کلینیک علمنا

کلینیک علمنا: سندرم کودک دست و پا چلفتی؛ بیماری هری پاتر

دیسپراکسی کلینیک علمنا
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

کلینیک علمنا این بار به بهانه بیماری دیسپراکسی یا کنش پریشی به سراغ دنیای جذاب هری پاتر و بازیگر این شخصیت محبوب داستان های تخیلی و نوجوانانه رفته است. اگر می خواهید از این بیماری نادر و عجیب اطلاعاتی به دست بیاورید و یا اندکی با حواشی زندگی دنیل رادکلیف یا همان هری پاتر ماجراجو مطلع شوید، ادامه این یادداشت را با دقت مطالعه نمایید.
اگر به طرفداران داستان های هری پاتر گفته شود که حدس می زنند کدام یک از نقش های این مجموعه دست و پا چلفتی تر از بقیه باشد، شاید بسیاری از آن ها نویل لانگ باتم را انتخاب کنند. شخصیتی دست و پا چلفتی که در اوایل داستان حتی قادر نیست یک تکلیف ساده را انجام بدهد. اما هیچ کدام از طرفداران کتاب شاید قبول نکنند که هری پاتر از نویل دست و پا چلفتی تر است!
در مدرسه ی جادوگری هاگوارتز، جایی که داستان های هری پاتر در آن جا اتفاق می افتد، به جادوگران جوان یاد می دهند چطور با تکان دادن چوب دستی به شکلی خاص و بیان ورد های جادویی، طلسم انجام بدهند. در تمام داستان های این مجموعه، هری پاتر، قهرمان داستان مهارت عجیب خود را در کار با چوب دستی نشان می دهد. اما نکته ی جالب اینجاست که بازیگر نقش هری پاتر، دنیل رادکلیف، به خاطر یک مشکل عصبی حرکتی قادر به بستن بندهای کفش خود نیست. در مصاحبه این بازیگر جوان معروف بریتانیایی با شبکه ی بی بی سی، وی اعتراف کرد که از کودکی دچار یک بیماری عصبی به نام دیسپراکسی است و به همین دلیل در انجام بعضی فعالیت های ساده مثل بستن بند کفش یا گره زدن کراوات دچار مشکل می شود.
اختلال هماهنگی رشدی (developmental coordination disorder) یا DCD که با عنوان دیسپراکسی یا دیسپراکسیای رشد و نموی (dyspraxia) نیز نامیده می شود، با عنوان سندرم کودک دست و پا چلفتی شناخته شده است. این بیماری یک اختلال مزمن عصبی است که در دوران کودکی شروع می شود و بر حرکت و هماهنگی اثر می گذارد. این مسأله ناشی از نبود دقت در انتقال پیام های مغز به بدن است. در این بیماری تکامل قسمت کوچکی از بخش حرکتی مغز، ناقص انجام شده است و این مشکل تکاملی باعث می شود فرد به علت عدم هماهنگی بین اعصاب و عضلات در انجام برخی از کارهای خاص ناتوان باشد. این بیماری بین کودکان نسبتا شایع است. دانیل رادکلیف به نوع خفیف این بیماری دچار است و تقریبا آن را کنترل کرده است. او می گوید: “من روزهای سختی را در مدرسه گذراندم اما تا وقتی کودک بودم، خیلی بازی می کردم و شاید همین باعث شد بهتر شوم.”

tying-shoes

شدت این بیماری در بیماران مختلف فرق می کند اما به طور کلی پسرها چهار برابر بیشتر از دخترها مبتلا به این بیماری می شوند. این اختلالات عملکردی معمولا همراه با اختلالی نظیر اختلال در پردازش و یا یکپارچگی حسی، اختلال هماهنگی در رشد، مشکلات توجه و تمرکز، اختلال نقص توجه (بیش فعالی)، مشکلات اضطرابی و غیره در کلینیک ها مشاهده می شود. اگر درمانگر در مورد دیسپراکسی یا کنش پریشی چیزی نداند، تصور می کند کودک لجباز، خجالتی، مضطرب، گیج و یا عقب مانده ذهنی است. در صورتی که ممکن است کودک واقعا قصد همکاری داشته باشد؛ اما نتواند ایده ی انجام کار را در ذهنش به طور برنامه ریزی شده و مرحله به مرحله حلاجی کرده یا نتواند آن ایده را به حرکت تبدیل کند و یا نتواند آن حرکت را به شایستگی انجام دهد. در حقیقت کودک مبتلا به دیسپراکسی یا در مرحله ایده سازی (Ideation)، یا در مرحله برنامه ریزی حرکتی و تبدیل ایده به حرکت (Ide motor، Motor Planning) و یا در مرحله ی اجرا (Execution) دچار ضعف است.
درمانگرانی که با دیسپراکسی مواجه می شوند ممکن است گیج شوند. چون وقتی از کودک می خواهند کاری را انجام دهد نمی تواند؛ اما وقتی آزاد گذاشته می شود و احساس می کند که تحت ارزیابی و مشاهده نیست ممکن است خیلی راحت بتواند اتوماتیک آن کارها را انجام دهد.
مشکل این کودکان این است که نمی توانند کاری که از ایشان خواسته می شود را (مخصوصا اگر حرکتی چند مرحله ای و ناآشنا باشد) در ذهنشان به مراحل ریزتر تشکیل دهنده و متوالی تجزیه کنند و نمی دانند باید از کجا شروع کنند. این کودکان به شدت به توصیه های کلامی و همچنین دیدن همان کار (یادگیری از طریق سر نخ های بینایی) وابسته می شوند و مدام نیاز دارند که والدینشان به آن ها بگویند الان این کار را بکن، خب الان آن کار را بکن و … .
این مساله باعث افت عملکرد در همه ی حوزه های کاری شان می شود. مثلا این بچه ها نمی دانند باید چگونه بازی کنند و نیازمند یک بزرگسال هستند تا از آن ها بخواهد چگونه بازی کنند. همچین در انجام تکالیف حتما باید کسی بالای سرشان بنشیند و راهنمایی ارائه دهد.
کودکان و نوزادانی که در غلت زدن و سینه خیز رفتن مشکل دارند، حرکات چشمی در آن ها عجیب است و به جای گرداندن چشم، کل سر را می گردانند، احتمالا مبتلا به این بیماری هستند.
در کودکان بزرگ تر، انجام کارهایی مثل نگه داشتن فنجان، راه رفتن، پریدن و بازی با توپ با مشکل انجام می شود. دیر به حرف آمدن، اختلال در حس جهت یابی و دیر مشخص شدن راست دست یا چپ دست بودن هم از علایم دیگر این کودکان است. حساسیت به لمس موجب می شود تا کارهایی مثل مسواک زدن، شانه کردن مو و یا کوتاه کردن ناخن اصلا برای این کودکان خوشایند نباشد. دیپراکسی هیچ مشکلی برای هوش کودکان ایجاد نمی کند اما در سنین بالاتر ناتوانی در انجام مهارت های عملی ممکن است موجب شود تا کودک نتواند با همسالان خود رابطه ی درستی داشته باشد و همین مساله در رشد فکری کودک تاثیر دارد. به همین دلیل به خانواده ها توصیه می شود این مشکلات را کاملا در نظر بگیرند.
مشکلاتی مثل افسردگی، بیماری های روحی و استرس که می توانند طی یک سیکل معیوب روند بیماری را بدتر کنند. طبق گفته ی پزشکان دیسپراکسی یک بیماری مادام العمر است. در بزرگسالان هم کسانی که در انجام کارهایی مثل رانندگی، پخت و پز، آرایش کردن خود، دست خط، کنترل بلندی صدا در حین صحبت کردن و حساسیت به صدا و لمس مشکل دارند ممکن است دچار این بیماری باشند.

logopedia2

اگرچه تشخیص زود هنگام و انجام کاردرمانی می تواند موجب شود تا فرد راحت تر با مشکلات کنار بیاید، اما دیسپراکسی درمان قطعی ندارد. بسته به شدت بیماری ممکن است لازم شود گفتار درمانی و فیزیوتراپی هم انجام شود و این درمان ها می توانند تا حد بسیار زیادی در تکامل اعمال حرکتی و مستقل شدن کودک موثر باشد. مشکل دیس پراکسی را می شود با انجام تمریناتی در قالب های ادراکی حرکتی (Motor Learning)، آموزش و مشاوره والدین، رویکرد SCOPE، رویکرد CO-OP به حداقل ممکن تخفیف داد و حتی کامل درمان کرد. اما تا قبل از آن زمان ما با کودکی مواجه هستیم که واقعا اعتماد به نفس پایینی دارد و در انجام فعالیت های مختلف به راهنمایی ها و تائید درمانگر و والدین معتاد شده است. پزشکان به والدین این کودکان توصیه می کنند در برابر کودک خود صبور باشند و به او دلگرمی بدهند. حمایت و کمک والدین در انجام کارهای کودک اگر با روند کاردرمانی او تداخلی نداشته باشد کاملا به نفع کودک است. آموزش کودکان به صورت قدم به قدم در انجام امور ساده و همچنین حمایت های روحی می تواند یک بیماری شدید را هم به نوع خفیف تر تبدیل کند.
دنیل رادکلیف مبتلا به نوع خفیف این بیماری است اما تشویق های والدین او سبب شد وی برای دوری از استرس به سراغ بازیگری برود و پسر بچه ای که به دلیل بیماری نمی توانست دوچرخه سواری کند و یا حتی بند کفشش را ببندد حالا در نقش یک جادوگر معروف در بین کودکان دنیا محبوب شده است.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست