ها فکر می کردند که تنها لازم است کارت های ۴ و A برگردانده شوند. اما اشتباه میکردند. کارت ۷ نیز لازم است پشت و رو شود، زیرا که می تواند به درستی فرضیه مرتبط باشد. برگردانیدن کارت A گزینه ای مناسب بود، زیرا چنانچه طرف دیگرش عددی زوج بود فرضیه تا حدی  تایید می شد و به سمت تایید شدن بیشتر پیش می رفت. یعنی تایید این فرضیه  که “اگر کارتی دارای حرفی صدادار در یک طرف باشد، در طرف دیگر دارای عدد زوج است.”  و در عین حال اگر در روی دیگر کارت A ؛ عددی فرد یافت می شد آن را رد می کرد.
از برگرداندن کارت ۴ نیز میشد برای اثبات نظریه استفاده کرد. مشروط به پیدا شدن حرفی صدادار در روی دیگرش. با این حال در صورت وجود حرفی بی صدا در طرف دیگر آن نمی توانست فرضیه را نقض کند چرا که فرضیه می گوید: اگر حرفی صدادار در یک طرف بود، (الزاماً) عددی زوج در طرف دیگر هست. و نمی گوید که اگر عددی زوج در یک طرف بود  الزاماً در طرف دیگر حرفی صدادار هست. کنار گذاردن کارت D صحیح بود زیرا هرچه در طرف دیگرش باشد به درستی فرضیه ربطی ندارد. با این حال کارت ۷ مانند کارت A مهم بود چون فرضیه را رد می کرد. اگر در طرف دیگر کارت ۷ حرفی صدادار پیدا میشد فرضیه نادرست از آب در می آمد. با این وجود اغلب ما تمایل داریم کارت ۷  را نادیده بگیریم. این آزمایش نشان دهنده ء تمایل بیشتر ما برای یافتن مدرک تایید کننده نظریه است تا رد کننده. مساله کمی پیچیده شد. در اینجا ما با یک اثر روانشناختی مواجهیم که باعث می شود به صورت گزینشی و سوگیرانه در پی تایید فرضیه ها باشیم.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست