اخبار

بانوی برجسته ی علم شیمی

ماری کوری شیمیدان علمنا
نوشته شده توسط سرویس پزشکی و سلامت

دختر جوان سخنان استاد را یادداشت می کرد: “من از دل ذره آفتاب بیرون می آورم” او سخن استاد را با مسرت پذیرفت و با خود چنین اندیشید: علم قدرتی دارد که حتی تصور آن برای ما لذت بخش است. دانشمندان بزرگ گفته اند که جهان، همچون کتاب بزرگی است که در هر سطرش رازی نهفته دارد.
ماری کوری با نام ماریا اسکلو دووسکا در سال ۱۸۶۷ در لهستان متولد شد. او به عنوان یک کودک، مردم را با حافظه خارق‌العاده‌اش شگفت‌زده می‌کرد و خواندن را وقتی تنها چهار سالش بود، آموخت. پدرش یک معلم علوم بود. ابزارهایی که او در جعبه‌ای شیشه‌ای نگهداری می‌ نمود، ماری را مجذوب می‌کرد.
خانواده‌اش خیلی فقیر شدند و در سن ۱۸ سالگی، ماری یک معلم سرخانه شد و به خواهرش برای درس خواندن در پاریس کمک مالی می‌کرد. در آن روزها برای دختران، دانشگاهی در لهستان نبود. بنابراین، در سال ۱۸۹۱، ماری در سن ۱۹ سالگی به دانشگاه سوربن پاریس رفت تا در آن جا به تحصیل بپردازد. او به قدری فقیر بود که تنها نان و کره می‌خورد و چای می‌نوشید. بعد از ۴ سال در سوربن، ماری با فیزیکدان جوانی به نام پیر کوری آشنا شد. در سال ۱۸۹۵ این دو دانشمند، ازدواج کردند و از آن پس، ماری را ماری کوری نامیدند.
او به پیر کوری در انجام آزمایش های عملی اش درباره الکتریسیته کمک می کرد. زمانی که او در سال ۱۸۹۵ در انبار چوبی کوچکی که آزمایشگاه او بود شروع به کار کرد، نه او و نه هیچ کس دیگر چیزی درباره عنصر شیمیایی رادیم نمی دانست. البته یک فیزیکدان فرانسوی به نام “هانری بکرل” در آن زمان تشخیص داده بود که عنصر شیمیایی اورانیوم پرتوهایی اسرار آمیز نامرئی از خود می پراکند. او به طور اتفاقی یک قطعه کوچک از فلز اورانیوم را بر روی یک صفحه فیلم نور ندیده که در کاغذ سیاه پیچیده شده بود، گذاشته بود. صبح روز بعد مشاهده کرد که صفحه فیلم درست مثل این که نور دیده باشد سیاه شده است. بکرل این فرایند را دوباره با سنگ معدنی موسوم بهPitchblende (که سنگی سخت و سیاهِ قیرگون است و از آن اورانیوم به دست می آید) تکرار کرد. این بار اثری که سنگ بر روی صفحه فیلم گذاشته بود، حتی از دفعه قبلی هم قوی تر بود. بنابراین می بایست به غیر از عنصر اورانیوم یک عنصر پرتوزای دیگر هم در سنگ وجود می داشت. او فرضیه خود را با خانواده کوری که با او دوست بودند مطرح کرد. آن ها نیز این راز را هیجان انگیز یافتند؛ این چه پرتوی نادری بود که در اشیایی که پرتوهای نوری معمولی از آن ها عبور نمی کرد نفوذ کرده و از میان آن ها می گذشت؟
در آن زمان پیر کوری در مدرسه فیزیک تدریس می کرد، ولی او تمام وقت آزاد خود را به کار می برد تا به همسرش در آزمایش هایی که انجام می داد، کمک کند. رئیس مدرسه فیزیک یک انبار مخروبه کنار حیاط مدرسه را در اختیار آن ها گذاشت. قدم بعدی این بود که سنگ معدنی سیاه را تهیه کنند. اگر می خواستند اقدام به خرید آن کنند خیلی گران تمام می شد. آن ها اطلاع یافتند که دولت اتریش هزاران کیلو از این سنگ ها را دارد که چون اورانیومش را جدا کرده اند، آن ها را بی ارزش می دانند؛ چرا که خانواده کوری دنبال اورانیوم نبودند بلکه عنصر ناشناخته ی جدیدی را جستجو می کردند. این زباله ها درست همان چیزی بود که به آن نیاز داشتند. ماری و پیر کوری این توده های کثیف را درون دیگ های بزرگی می ریختند، آن ها را با مواد شیمیایی مخلوط کرده و بر روی یک اجاق قدیمی چُدَنی حرارت می دادند. دود سیاه، خفه کننده و بدبوی غلیظی که از دیگ ها بر میخواست نفس آن ها را تقریبا بند می آورد و اشک چشمانشان را سرازیر می کرد. با مراجعه به یادداشت های قطور آزمایشگاهی ماری و پیکر کوری معلوم می شود که آن دو نفر از شانزدهم دسامبر ۱۸۹۷ به مطالعه در باره پرتو بکرل یا پرتو اورانیوم پرداختند. در آغاز فقط ماری به این کار مشغول شد ولی از پنجم فوریه سال ۱۸۹۸ پیر هم به او ملحق گشت. پیر به اندازه گیری ها و بررسی نتایج پرداخت. آن دو نفر عمدتا شدت پرتوهای کانی ها و نمک های مختلف اورانیوم و اورانیوم فلزی را اندازه گیری می کردند. نتیجه آزمایشاتِ زیادِ آن ها این بود که ترکیبات اورانیوم کمترین رادیواکتیویته را داشتند. رادیواکتیویته اورانیوم فلزی از آن بیشتر بود و کانی اورانیوم بیشترین رادیواکتیویته را داشت. این نتایج نشان می داد که احتمالا کانی اورانیوم محتوی عنصری است که رادیواکتیویته اش خیلی بیشتر از رادیواکتیویته اورانیوم است. در دوازدهم آوریل ۱۸۹۸ کوری ها نظریه خود را به آکادمی علوم پاریس گزارش کردند و در چهاردهم آوریل کوری ها با همکاری لمون شیمیدان فرانسوی به جستجوی عنصر ناشناخته مزبور پرداختند.
نتیجه گرانبهای این کار پرزحمت و طاقت فرسا تنها چند قطره از ماده ای بود که آن ها این ماده را در لوله های آزمایشگاهی نگهداری می کردند. بر اثر این کارهای طاقت فرسا در نخستین زمستان، ماری کوری دچار نوعی عفونت و التهاب ریوی شد. تمام فصل را مریض بود ولی پس از بهبودی کار پختن مواد در دیگ ها را در آزمایشگاه از سر گرفت. سال بعد، نخستین دخترش به نام ایرنه متولد شد. پیر و ماری کوری در ماه جولای همان سال توانستند این مسئله را انتشار دهند که سنگ معدن Pitchblende به غیر از عنصر اورانیوم دو عنصر پرتوزای دیگر را نیز در خود دارد. نخستین عنصر را به یاد محل تولد و بزرگ شدن ماری کوری که لهستان (Poland) بود، پولونیوم (Polonium) نامیدند و دومین عنصر را که اهمیت فوق العاده ای داشت، رادیوم نام گذاری نمودند که از واژه لاتین radius به معنی پرتو الهام می گرفت. در بیست و ششم دسامبر سال ۱۸۹۸ اعضای آکادمی علوم پاریس گزارشی تحت عنوان «درباره ماده شدیدا رادیواکتیوی که در اورانیت وجود دارد» آگاه شدند و این روز تاریخ تولد رادیوم است. پیدایش رادیوم در میان عناصر رادیواکتیو طبیعی تقریبا به فوریت ثابت کرد که این عنصر مناسبترین عنصر رادیواکتیو برای بسیاری از کارها است. به زودی معلوم شد که نیمه عمر رادیوم نسبتا زیاد است (۱۶۰۰ سال). کشف رادیوم یکی از پیروزی های بنیادی علم است. بررسی های انجام شده روی رادیوم موجب دگرگونی های اساسی در دانش بشر درباره خواص و ساخت ماده شد و منجر به شناخت و دستیابی به انرژی اتمی گردید.
در سال ۱۹۰۳، فرهنگستان علوم سوئد به خانواده کوری به همراه بکرل به خاطر کشفی که پس از آن همه کارِ طاقت فرسا به آن نائل شدند، جایزه نوبل فیزیک را اعطا کرد. اندکی بعد پیر کوری استاد دانشگاه پاریس شد و ماری نیز ریاست آزمایشگاه فیزیک را در دانشگاه پاریس عهده دار شد. این دو دانشمند دو دختر داشتند. البته زمان زیادی نگذشت که پیر کوری در ۴۷ سالگی در سال ۱۹۰۶ به علت تصادف با اتومبیل درگذشت. ماری بعد از این حادثه ناگوار به پیشنهاد هیات دانشگاه در جای همسرش به تدریس پرداخت، تا آن زمان هیچ زنی چنین رتبه ی علمی نداشت. مادام کوری هنگام تدریس در دانشگاه، به مطالعات خود ادامه داد و در سال ۱۹۱۰ موفق به تهیه رادیوم خالص گردید. در این هنگام عضو آکادمی طب شد و در سال۱۹۱۱ دومین جایزه نوبل از طرف فرهنگستان علوم سوئد در رشته ی شیمی به وی اعطا شد. ماری کوری اولین کسی است که دوباره این جایزه ارزشمند را از آن خود کرده است (پس از او تنها لینوس پاولینگ برنده دو جایزه نوبل شد. جایزه نوبل در شیمی در سال ۱۹۵۴ و برنده جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۶۲). در زمان جنگ جهانی اول، ماری بر روی اشعه‌های X کار می‌کرد. او باور داشت که آن ها می‌توانند در درمان بیماری هایی مانند سرطان کمک کنند. او هیچ‌گاه سعی نکرد که از کشفیاتش برای مال‌اندوزی استفاده کند، زیرا معتقد به کمک به دیگران بود.
این واقعیت که پرتوهای رادیوم می توانند بافت های زنده را از بین ببرند، به عنوان مهمترین دستاورد کشف کوری ها مشخص گردید. پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکی به زودی دریافتند که به این وسیله می توانند غده ها و بافت های بدخیم را که در سرطان و همچنین بیماری های پوستی و غدد ترشحی بروز می کند، از بین ببرند. بسیاری از بیماران سرطانی با تلاش های خستگی ناپذیر این دانشمند بی همتا توانسته اند با موفقیت معالجه شوند و از مرگ نجات یابند.
مادام کوری در چهارم ژوئیه ۱۹۳۴ یعنی بیست و هشت سال بعد از مرگ شوهرش به خاطر کم‌خونی آپلاستیک که ناشی از پرتوزایی پرتو ایکس بود، در سن ۶۷ سالگی درگذشت.

درباره نویسنده

سرویس پزشکی و سلامت

دیدگاه شما چیست