فلسفه و تاریخ علم

خطاهای پزشکی و مسئولیت اخلاقی – بخش دوم

عباس کیارستمی
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

قسمت پیشین مقدمه ای بود بر بحث مسولیت اخلاقی  پزشکان . همانطور که گفتیم پزشکان از حیث  اینکه در ازای کار خود حق الزحمه دریافت می کنند از جامعه طلبکار نیستند و بنابراین صرفا شغل خود را انجام می دهند. پزشک اطلاعاتی از نحوه کارکرد بدن دارد و راهی برای درمان بیماری ها و ناخوشی های انسان. بنابراین زمانی که یک فرد بیمار؛  جان و سلامتی خود را در اختیار پزشک می گذارد و به او اعتماد می کند. بیمار به پزشک اعتماد می کند که در طول جراحی یا فرایند درمان به عضو اشتباهی آسیب نرساند یا با تزریق یا تجویز داروی اشتباهی منجر به مرگ یا نقص عضو بیمار نشود. ما به پزشک اعتماد می کنیم که از دانش خود  در درمان بیماری ما به درستی استفاده کند و اطمینان داریم که او از موقعیت خود سوء استفاده نخواهد کرد. درست  همانگونه که با سوار شدن به هواپیما به خلبان اعتماد می کنیم (و به نهادهای نظارتی که خلبان را استخدام کرده است) که مبادا در حین پرواز عامدانه یا  غیرعامدانه درست  به کاری بزند که جان ما و سایر مسافران را به خطر بیندازد. خلبان در ازای شغل خود حق الزحمه دریافت می کند بنابراین موظف است کار خود را به درستی انجام دهد. ما به خلبان بدهکار نیستیم . ما به آشپز رستوران نیز اعتماد می کنیم که مثلا در غذای ما عامدانه زهر نریخته باشد یا اینکه مواد اولیه غذایی که می خوریم به صورت غیرعامدانه آلوده نباشد.
در علوم پایه دانشمندان ممکن است  نظریاتی را صورتبندی کنند که بعدها کاربرد عملی پیدا کند. اما از نظر عقلانی دلیلی وجود ندارد که مثلا ماکسول نگران سوء استفاده ها از کاربرد عملی معادلات خود باشد یا  هرتز نسبت به آنچه که در آینده بر مبنای کار او انجام می شود خود را سرزنش کند. هر دانشمندی صرفا مسوول کار خود است و نه مسوول سوء استفاده هایی که بعدها می تواند از آن صورت پذیرد. در علوم کاربردی نخستین سند مکتوب دربارهء تبعات اخلاقی علم شاید همین  سوگند  نامه بقراط باشد. سوگند بقراط از سه بخش اصلی تشکیل شده است. در بخش اول؛ کارآموز متعهد می شود که وظیفه عمیق خود در برابر استاد را بشناسد و در مراعات آن بکوشد. همچنین کارآموز این قول را می دهد که ادامه دهنده این حرفه باشد و موازین عالی آن (که عمدتا حفظ حرمت حیات است) را رعایت کند و آن را به شاگردان خویش و نسل بعدی انتقال دهد. همچنین پزشک باید متعهد می شود اگر به قصد درمان وارد خانه ای می شود تنها به کاهش درد و رنج بیمار بپردازد و در قبال هر چه دیده و شنیده و مستقیم یا غیرمستقیم  در جریان انجام این حرفه بر او آشکار شده سکوت پیشه کند. حال بماند که خود سوگندنامه بقراط نیاز به شرح و بسط  فراوان دارد و برای مثال کاهش رنج و درد بیمار خود محل مناقشه است. (هماهنگونه که مساله اتانازی یکی از چالش های پیش روی اخلاق پزشکی است). این یک پرسش بنیادی است که هنوز هیچ پاسخ نهایی برای آن یافت نشده است. آیا هدف از پزشکی کاهش آلام بشری است یا حفظ حیات به هر قیمت؟ آیا پزشک می تواند به مرگ بیماری که از شدت درد هیچ امیدی به ادامه حیات ندارد یاری برساند و او را از درد کشیدن بیشتر نجات بخشد؟ برخی از فیلسوفان در کنگرهء ″علم و اخلاق؛ مسوولیت اخلاقی  دانشمند″ که  حدود نیم قرن پیش در وین برگزار شده بود معتقد بودند که ترتیب سوگند بقراط بر حسب اهمیت موضوعات مختلف معکوس شود و به صورت ۲ ؛ ۱ و ۳ دسته بندی شود. پزشک یا دانشمند در عین حال که باید بر خطا پذیر بودن تشخیص و درک خود واقف باشد ؛ باید بر این وسوسه که به خطاهای خود با سهل انگاری نظر کند مقاومت ورزد. البته سوگندنامه بقراط باید از حد یک متن از پیش آماده در مراسم فارغ التحصیلی خارج شده و توسط دانشجویان و اساتید با رویکرد نقادانه  مورد بحث قرار بگیرد. ضمن اینکه ادای سوگند بقراط تضمینی برای مراعات اخلاق حرفه ای یک پزشک نیست. پزشکانی که زیرمیزی گرفته اند یا جراحی بیمارستان های دولتی را سرسری و جراحی بیمارستان های خصوصی را با دقت انجام می دهند؛ پزشکانی که به جای خود دیگری را به اتاق عمل می فرستند؛ پزشکانی که با بیمار بی بضاعت برخورد تند و غیرانسانی می کنند نیز در مراسم فارغ التحصیلی سوگند بقراط را با صدای بلند تکرار کرده اند. لازم به ذکر نیست که پزشکان شریف و دلسوزی که با تعهد اخلاقی وظیفه خود را به بهترین شکل ممکن انجام می دهند در دایرهء آنچه که در این نوشتار گفته شد جای نمی گیرند.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست