مصاحبه ها

“برخورداری” از “علم” و “صنعت” می گوید

دکتر برخورداری مصاحبه علمنا رئیس دانشگاه علم و صنعت
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

مصاحبه اختصاصی با رییس دانشگاه علم و صنعت…

دانشگاه علم و صنعت یکی از دانشگاه های مطرح و موفق کشور در رشته های فنی و مهندسی می باشد که سابقه ای چند ده ساله در بین دانشگاه های مطرح داشته و همواره چهره های مطرح علمی و سیاسی زیادی را در خود جای داده است. این دانشگاه که هسته اولیه آن در سال ۱۳۰۸ شکل گرفته است در طول زمان و تا سال ۱۳۵۷ که به طور رسمی تبدیل به دانشگاه شد، دستخوش تغییرات زیاد بنیادی و محتوایی شد و نام ها و مکان های زیادی را برای فعالیت و استقرار تجربه کرده است. با این وجود این دانشگاه هرگز از آغاز تاکنون روند صعودی خود را متوقف نکرده و در بسیاری از زمینه ها و رشته ها در بین دانشگاه های کشور پیشتاز و اولین بوده است.
در سال های اخیر، روند صعودی و رو به رشد این دانشگاه در بین دانشگاه های شهر تهران، کشور و حتی منطقه و جهان چشمگیر بوده است و یکی از مراکز پیشتاز در زمینه اجرایی کردن طرح ارتباط صنعت و دانشگاه می باشد. به طوری که در رتبه بندی دانشگاه ها توسط موسسه تایمز در سال ۲۰۱۵ رتبه نخست دانشگاه های ایران را به دست آورده است.
با این توضیحات خبرنگار علمنا، هفته گذشته به محله نارمک و خیابان هنگام رفته و مصاحبه ای را با ریاست این دانشگاه یعنی آقای دکتر محمدعلی برخورداری، ترتیب داده است. مصاحبه ای که از وضعیت این روزهای این دانشگاه تا شرایط علم و صنعت کشور و همین طور گذشته پر فراز و نشیب دکتر برخورداری را شامل می شود. اکنون شما مخاطبان گرامی می توانید این مصاحبه جذاب و خواندنی را در ادامه مطالعه نمایید.

علمنا: قبل از شروع مباحث مربوط به دانشگاه، در مورد سوابق علمی و مدیریتی خود توضیح بدهید.

بسم الله الرحمن الرحیم. اگر بخواهم از سوابق دانشگاهیم شروع کنم من از سال ۱۳۴۶، یعنی حدود ۴۹ سال پیش وارد این دانشگاه شدم. در آن زمان که به عنوان دانشجوی رشته مهندسی راه و ساختمان فارغ التحصیل شدم برای رشته های مهندسی مقطعی بالاتر از لیسانس وجود نداشت. در آن زمان مسئولین دانشگاه از تمام رشته ها کسانی که نمره اول شده بودند را به عنوان هیئت علمی در دانشگاه استخدام کردند و من هم استخدام شدم. سال ۵۴ برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و فوق لیسانس و دکترا را در دانشگاه ایالتی میشیگان تا سال ۵۹ گذراندم. اواخر سال ۵۹ یا اوایل سال ۶۰ به ایران برگشتم و در دانشگاه مشغول به خدمت شدم. از آن زمان عضو هیئت علمی بودم و در رشته خودم مشغول به تدریس و کار علمی بودم.
در کنار این ها در رابطه با سوابق مدیریتی از همان سال ۶۰ که از آمریکا برگشتم معاون پژوهشی دانشگاه شدم. اگر بخواهم سوابق مدیریتی خود را تا به حال در دانشگاه بگویم، یک دوره معاون پژوهشی دانشگاه بودم؛ دو دوره معاون مالی و اداری دانشگاه بودم؛ مدتی رئیس دانشکده بودم و در حال حاضر نیز رئیس دانشگاه هستم. خارج از دانشگاه هم، مدتی رئیس دانشگاه یزد بودم؛ رئیس دانشگاه زنجان بودم و رئیس دانشگاه خوارزمی بودم که در آن زمان دانشگاه تربیت معلم بود. به طور خلاصه این سوابق را می توانم نام ببرم.

علمنا: یکی از بحث هایی که از مدتی پیش دوباره داغ شده است، بحث رتبه بندی دانشگاه هاست که دانشگاه علم صنعت هم جهش خیلی خوبی داشته است. لطفا توضیحی در رابطه با این رتبه بندی ها و آیا اینکه این رتبه بندی ها واقعا اهمیت بالایی دارند یا خیر ارائه بدهید.

در حال حاضر آنچنان نمی شود گفت که چقدر مهم است. دلیلش را هم عرض می کنم. در دنیا یکسری نهاد و موسساتی هستند که دانشگاه ها را رتبه بندی می کنند. حالا این رتبه بندی ها از جنبه قانونی مفهومی ندارد. البته کار این موسسات معمولا حساب شده و معتبر است. اما مهم بودن یا نبودنش بحث دیگریست. این موسسات اطلاعات را بعضا از دانشگاه می گیرند و بسیاری از اطلاعات آموزشی و پژوهشی را از نهاد های بین المللی که این نوع اطلاعات مثل تعداد مقالات چاپ شده را ثبت می کنند، می گیرند و بعد از تحلیل، دانشگاه ها را رتبه بندی می کنند. منتهی بحثی که هست، معیار های رتبه بندی است که بر چه اساسی رتبه بندی می کنند. این معیار ها اولا در موسسات و نهاد های مختلف رتبه بندی با هم فرق می کنند و این معیارها عمدتا مربوط به سیستم آموزشی کشور های غربی در نظر گرفته شده اند و به دلیل اینکه عملکرد آموزشی ما با آن ها متفاوت است ممکن است رتبه دانشگاه های ما پایین تر قرار بگیرد به این دلیل که معیار هایی که آن ها در آن جا لحاظ می کنند در این جا مطرح نیست. ولی به هر حال بسیاری از فاکتورها نیز مشترک است. مانند آموزش، پژوهش، مقالات، کتب و بسیاری از فاکتورهای مشترک دیگر.
موسساتی زیادی هستند که در داخل کشور هم بررسی ها را انجام می دهند، اما از بین این موسسات در جهان چند موسسه جزو معتبرترین موسسات هستند. یکی از این موسسه ها، موسسه تایمز است. در رتبه بندی این موسسه ۲۰۰ دانشگاه برتر آسیا را رتبه بندی کردند که در سال گذشته دانشگاه ما ۶۹ بود و امسال ۵۷ شدیم و دانشگاه شریف هم پایین تر از ما رتبه ۵۲ را بدست آورد و در این رنج فکر می کنم فقط دانشگاه صنعتی اصفهان هم قرار گرفت و دیگر دانشگاه ها در این رنج قرار ندارند. موسسه دیگری به نام لایدن نیز این رتبه بندی را انجام می دهد یا رتبه بندی هایی در کشور انجام می شود که ما خودمان را با دانشگاه های داخل کشور مقایسه می کنیم. در یکی از این رتبه بندی ها چهارم بودیم در کشور در رتبه بندی دیگری هفتم. همانطور که گفتم به این دلیل که این رتبه بندی ها معیارهایشان با هم فرق می کند این رتبه بندی ها هم یکسان نیستند. می شود گفت در کشور ما تنها جایی که معتبر تلقی می شود ISC (پایگاه استنادی علوم جهان اسلام) است که متولی آن هم ایران است که در رتبه بندی آن ها نیز فکر می کنم ما سوم و یا چهارم هستیم. این رتبه بندی ها از این جهت که ما خودمان را با همدیگر مقایسه می کنیم، مهم است. به این دلیل که درست است که معیار های ما با دانشگاه های خارجی متفاوت است اما با دانشگاه های داخلی که مشترک هستیم و با این رتبه بند ها می توانیم خودمان را ارزیابی کنیم و جایگاه خودمان را بسنجیم. از طرفی هم همانطور که گفتم هیچ کدام از این رتبه بندی ها جنبه قانونی ندارند که بشود به آن ها استنادکرد. چون هیچ مرجع قانونی ای این موسسات را تعیین نکرده است. ولی در عین حال کار این موسسات از نظر علمی اعتبار دارد.

علمنا: خارج از این رتبه بندی ها، وضعیت رشد علمی در کشور و بعد در دانشگاه علم و صنعت را چطور ارزیابی می کنید؟

آمارها به طور مرتب و هر ساله، هم برای کل کشور و هم برای دانشگاه علم و صنعت منتشر می شود. هم کشور و هم دانشگاه رشد علمی بالایی داشته است. اما دو بحثی که مطرح می شود؛ یکی بحث سرعت رشد علمی است و دیگری بحث شتاب رشد علمی است. چیزی که گفته می شود کم شده است شتاب رشد علمی است که “کم شده” است. اما سرعت رشد علمی همچنان بالاست. نظر دادن راجع به خود این سرعت و شتاب رشد و خود رشد علمی به همین راحتی نیست و همه کسانی که اعلام می کنند صرفا بر اساس تعداد مقالات اعلام می کنند.

علمنا: بله همینطور است، یک بحث آمارها است که هر ساله منتشر می شود؛ اما شما به عنوان رئیس یکی از دانشگاه های بزرگ کشور وضعیت کیفی مقالات علمی کشور را به چه صورت می بینید؟ چرا که این بحث وجود دارد که تعداد مقالات تولیدی کشور بالاست اما هیچ رجوعی به این مقالات نمی شود.

بله صرفا بر اساس تعداد آمار کمی مقالات این پارامترها را می سنجند که این خیلی ناقص است. چون تنها معیار علم که این مقالات نیست. خود کیفیت آموزش و حتی کمیت آموزش که در مقالات منتشر نمی شود، یک فاکتور مهم است. درصورتی که یک بخش عمده علم، آموزش است. خود مقالات هم کیفیتشان در نظر گرفته نمی شود. البته در بعضی از این رتبه بندی های بین المللی، کیفیت مقالات از لحاظ تعداد مراجعات به آن ها لحاظ می شود اما آن ارزیابی هایی که می گوید شتاب رشد علمی کم شده کیفیت را لحاظ نمی کند. به عنوان مثال همین رتبه بندی موسسه تایمز یکی از فاکتورهای مهمشان همین ارجاعات است که اتفاقا دانشگاه علم و صنعت در این بخش از بقیه رقبا قوی تر بوده است. در ایران کسانی که می گویند ایران کمتر رشد کرده است همین بخش کمی را لحاظ می کنند، در حالی که به ارجاعات و کیفیت این مقالات که در حال حاظر به صورت q1 و q2 و الی آخر درجه بندی نیز شده اند که در چه سطحی قرار دارند، توجه نمی کنند. ولی در مجموع که همه آمارها را کنار هم بگذاریم به ویژه از نظر کمیت رشد داشتیم و از نظر کیفیت هم رشد خیلی خوبی داشتیم. به عنوان مثال خود ما در دانشگاه علم و صنعت، در آمارهایمان مقالات یکسری از مجلات را اصلا به حساب نمی آوریم در صورتی که قبلا آن ها را در نظر می گرفتیم و الان به این سمت رفتیم که فقط مقالات معتبر را ملاک قرار بدهیم.
این مسائل هم به تنهایی علم نیستند. کمیت که به تنهایی نیست، کیفیت مقالات را هم که اضافه کنیم کافی نیست؛ اصل بعدی بحث تکنولوژی و فناوری و بهره برداری از این دست آوردها است. این موضوعی است که در کشور ما در چند سال اخیر به آن توجه شده و رشد آن هم بسیار سریع است و این مسئله هیچ جا به حساب نمی آید. در صورتی که این مسئله هم علم است. این مسئله که از دست آورد های پژوهشی و نتایج این مقالات استفاده کنیم و این ها را تبدیل به فناوری و تولید محصول کنیم که الان در قالب شرکت های دانش بنیان و مراکز رشد در کشور دنبال می شود، به سرعت در حال رشد است. منتها بعضی ها فقط فاکتور تعداد مقالات را در نظر می گیرند و می گویند که رشد کم شد و یا زیاد شد. این مسئله تنها یک فاکتور است و به تنهایی تعیین کننده وضعیت و یا رشد علمی نیست.

علمنا: نظر شما راجع به دانشگاه های نسل سوم، دانشگاه هایی که گفته می شود باید کار آفرین باشد چیست و آیا دانشگاه علم و صنعت در این رابطه برنامه ای دارد؟

دانشگاه های نسل اول همانطور که می دانید فقط آموزشی بودند. استاد و دانشجو مبادله دانش می کردند. بعدا در نسل دوم دانشگاه ها، پژوهش به آن اضافه شد. نسل سوم مرحله بعد از این است. همان مرحله ای که اشاره کردیم، بخش تبدیل نتایج پژوهشی به فناوری و تولید است که دانشگاه های بزرگ ما چند سال است که روی این قسمت متمرکز شده اند و ما هم رو این زمینه به شدت در حال کار هستیم و عمدتا از طریق شرکت های دانش بنیان پیگیری می شود که این دست آورد ها فیزیکی و ملموس شود و تبدیل به تولید دانش بنیان گردد و اقتصاد مملکت را جلو ببرد. حالا این مسئله به نوعی کار آفرینی است. کار آفرینی می تواند خارج از شرکت های دانش بنیان هم باشد. کار آفرینی می تواند در همین فعالیت های موجود کشور هم باشد و خوب است. ولی اساسش این است که بتوانیم به سمت تولیدات و یا محصولات دانش بنیان برویم. این ها در سطح وسیعی کار آفرینی می شود که اشتغال و تولید را پیش می برد که مبنای آن هم تولیدات دانش بنیان است. این مسئله ثابت شده است که اگر صنعت و تولیدات، دانش بنیان باشند، رشد می کنند و پایدار خواهند بود.

علمنا: آیا حوزه ارتباط با صنعت و مخصوصا شرکت های دانش بنیان که هم دولت و هم کل مجموعه کشور انرژی زیادی روی آن گذاشته اند، در دانشگاه علم و صنعت به بهره برداری رسیده است؟

اگر کلیت مسئله را در نظر بگیریم این کار چه در دانشگاه ما و چه سایر دانشگاه ها شروع شده است و در مواردی به بهره برداری هم رسیده است. منتهی نباید انتظار فوری داشت چرا که این یک مسئله زمان بر است. قبل از هر چیز باید فرهنگ آن ایجاد شود و بعد باید از سد های اجرایی، عملیاتی، قانونی و مالی عبور کند که زمان بر است و مسئله ای نیست که ظرف یکی دو سال به صورت گسترده ملموس باشد. ولی واقعا در حال حاضر این فرآیند شروع شده و در اکثر دانشگاه های بزرگ تعدادی شرکت درست شده است و بعضا به محصول هم رسیده است. ولی نباید انتظار داشته باشیم که به سرعت نتایج بارزی ببینیم. ما هم روی این مسئله متمرکز هستیم تا سریع تر و بیشتر این شرکت ها ایجاد شوند و شروع به فعالیت کنند و دولت هم آیین نامه هایی گذاشته است و کمک ها و حمایت هایی می کند تا این شرکت ها سریع تر فعال شوند و بتوانند اقتصاد مملکت را شکل دهند.

علمنا: در حال حاضر شرکت های دانش بنیانی که در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از آن ها نام برده می شود بیشتر در حوزه پزشکی و نانو هستند. می خواستم چند مثال از شرکت های دانش بنیان فعال در بخش مهندسی نام ببرید.

اگر بخواهیم این بحث را باز کنیم، بحث فعالیت های دانش بنیان در پزشکی سال های سال است که در کشور ما در حال انجام هست و پزشکی به تعبیر من در کشور ما از تولید به مصرف است؛ بیمارستان ها و مراکز درمانی همه جز دانشگاه های پزشکی هستند. یعنی دانشجو ها در دانشگاه آموزش می بینند، در بیمارستانی هم که متعلق به همان دانشگاه است آموزش ها را اجرا می کنند و بعد از فارغ التحصیلی هم در همان بیمارستان مشغول به کار می شوند و خدمات خودشان را ارئه می کنند. واقعا پزشکی نمونه خوبی است که در کشور ما به درستی جلو رفته است و در حال حاظر هم در پزشکی از خیلی از کشور های منطقه پیشرفته تر هستیم. به این خاطر بستر این مسئله فراهم است که بلافاصله از دستاورد های علمی بهره برداری انجام دهیم. این چیزی است که باید در دانشگاه های صنعتی و حتی علوم انسانی اتفاق بیفتد. در دانشگاه های پزشکی حتی زمانی که بیمارستان ها از وزارت خانه جدا بودند، چون پزشکی کارورزی و کار آموزی دارد که الزاما در بیمارستان ها انجام می شود، ارتباط صنعت و دانشگاه که در آن جا می شود بیمارستان و دانشگاه، عملا برقرار بود. این اتفاق در دانشگاه های صنعتی به آن صورت هنوز اتفاق نیفتاده است، یعنی صنعت جداست. به افراد و موسسات دیگری وابستگی دارد و دانشگاه ها جدا هستند. در کشور ما هم که در حال کار و تلاش برای نزدیکی این دو هستند آخرین نقشه ای که (برای این مسئله) مطرح شده است، شرکت های دانش بنیان هستند که انتظار می رود از این طریق، بشود انشا الله دانشگاه و صنعت را مخلوط کرد و چیزی شبیه به پزشکی بشود که این شرکت های دانش بنیان جزئی از دانشگاه ها باشد و دانشگاهیان بتوانند دستاوردهایشان را ببرند در تولید فناوری ها استفاده کنند.

مصاحبه دکتر برخورداری رئیس دانشگاه علم و صنعت با علمنا

علمنا: از دید شما، گشایش ها و همکاری های علمی، پژوهشی و حتی صنعتی که بعد از مذاکرات هسته ای ایجاد شده، در عمل چطور بوده است؟

در عمل باید دقت کنیم که این هم یک مقوله زمان بر است. چون بستر آن وجود نداشته است. زمانی یک محصول فیزیکی مانند خودرو، کامپیوتر یا تلویزیون را که نیاز داری آن را خریداری می کنی و به سرعت در دسترس قرا می گیرد. بعضی مسائل مانند ارتباطات علمی، آموزشی، پژوهشی، این ها چیزی نیست که فیزیکی بشود رفت و برداشت و آورد. برای این ها باید بسترهایی فراهم شود تا این اتفاقات رخ بدهد و این مسئله نیاز به زمان دارد که این زمان هم بستگی به اراده طرفین، اینکه چقدر علاقه دارند و چقدر وقت بگذارند دارد.. در حال حاضر به عنوان مثال برای امور آموزشی و پژوهشی از سال گذشته مکرر از کشورهای مختلف دنیا، از قاره های مختلف، هیئت های مختلف دانشگاهی و پژوهشگاهی می آیند و متقابلا از کشور ما هم به آن جا می روند. مذاکرات زیادی با دانشگاه ها و کشورهای مختلفی در جریان است و ارتباطاتی بر قرار شده است. همه این ها برای رسیدن به یک محصولی به زمان نیاز دارد. این ارتباط برقرار شده زمینه اش فراهم شده و تا حدی هم عملیاتی شده است. به طوری که طبق توافقات تبادل دانشجو که داشتیم، دانشجویانی در مقطع دکتری از دانشگاه ما به دانشگاه های خارج از کشور برای ادامه تحصیل رفتند و پس از اتمام آن به ایران بازگشتند و در کنار آن نیز دانشجویانی از کشورهای همسایه چون عراق و غیره برای تحصیل به دانشگاه علم و صنعت آمدند و حتی طبق مذاکرات قرار بر این است شعبه ای از این دانشگاه در کشور عراق تاسیس شود. کشور آلمان نیز با ایران توافق کرده که دانشگاهی مشترک در کشور ما تاسیس کند که متولی این امر دانشگاه علم و صنعت است. این امور تحقق می یابد و نتیجه مثبت نیز می دهد ولی نه یک شب. می بایست گام به گام جلو رفت.
مهم ترین بخش آن در صنعت است که دانشگاهیان بسیار بر این امر حساس هستند و جلسات متعددی در این زمینه برگزار کرده اند.
وقتی تحریم ها برداشته شده است ما می بایست همکاری های بسیاری داشته باشیم. به صورتی که تاکنون نیز داشته ایم. البته یک نگرانی به خصوص برای ما دانشگاهیان وجود دارد و آن این است که در گذشته ( قبل از تحریم ها) عملا صنایع ما هرچی لازم داشتند از خارج از کشور وارد کرده و استفاده می کردند و این موضوع که هر دانشگاه یا شخص خود را موظف بداند این علم و تکنولوژی را بیاموزد و باعث پیشرفت کشور بشود وجود نداشته است. هرچیزی که دیگران در خارج از کشور تولید می کردند ما وارد می کردیم. این تحریم ها باعث شد صنایع ما تحت فشار قرار بگیرند و اینگونه دانشگاه ها با صنایع در چند سال اخیر ارتباط برقرار کردند و قراردادهای بسیاری نیز با هم منعقد کردند که نتیجه آن تولید محصولات چشمگیر و رشد فراگیر صنعتی در کشور شد. البته این مقدار کافی نیست.
نگرانی بزرگتر دانشگاهیان این است که ناگهان به اوضاع گذشته برنگردیم که خدایی نکرده مجددا صنعت، دانشگاه را در نظر نگیرد و نیازهای خود را از خارج از کشور تامین کند. در این زمینه جلسات متعددی با اساتید برگزار کردیم که به نتایج و پیشنهاد های خوبی نیز رسیدیم. ولی می بایست دولت نیز حمایت های خود را در این زمینه داشته باشد که هر تکنولوژی که می خواهد ایجاد شود در قرارداد آن بگنجانند یک دانشگاه برحسب تخصص خود در آن دخیل باشد و انتقالات تکنولوژی بین صنعت و دانشگاه برقرار باشد. البته در گذشته این مباحث در قراردادها قید می شده ولی متاسفانه در عمل ضعیف بوده است.
ولی اگر اکنون قرار است محصولات یا صنایعی از خارج وارد شود دولت می بایست پیگیر باشد که در انتقال تکنولوژی آن شرکت فروشنده الزاما با یک دانشگاه به عنوان ناظر حتما در ارتباط باشد. به طوری که این تکنولوژی همراه آن صنعت و محصول وارد کشور شود. و امیدواریم که این اتفاق حاصل شود.

