اخبار

جمال الدین، ستاره حله!

علامه حلی علمنا
نوشته شده توسط محمدهادی تقی نتاج

برای آشنایی با یک واقعه تاریخی و یا یکی از مشاهیر و بزرگان در قلب تاریخ، باید ابتدا از مکان و زمان آن رویداد اطلاعاتی به دست آورد. امروز که بیست و نهمین روز از ماه رمضان است مصادف می شود با سالروز تولد یکی از بزرگترین علما و مشاهیر دنیای تشییع یعنی ”ابومنصور جمال‌الدین، حسن بن یوسف بن مطهّر حلّی” معروف به ”علامه حلی”. حال در ابتدا برای معرفی این فقیه و دانشمند بزرگ نیاز داریم تا به معرفی زمان و مکان به دنیای آمدن او و تحولات جهان در آن برهه بپردازیم.
سال تولد علامه حلی در تاریخ ۶۴۸ هجری قمری ثبت شده است و این سال مصادف بوده است با اواخر حمله خونبار مغولان به ایران و جهان و این یعنی اینکه آخرین روزهای لشگرکشی چنگیز با اولین روزهای کودکی حسن مصادف بوده اند.
اما شهر حله از لحاظ جغرافیایی تقریبا در مرکز عراق امروزی واقع شده است و اکنون نیز مرکز استان بابل عراق می باشد. شهری در ۹۰ کیلومتری جنوب بغداد که روایتی شنیدنی قبل از ایجاد آن در تاریخ ذکر شده است. نقل است حضرت علی علیه السلام در مسیر حرکت از کوفه به صفین بر بلندی های بابل توقفی داشتند و با نگاه به اطراف به بیشه زاری اشاره کرده و گفته اند: «اینجا شهری است و چه شهری!» ”اصبغ بن نباته” از ایشان می پرسند که در اینجا شهری وجود ندارد؛ آیا منظور شما شهری است که در گذشته در این مکان بوده است؟ و حضرت پاسخ می دهند: «نه! ولی در اینجا شهری به وجود می آید که آن را «حله سیفیه» می‌گویند و مردی از تیره بنی اسد آن را بنا می‌کند و از این شهر مردمی پاک سرشت و مطهر پدید می آیند که در پیشگاه خداوند مقرب و مستجاب الدعوه می‌شوند.»
این پیش بینی حدود پنج قرن بعد به وقوع پیوست و ”سیف الدوله اسدی” از خلفای آل بویه به آبادسازی و عمران این شهر پرداخت. رونق علم و دانش هم از دیگر اقدامات این حاکم فرهیخته بود که توانست در اندک زمانی حله را به یکی از قطب های تمدن و فرهنگ آن دوران تبدیل کند و گفته می شود در یک بازه زمانی ۵۰۰ عالم دینی در آن به طور هم زمان می زیسته اند.
در چنین شهری حسن متولد شده و رشد می یابد. او در دوران کودکی به واسطه اینکه در خانواده ای فرهیخته و عالم به دنیا آمده بود و پدری اهل فضل نیز داشت شروع به کسب علوم اسلامی می نماید و در اندک زمانی با کمک پدر در بسیاری از علوم به اجتهاد و مقام استادی می رسد.
یکی از اساتید برجسته در زندگی حسن، طبق اسناد تاریخی کسی نیست جز ”خواجه نصیرالدین طوسی” که در علومی همچون منطق و فلسفه استادی وی را بر عهده داشته است. هوش و ذکاوت حسن و همین استفاده بهینه از اساتید شهیرزمان و موقعیت مناسب شهر حله در پرورش علم و عالم، باعث شد تا حسن که اکنون در بین اهالی خانه به ”جمال الدین معروف” شده است، قبل از سن بلوغ به مرتبه اجتهاد کامل دست یابد.
او همچنین در سن ۲۸ سالگی و پس از درگذشت ”محقق حلی”، مرجعیت بزرگ و نامی شیعیان شهر حله، در اوج جوانی از سوی بزرگان و زعما به عنوان مرجعیت شیعه در این شهر منصوب شد. این امر باعث شد تا شهره علم و دانش و البته تقوای او بیشتر از پیش در سرتاسر بلاد اسلامی بپیچید و مریدان و شاگردان بیشتری به نزد وی برای کسب علوم مختلف از فقه و کلام تا منطق و فلسفه و همچنین ریاضیات و هندسه بشتابند.
حسن یا همان جمال الدین که اکنون همه در شهر حله او را علامه ای فرهیخته می دانند، اولین فقیهی بود که ریاضیات را به عنوان دانشی در فقه وارد کرد و به وسیله علوم ریاضی فقه استدلالی را به کمال رساند. همچنین نوع بررسی و دیدگاه او نسبت به مسائل فقهی باعث شده بود تا تقوا و دقت علامه بیش از گذشته بر دیگران اثبات شود.
گفته می شود علامه حلّى براى اولین بار در تاریخ فقه شیعه این فتوا را که اگر نجاستى در چاه بیفتد، چاه نجس شده و به نسبت ابعاد آن جاندار خواه مرغ باشد یا گوسفند و یا حتی انسان باید چند دلو آب را از چاه بیرون کشید، زیر سوال برد و اعلام کرد که این امر مستحب بوده و واجب نیست.
داستان استخراج این حکم از این جهت کم نظیر و جالب است که روزی در خانه خود علامه نجاستى در چاه افتاده و مجبور شد تا حکمی در این خصوص صادر کند. به همین دلیل طبق عادت همیشگی که برای تمامی موضوعات اتخاذ می کرد، سعی نمود تا از ابتدا بر روی مساله فکر کرده و حکم را براساس مستندات و اصول عقلی صادر نماید. در حین مطالعه متوجه می شود که در گوشه ای از ذهنش دوست دارد تا این امر واجب نباشد و بتواند چاه خانه خود را حفظ نماید و به نوعی منفعت شخصی در حکم دخیل است. به همین خاطر دستور داد برای جلوگیری از جهت گیری شخصی حکم، اول چاه را به طور کامل پر کنند و سپس او به تفکر و استدلال بپردازد! هرچند باز هم نتیجه حکم از نظر علامه تغییری نکرد اما این بار تقوا و دوری از منفعت طلبی در حکم او تاثیرگذاری بیشتری گذاشته بود.
علامه حلی در طول زندگی خود بحث ها و مناظرات زیادی برگزار کرد؛ اما شاید مهم ترین و تاثیرگذارترین آن بر روی تاریخ و سرنوشت ملت اسلامی، مناظره اش با علمای فرقه های چهارگانه اهل سنت که یکی از آن ها خواجه نظام الدین عبدالملک مراغه ای بوده است، باشد که این مناظره در حضور ”سلطان الجایتوی ایلخانی” و در کاخ وی صورت گرفت است. به طوری که پس از مناظره علاوه بر اینکه سلطان مذهب شیعه را بر می گزیند و دستور تبلیغ آن را در سرتاسر حکومت خود می دهد و حتی نام خود را به ”محمد خدابنده” تغییر می دهد، علامه را در نزد خود نگه می دارد و کاری می کند که او در سال های پایانی عمر خود حتی در سفرها نیز با وی همراه باشد و عصر طلایی علامه در ایران آغاز گردد.
محمد خدابنده که در دوران کودکی یک مسیحی محسوب میشد و بعدها حتی به آیین بودایی روی آورده و قبل از شیعه شدن به اسلام و مکتب حنفی گرویده بود و در واقع پادشاهی دنیا دیده و اهل حکمت به حساب می آمد به همراه راهنمایی ها و مشاورت های علامه، یکی از اولین سلاطینی بود که مذهب تشییع را در مناطق زیادی از ایران رسمی اعلام کرد و به تاثیر از تعلیمات وی به تبلیغ و ترویج این عقیده در محیط های عمومی پرداخت.
علامه حلی در طول زندگی خود شاگردان فراوانی را تربیت کرده است که ”قطب الدین رازی” شهیرترین چهره در بین شاگردان وی محسوب می شود. همچنین نکته بارز و ارزنده حیات او تالیفات پرشمارش می باشد که حدود ۱۰۵ اثر ارزنده از او در حوزه های کلام، فقه، رجال، اصول، تفسیر، فلسفه، منطق، ادبیات، ریاضیات و غیره در تاریخ می درخشد.
سرانجام این ستاره درخشان شهر حله در روز بیست و یکم محرم سال ۷۲۶ هجری قمری و در سن ۷۸ سالگی غروب کرد و در کنار قبر علی ابن ابی طالب (ع) مراد و امام اولینش و همان کسی که روزی بر روی تپه های ولایت بابل از درخشش حله و ستارگان نامیش همچون ”حسن بن یوسف” خبر داده بود، به خاک سپرده شد. هرچند که کتب، منش و مکتب او همچون نام مولایش همچنان زنده و درخشان باقی مانده اند.

درباره نویسنده

محمدهادی تقی نتاج

دیدگاه شما چیست