اخبار

دغدغه ای به نام ”هدایت تحصیلی”!

هدایت تحصیلی - مشاوره - راهنمایی - علمنا
نوشته شده توسط محمدهادی تقی نتاج

بحث داغ طرح ”هدایت تحصیلی” این روزها ذهن بسیاری از دانش آموزان، والدین، معلمان و همین طور رسانه های کشور را مشغول کرده است. طرحی که قرار است به تسهیل تحصیل دانش آموز در مقاطع بعدی و با توجه به پارامترهای متنوعی به او جهت دهی نماید. در واقع هدایت انتخاب مسیر زندگی علمی و تحصیلی دانش آموزان با توجه به الگوها و شاخص های معینی که به گفته مسئولین مربوطه از متدهای آموزشی داخلی و خارجی برگرفته شده است، تعیین می گردد.
اما این روش جدید و جایگزین که سال اول اجرایی شدن خود را پشت سر می گذارد و دانش آموزان پایه نهم را به خود مشغول کرده، مورد انتقادها و تحلیل های فراوانی از سوی گروه های مختلف مخصوصا دانش آموزان و والدین قرار گرفته است و ما نیز قصد داریم در ادامه این یادداشت گوشه ای از ابعاد مختلف این رویداد مهم و سرنوشت ساز را مورد بررسی قرار دهیم.
طرح هدایت تحصیلی پایه نهم، طرحی است که به دانش آموز بر اساس پارامترهایی مانند نظر والدین با وزن ۵ درصد، نظر مشاوران مدرسه با وزن ۱۰ درصد، نتایج آزمون های استعداد سنجی با وزن ۳۰ درصد، نمرات تحصیلی دانش آموز با وزن ۳۵ درصد، نظر معلمان با وزن ۱۰ درصد و نظر دانش آموز با وزن ۱۰ درصد اولویت هایی در انتخاب یکی از رشته های ریاضی فیزیک، علوم تجربی، ادبیات، علوم انسانی و معارف، فنی و حرفه ای و کارودانش ارائه می نماید و سپس براساس ظرفیت های موجود در آن حوزه آموزش و پرورش، امکان انتخاب و گزینش رشته مورد نظر ایجاد می شود.
براساس طرح موجود به نظر می رسد سعی شده چهار عامل تاثیرگذار استعداد، علاقه، نیازهای جامعه و دولت و ظرفیت های آموزشی موجود در ارزیابی این اولویت بندی و انتخاب رشته تاثیر بگذارند. اما نکاتی در این خصوص و کلیت طرح موجود، این روزها در بین اهالی رسانه، منتقدان و از همه مهم تر دانش آموزان و خانواده ها مورد اشاره قرار گرفته است که در ادامه به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت.

• درخصوص نامتوازن بودن و غیرعلمی بودن شرایط سابق جای هیچگونه شک و شبهه ای باقی نمانده است و این امر بر همگان واضح است که در سیستم انتخاب رشته قبلی چه استعدادهایی هدر رفته است و چه سرمایه های مادی، بدون حداقل بازده صرف شده است. دانشگاه هایی بدون کیفیت و تنها برای ارضای نیاز روز افزون دانش آموزان رشته های تجربی و ریاضی تاسیس شدند و ظرفیت ها چه در محیط تحصیل و چه در محیط کار به مرحله فوق اشباع رسیدند. انتخاب رشته ای که نه نیازهای جامعه را برطرف می نمود و نه نیازهای فرد را. در بی کیفیت بودن و بی سرانجام بودن شیوه قبل همین چند سطر به انضمام تمامی تجربیات شخصی ما کافی به نظر می رسد.

• اینکه سعی شده است در طرح هدایت تحصیلی جدید مواردی مانند استعداد و علاقه مورد ارزیابی و تحلیل قرار بگیرد امری بسیار پسندیده و سنجیده محسوب می شود اما از دیرباز تشخیص این دو عامل یعنی استعداد و علاقه از یکدیگر و مشخص کردن هر یک از موارد به صورت دقیق و اصولی امری در ظاهر پیچیده به نظر می رسیده است. بارها دیده شده که بسیاری از دانش آموزان، خانواده ها و حتی معلمین در تشخیص این دو از یکدیگر دچار اشتباه شده اند و به طور مثال دانش آموزی را که در نمرات ریاضی خود درخشان ظاهر شده به عنوان یک علاقه مند به ریاضی محسوب کردند! حال در اجرای طرح جدید جای خالی رکنی که بتواند این دو عامل مهم را به صورت شفاف، قبل از اجرای طرح به خانواده ها و دانش آموزان تفهیم نماید، احساس می شود.

• نکته حائز اهمیت دیگر، نحوه ارزیابی این موارد (استعداد و علاقه) است که چگونه و با چه متر و معیاری که هم برای خانواده و هم برای دانش آموز واضح و مشهود باشد، این امر صورت خواهد پذیرفت؟
سوالی که به نظر می رسد باید از سوی مسئولین رده بالای این حوزه پیش از اجرای طرح به آن پاسخ داده می شد.
بعضی از موافقین طرح وجود پارامترهایی مانند نظر خود دانش آموز، نمره امتحانات و آزمون های استعداد سنجی را از مواردی می دانند که استعداد و علاقه را می تواند معین نماید، اما سوالات اساسی در این خصوص ایجاد می شود. اولا میزان تاثیر نظر دانش آموز در انتخاب مسیر آینده اش. در نظر گرفتن وزنی برابر و یکسان با معلمان و مشاوران مدرسه برای علاقه دانش آموز موردی است که کمی عجیب به نظر می رسد و در نگاه اول غیرمنصفانه و غیرمنطقی بودن آن مشخص می باشد. نکته دوم تخمین استعداد فرد براساس امتحانات مدرسه و نمرات اوست. اینکه نمرات امتحانی که براساس سلایق و نوع نگرش معلمان (به خصوص در نحوه تصحیح) حتی در یک مدرسه نیز متفاوت است، ملاک مقایسه و سنجش استعداد دانش آموزان قرار بگیرد، امری است که از سال ها قبل و توسط کارشناسان متعدد مورد انتقاد بوده است. نکته ای که یا باید نحوه ارزیابی آن منطقی تر، منظم تر و پویاتر باشد و یا اینکه درصد تاثیر آن کاهش یابد. هرچند که سوال بسیاری از خانواده ها این است که سرنوشت درس هایی مانند تربیت بدنی و جایگاهشان در این معیار برای فرزندان مستعد آنان کجاست؟

• مبحث بعدی آزمون های استعدادسنجی طراحی شده برای طرح هدایت تحصیلی است. این که این آزمون ها بر اساس چه استانداردهایی و چه اصولی طراحی شده اند و مورد تایید کدام نهاد ها قرار گرفته اند سوال بی پاسخ بعدی دانش آموزان در این روزها محسوب می شود. همچنین اینکه شرایط اخذ پاسخ ها از دانش آموزان نیز به صورت استاندارد یا منطقی بوده است نکته مبهم دیگری در این خصوص می باشد.

• نکته بعدی این است که وقتی قرار می شود تا اولویت انتخاب رشته به فرد ارائه شود و بحث اجبار در انتخاب وجود نداشته باشد، اما عاملی به نام ظرفیت در این انتخاب دخیل می گردد، خواه ناخواه بحث اجباری بودن و در محدودیت قرار گرفتن مطرح می شود که به نوبه خود امر غیرمعقولی نیست. اما بر این اساس دیگر نمی توان ادعای غیر اجباری بودن را مطرح نمود و کوچکترین اشتباهی در برآورد اولویت ها برای فرد می تواند سرنوشت او را ناخواسته دستخوش تغییر قرار دهد.

• مشکلات عدیده موجود در رشته های فنی و مدارس کار و دانش و فنی حرفه ای هم که از ابتدای ایجاد این طرح وجود داشته و روز به روز بر آن افزوده شده است. نبود امکانات، تجهیزات، اساتید مجرب، مشکلات فرهنگی، دید بد و منفی جامعه و عدم اختصاص ظرفیت دانشگاهی مناسب از اصلی ترین این مشکلات است. طرح ایجاد این مدارس که از ابتدا خام و نسنجیده به نظر می رسید و زیرساخت های آن هرگز آماده نبود اکنون به باری بر روی دوش نظام آموزشی کشور تبدیل شده است.

• موضوع مهم دیگر نگاه خانواده ها و ضعف فرهنگی موجود در جامعه است. سال هاست که والدین سعی می کنند در کشور ما فرزندان خود را به سمت رشته های ریاضی و تجربی سوق دهند و آینده شغلی آنان را در این مسیر ترسیم نمایند. حتی نظام آموزشی کشور نیز با وضع قوانین نوشته و نانوشته غیرمنصفانه و غیرمعقول در رشد بیش از پیش این دید در جامعه تاثیر گذاشته است. سالیان سال مدارس استعداد درخشان حتی رشته انسانی را نیز قبول نمی کردند و بهترین معلمان سطح شهر به دانش آموزان این دو رشته اختصاص داشته است. حال فرض کنید با این دید و نگرش موجود، حتی اگر شما معقول ترین روش استعدادیابی و تحلیل علاقه ها را اعمال نمایید و به والدین دانش آموزان بگویید که فرزند آنان باید در رشته ای به غیر از ریاضی یا تجربی تحصیل نماید، جبهه گیری شدید و عدم رضایت ایجاد خواهد شد. پس خانه از پای بست ویران است!

• در حوزه تامین نیازهای جامعه و حاکمیت نیز هرگز از طرف نظام آموزشی برنامه ای مدون که نشان دهد با استفاده از اطلاعات سایر وزارت خانه ها این رشته ها و این موارد در اولویت قرار گرفته اند ارائه نشده است. برنامه ای که نشان دهد با توجه به نیاز کشور و دولت به حوزه ای خاص و با در نظر گرفتن استعلام ها و آمارهای نهادهای دولتی مربوطه، اکنون به این جمع بندی رسیده ایم تا رشته مذکور را در اولویت قرار داده و آینده شغلی دانش آموزان در آن تامین شده است.

• آخرین مورد از موارد زیادی که در این مقوله می توان به آن پرداخت و در این یادداشت ذکر می شود بحث متخصص بودن و توانایی مشاوران و سطح کیفی آنان است. در اینکه در مدارس کشور مشاوران متخصص و وظیفه شناس بسیاری حضور دارند جای هیچ شک و شبهه ای نیست اما واقعا تمام مشاورانی که در طرح هدایت تحصیلی مورد استفاده قرار گرفته اند این توانایی را دارند و در یک سطح کیفی فعالیت می کنند پرسش بزرگی است که باید پاسخی دقیق و حساب شده از طرف مسئولین به آن داده شود.

تحلیل طرح هدایت تحصیلی و موارد شایان ذکر بسیار بیشتر از نکات اشاره شده در یادداشت بالا هستند اما سعی شده است تا مهمترین موارد مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند. امیدواریم در ادامه اجرای این طرح با تجهیز زیرساخت های فیزیکی و منابع انسانی و همین طور برنامه ریزی اصولی تر و بهره گیری از تجربیات کسب شده در کشورهای مختلف و البته توجه دقیق و ژرف به نیازهای جامعه در حوزه های مختلف بتوان روشی مناسب تر و موثرتر با بهره وری بالا و حداکثری برای تعیین مسیرو هدایت واقعی دانش آموزان در حوزه تحصیل تدوین نمود.

درباره نویسنده

محمدهادی تقی نتاج

دیدگاه شما چیست