علمنا: آیا این تبادل دانشجو قبل از برجام نبوده است؟

در زمان تحریم هم این نقل و انتقالات بوده است و بطور کامل قطع نشده بود. اما سخت بوده است. در صورتی که اکنون برخی از دانشگاه های خارج از کشور خودشان داوطلب شده اند و به دانشگاه های چون دانشگاه ما و بقیه دانشگاه های مطرح کشور پیشنهاد تبادل دانشجو را داده اند. ولی در گذشته اگر هم همکاری می کردند از روی علاقه و یا پیشنهاد از سوی خودشان نبوده است. حتی برخی موسسات مقالات اساتید ایرانی را نمی پذیرفتند که چاپ کنند.
علمنا: لطفا دستاوردهای دانشگاه علم و صنعت را بعد از ریاست خود تشریح کنید.
طبق گفته هایی که به همکاران می گویم به شما نیز متذکر می شوم که نباید هیچ برش دوره ای وجود داشته باشد؛ به ویژه در دانشگاه. زیرا دانشگاه مجموعه ای است که عملکردش تابع رئیس و مدیریت نیست بلکه عملکردش در دستان اساتید، آموزش و پژوهش است و جدا از این ها دانشگاه یک نهاد جاری است و حتی مدیران هم نمی توانند آن را بصورت چشمگیر تغییر دهند.
ما نمی توانیم دوران قبل و بعد را قیاس کنیم؛ زیرا در جهان نیز به طور طبیعی تغییرات صورت می گیرد و من نمی توانم حتی یک مبحث خاص کنونی را با همان مبحث در ۵ سال پیش مقایسه کنم زیرا شرایط طی این پنج سال بسیار تغییر کرده است و این عمل معقول نیست. هرچند در کشور ما به وفور دیده می شود که برش های زیادی به دوران مختلف می زنند و آنها را با هم مقایسه می کنند. بلکه ما باید این دید را داشته باشیم که دانشگاه در حال پیشرفت است و این مسیر همچنان در آینده نیز ادامه می یابد. این تغییرات مدیریتی که مد نظر شماست فقط در روش های اجرا می تواند رخ دهد و در اینکه بتواند دانشگاه را این رو به آن رو کند کارایی ندارد. حتی پس از انقلاب اسلامی که مدیران و مسئولین به سرعت تغییر می کنند ما شاهد رشد ناگهانی نیستیم بلکه به ندرت این روند رشد مسیر خود را ادامه می دهد.
دانشگاه نیز در مسیر پیشرفت، راه خود را طی می کند که البته فاکتورهای بسیاری جدا از مدیر مثل شرایط کشور، بودجه تعیین شده، مقررات و ضوابط و غیره که متغیر هستند می تواند در این مسیر تاثیر گذار باشند.

علمنا: لطفا در مورد دستاوردهای محقق شده یا حتی در دست تحقق دانشگاه بیشتر توضیح بدهید.

پروژه های تحقیقاتی زیادی در دانشگاه وجود دارد که از این رو با صنایع مرتبط هستیم و استادان زیادی در این حوزه فعالیت دارند. ولی اگر بخواهیم این پروژه ها را از بزرگ تا کوچک معرفی کنیم بزرگترین آن پروژه ماهواره است که از این رو رشته مهندسی ماهواره را در دانشگاه راه اندازی کردیم و در این تخصص دانشجو می گیریم. از طرفی دیگر توانستیم ماهواره بسازیم و پرتاب نیز کنیم و همچنین در حال ارتقا این دانش هستیم و کار خود را در این زمینه توسعه می دهیم. به طوری که می توان گفت اگر ارتباط صنعت و دانشگاه را در این زمینه در نظر بگیریم صدرصد در این پروژه به آن تحقق بخشیده ایم.
طرح های کلان ملی در سطح کشور پروژه ی دیگری است که تصمیم گرفته شده است روی زمینه هایی تحقیقاتی انجام شود تا دانش را به فناوری تبدیل کنیم. طرح های این پروژه بین چند دانشگاه تقسیم شده است. به عنوان مثال برای ساخت هواپیمای ۱۵۰ نفره در کشور، طراحی و ساخت موتور آن به دانشگاه علم و صنعت واگذار شده است و بقیه ی آن به دانشگاه های دیگر. همچنین در این پروژه ها چند دانشکده یک دانشگاه درگیر فعالیت می شوند.
از طرفی دیگر امکان دارد در یک پروژه نیاز به همکاری با دانشگاه های خارج از کشور احساس شود. همانطور که در پروژه پلت فرم خودرو ملی که جز طرح های کلان ملی است و به دانشگاه علم و صنعت واگذار شده است، در حال شکل گیری است و به نوبه خود مقوله ارتباط صنعت و دانشگاه را در خود جای می دهد. یعنی اینکه این طرح در نهایت به تولید محصول می انجامد و صرفا به طراحی روی کاغذ محدود نمی شود.
یکی دیگر از طرح های کلان ملی ما قطار پرسرعت (۳۵۰ کلیومتر بر ساعت) است که آن هم با همکاری راه آهن کشور در حال انجام است. در این پروژه می بایست هم قطار و هم ریل مخصوص آن ساخته شود و قرار است در راه آهن کرمان- قم که در حال ساخت است و برای استانداردهای پر سرعت مناسب است این قطار ساخته و مورد آزمایش قرار بگیرد.
طرح کلان دیگر در رشته کامپیوتر، در حوزه حفاظت و امنیت اطلاعات است. طرح دیگر در حوزه مهندسی پزشکی به ویژه علوم اعصاب است که پروتزهایی تهیه می کنند که در سیستم عصبی انسان و حیوان کاربرد دارد. به عنوان مثال افرادی که دچار قطع نخاع شده اند و قادر به حرکت نیستند به کمک این دستگاه می توانند فعالیت های روزانه را انجام دهند. این پروژه پیشرفت چشمگیری هم داشته است. به طوری که در دنیا تحقیقات فراوانی صورت گرفته تا بتوانند کنترل حرکات حیوانات را به دست بگیرند. البته نتایج این تحقیقات محرمانه و سری هستند. مثلا در بعظی فیلم ها دیده می شود که مغزهای انسان را جا به جا می کنند. شاید این فعالیت ها تخیلی باشند ولی برخی از آنها به واقعیت تبدیل شده اند. به طوری که اینگونه حیواناتی ایجاد می کنند و از آنها در جنگ ها و حتی جاسوسی استفاده می شود.
مثلا پرندگانی را برای عکس برداری، جاسوسی و حتی عملیات های تخریبی هدایت می کنند. به هرحال این اعمال را می توانند بر روی انسان ها نیز انجام دهند چنان چه در کشورهای پیشرفته در بعد نظامی بر روی این معقولات خیلی کار می کنند. البته در این زمینه ها هم همکاران ما کار می کنند. گفتنی است این پروژه ها جای پیشرفت دارند زیرا صرفا محدود به تولید محصول و تجاری سازی نیستند بلکه جنبه تحقیقاتی دارند.
علمنا: اولین پروژه ای که نام بردید در حوزه ماهواره بود که این دومین ساخت ماهواره در تاریخ این دانشگاه است. الان مشکلاتی بر سر راه این تحقیقات نیست؟
اگر قرار باشد در این مسیر سنگی جلوی پای دانشگاه بیندازند به دو علت است یکی از نظر تکنولوژی ساخت و تهیه ماهواره است که باید با تحریم ها کنار آمد و سعی کرد با پشتکار مسیر ساخت و تولید خود را ادامه داد. همانطور که دانشگاه ما برای طراحی، ساخت و آزمایش ماهواره خود پشتکارانه عمل کرد.
حساسیت دیگر در بحث موشک هاست. زیرا این موشک است که ماهواره را پرتاب می کند و بر روی وزن آن حساس هستند به دلیل مباحث نظامی. که از حوزه دانشگاه خارج است و به مراکز نظامی و هوافضا مربوط می شود. تنها مباحث تخصصی ماهواره مثل نرم افزارها و سخت افزارها است که به حیطه ما مربوط می شود که در آن هم سخت گیری های زیادی می شود.
البته یک نکته ای حائز اهمیت است که دانشگاه ها تنها وظیفه ساخت ماهواره و تحویل دادن آن به سازمان هوافضا را دارند و بقیه مراحل مانند پرتاب آن بر عهده ی سازمان هوا فضا می باشد. آنها هستند که طبق شرایط کشور، وضع ماهواره و غیره تصمیم به پرتاب آن می گیرند و نفرستادن آنها دلیل بر کار شکنی آنها در حق ما دانشگاهیان نیست.

علمنا: کمی هم از زمان تحصیل خودتان در گذشته و یا اتفاقات علمی که در آن دخیل بودید، برای خوانندگان علمنا بگویید.

چون سال های زیادی هست که در بخش های مختلف دانشگاهی فعالیت می کنم خاطرات بسیار زیاد است. مثلا داستان تحصیل خودم یک خاطره ی بسیار به یاد ماندنی است. زیرا نحوه تحصیل من برای خودم و حتی برای دیگران (مخاطبین شما) جالب و جذاب است.
من دوران دبستانم را در بافق (که در آن زمان روستایی در استان یزد بود) گذراندم. در نظام آموزشی قدیم شش سال در دوره دبستان، سه سال در دوره متوسطه اول و سه سال هم دوره متوسطه دوم بود مانند الان. در آن زمان وقتی از کلاس نهم فارغ التحصیل می شدیم می توانستیم وارد دانشسرا مقدماتی شویم و پس از دو سال تحصیل، معلم شویم.
من چون علاقه شدیدی به شغل معلمی داشتم، آرزویم این بود که وارد دانشسرا بشوم و در نهایت به علاقه ام برسم. در کارم بسیار جدی و مصمم بودم و خوشبختانه به آرزویم رسیدم و به این شغل فرهیخته نائل شدم. البته در این مسیر فراز و نشیب های زیادی بود. درست موقعی که سیکل کلاس نهم را گرفتم گفتند دانشسرای مقدماتی منحل شد و هر کسی می خواهد در این مسیر وارد شود باید دیپلم بگیرد.
جمع کردند و گفتند دیگر نیست. هر کسی که می خواهد دیپلم بگیرد و خودش بخواند. ما هم گفتیم چاره ای نیست و دیپلم می گیریم. سال بعد که در یزد بودم اعلام کردند کسانی که سیکل دارند را می خواهیم جذب کنیم و به عنوان معلم کشاورزی استفاده نماییم. در آن زمان یزد جز استان اصفهان بود و شش نفر به یزد سهمیه داده بودند. ما هم رفتیم کنکور دادیم و بنده شاگرد اول هم شدم و ما شش نفر به اصفهان رفتیم تا معلم کشاورزی بشویم. یک سری کلاس های مقدماتی هم برای ما برگزار و هزینه و خوابگاه ما را هم تامین کردند.
یکی دو ماه که گذشت آمدند و گفتند اشتباه شده و اصلا اینجا منحل شده بوده است! حالا شما می توانید اینجا بمانید و سه سال درس بخوانید تا دیپلم کشاورزی بگیرید و از معلمی هم خبری نیست. ما هم چون نصف سال را خوانده بودیم چاره ای هم نداشتیم و ادامه دادیم. دیپلم کشاورزی هم اگر می گرفتید نمی توانستید در کنکور شرکت کنید؛ چون فقط رشته های طبیعی، ریاضی و ادبی کنکور داشتند.
آن زمان من هم رفتم و متفرقه خواندم و دیپلم ریاضی هم گرفتم تا بتوانم در کنکور شرکت کنم. آن زمان هر دانشگاه جدا امتحان می گرفت و من هم در دانشگاه اصفهان شرکت کردم و در رشته ریاضی فیزیک قبول شدم. یعنی هم می توانستم در رشته ریاضی شرکت کنم هم فیزیک. من هم در رشته فیزیک ثبت نام کردم.
بعد از یک ماه یکی از دوستانم که در ریاضی در اصفهان هم دوره بودیم آمد تا مدرک دیپلمش که پیش من بود را بگیرد. او می خواست به تهران و دانشسرای عالی بیاید تا درآن تحصیل کند. در دانشسرای عالی اعلام کرده بودند که می خواهند سی دانشجو جدید بگیرند و در رشته های فنی تبدیل به دبیر و معلم کنند. من هم گفتم که می خواهم با تو بیایم و ببینم شرایط چطور است. آمدیم و مستقر شدیم و من هم گفتم که دانشجو هستم و در اصفهان تحصیل می کنم؛ می توانم در کنکور شما ثبت نام کنم؟ گفتند بیا و امتحان بده و اگر قبول شدی بعدا بیا.
اینجا هم من امتحان دادم و به عنوان شاگرد اول قبول شدم و من بین دوراهی اینکه لیسانس فیزیک بگیرم یا فوق دیپلم و معلم شوم گیر کردم. در نهایت از دانشگاه اصفهان انصراف دادم و به اینجا آمدم تا معلم بشوم. سال دوم که تمام شد، بچه ها و از جمله خودم اعتصاب کردیم که ما فوق دیپلم گرفتیم و می خواهیم همین جا لیسانس بگیریم. در نهایت دولت قبول کرد و آن تهعد معلمی از بین رفت و همه لیسانسه شدیم! البته به ما گفتند که به ترتیب معدل رشته انتخاب کنید که من رشته عمران را انتخاب کردم. به این ترتیب معلمی برای چندمین بار لغو شد و من لیسانس عمران گرفتم.
این معلمی همچنان در ذهن من مانده بود. من بلافاصله بعد از اینکه لیسانس گرفتم به کرمان رفتم و در یک معدن ذغال سنگ شروع به کار کردم و به علت اینکه کار در شرایط سخت بود حقوق خیلی خوبی داشتیم و سه برابر حقوقی که دانشگاه می داد، پرداخت می کردند. همین طور هم ماشین و خانه در اختیارم بود هم کارگر و راننده و غذا. سه ماه بعد اعلام کردند که دانشگاه شاگرد اول ها را استخدام می کند تا با بورس درس بخوانند و بعد هیئت علمی بشوند. دوباره من رها کردم و آمدم به دانشگاه و با خودم گفتم این بار دیگر معلمی درست شد؛ که شد واقعا و به آرزویم رسیدم و ان شاالله که تا زنده هستم همچنان معلم بمانم.

علمنا: واقعا جریان جالبی بود!

برای خودم هم جالب بود که این اتفاقات پشت سر هم افتاد و قسمت من این بود تا حتما معلم بشوم.
علمنا: سوال بعدی که شاید کمی هم غیرعلمی باشد این است که بعضا گفته می شود که در سال های گذشته با توجه به اینکه آقای دکتر احمدی نژاد از این دانشگاه بودند، به دانشگاه علم و صنعت نگاه ویژه ای در دولت وجود داشته است. نظر شما در این رابطه چیست؟
این چیزی نیست که من بگویم بله و دیگری بگوید نه! نگاه ویژه چیزی است که باید اثرات آن مشهود باشد. یعنی امکانات یا تسهیلاتی به دانشگاه باید اعطا میشده است که نسبت به دانشگاه های دیگر بیشتر باشد. شما اگر بودجه دانشگاه را بررسی کنید متوجه خواهید شد. من خودم ده سال مدیر بودجه دانشگاه بودم و همین طور سال ها رییس و معاون. بودجه دانشگاه توسط سازمان برنامه و بودجه و مجلس طبق یک معیارهای مشخصی تعیین می شود که هیچ فرقی هم بین دانشگاه ها نمی گذراند. تنها تفاوت در بودجه های عمرانی است که معیار خاصی ندارد و براساس نیاز توزیع می شود.
در این دانشگاه بودجه عمرانی نمی گویم که نداده اند اما با توجه به اینکه در آن مقطع وضع دولت خوب بوده است به دانشگاه های دیگر هم به طور مشابه و یا بیشتر کمک شده است. یعنی در بحث عمران هم به دانشگاه ما نگاه ویژه ای نشده است و هنوز هم اگر به بعضی دانشکده های ما بروید ساختمان مناسبی ندارند. بنابراین، این طور نیست که به دانشگاه ما امکانات خیلی بالایی داده باشند. به طور مثال در میزان خوابگاه ها، ما تعدادی داشتیم و تعدادی هم ساختیم و اکنون تعداد آن را با دانشگاه های دیگر مقایسه کنید. در زمینه استاد و استخدام هیئت علمی هم که روند طبیعی وجود دارد و ما به طور نسبی از سایر دانشگاه ها بیشتر استخدام نداریم.
به هرحال به اعتقاد من نگاه ویژه مثبتی وجود نداشته است هرچند که به حمدالله نگاه منفی هم نبوده است. دانشگاه روند عادی خودش را داشته است و اتفاق خاص و نگاه خاصی وجود نداشته و لااقل ما اثرات آن را نمی بینیم.

علمنا: با توجه به پرداختن به بحث بودجه ها، آیا اکنون پروژه هایی که دانشگاه ها از طرف صنایع و دولت دریافت می نمایند، می تواند از لحاظ مالی عدد قابل توجه ای به حساب بیاید یا همچنان پشتوانه دانشگاه ها بودجه مستقیم دولتی است؟

درآمد پروژه ها برای دانشگاه ها زیاد نیست؛ ولی قابل ملاحظه است. به هرحال دانشگاه ها در ابعاد آموزشی و پژوهشی بخش هایی دارند که از آن درآمدزایی می کنند و اگر این ها نبودند امکان چرخاندن و اداره دانشگاه نبود. در حال حاضر بسیاری از دانشگاه های بزرگ حدود بیست تا سی درصد از هزینه های خود را از این طریق به دست می آورند.

علمنا: از بخش های پژوهشی یا بخش های آموزشی مانند پردیس و امثال آن؟

هر دو مورد با هم.

علمنا: در دنیا این نسبت تامین بودجه چگونه است؟

در دنیا وضعیت به طور کل با ما متفاوت است. در بعضی کشورها مانند آلمان دولت تامین هزینه را برعهده دارد و تا چند سال برای دانشجو یارانه پرداخت می شود. اما در آمریکا دولت و نهادهای ایالتی و خیرین به دانشگاه کمک می کنند اما دانشگاه ها هزینه ها را از خود دانشجویان و از طریق شهریه به دست می آورند. البته خود افراد آن منطقه و ایالت پول کمتری می دهند و افراد غیربومی هزینه بیشتری پرداخت می کنند ولی همه باید شهریه ای را بپردازند. بعضا برخی از دانشجویان بورس می شوند و پولی دریافت می کنند که باید هزینه های جاری خود نظیر غذا و خوابگاه را با همان پول پرداخت کنند. کسانی هم هستند که وام می گیرند و پس از فارغ التحصیلی آن را پرداخت می کنند. اما این افراد هم باید شهریه و هزینه های جاری خود را بپردازند.
دانشگاه های ما اما یارانه ای است و معضل اصلی هم واقعا همین است. فرد شهریه نمی پردازد و رایگان درس می خواند. غذایش هم نسبتا رایگان است و به خوابگاه هم پولی پرداخت نمی کند. تمام این هزینه ها را هم دولت به ما بودجه می دهد. این باعث بروز مشکلاتی شده است. قانون پرداخت مستقیم یارانه غذا چند سالی است که تصویب شده اما اجرا نمی شود. یعنی دانشجو که ثبت نام کرد پول یارانه غذایش را مستقیم به او پرداخت نمایند و بگویند هرجا که می خواهی برو و غذا بخور. ما هم در دانشگاه چند رستوران ایجاد کنیم و هرکس نسبت به وسعش از آن ها استفاده نماید. این روش واقعا بهتر است و هرکس هر نوع غذایی که می خواهد را استفاده می کند. اما این طرح به دلیل ملاحظات سیاسی و اجتماعی هنوز عملیاتی نشده است.
تاسیس سازمان امور دانشجویان هم مبنایش همین بود. قبلا معاونت دانشجویی بود و الان این سازمان را ایجاد کردند تا به عنوان یک نهاد مستقل غیردولتی بیاید و از دولت کمک بگیرد ولی هنوز عملیاتی نشده است.

علمنا: به عنوان آخرین سوال دلیل این امر چیست؟

دلیلش ملاحظات سیاسی اجتماعی است. چندین سال است که دانشجویان عادت کرده اند بیایند و طلبکار باشند و بگویند غذا می خواهیم، خوابگاه می خواهیم و مواردی از این دست. حالا کسی جرات نمی کند که بگوید نمی دهیم. دولت و مجلس از این حرف ها زیاد می زنند اما مسئولیتش را قبول نمی کنند. فعلا کسی را نداریم که بیاید و بگوید آقای دانشجو ما هزینه تحصیل تو را پرداخت می کنیم و هزینه های دیگرت با خود تو است و این روش همچنان ادامه دارد.

علمنا: و سخن آخر؟

امیدوارم که دانشجویان و دانشگاه ها موفق باشند و همه چیز ان شاالله رو به راه باشد و کارها به جلو پیش برود. بنده که کلا خوش بین هستم و دانشگاه ها را در حال پیشرفت می بینم و آرزو می کنم این روند ادامه داشته باشد.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست