مصاحبه ها

“نهاد رهبری در دانشگاه” چه می کند؟/ گفت و گو با نماینده نهاد رهبری در دانشگاه شریف

نهاد رهبری شریف علمنا
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

یکی از نهادها و ارگان های مهم در دانشگاه ها، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری می باشد که در تصمیم گیری ها و روند اجرای امور در فضای دانشگاه دخیل است. اما سوالی که همیشه با پاسخ های مبهمی رو به رو بوده این است که به طور دقیق اساسنامه این نهاد، مسئولیت چه حوزه هایی را برای تصمیم گیری و نظارت به آن سپرده است و نقش نماینده رهبری در دانشگاه ها به صورت شفاف و دقیق به چه صورت می باشد. نقشی که اثرگذاری آن بر همگان واضح و مبرهن است؛ اما عمق و میزان آن و همچنین حوزه های عملکردی آن برای بسیاری از دانشجویان نامشخص.
علمنا این بار برای یافتن پاسخ این پرسش و شفاف سازی بیشتر برای مشخص شدن نقش نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها به سراغ حجت الاسلام والمسلمین دکتر حبیب محمدنژاد، نماینده رهبری در دانشگاه صنعتی شریف رفته است تا با انجام مصاحبه ای، پاسخ سوالات خود را در این خصوص به دست آورد.
جالب است بدانید که نخستین نهاد رهبری در دانشگاه های کشور پس از انقلاب نیز در دانشگاه صنعتی شریف آغاز به فعالیت کرده است.

علمنا: به عنوان شروع بحث و سوال اول در مورد دلایل ایجاد نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها و وظایف آن توضیحاتی ارائه بفرمایید.

در رابطه با حضور نهاد در دانشگاه ها بحث های زیادی تاکنون شده است. از ابتدای انقلاب و از زمان ورود حضرت امام (ره) نمایندگی ها توسط قائم مقام رهبری تعیین می شد. بحث این بود که حضور یک عالم دینی در دانشگاه چه نقشی را ایفا می کند؟ طبق اساس نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی این نهاد می تواند نقش های حمایتی را بر عهده بگیرد. به معنای اینکه دانشگاه اعم از اساتید و دانشجو نیازمند حمایت هستند و یک روحانی می تواند در دانشگاه این نقش را ایفا کند. برای توضیح این مطلب باید بگویم لزوما برای رسیدن از یک نقطه از شهر به یک نقطه دیگر، یک خط مستقیم بهترین و راحت ترین مسیر نیست و بعضی اوقات مسیر غیر مستقیم سریعتر و آسان تر به مقصد می رسد. خصوصا این امر در شرایط سیاسی، اجتماعی، محیطی و غیره برای اینکه افراد بتوانند سریع تر و بدون دغدغه به اهدافشان برسند موثر است. این امر وقتی بیشتر معنا پیدا می کند که اگر ما بتوانیم حواشی این حرکت را حل بکنیم بهتر افراد به هدف می رسند تا اینکه مثلا مستقیما به دانشجویی که در رشته ریاضی تحصیل می کند بگوییم لزوما فقط ریاضی بخوانی موفق می شوی؛ نه اینگونه نیست و خیلی وقت ها بایستی اتفاقا حواشی را حل کرد تا شخص در ریاضیات موفق باشد؛ نه اینکه صرفا مشکلش فهم ریاضی است. در واقع ذهنش پراکنده است و تمرکز ندارد. به نظر من و طبق مطالعات میدانی در دانشگاه ها نقش نهاد در اینطور مسائل دانشگاهی بسیار پررنگ دیده می شود به طوری که اساتید و دانشجویان نیز متوجه اهمیت این امر هستند و عموما مراجعه می کنند و مشکلات حاشیه ای خودشان را مطرح می کنند و نهاد نیز در این عرصه از آنها حمایت می کند که این مشکلات حل بشود. لذا یکی از نقش های بسیار مهم نهاد، نقش حمایتی است که این نقش نیز رفته رفته گسترده تر شده و مرتب تجربه ها روی هم انباشته شده و ابزارهای بیشتری در اختیار افراد قرار گرفته که این ابزارها، ابزارهای خود ساخته است و نهاد به دلیل حضورش در محیط دانشگاه مداوم ابزارهایی را خودش می سازد که بتواند بیشتر حمایت کند.
این یک بعد است. به نظر من جای بحث و فهم بیشتر را دارد تا فراوان تر به آن پرداخته شود و البته نهادها نیز یک دست نیستند. ممکن است نقش حمایتی یک نهاد بیشتر و دیگری کمتر باشد و نمی توانم بگویم همه نهادها به یک شکل و اندازه نقش خودشان را ایفا می کنند؛ ولی عموما یک نقش اساسی است.
یکی دیگر از وظایفی که شورای عالی انقلاب فرهنگی برای نهاد ها تعریف کرده نقش های هدایتی است. یکی از کارکردهای دین در عرصه علم جهت دادن به علم است و علم نافع از ابتدا مهم ترین شعار دین بوده؛ طوری که این بحث بسیار قبل از اینها که علوم جدید اینقدر با شتاب در حال توسعه اند، در ادعیه معصومین علیهم السلام مطرح شده است و علم نافع را علم اصیل و به درد بخور دانسته اند و همیشه خودشان را از اینکه علمی کسب بکنند که منفعت ندارد برحذر دانسته اند و از خداوند نیز خواستار بودند که از چنین علمی دور باشند. یکی از وظایف نهاد در همین عرصه است که کارهای تبلیغی و ترویجی می کند که افراد را به سوی علم نافع سوق دهد و سعی کردیم از علم برای ضرر و زیان بپرهیزیم.
گفتنی است در دانشگاه ها هرچه افراد نخبه تر می شوند چنین آسیب هایی در آنها بیشتر است. عمیق می شوند بدون اینکه مطالعه بکنند که این وقتی که صرف می کنند منفعتش در جامعه ما کجا باید دیده شود و به این نکته توجه نمی کنند. حالا اگر هم علم نافع است اما نافع برای چه کسی؟!
ما مثلا در کشور خودمان هنوز آی سی (IC) تولید نمی کنیم. هنوز تکنولوژی ما در حد تولید آی سی های پیشرفته جدیدی که در اکثر دستگاه ها مورد استفاده است، نیست و ما اصولا مونتاژ کار هستیم. اما در این شرایط دانشجوی دکتری ما رفته سراغ اینکه مثلا اگر این ماده که در آی سی استفاده می شود تغییر دهیم چقدر در شتاب آنالیز دیتا تاثیرگذار است. کاربرد این موضوع در غرب هنوز مشخص نشده است چه برسد به اینکه در کشور ما این حد از تکنولوژی به درد ما بخورد. در صورتی که این استعداد را می توانست در سطوح پایین تری در تولید آی سی و اینکه بتوانیم خودمان تولید کنیم به کار بگیرد و این خیلی مفید بود و باعث پیشرفت جامعه می شد.
اما اکنون با این کار نه تنها مفید نیست؛ بلکه مایه ضرر هم هست. زیرا این فرد دیگر در ایران کاربردی ندارد و جای آن در کشورهای توسعه یافته آمریکایی و اروپایی است و همین موضوع باعث مهاجرت می شود. یکی از عوامل مهاجرت حرکت در مرزهای دانشی است که این دانش ها در کشور ما بومی نیست و خود فرد هم قادر به بومی کردن در کشور نیست و یا انگیزه ای برای این کار ندارد و این می شود دانش مضر نه مفید. ما نمی گوییم خارج از ایران برای کسب علم به درد نمی خورد و یا اینکه ما نقشی در علم جهان نداشته باشیم ولی اولویت اول پیشرفت جامعه و کشور خودمان است.

علمنا: نهاد برای همین امر، که دانشجویان به سمت اولویت ها بروند چه برنامه هایی دارد؟

بحث توضیح علم نافع و توسعه دادن آن و پرداختن به معنای نافع بودن و خوب تبیین کردن آن، که نافع برای کی؟ نافع برای چی؟ نافع برای چه زمانی؟ نافع در چه عرصه هایی؟ بخث هایی کلی است و دین هم متولی همین بحث هاست.

علمنا: این کار تبیین را با اساتید شروع می کنید یا با دانشجویان؟

با هردو؛ ما از طریق مجالس هم اندیشی با اساتید در ارتباطیم و همچنین از طریق تشکل ها، حوزه دانشجویی و ابزارهای ارتباطی با دانشجویان به بحث می نشینیم و اینگونه این خواسته های دینی به جامعه مخاطب ما منتقل می شود. البته در بحث های هدایتی ساده ترین کارها تاکید بر دروس معارفی است که در دانشگاه ها تدریس می شود. چون ذیل آن در اساسنامه نهاد و گروه های معارف تعریف شده است. ولی امروزه ما معتقدیم وظایف نهاد خیلی فراتر از این وظایف در این عرصه هاست و می تواند برای یک متخصص هم حرفی برای گفتن در این عرصه ها داشته باشد که عموما هم مخاطب ها از این مباحث استقبال می کنند.
نهایتا یکی دیگر از وظایفی که از ابتدای انقلاب برای نهاد در نظر گرفته شده است نظارت بر فعالیت های انجام گرفته در دانشگاه است که شامل دانشجویان، تشکل های دانشجویی و غیره است که از طرق مختلف در مباحث سیاسی، اجتماعی و دینی انجام می شود و می تواند بعد علمی نیز داشته باشد. ممکن است یک دانشجو هیچ علاقه ای به علم و اهداف دانشگاه نداشته باشد. لزوما ما نمی توانیم بگوییم که دانشگاهی که ۱۲ هزار دانشجو دارد همه ۱۲ هزار نفر خوب و دارای یک طرز فکر هستند و در راستای منافع دانشگاه و کشور فعالیت می کنند. ممکن است در میان آنها فردی باشد که مانع این کارها باشد و افکار دانشجویان دیگر را بهم بزند و در این عرصه ها نظارت ها می تواند نقش خوبی داشته باشند. لذا من معتقدم در این قسمت نیز نقش نهاد در عرصه علم می تواند آثاری برای مشاهده داشته باشد.
اما اگر خارج از اساسنامه بخواهیم بحث های دیگر نهاد را به صورت تئوری بازگو کنیم عموما حضور حوزه در دانشگاه است که مقام معظم رهبری می فرماید دفاتر نهاد نمایندگی، دفاتر نماینده حوزه در دانشگاه است و یک جایگاه سیاسی یا اجرایی نیست؛ بلکه یک جایگاه علمی است که حوزه یک عرصه علمی را جدا از عرصه علمی دانشگاه در اختیار دارد.
بنده این نکته را بگویم که دفتر نهاد هر هفته سه سخنران حوزوی را در دانشگاه حداقل دارد و بنده در اینجا خودم قرار نیست کاری را بکنم بلکه قرار است ابزاری باشم که بتوانم اساتید مجرب حوزه را شناسایی بکنم و ارتباط بگیرم با آنها برای برقراری ارتباط بیشتر با دانشگاه.

علمنا: یکی از دغدغه های دانشجویان سراسر کشور، مخصوصا دانشگاه های بزرگ “پرسش گری” است. نهاد در این زمینه چه فضایی را برای دانشجویان فراهم کرده است؟

به نظر من دانشگاه ها وظیفه شان این است که مجالی باشند برای پرسش گری و به دنبال پاسخ رفتن و اگر صرفا کارکرد سیاسی یا نظامی یا حقوقی داشته باشند اصلا دانشگاه نیستند. ولی اینکه این فعالیت به چه شکلی انجام بگیرد خودش مسئله ای مهم است. مثلا با رفتن روحانیون در جمع دانشجویان و اینکه بگویند بیایید سوالات خود را بپرسید، این اتفاق می افتد اما سخت! به جای این می بایست تشکل هایی از دانشجویان در دانشگاه در دو قطب در فضای دینی تشکیل شود و مباحث دگر اندیشانه و شبهات خود را که علاقه مندان هر قطب بر حسب علاقه خود در آنها عضو می شوند، فعالیت کنند. البته اکنون هم اینگونه هست و ما تنها باید فرصت بدهیم که اینها فعالیت داشته باشند.
در دانشگاه ما (دانشگاه شریف) یک کانون مطالعات فرهنگی است که این کانون بیشتر مباحث دگر اندیشانه دینی و فرهنگی را دنبال می کند و بنده نیز حمایت  می کنم و مانع فعالیتش نمی شوم و این کانون از طریق بنر و راه های اطلاعاتی، موضوعات قابل بحث خود را که از مباحث به روز دنیا و همچنین روشنفکرانه ایران هم هست اعلام می کند و همایش هایی را با حضور سخنرانان مختلف برگزار می کند. از طرفی هم انجمن اسلامی در مباحث سیاسی فعالیت دارد و در کنار آنها نیز تشکل هایی وجود دارند که علاقه مند به پاسخگویی به مباحث گوناگونی هستند و کانون هایی نظیر قرآن و عترت، میثاق و مهدویت، هئیت الزهرا و غیره را تشکیل داده اند که همه این ها هم باید حمایت بشوند و خودشان با کسب اطلاعات از فضای مجازی و منابع صحیح کار خود را ارتقا بخشند و به سوالات یکدیگر پاسخ بدهند.
باید گفت در برخی مواقع پاسخ هایی که دانشجویان به یکدیگر می دهند خیلی صحیح تر و تاثیر گذارتر از پاسخ اساتید و روحانی ها است؛ زیرا سطح افراد در هر گروه سنی با هم مختلف است و دانشجو به شنیدن پاسخ از زبان شخصی مثل خودش بیشتر علاقه دارد تا بزرگترها؛ لذا این فضاهایی که در دانشگاه ها توسط تشکل ها و کانون هایی دانشجویی تحت عنوان “کرسی های آزاد اندیشی” عملا به نوعی شکل می گیرد بسیار موثر است. من بارها دیده ام که وقتی یک مبحثی در یک مجموعه پخته می شود سریعا جلسات مناظره پیرامون آن راه اندازی می شود.
هر گروه (موافقان و مخالفان یک بحث) نماینده ای از خودشان می آورند و در هر مرحله اگر بحث بالا گرفت اساتیدی از دانشگاه که نوعی حامی این نوع مباحث و نماینده جامعه روشنفکرانه هستند حضور پیدا می کنند و اساتید با هم مناظره می کنند و بعضی اوقات سطح خیلی بالاتر می روند و اینجا ما در نهاد آن را متکفل می شویم و اساتیدی را از بیرون دعوت می کنیم که بیایند و این مباحث را تبیین کنند. در بین اساتید نیز ما به اشکال مختلف این مباحث را تبیین می کنیم. هم هئیت اساتید داریم (زیر نظر نهاد) و هم دفتر هم اندیشی داریم که به نوعی بینابینی است. رئیسش، رئیس دانشگاه و دبیری آن محفل بر عهده نهاد است و همچنین پیگیری کارهای اجرایی را نیز خودمان انجام می دهیم. خلاصه این ها نقش آفرینی می کنند برای پاسخ گویی به این مباحث.
البته اکنون آموزش های مجازی هم یکی دیگر از عرصه هایی است که نهاد هم در آن فعال هست و ما به همراه اساتید معارف، دانشجویان را دعوت می کنیم که در این آموزش های مجازی شرکت کنند و برایشان امتیاز قائل می شوند. این ها همگی ابزارهای ما هستند برای بحث های علم و دین و ارتباط حوزه و دانشگاه که امروزه به این شکل صورت گرفته اند.

علمنا: چرا مسئولین با برگزاری کرسی های آزاد اندیشی مخالفت می کنند و هیچگاه فعالیت مدونی برای این موضوع انجام نشده است؟

اجازه بدهید به دو شکل پاسخ بدهم. بحث اول این است که به نظر من آن چیزی که مد نظر مقام معظم رهبری از کرسی آزاد اندیشی است هیچ تفاوتی با جلسات مناظره ندارد. لذا با این نگاه، من می گویم که برگزار می شود و آن چیزی که حضرت آقا می خواهند اجرایی شده است و آن این است که دانشگاه ها شرایطی را ایجاد کنند تا دانشجویان حرفشان را بزنند و واقعا در مناظره ها دانشجویان حرفشان را می زنند.
ما اینجا (دانشگاه شریف) تریبون آزاد برگزار کردیم و مدتی برای آن تابلوهای سفیدی زدیم که دانشجویان هر موضوعی که مدنظرشان است را به ما اعلام کنند و بعد از دسته بندی موضوعات دانشجویان به موضوعات مشخص شده رای بدهند تا موضوعی که بیشترین رای را داشت در خصوصش مناظره برگزار شود. در نهایت ما آن موضوعی که بیشترین رای را دارد موضوع بحث قرار می دهیم تا بیایند حرف هایشان را بزنند. اینگونه دانشجویان در طول هفته می آمدند موضوع درخواستی خود را در تابلوی سفید می نوشتند و در جدول روبرویش افراد دیگر رای می دادند. البته ناظر هم برای جلوگیری از تقلب و تخلف داشتیم و در نهایت بر حسب تعداد آرا موضوع انتخاب می شد و اینگونه افراد پیرامون آن موضوع حرف هایشان را در فضای باز دانشگاه پشت میکروفون در ساعت مشخصی می زدند.

علمنا: برگزاری این مراسم کاری صحیح و جالب است؛ ولی چرا کرسی های آزاد اندیشی علمی و اجتماعی و حتی اقتصادی برگزار نمی شوند تا یک خروجی مطلوب برای کشور هم داشته باشیم؟

به نظر من آن چیزی که اینجا انجام می گیرد به این صورت است که وقتی موضوعی توسط عده ای مشخص می شود و در آن شرکت می کنند. حتی بعضی ها که علاقه ای نداشته اند حساس می شوند و حتی از دیگران نیز برای شرکت در این جلسه دعوت کرده اند و این نشان دهنده این است که این فضا، فضایی با نشاط و تاثیر گذار است و خروجی جلسه نیز پاسخ هایی هست که می گیرند و قرار جز این هم نبود از برگزاری این نوع کرسی ها و جلسات.
ما هرگز به دنبال این نبودیم برای نظام جمهوری اسلامی از این کرسی ها برنامه صادر شود بلکه قرار است پاسخی برای دغدغه های افراد داده شود و دانشجو احساس این را نداشته باشد که در دانشگاه مجالی برای صحبت هایش نیست و قرار هم نیست که کشور تمام بارهای خود را بر دوش یک برنامه بگذارد که هدف بسیار ساده ای برای برگزاری آن وجود دارد. اگر اینگونه باشد اصلا برنامه اجرا نمی شود. یعنی هرچقدر بار را سنگین بکنیم به همان اندازه مانع اجرای آن می شویم.
اتفاقا بعد دوم صحبتم پیرامون همین موضوع است که یک نگاه دیگر هم هست به این قضیه که کرسی آزاد اندیشی یک فعالیت ویژه ای است که دارای چارچوب خاصی می باشد. در این چارچوب ما بایستی دو سر یک طیف را حتما پیدا کنیم و آنها بیایند از قبل ثبت نام بکنند، موضوع خود را مطرح کنند و دانشگاه مکلف است که برای این کار مجری و داور مناسب و بی طرف بیابد و این جلسه را برگزار کند.
ما یک بار خواستیم در دانشگاه این فرآیند را برگزار کنیم. یک بنر زدیم و اطلاع دادیم که هرکسی که علاقه دارد در این موضوع شرکت کند، ثبت نام نماید و ترجیحا به طیف مقابل خودشان هم اطلاع دهند که ثبت نام کنند -اگر هم نمی شناسند ما خودمان مکلف هستیم طیف مقابل را بیابیم- تمام این برنامه ریزی ها شد ولی کسی اعلام حضور و ثبت نام نکرد! این فرآیند، فرآیندی است که چند ماه طول می کشد. زیرا پیدا کردن افراد نظیر داور و مجری مناسب کاری زمان بر است و باید برنامه ریزی های زمانی و غیره انجام گیرد و حداقل یک ماه زمان می خواهد.
از طرفی هم وقتی شما جدی و سخت بگیرید، دانشجو پس می زند و احتمال این را می دهد پشت این قضیه هزینه ای باید بپردازد (منظور هزینه مادی نیست) و یا اینکه امکان پرونده سازی و ماجرایی در قبال حرفهایش و پاسخگویی بعد از آن را داشته باشد. به نظر من مانعی که باعث می شود کرسی های آزاد اندیشی در کشور به آن معنایی که باید اجرا شود، صورت نمی گیرد این است که وزارت علوم نتوانسته با صراحت بگوید “تضمین امنیتی” افرادی که در کرسی حضور پیدا می کنند چه قبل و چه بعد از صحبتهایش با ماست.

علمنا: نهاد رهبری نمی تواند این وظیفه را بر عهده بگیرد؟

نهاد هم می تواند این کار را انجام دهد. اما چرا وزراتخانه نمی تواند اینکار را انجام دهد؟ چون در کشور ما سه قوه وجود دارد و این قوا لزوما مطیع یکدیگر نیستند. زیرا هر کدام برحسب فعالیت خودشان قوانینی دارند. حتی هر کدام از وزارتخانه ها قوانین مربوط به خود را دارند که مانع شکل گیری این اتفاق می شوند. می بایست جلسه ای برگزار شود که روسای قوه قضاییه و مجریه تفاهم نامه ای امضا کنند که کرسی های آزاد اندیشی مستثنی از این مباحث باشد.
البته همانطور که در جریان هستید، همین هم در چارچوب عقلایی باید مورد بحث قرار گیرد و به اصطلاح “آزادی یک لبه شمشیر است و لبه دیگر پاسخگویی است”. فردی که آزاد صحبت می کند باید بداند که مسئول صحبتش هم هست و نباید کرسی های آزاد اندیشی “مبحث مسئولیت” را حذف کند. نمی شود به جامعه بگویید آزاد باش ولی مسئول نباش و شما وقتی فردی را مسئول عمل خود می کنید، شروع به تحلیل می کند. بدون آنکه بداند این چارچوب تا چه حدی است؛ البته خیلی هم حقوق افراد شفاف نیست و یکی از معایب ما این است که افراد نمی دانند که حیطه مسئولیتشان تا کجاست.
باز برمیگردم به حرف اول خودم که مناظرات یک جای پا در کشور داشته و از ابتدا هم بوده و افراد به ساز و کار آن آشنا هستند و لذا آزاد هم صحبت می کنند. ولی کرسی های آزاد اندیشی هنوز جای پای خود را باز نکرده اند. البته آنهایی که گزارش می دهند مثلا هزار کرسی آزاد اندیشی برگزار کرده اند اگر بررسی کنید متوجه می شوید اینها هم در کالبد همان مناظره ها است. حق هم دارند زیرا مناظره ساختاری آشنا برای دانشجوهاست که همان کرسی های آزاد اندیشی است و تفاوت آنها تنها در شکلشان است و این دانشجویان هستند که داوطلب نمی شوند که در کرسی ها ثبت نام کنند. وگرنه بدلیل داشتن آیتم هایی اتفاقا این کرسی های آزاد اندیشی خوب هستند.
مثلا اگر موضوعی انتخاب می شود حتما باید متخصص آن موضوعات هم حضور داشته باشد و بتوانند سطح آن جلسه را علمی تر بکنند و حتی اگر دانشگاه فنی است و موضوع انسانی، می توان از دانشجویان انسانی نیز دعوت کرد که حضور داشته باشند و جو را به چالش بکشند تا همگان متوجه شوند این مباحث چقدر عمیق اند و موارد و ابعاد مختلفی دارند که شاید افراد متوجه آن ها نشوند. لذا این کرسی ها خیلی خوب هستند و ما هم استقبال می کنیم تا جا بیفتد و بیشتر برگزار می کنیم.

پایان./

+ با توجه به جذاب و مهم بودن این موضوع علمنا این سلسله مصاحبه ها را ادامه خواهد داد.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست