اخبار

دانشمند چه می کند؟ (قسمت دوم)

مجله دانشمند علمنا
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

در بخش قبلی “دانشمند چه می کند؟” به این موضوع اشاره کردیم که مجله “دانشمند” قدیمی ترین مجله علمی ایران بوده و در طی سال ها انتشار خود هرچند دچار تغییرات زیادی شده است، اما هرگز از قرار گرفتن بر روی پیشخوان کیوسک های مطبوعاتی جانمانده و با تحولات مختلف خود را وفق داده است.
در همین راستا یادداشتی از حسین فروتن که در خود مجله دانشمند نیز به چاپ رسیده است منتشر کردیم و اکنون نوبت به بخش دوم آن رسیده است. در این یادداشت سعی شده تا پاسخ سوالی واضح اما نه چندان ساده آورده شود. سوالی که شاید ذهن بسیاری از علاقه مندان به علم و مجله دانشمند را درگیر کرده باشد. سوالی به این مضمون که آیا مجله ای مانند دانشمند در علاقه مند شدن و اشتیاق نسل کنونی ما به عرصه های مختلف علم و فناوری و یا حتی تحصیل آکادامیک در رشته های گوناگون تاثیرگذار بوده است؟ و اگر پاسخ این سوال مثبت است این تاثیرگذاری به چه میزان بوده و روش های استخراج آن چه می باشد؟
حال امروز شما مخاطبان گرامی برای دست یابی به پاسخ کامل این پرسش ها می توانید بخش دوم یادداشت حسین فروتن در این باب را مطالعه نمایید و با ما در پرونده “دانشمند چه می کند؟” همراه باشید.

آن‌ها که با «دانشمند»، دانشمند شدند (بخش دوم)/ حسین فروتن

اگر به‌خاطر داشته باشید در شماره پیشین نوشتم روزگاری به سرم افتاده بود دریابم مجله‌ای همچون دانشمند تا چه اندازه بر گرایش نوجوانان و جوانان به دانش مؤثر بوده است. شاید عجیب باشد اما گمان می‌کردم این مسئله می‌تواند مسیر زندگی شخصی و شغلی مرا در آینده تعیین کند؛ اگر تصمیم داشتم باقی عمرم را در راه ترویج علم صرف کنم، دست‌کم باید اول مطمئن می‌شدم آنچه از کتاب و فیلم و مجله با هدف افزایش آگاهی‌های علمی- عمومی تولید و عرضه می‌شود، علاقمندان و مخاطبانی دارد و در درجه دوم آیا این دست کوشش‌ها حاصلی دارند یا نه؟ با این دغدغه و انگیزه‌های شخصی، این ایده را تا ابعاد پایان‌نامه دانشگاهی‌ام پروراندم و برای رسیدن به نتیجه‌ای قابل اعتماد، تصمیم گرفتم نظرسنجی و پیمایشی ترتیب دهم و از خود دکتر و مهندس‌های امروز جامعه بپرسم آیا در ایام نوجوانی مشتری دانشمند بوده‌اند یا نه؟ و اگر بوده‌اند دانشمند چقدر بر مسیر زندگی علمی و دانشگاهی آن‌ها تاثیرگذار بوده است؟ اما با اوضاع تیراژ و توزیع مطبوعات در ایران، مگر چه‌تعداد از مردم اصولا به مجله دانشمند دسترسی دارند تا بتوانم از تاثیر احتمالی مجله از آن‌ها سوال کنم. با خودم حساب کردم وقتی توزیع مطبوعات در شهرهای کوچک نیز وضعیت بسامانی ندارد، با خیال راحت می‌توانم جمعیت ۲۱میلیونی روستایی را از مخاطبان مجله کنار بگذارم. درواقع برای تخمین میزان تاثیر مجله باید به‌دنبال افرادی می‌گشتم که دست‌کم امکان دسترسی به آن را داشته باشند. درواقع خودم می‌توانستم به‌نیابت از هزاران و حتی میلیون‌ها نفر گزینه‌های منفی را در پرسش‌نامه‌ها علامت بزنم که «نه»، «نمی‌دانم» و «نمی‌شناسم». روشن است که به‌لحاظ رویکرد علمی و سطح مجله، نباید انتظار داشت مجله در میان زنان‌خانه‌دار، کسبه‌ بازار، افراد کم‌سواد و مانند آن‌ها خوانندگان چندانی داشته باشد. در چنین‌شرایطی و با امید دستیابی به نتایج پذیرفتنی، شیوه نظرسنجی اینترنتی را برای برآورد تاثیرات مجله انتخاب کردم؛ زیرا کاربران اینترنت از حداقل سواد، توانایی‌های کار با رایانه و احتمالا تحصیلات دانشگاهی برخوردار هستند و می‌توان خوش‌بین بود با احتمال بیشتری به مجله دسترسی داشته‌اند یا از آن تاثیر گرفته‌اند؛ بااین‌حال در مقایسه با نظرسنجی‌های رو در رو یا تلفنی، ترغیب افراد به پاسخ‌گویی و تکمیل‌کردن فرم‌های اینترنتی به‌مراتب دشوارتر است و به‌همین‌دلیل فقط کسانی که به موضوع علاقمند هستند به آن جذب خواهند شد و این نزدیک‌شدن به جمعیت یک‌دهم‌درصدی را محتمل‌تر خواهد کرد. در شماره قبل سر‌انگشتی برای شما حساب کردم که دو‌دهه پیش‌، در خوشبینانه‌ترین حالت، فقط یک‌دهم‌درصد از جمعیت ایران به مجله دانشمند دسترسی داشته‌اند؛ پس تا این‌جا تصمیم گرفته‌ام که نظرسنجی اینترنتی‌ای انجام دهم و چشم‌به‌راه کسانی باشم که ممکن است به این موضوع یا این‌دست از نظرسنجی‌ها توجهی نشان دهند.
از بخت خوب، همان ایام یک وب‌گاه نظرسنجی آنلاین به‌راه افتاده بود و امکانات خوبی را برای مدتی محدود به رایگان در اختیار افراد می‌گذاشت. دست‌به‌کار شدم و نظرسنجی را در چهارصفحه و ۲۳بخش طراحی کردم، به‌این‌قرار که صفحه نخست با ۶ بخش، به دریافت اطلاعات فردی از قبیل سن و سطح تحصیلات اختصاص یافته بود و در صفحات بعدی، پرسش‌هایی در انواع گوناگون از پس هم آمده بودند. امکانات این وب‌گاه رایگان اما بسیار عالی بود، در نتیجه توانستم برخی پرسش‌ها را به‌صورت بلی‌یا‌خیر، برخی دیگر را چند‌گزینه‌ای و باقی را به‌صورت مرتب‌کردن گزینه‌ها، طراحی کنم. پرسش‌ها متکی بر روش مرتب‌کردن گزینه‌ها (بر‌حسب میزان آشنایی، علاقمندی یا اهمیت)، به‌صورت پویا (Dynamic) طراحی شده بود و تا آن زمان در کارهای دانشگاهی داخلی مشابهی نداشت، غرض آن‌که پرسشنامه خیلی شیک‌ومجلسی شده بود. طرفه آن‌که به‌جز بخش درج عنوان رشته تحصیلی، هیچ‌یک از بخش‌ها به ورود اطلاعات با استفاده‌ از صفحه کلید نیازی نداشت. برای طراحی پرسش‌ها از راهنمایی‌های دکتر مسعود کوثری (متخصص ارتباطات اجتماعی) و دکتر مهدی فرجی (جامعه‌شناس) بهره بردم. از آنجایی که رشته تحصیلی‌ام فیزیک بوده، نمی‌دانستم چه‌طور می‌شود ارتباطی بین پاسخ‌ها برقرار کرد و از تفسیر نتایج سر در نمی‌آوردم؛ در نتیجه برای جلوگیری از دردسرهای بعدی، باید در این مرحله تمام هوش‌و‌حواسم را جمع می‌کردم. اینکه دریافت چه اطلاعاتی از پاسخ‌دهندگان می‌تواند در تفسیر نتایج به‌کارم بیاید و اینکه چه سوال‌هایی را باید در قالب بلی‌یا‌خیر و چه سوالاتی را به‌صورت کیفی طرح کنم؛ چیزهایی بود که در آموزش‌های رسمی نیاموخته بودم. بی‌دقتی و سهل‌انگاری می‌توانست به جمع‌آوری انبوهی از پرسش‌نامه‌های منجر شود که قابلیت تحلیل نداشتند، به‌همین‌خاطر از مشاوره و بررسی چندباره درباره سوالات ابا نکردم و صفحات را چندین‌بار بازنویسی و ویرایش کردم.
وقتی همه‌چیز به‌نظر آماده می‌آمد، مردم را از سه‌طریق اعلان در وبلاگم در بلاگفا، صفحه شخصی‌ام در فیس‌بوک و ارسال دعوت‌نامه از طریق ایمیل به شرکت در نظرسنجی دعوت کردم. برای گسترش جامعه آماری از هیچ کوششی فروگذار نکردم. به دوستان سپردم که هم خودشان در نظرسنجی شرکت کنند و هم دیگران را به همکاری دعوت کنند. نتایج آماری وب‌سایت نشان می‌داد در کل، ۲۷۰نفربه صفحه‌ اول پرسش‌نامه راهنمایی شده‌اند و از این تعداد، ۱۲۰نفر آن را تکمیل کرده‌اند. بیشتر از نصف شرکت‌کنندگان در نظرسنجی، تا آخرین پرسش دوام نیاورده بودند و فرم‌ها را نیمه‌کاره گذاشته بودند. هر چند میشد اطلاعات رهاشده را نیز بررسی کرد،تصمیم گرفتم تحلیل داده‌ها را به پرسش‌نامه‌های تکمیل‌شده محدود کنم. آیا دوست دارید بدانید آدم حسابی‌های امروز، دانشمند به‌دست‌های دیروز بوده‌اند یا نه؟ فکر کنم باید تا شماره بعدی صبوری کنید.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست