مقالات

پرگامون؛ وارث آتن!

pergamon - پرگامون
نوشته شده توسط حمیدرضا گودرزی

در روزهای اخیر نمایشگاهی در مورد شهر باستانی پرگامون، در موزه متروپولیتن شهر نیویورک بر پا شده است. به این مناسبت قصد داریم تا مروری بر تاریخ و تمدن این شهر داشته باشیم.
پرگامون شهری باستانی است که در منطقه آناتولی در ۲۵ کیلومتری دریای اژه و در شهر امروزی برگاما در استان ایزمیر در شمال غرب ترکیه واقع شده است. این شهر از نظر استراتژیک ارزش زیادی داشت چرا که مشرف بر رودخانه و دره کیکوس (باکریچای امروزی) بود که دسترسی شهر پرگامون را به ساحل دریای اژه فراهم می کرد.
زمانی که اسکندر مقدونی در سال ۳۲۳ قبل از میلاد در شهر بابل درگذشت، ژنرال های او، قلمروش را که بخش هایی از سه قاره را در بر می گرفت تقسیم نمودند که نتیجه آن درگیرهایی بر سر تصاحب قدرت بود. این در گیری ها آغاز دورانی بود که مورخان آن را هلنی می‌نامند که از دوران افول اسکندر تا خودکشی ملکه کلئوپاترا در سال ۳۰ قبل از میلاد ادامه یافت.
بخشی زیادی از آشنایی امروز ما با شهر پرگامون محصول حفاری های باستان شناسی است که از دهه ۱۸۷۰ توسط باستان شناسان آلمانی شروع شد. یکی از مسائلی که باعث ارزش دو چندان این شهر باستانی می شود این است که حفاری و کشف شهرهای دیگر دوران هلنی هنوز هم ناممکن به نظر می‌رسد.
شهر انطاکیه کاملا از بین رفته است. بخش اعظم اسکندریه باستانی اکنون زیر آب رفته است. سیراکیوز در سیسیل زیر شهر فعلی دفن شده است. اما پرگامون تقریبا قرن ها بود که رها شده بود و در حقیقت پرگامون، تنها شهر دوران هلنی است که ما اطلاعات نسبتا زیادی از آن داریم. به همین خاطر پرگامون در شناخت گستره و پیشرفت تمدن هلنی نقش مهمی دارد.
در ابتدای آن سال های نا آرامی، پرگامون تنها قلعه ای بر یک بلندی بود که ساکنانی در بخش جنوبی خود داشت. در ادامه این سال های نا آرامی این شهر در قلمرو تحت کنترل لایسیمِکوس (Lysimachus) یکی از ژنرال های مقدونیه ای قرار گرفت. در این زمان بود که پرگامون شکل یک شهر (polis) آن دوران را به خود گرفت.
لایسیمِکوس در درگیری های نظامی تقسیم امپراتوری اسکندر غوطه ور شد. او در سال ۲۸۲ پیش از میلاد، برای مقابله با سلوکوس، حاکم دولت یونانی-مقدونی بابل به سمت شرق حرکت کرد. لایسیمِکوس گنجینه خود را در پرگامون تحت نظارت فیلتایروس، ترک کرد. اما تنها چیزی که لایسیمِکوس آن را پیش بینی نمی کرد، کشته شدنش در جنگ بود. در نتیجه، این خوش اقبالی فیلتایروس، محافظ فرصت طلب مامور نگهداری از این ثروت، بود. او با استفاده از این گنجینه توانست سلسله خود را تاسیس کند و نام آن را برگرفته از نام پدرش سلسله اتالیه نهاد. اما به منظور جلوگیری از خطرات غیر ضروری، او عاقلانه سوگند وفاداری به سلوکوس را یاد کرد و پرگامون بخشی از امپراتوری سلوکی شد. به مرور سلسله اتالیه از وابستگی خود به سلوکیان کاست و خود به یک قدرت جهانی بدل شد.
سلسله اتالیه برای نشان دادن قدرت و استقلال خود دژ تسخیر ناپذیر پرگامون را به کلان شهری بدل کرد که مرکز فرهنگ و دانش شد. طراحی و معماری آن از عظمت آتن باستانی در قرن پنجم قبل از میلاد الهام گرفته بود.
مجسمه مرمری عظیمی از آتنا که در کتابخانه پرگامون قرار داشته و پس از حفاری‌های باستان شناسی به اروپا منتقل شده است به خوبی تاثیر آتن بر این شهر را نشان می‌دهد. این مجسمه که اکنون بخشی از نمایشگاه موزه متروپولیتن است، حوالی سال ۱۷۰ قبل از میلاد تراشیده شده و اشاره واضحی است به آتنا الهه یونانی که مجسمه‌ای از آن قرن‌ها پیش در یکی از دژهای معروف آتن قرار داشت.
کتابخانه عظیم فقط یک بخش از شهرسازی عظیمی بود که توسط سلسله اتالیه شروع شد، آنها یک سالن تاتر و یک ورزشگاه نیز ساختند و پناهگاه‌های شهر را بازسازی کردند. قصرهای خود را با نقاشی‌ها و مجسمه‌های کلاسیک تزیین می‌کردند و دستور دادند ساختمان‌های شهر با موزائیک کاری‌های پرتجملی تزیین شوند که یکی از مهم ترین عوامل شهرت پرگامون است.
کتابخانه عظیم فقط یک بخش از شهرسازی عظیمی بود که توسط سلسله اتالیه شروع شد، آنها یک سالن تئاتر و یک ورزشگاه نیز ساختند. علاوه بر این به مناسبت پیروزی‌های خود بر مردمان گالاتیا، قبایل مزدور سلت تباری که سالها آسیای صغیر را غارت می‌کردند، بناهای یادبود خیره کننده‌ای ساختند. در حقیقت پیروزی سرنوشت ساز آتالوس اول بر قبائل گاتالیا در سال ۲۳۰ قبل از میلاد به سلسله اتالیه موقعیت پادشاهی داد. در عین حال زمینه ساز دوران قدرت و پیشرفت پرگامون شد.
یک بنا بیش از هر ساختمان دیگری دوران پرشکوه سلسله اتالیه را نشان می‌دهد و آن محراب عظیم پرگامون است. این سازه منحصر به فرد در قرن دوم قبل از میلاد ساخته شده است. آندرئاس شول مدیر موزه دولتی برلین، محل اصلی نگهداری و نمایش باقیمانده این بنا، آن را “یکی از زیباترین آثار تاریخ هنری جهان” توصیف می‌کند.

پرگامون علمنا

موزائیک کاری بزرگ روی نمای این ساختمان (به طول ۹۱ متر و ارتفاع ۲۰۴ متر) صحنه نبرد وحشتناکی بین خدایان المپیا و هیولاهای کهن را نشان می‌دهد که قدرت خدایان را به چالش می‌کشند. در این صحنه‌های پر هیاهو بیش از صد شکل و شمایل بزرگتر از قامت انسان با یکدیگر درآویخته‌اند و ظرافت و تجمل نهفته در آن سبک هنری باروک سده ۱۸ بعد از میلاد را تداعی می‌کند. محراب عظیم پرگامون قدرت نمایی خشن ملبس به هنرهای ظریف بود.
اما با وجود تمامی مظاهر خیره کننده‌اش پرگامون نتوانست قدرت سیاسی برتر خود را برای همیشه حفظ کند. آتالوس سوم آخرین حکمران این سلسله، امپراطوری خود را برای جمهوری رم به ارث گذاشت. هدف او از این اقدام عجیب شاید این بود که رومی‌ها را که به غارت شهر‌های هلنی مثل سیراکیوز خو گرفته بودند، از حمله به پرگامون باز دارد.
روم زندگی را از بطن دنیای یونانی مکید. شبه جزیره ایتالیا زیر ثروتی که از شرق غارت می‌کردند غرق شده بود و تمامی این ثروت به رم ختم می‌شد. اوایل کالاهای لوکس شرقی برای رومی‌ها زننده، زنانه و خطرناک به نظر می‌رسید. ولی به مرور آنها کاملا هلنی شدند. در زمان امپراطوری دریانوس رومی‌ها حتی از هلنی‌ها هم یونانی‌تر شده بودند.
پرگامون در این روند انتقال فرهنگ نقش مهمی ایفا کرد. سلسله اتالیه به خاطر ثروت و بذل و بخشش‌هایش توانست تمامی دشمنان قدیمی یونان را شکست دهد. آنها خود را محافظان روح یونان می‌دانستند و به حفظ سنت‌های هلنی خود افتخار می‌کردند. البته امپراطوری روم بسیار بزرگتر بود و از پرگامون عمر طولانی‌تری داشت. در نهایت امپراطوری روم به مدت سه قرن قدرت مطلق مغرب زمین بود. ولی روم بدون جذب گنجینه عظیم دانش و میراث یونان در شرق نمی‌توانست به چنین قدرتی دست یابد.

 شهر پرگامون علمنا

درباره نویسنده

حمیدرضا گودرزی

دیدگاه شما چیست