فلسفه و تاریخ علم

یادداشتی در باب غامض گویی فلسفی/”آیا هر کلام مبهمی ژرف است؟”

فلسفه علم علمنا
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

پیچیده گویی ؛  مبهم گویی ؛ غامض گویی ؛ قلمبه سلمبه گویی؛ پرطمطراق حرف زدن از جمله صفاتی است که معمولا به کلام فیلسوفان اطلاق می شود. بسیاری از تعابیر فیلسوفان را به سختی می توان درک کرد. آنها از کلمات تو در تو و پیچیده و با بافت سنگین ادبی استفاده می کنند و کلماتی را به کار می گیرند که درک آن برای عموم دشوار است. اما آیا به راستی هر سخن پیچیده ای که در آن کلمات ثقیل و دشوار به کار رفته به لحاظ محتوایی ژرف و عمیق است؟ چندی پیش جین واینگارتن Gene Weingarten یادداشتی در واشنگتن پست نوشته و در آن اعتراف کرده بود که طی ۲۵ سال گذشته، کلمات فلسفی مانند معرفت‌شناختی Epistemology  و وجودشناسی Ontology   را بدون اینکه بداند هر کدام دقیقا به چه معناست جابجا استفاده کرده و در این مدت هیچکسی هم به او اعتراضی نکرده است.

در حدود ۲۰ سال پیش در ماجرای مشهور آلن سوکال(Alan Sokal) که به نیرنگ سوکال یا مساله سوکال Sokal affair یا Sokal hoax معروف است داستان مشابهی رخ داده بود. آلن سوکال در شماره های  ۴۶ و ۴۷ بهار و تابستان ۱۹۹۶ یک نشریه مطالعات فرهنگی آمریکا با نام Social Text عامدانه یک مقاله بی نهایت بی سر و ته و بی معنا با عنوان پر طنین ″تخطی از حدود؛ به سوی تاویلی متحول کننده از گرانش کوانتومی″ارسال کرده بود. در نهایت حیرت مقاله ء سوکال در این نشریه پذیرفته شده و در صفحات ۲۱۷ تا ۲۵۲ انتشار یافت. سوکال در این مقاله با آسمان و ریسمان بافی و استفاده از کلمات و واژگان درهم و مغشوش ″علم پسا کوانتومی″ را به ″دیالکتیک گرایی″ ربط  می داد و  ″هرمنوتیک نسبیت عام کلاسیک″ را با ″توپولوژی دیفرانسیلی″ مخلوط می کرد و آخر سر هم نتیجه بی سر و ته و گنگ و بی معنایی از این همه کلمه پر طمطراق و پیچیده می گرفت.  سوکال بعد از انتشار این مقاله، نقشه خود را افشا کرد و گفت غرض اش این بوده که نشان دهد که چگونه فضاهای ادبی و روشنفکری تحت تاثیر زرق و برق ادعاهای توخالی (ولی با ادبیات غامض و پیچیده و قلمبه سلمبه گویی) قرار می‌گیرند. مانند بسیاری از ادعاهای پوچ که با روکش کلمات علم مدرن یا کلمات پیچیده فلسفی پوشانده می شوند تا طنین شان مخاطب ناآگاه را مرعوب ‌کند.

به کارگیری ادبیات پیچیده و دشوار در متون و اندیشه های دشوار اجتناب ناپذیر است و بسیاری از مفاهیم  پیچیده فلسفی (یا علمی) را نمی توان با ادبیات ساده و روزمره توضیح داد. به عبارت دیگر شاید بهتر باشد بگوییم اگر مفاهیم پیچیده علم و فلسفه به زبان ساده توضیح داده شوند طبیعتا بخشی از غنای محتوایی خود را از دست می دهند. اما این بدان معنا نیست که هر کلام پیچیده و اصطلاحا هر قلمبه سلمبه گویی؛ مفهوم ژرفی در خود دارد. هر نوشتاری که از کلمات نسبیت؛ اینشتین؛ مکانیک کوانتومی؛ توپولوژی؛ هرمنوتیک؛ کانت یا اپیستمولوژی یا پارادایم  استفاده کرده باشد الزاما نوشتار عمیقی نیست و افکار ژرفی را بازتاب نمی دهد. در بسیاری موارد به کار گیری کلمات ژرف می تواند حاکی از فضل فروشی ریاکارانه باشد نه دلیلی بر غنای محتوایی یک اندیشه.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست