اخبار

“موسیقی ما”، صدای موسیقی ایران

musicema---elmna
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

علمنا قصد دارد در راستای معرفی کسب و کارهای موفق برپایه دانش و فناوری از این پس به سراغ مجموعه های شاخص در سطح کشور برود و با ترتیب دادن گفت و گویی صمیمی در مورد چند و چون فعالیت ها و مشکلاتی که در این مسیر پشت سر گذاشته اند، به علاقه مندان و سایر کسانی که قصد دارند قدم در این مسیر بگذارند، اطلاعاتی بکر و کاربردی ارائه نماید.
برای شروع این سلسله از مصاحبه ها به سراغ مدیر سایت پرطرفدار و محبوب ”موسیقی ما”، آقای مهدی عزیزی، رفته ایم و گپ و گفتی دوستانه با وی ترتیب داده ایم و این مصاحبه در اختیار شما مخاطبان گرامی قرار گرفته است تا مطالعه نمایید. البته سعی کردیم برای جذابیت بیشتر این مصاحبه سوالاتی را هم علاوه بر حوزه های تخصصی ایجاد کسب و کار یا به اصطلاح استارت آپ، در زمینه حواشی دنیا موسیقی مطرح نماییم و از زاویه ای دیگر هم به دنیای ”موسیقی ما” بنگریم.

علمنا: سایت شما خیلی خوب توانست رشد کند و بین مخاطب اصلی شما، یعنی اهالی هنر و موسیقی و هم بین مخاطبان و شنوندگان موسیقی، جا باز کند. ابتدا می خواهیم با تاریخچۀ مختصری از “موسیقی ما” شروع کنیم و توضیح کوتاهی درمورد این که ایدۀ این کار چطور به ذهنتان رسید بدهید و بعد برویم سراغ این که در حال حاضر “موسیقی ما” در چه وضعیتی قرار دارد؟

ما سال ۱۳۸۰ در شرکتی به اسم “تهران ما” فعالیت می کردیم. آن زمان کار روزنامه نگاری و خبرنگاری هم در روزنامه های مختلف انجام می دادیم. در آن شرکت و به واسطۀ آشنایی که داشتیم، یک سری کارهای روابط عمومی را هم انجام می دادیم و ایده ای درمورد راه اندازی سایت های اطلاع رسانی و خبررسانی در ایران با پسوند “ما” داشتیم. مثلا سایت “تهران ما” یک سایت جامع خبری و اطلاع رسانی درمورد تهران بود. سایت “بازار ما”، “فوتبال ما”، “سینمای ما” و همچنین سایت هایی هم با عنوان “مسکن ما”، “خودروی ما” راه اندازی شدند که فکر می کنم اولین سایت های اینترنتی مربوط به خرید و فروش مسکن و خودرو بودند و خوب هم کار می کردیم. البته آن موقع اینترنت خیلی فراگیر نشده بود و خیلی جواب نگرفتیم. وقتی که جواب نگرفتیم، آن پروژه ها پس از شش ماه تا یک سال خود به خود به سمت تعطیل شدن رفتند. خیلی هم تلاش کردیم و تیم بازاریابی خوبی هم تشکیل دادیم ولی هنوز مردم به اینترنت روی نیاورده بودند. اما یک پروژۀ موفق داشتیم و آن هم سایت “سینمای ما” بود. آن زمان البته خودمان در حوزۀ هنری و صفحات فرهنگی- هنری مطبوعات، از جمله روزنامه های شرق، بهار و نسیم صبا کار می کردیم و سایت های خبری هنوز شکل نگرفته بودند. البته چند خبرگزاری به شکل تله تکست کار می کردند و یک سایت به اسم “ایران اکتور” که نمی دانم الآن هم فعال است یا خیر، دیتابیسی از هنرمندان سینمای ایران بود. سایت “سینمای ما” یک سایت خبری سینمایی بود. یعنی راجع به اتفاقات سینما خبررسانی می کرد و چون تنها سایت در این زمینه بود مورد استقبال واقع شد. اما همچنان به دلیل فراگیر نشدن اینترنت نتوانست خیلی درآمدزا باشد. اما بالاخره کار کرد و پیش رفت و موفقیتش به لحاظ جذب مخاطب باعث شد که خود من به خاطر اینکه علاقه به موسیقی داشتم پیشنهاد سایت “موسیقی ما” را به این شرکت بدهم و درصدی از آن سایت را از آنها خریدیم و آن را راه اندازی کردیم و به این ترتیب “موسیقی ما” شکل گرفت.
من و یکی دیگر از همکاران، موسس این سایت بودیم -که او بعد از مدتی از ایران رفت- و پایۀ این سایت را بر اساس سایت خبری-تحلیلی و اخبار موسیقی گذاشتیم. موسیقی در ایران به طور کل رسانه زیادی ندارد. تلویزیون و رادیو که اصلا؛ چند مجلۀ موسیقی داریم و دیگر هیچ! حتی در تلویزیون های خارج از کشور هم خیلی برنامۀ مختص موسیقی وجود ندارد. کلا موسیقی شاخه ای از هنر است که خیلی بی رسانه است. به خصوص موسیقی های غیر سنتی. درمورد موسیقی سنتی بعضی از روزنامه ها و رسانه ها دستشان بازتر است و خیلی وقت ها به آن می پردازند؛ اما درمورد موسیقی پاپ خیر.
ما آن زمان این تفکیک را قائل نشدیم و سعی کردیم به کلیت موسیقی بپردازیم. به این ترتیب کار سایت را شروع کردیم و خدا را شکر از سایت استقبال زیادی شد. تیم حرفه ای خوبی هم به لحاظ تحریریه و فنی داشتیم. دو سه سال اول درآمد خوبی نداشتیم و یکی از دلایلی که همکار و شریک من منصرف شد از ادامۀ راه و راه مهاجرت را انتخاب کرد همین بود. ولی به هر حال تحمل کردیم و از سال دوم و سوم به بعد کم کم یک رونق اقتصادی در سایت به وجود آمد و توانستیم تا حدودی هزینه های سایت را تأمین کنیم و رفته رفته که درآمدمان بیشتر شد توانستیم کارمان را ارتقا بدهیم و بخش های جدیدی اضافه کنیم و کارهای بیشتری مثل جشن و مراسم های مختلف برگزار کنیم و خلاصه گسترش پیدا کرد تا حالا که به این نقطه رسیدیم.

مهدی عزیزی مدیر سایت موسیقی ما

علمنا: چالش های جدی ای که از ابتدا، یعنی از سال ۸۰ که کار می کردید، داشته اید و پشت سر گذاشته اید چه بوده؟

چالش های ما عمدتا بحث مالی بوده است.

علمنا: در بحث وزارت ارشاد چطور؟

بله آن هم هست. ولی عمدۀ چالش های ما بحث مالی بوده. ببینید ما به هر حال شکل استارت آپ های الآن نبودیم که مثلا در یک جشنواره شرکت کنیم و ایده ای را ارائه کنیم و بعد یک حامی مالی بیاید و سرمایه گذاری کند. به هر حال سرمایه گذاری ما عشق و علاقه ای بود که یک سری روزنامه نگار اهل موسیقی داشتند و اینکه هیچ رسانه ای وجود نداشت. در این زمینه آمدند و یک رسانه ایجاد کردند که هم خودشان لذت می بردند و هم کمکی بود. به این امید که این کار به درآمدی هم برسد و بتواند از پس هزینه های خودش هم بربیاید. ولی ما طی سالهای مختلف و دوره های مختلف به لحاظ مالی خیلی اذیت شدیم. چون اینجا هیچ وقت سرمایه گذاری نداشته است. بعد از اینکه به موفقیت هایی رسیدیم همیشه پیشنهادی بوده که بخواهند سایت را بخرند یا سهام بخرند و از اینجور چیزها؛ ولی با این هم مخالفت شده به خاطر اینکه کلا رسانه اگر جهت پیدا کند یا در فیلد خاصی برود و استقلال خودش را از دست بدهد دیگر اعتبارش زیر سوال می رود.
ما همیشه سعی کردیم با این موضوع مقابله کنیم. با مشکلات مالی خیلی دست و پنجه نرم کردیم که این اتفاق ها برایمان نیفتد. ما حتی در دوره هایی که خیلی موفق بودیم هم مشکلات مالی داشتیم چون به هر حال ما همیشه خرج پروژۀ خودمان کردیم برای گسترش یا اتفاق های جدیدتر و خیلی وقت ها پیش آمده است که آن طرح ها درآمدی که از آن انتظار داشتیم برآورده نکرده اند. اکثر بچه ها هم اینجا، منبع اصلی درآمدشان نیست. برای خود من که از همان اول هم اصلا نبوده و منبع درآمدی من از طریق کار در کارشناسی شبکۀ شرکت دیگری است. اینجا بحث اقتصادی اصلا مطرح نیست. خیلی دیگر از بچه ها هم مثل من هستند و البته این کمکی هم کرده به سلامت بخش رسانه ای سایت. اینکه شما پول نگیرید برای خبر زدن و درگیر این مسائل مالی نشوید. چالش دیگرمان هم این است که ما همیشه با ارشاد و مسائل مربوط به آن درگیر بوده ایم.

علمنا: تا حالا پیش آمده که بخواهند تعطیلتان کنند؟

[با خنده] از آن سوال هاست که اصلا نباید بگوییم و صحبتش را بکنیم! ببینید رسانه ها همیشه تحت فشار هستند. البته خب قاعده و قانون ها تقریبا مشخص است. خط قرمزها مشخص است. البته ما هم از اول این خط قرمزها را رعایت کردیم. ما از اول برای خودمان مشخص کردیم که می خواهیم در حوزۀ موسیقی مجاز کار کنیم. اگر که نمی خواستیم می توانستیم مثل رادیو جوان و سایرین، کارهای دیگری هم انجام دهیم. چون از آنها زودتر هم شروع کردیم خیلی بهتر هم بود. به هر حال ما قبول کردیم که یک سری خط قرمزها را رعایت کنیم. همیشه هم تابع این داستان بودیم. خیلی وقت ها ما تذکر هم گرفتیم. خیلی وقت ها زنگ زدند که این مطلب نباید کار بشود و یا این موضوع نباید باشد. به هر حال ما همیشه تعامل را با سیستم حاکمیت در این زمینه داشتیم و همیشه سعی کردیم که به هنرمندانی که داخل ماندند و در حال فعالیت هستند و خط قرمزها و شرایط را هم پذیرفته اند، کمک کنیم و رسانۀ آنها باشیم. مسلّماً قرار هم نیست که کسی وقتی خودش قبول نکرده که تابع قوانین کشور باشد و کار کند و برود خارج از کشور و جای دیگر، ما آن را پوشش دهیم.
عمدۀ مشکلات هم بیشتر سر جشن بود. پروسۀ مجوزگیری جشن اول خیلی طول کشید. قاعدتا وقتی این چنین اتفاقی طی ۳۰ سال گذشته نیفتاده و شما می خواهید این کار را برای اولین بار انجام دهید و بعد این ایده به نظر خیلی ها ممکن است رسیده باشد و تلاش هایی هم کرده باشند و نشده باشد، خیلی مهم می شود که حالا موضوع چیست؛ چرا و چه اتفاقی می خواهد بیفتد. بالاخره ما این پروسه ها را گذراندیم.
البته یک بار جشنمان روز جشن لغو شد! ۲۵ اردیبهشت ۹۱ اولین جشن ما قرار بود برگزار شود و صبح ما رفتیم تا دکورها را بزنیم که گفتند اجازۀ برگزاری هنوز صادر نشده و ما کلی هم مهمان و هنرمند دعوت کرده بودیم که آن ها برگرداندیم! ولی باز ما وقتی دیگر خواستیم تا جشن را برگزار کنیم. دیگر هر جور شده بود سعی کردیم که همۀ رایزنی ها و تعاملات و مجوزها و اینها را با پیگیری های خیلی زیاد و البته با حمایت هنرمندان، چون واقعا آنها هم دوست داشتند که چنین جشنی برگزار شود، موفق شدیم که حدود دو ماه بعد، یعنی تیرماه، اولین جشن را برگزار کنیم. از جشن دوم و سوم که بر روی دور افتاد دیگر اوضاع خیلی بهتر شد و مشکلات کمتر شد و دیگر رفت به سمت بحث مالی.

علمنا: سرورهایتان داخل ایران هست و یا خارج از ایران؟

ما دو سرور داخل ایران و یک سرور خارج از ایران داریم، که یک سرور مختص خود سایت و دو سرور هم برای دانلود هستند.

علمنا: چه عواملی باعث جهش در فرایند کارتان تا به امروز بوده است؟

خود سایت اصلا یک اتفاق بود. چون چنین رسانه ای، به خصوص برای ژانرهای موسیقی غیرسنتی، وجود نداشت. واقعا آن موقع خیلی عجیب بود که شما مثلا از محسن چاوشی خبر بزنید و با او گفتگو کنید. بعد از آن فکر می کنم که اولین باری که ما نظرسنجی در سایت برگزار کردیم یک جهش خیلی زیادی داشتیم. ما از سال دوم نظرسنجی سالانه مان در سایت راه افتاد که راجع به تولیدات موسیقی هر سال نظرسنجی می کردیم. سال اول یادم هست که ما از صد نفر از اهالی موسیقی نظرسنجی کردیم و در سایت هم نظرسنجی از مردم انجام دادیم. برنده ها را هم در سایت معرفی کردیم. این یکی از مراحل جهش ما بود که به شکل روتین در سال های بعد ادامه داشت. دو سال بعد هم جشن “موسیقی ما” به راه افتاد که اتفاقی تاریخی برای موسیقی بود. بعد هم فکر می کنم مراسم ها و تولدهایی که برای هنرمندانی مثل استاد شجریان و استاد ناظری برگزار کردیم. بخش تماشاخانه هم که به سایت اضافه شد، برای ما یک جهش بزرگ بود. یعنی از وقتی که کم کم تک آهنگ ها برای دانلود جا افتاد و ما یک بخش مجزایی در سایت به اسم “تماشاخانه” راه اندازی کردیم. همین طور اپلیکیشن هم برای ما جهش خوبی بود. اپلیکیشن البته دیر آماده شد ولی بالاخره آماده شد و خیلی استقبال خوبی هم از آن شد.

علمنا: با این حجم مخاطبی که دارید، تا به حال به این فکر کرده اید که یک بانک تحلیل اطلاعاتی داشته باشید که بعدا از این اطلاعات بتوانید درآمدی کسب کنید؟

ما از دو سال پیش شروع کردیم به عضوگیری در سایت و چیزی حدود ۲۰۰ هزار نفر الان عضو سایت هستند. اما نه ما به آنها امکان خیلی پیچیده ای دادیم و نه چیز خاصی خواسته ایم. این ها صرفا به جهت شرکت در نظرسنجی سالیانۀ سایت مجبور بودند که عضو شوند و انگیزه هم بیشتر این بود که تقلب را در نظرسنجی کم کنیم. تیمی که اینجا کار می کند خیلی تیم بیزینسی و اقتصادی نیست.

علمنا: آخرین باری که سایت را آپدیت کردید، کی بوده؟

ما نرم افزار سایت را تقریبا سه سال پیش عوض کردیم. ولی دائم در حال تغییر هستیم.

علمنا: در زمینه اپلیکیشن ها و نرم افزارهای که به تازگی وارد بازار شده اند هم برنامه ای دارید؟ آیا تحلیلی هم در این زمینه داشته اید در سایت خود؟

به هر حال این نرم افزارها به نوعی رقیب ما محسوب می شوند و ما هم این مباحث را دنبال می کنیم. اما تفاوتی که موسیقی ما با سایر رسانه ها دارد این است که مختص به یک حوزه خاص نیست. مثلا اکثر این اپلیکیشن ها فقط آهنگ پخش می کنند. ولی اصلیت ما در اینجا رسانه است و ما به واسطه آن مخاطبانمان را جذب کردیم و اکنون در کنار آن بخش های دیگری هم راه اندازی کردیم. ما هنوز هم این کار را می کنیم چون همچنان موسیقی رسانه قوی ندارد و این پتانسیل وجود دارد تا رسانه های دیگر هم در این زمینه فعالیت نمایند.
امروز محدودیت ها در موسیقی بسیار زیاد است و اگر تعداد رسانه های قدرتمند موسیقی بیشتر از این بود اکنون این حجم از لغو کنسرت ها را نمی دیدیم. ما اگر ۱۰ رسانه قدرتمند دیگر داشتیم شاید ۲۰ ستاره خواننده دیگر هم الان در کشور وجود داشتند. وقتی جامعه رسانه ای همین طور کوچک باشد بر روی کلیت مجموعه موسیقی تاثیر می گذارد.

علمنا: به سمت توسعه کار خود رفته اید؟ مثلا به طور مشترک با صدا و سیما فعالیت کنید یا مجله ای تولید کنید؟

پیشنهاد مجله بوده است؛ ولی ما وقتی از مجله به سمت اینترنت آمده ایم و با صداوسیما که خیر اما با جاهایی دیگر، پروژه های مشترک زیادی انجام داده ایم. مثلا با همراه اول و ایرانسل برای سرویس های مختلف همکاری داریم. از حدود یک سال پیش هم ما تولیدات ویدئویی مان را افزایش داده ایم و می خواهیم به این سمت برویم که یک شبکه تلویزیونی برای موسیقی راه اندازی نماییم. مقدمات آن هم فراهم شده است و فقط درگیر مسائل مالی آن هستیم.
ما یک تیم تولید محتوا داریم و مهم ترین چیز هم در حال حاضر دیگر تکنولوژی ها نیستند. حالت های مختلف رسانه از شبکه های اجتماعی تا تصویر و ویدئو و صوت وجود دارند. اما آن محتوا است که اهمیت پیدا می کند. به همین خاطر ما اولویتمان با تقویت تیم تولید محتواست. ما یک هسته ای از بهترین متخصصان تولید محتوا در حوزه موسیقی داریم که در اینجا فعالیت می کنند. این محتوا می تواند خبری و متنی باشد و بر روی سایت قرار بگیرد و یا تصویر باشد و بر روی تلگرام و اینستاگرام و اپلیکیشن برود. همچنین می تواند ویدویی باشد و بر روی سایت و سایر خروجی ها قرار بگیرد. دیگر الان خیلی اهمیت ندارد که حتما بر روی سایت باشد. منظورم این است که وقتی ما یک ویدئو تولید می کنیم از تمام ابزارمان برای انتشار آن استفاده می کنیم.

علمنا: در مورد تلویزیون که به آن اشاره کردید کمی توضیح می دهید؟

ما آمده ایم با چند موسسه ای که مجوز IPTV گرفته اند همکاری می کنیم و در سایت خودمان در بخشی که به صورت مجزا مختص این تلویزیون ها است. تلویزیون ما با شکلی که الان در اینترنت رایج است کمی فرق می کند. ما به صورت لایو استریم کار خواهیم کرد و برنامه هایی خواهیم داشت که در زمان مشخص به روی آنتن می روند. تاکنون ما فصل اول بیست برنامه مختلف را با موضوعات گوناگون تصویب کرده ایم و با دوستان IPTV هم هماهنگ شده ایم. بعضی برنامه ها حتی فیلم برداری شان هم شروع شده است. برنامه واریته های بهاری را که سی قسمت آن هم تهیه شده بر روی سایت قرار داده ایم. امیدواریم بتوانیم جشن امسال که در شهریور ماه برگزار می شود را در تلویزیون خود نمایش دهیم و به نوعی افتتاحیه آن را انجام دهیم.

علمنا: در مورد نحوه مدیریت فعلی موسیقی ما توضیح دهید.

وقتی موسیقی ما راه اندازی شد اصلا سایت دیگری وجود نداشت. اما از سال سوم که چند بنر آگهی در سایت قرار گرفت به نظر برخی این یک کار پردرآمد محسوب شد و سپس چندین سایت در این حوزه ایجاد گردید. به هر حال وقتی رقیب ایجاد می شود شما هم انگیزه بیشتری برای افزایش کیفیت کار خود پیدا می کنید و قاعدتا باید هزینه بیشتری نیز صرف نمایید.
آن تیم دو سه نفره ابتدای کار اکنون تبدیل به این شده است که ۳۰ نفر کارمند ثابت داریم و ۶ تا ۷ نفر هم عکاس. ۱۰ الی ۱۲ نفر هم روزنامه گار و یک تیم فنی کامل هم داریم. اینجا اگر خبری از دست برود به نوعی باخت محسوب می شود و یا اگر قطعه ای دو دقیقه هم دیر کار بشود قابل قبول نیست.

علمنا: در مورد عکاس مشهورتان آقای عبداللهی هم لطفا توضیح بدهید.

آقای عبداللهی دبیر سرویس عکس سایت موسیقی ما است و این طور می خواهم بگویم اگر ایشان نبود دهه هشتاد خاطره تصویری از موسیقی نداشت. او از پیشگامان عکاسی از کنسرت ها بود و از روز اول با ما همکاری می کرد. سعید عشق و علاقه خاصی به این کار دارد و مادیات را در این کار اصلا لحاظ نمی کند. از آن سال هایی که پولی در این کار نبود، سعید عکاسی می کرد و بسیار مورد اعتماد هنرمندان واقع شد و حتی عکاس شخصی بسیاری از هنرمندان محسوب می شود.
ببینید، بعضی از کارها را ما برای اولین بار در موسیقی ایران انجام دادیم. اصلا تهیه گزارش و تصویر از کنسرت و پخش هم زمان آن برای اولین بار در موسیقی ما شکل گرفت. اولین مصاحبه های صوتی که در موسیقی و اصلا در حوزه رسانه گرفته شد برای موسیقی ما بود. من به یاد دارم که اولین بار با سیروان خسروی مصاحبه صوتی گرفتیم و برای همه جالب بود. البته به صورت اینترنتی نه رادیویی و حتی اولین مصاحبه های تصویری اینترنتی هم در اینجا صورت گرفت. سایت ما در بین تمام سایت های حوزه هنری، یعنی سایت های سینمایی، تئاتری و غیره بیشترین بازدید را دارد و حتی در حوزه سینما که مخاطب بیشتری هم دارد هیچ سایتی به سایت ما نزدیک هم نشده است. یکی از دلایل آن این است که یکسری از کارها در حوزه روزنامه نگاری را موسیقی ما باب کرد.
ما در این حوزه خیلی کلاسیک هستیم. شما می بینید که حتی سایت های رقیب ما بسیار شبیه به سایت ما هستند. البته این ها چیز هایی نیست که بگوییم حتما ما این ها را ابداع کردیم؛ اما برای اولین بار این اتفاقات برای ما افتاد. به عنوان مثال اولین بار که بلیط یک کنسرت به صورت اینترنتی قابل تهیه بود در سایت موسیقی ما اتفاق افتاد.

علمنا: چرا به این فکر نیفتادید که خودتان به سمت فروش بلیت بروید و اکنون سایت های دیگری در این بخش پیش افتاده اند؟

ببینید پایه اصلی ما روزنامه نگاری و رسانه بود. ما به هر حال بعضی اوقات برای کسب درآمد کارهایی را انجام دادیم. این را به جرات می گویم که برای اولین بار فروش اینترنتی آلبوم موسیقی در ایران در موسیقی ما اتفاق افتاد. دفتری گرفتیم برای یک روز؛ آرشیوی در آنجا جمع آوری کردیم و بر روی سایت گذاشتیم. در آن روز آنقدر سفارش دریافت کردیم که متوجه شدیم از عهده آن بر نمی آییم و در حال بی اعتبار شدن هستیم؛ این امر باعث شد تا این بخش را تعطیل کنیم، چرا که دیدیم تیم تشکیلاتی ما برای این کار تکمیل نیست و خود این کار تیم مجزایی نیاز دارد و در آن زمان به لحاظ سرمایه هم این قابلیت در مجموعه وجود نداشت. در آن موقع با فروشگاه زند در خیابان کریم خان کار می کردیم و سفارش ها را به صورت پستی ارسال می کردیم.
ما در بحث بلیط فروشی کنسرت هم ورود کردیم و به عنوان یکی از گیشه های قوی تهران که در خیلی از کنسرت ها از دیگران بیشتر فروش داشت مطرح شدیم. اما باز هم به این دلیل که برای این کار تشکیلاتی قوی نداشتیم، متوقف شد. البته قضیه به این شکل نیست که این ها به طور کامل رها شده باشند، برای این فعالیت ها نقشه های دیگری ریختیم. به عنوان مثال با تیم دیگری که کار بلیت فروشی کنسرت را انجام می دهند همکاری و بخشی از سهام آن ها را خریداری کردیم. به این صورت سعی کردیم که فعالیت های حاشیه ای را برون سپاری کنیم و بر روی بخش رسانه ای تمرکز کنیم.

علمنا: در حال حاضر موسیقی ما در حوزه موسیقی احساس قدرت می کند؟

خیر؛ قدرت اصلا مفهومی ندارد و واقعا جامعه موسیقی ما آنقدر کوچک است که با وجود همه اختلاف هایی که در آن هست و با وجود اینکه یک هنرمند ممکن است از یک خبر یا نقد در سایت ما ناراحت شود و تا مدتی جواب تلفنمان را ندهد، شما می توانید تعداد خواننده های سنتی و یا پاپ را بشمارید. این که در یک جمعیت ۸۰ میلیونی، ۱۰ نفر سوپر استار پاپ دارید و یا ۵ نفر خواننده موسیقی سنتی دارید؛ خیلی بد است. با وجود این مسائل اما همه می دانند که باید در مواقعی که لازم است پشت همدیگر بایستند و به همدیگر کمک کنند تا بدنه نحیف موسیقی را نگه دارند، چرا که این بدنه آنقدر شلاق از دیگران می خورد که اگر کسی بخواهد احساس قدرت کند، این پیکره دیگر پا برجا نمی ماند.
در واقع اصل ایده و بنیان پروژه جشن موسیقی ما این بود که هیچ کس در این کشور از موسیقی و موسیقی دان تقدیر نمی کند. ما به این فکر افتادیم که بیاییم نظرسنجی هایی که تا پیش از این برگزار می کردیم را در قالب جشنی برگزار کنیم و از هنرمندی که بیشترین رای را آورده و بیشترین اقبال بر روی آثار او بوده تقدیر کنیم. همه تلاش ما هم همین بوده است و به هیچ وجه آن را به سمت رقابتی شبیه به رقابت هایی مثل ”گرمی” و ”اسکار” نبردیم. در جشن موسیقی ما تعداد جوایز اهدایی بسیار زیاد است. شاید در حدود ۴۰ جایزه برای بخش اصلی و غیر از آن چند جایزه برای پیشکسوتان در نظر گرفته می شود و به بهانه های مختلف موزیسین ها را بر روی سن می بریم و از آن ها تقدیر می کنیم و این مسئله باعث می شود که حمایت و پشتیبانی هنرمندان را با خود همراه کنیم. چون مسئله اصلا مالی نیست و ما در هیچ یک از سه جشن برگزار شده نتوانستیم از اسپانسر استفاده کنیم. همه هزینه ها صرفا از درآمدهای سایت تامین شد و متاسفانه کمترین همکاری در زمینه مالی از طرف ارشاد با ما شده است. خیلی اوقات در جاهایی که بتوانند به ما کمک می کنند ولی این کمترین انتظار است که یک شب سالن تالار وحدت را برای این برنامه در اختیار موسیقی ما قرار بدهند و هزینه ای هم دریافت نکنند. ولی متاسفانه ما در هر سه سال مجبور به پرداخت این هزینه شدیم. به هر حال این وظیفه وزارت ارشاد است که از برنامه های مستقل حمایت کند.

علمنا: به نظر می آید موسیقی فجر نتواسته اینچنین برنامه ای را اجرا کند. هم به لحاظ مردمی و هم به لحاظ هنرمندان شرکت کننده. نظر شما چیست؟

در حوزه دولتی اصلا چنین شکل برنامه ای وجود نداشته و فکر هم نمی کنم به وجود بیاید. چون بخش دولتی با محدودیت های زیادی که دارد به سمت این شکل از برنامه ها نمی تواند حرکت کند. به عنوان مثال ما در جشنمان جایزه ای برای موسیقی راک در نظر می گیریم، که هنوز تعریف موسیقی راک در دفتر موسیقی، موسیقی تلفیقی است. در جشن موسیقی ما بحث تخصصی تری وجود دارد و نگاه، نگاهی تقدیری است. موزیسین های از جنس های مختلف، از رهبر ارکستری که سال ها تحصیل کرده تا یک موزیسین تجربی مثل مرتضی پاشایی که موسیقی پاپ کار کرده کنار هم می نشینند و علاوه بر این در آن شب برای هم اجرا نیز می کنند که این فضا دارای تضاد جذابی است و از این موضوع استقبال کرده اند.
نکته دوم این است که ما می آییم موسیقی خوب را در ژانرهای مختلف معرفی و ترویج می کنیم. مثلا در ژانر پاپ بهترین آلبوم و آهنگ را به انتخاب خودشان معرفی می کنیم. ما هیچ گاه داوری نمی کنیم بلکه نظر سنجی می کنیم. داوری برحسب سلیقه است. شما اگر پنج داور را بگذارید برحسب سلیقه موردی را انتخاب می کنند که اگر موارد دیگری را بگذارید انتخاب برحسب سلیقه تغییر می کند. ما از یک جامعه آماری بزرگ استفاده می کنیم. مثلا در جشن اول با هزار نفر از اهالی موسیقی که شامل خواننده، اهنگساز، تهیه کننده و غیره بودند نظر سنجی کردیم. نتیجه این می شود که شخصی که بالا می رود وجایزه می گیرد منتخب اکثر آنهاست.
در مورد نظر سنجی مردمی نیز باید بگویم از طریق سایت است که در آنجا چهره بودن و محبوبیت صرفا مطرح نیست. بلکه ما بخش های خاصی را که تخصصی است به قسمت کارشناسی منتقل کردیم. در نهایت می خواهم بگویم که ما دو دستاورد داشتیم که یکی از آنها که مهم ترین هم تلقی می شود و جز شعار ما بوده بحث همدلی است که در ژانر ها، سن ها و تجربیات مختلف، تازه کار و پیشکسوت یک شب کنار هم می نشینند و در کنار هم جشن می گیرند و دومین دستاورد هم تقدیر از بهترین ها در حوزه تلاش برای ارائه محصول است که همه در هر ژانری با هم رقابت می کنند و برحسب نظر سنجی کسی که منتخب شد مورد تشویق و تقدیر قرار می گیرد. البته در کنار آن از اساتید و پیشکسوتان قدیمی نیز تقدیر به عمل می آوریم.
جشن موسیقی ما یک اتفاق بزرگ است و زمینه ساز این هم شد که دولت به سمت برگزاری چنین جشن هایی برود. مثلا سالی که جشن موسیقی ما برگزار شد سال بعد خانه موسیقی یک فستیوال موسیقی تهران برگزار کرد و یا سال بعد از آن جشنواره موسیقی ققنوس توسط وزارت ارشاد برگزار شد که مختص موزیک ویدئو و ویدئو کلیپ بود.
سال گذشته نیز جشنواره فجر ماهیتش کمی به سمت اعطای جایزه تغییر کرد. این ها تاثیراتی است که از نظر ما بسیار خوب است. هرچه قدر که تعداد این جشن ها و اتفاقات بیشتر برای موسیقی بیفتد بسیار خوب است و از این مراسم ها استقبال می کنیم و ما را نیز به رقابت و افزایش کیفیت سوق می دهد که در نهایت به نفع موسیقی کشور است.

علمنا: جذاب ترین خبری که به نطر شما موسیقی ما منتشر کرده، چه خبری است؟

تقریبا همه خبرها از موسیقی ما برای اولین بار منتشر می شود. متاسفانه پر بیننده ترین خبرهای ما خبر بد بوده است. مثل خبر فوت حبیب یا مرتضی پاشایی که اصلا به خاطر آن سایت از کار افتاد. روز جمعه ای که ما برای اولین بار خبر فوت مرتضی پاشایی را منتشر کردیم سرور ها پر شد و جز پربیننده ترین خبرهای سایت قرار گرفت. به طوری که نزدیک به دو ملیون بار فقط از سایت ما دیده شد. این ها به خاطر آمار بالا در ذهن من مانده ولی مثلا خبر مجوز گرفتن بسیار از افراد برای ما خبرهای جذابی بوده است از محسن چاوشی و یگانه بگیریم تا خیلی های دیگر. یعنی هرچیزی که رونق موسیقی را دربر داشته برای ما خبر جذابی تلقی می شده است.
جدا از این ها خبرهای مربوط به جشن موسیقی ما برای خودمان جذاب بوده است. به طوری که وقتی جشن برگزار می شود و می خواهیم خبرش را کار کنیم برای خودمان بسیار جذاب است. یکی از بدترین روزها، روزی بود که خبر لغو برگزاری جشن خودمان را زدیم. آن روز قرار بود ما چندین اجرا داشته باشیم. خوانندگانی چون بابک جهانبخش آمده بودند. حال و روز بد ما را می دیدندو دلداری می دادند. جدا از آنها خوانندگان دیگر هم برای تسکین روحیه تماس می گرفتند. برای خبر لغو هم روی سایت اطلاع رسانی کردیم و هم شخصا تماس می گرفتیم و حتی شب جلوی درب تالار بودیم و به مهمانان و هنرمندان خبر می دادیم. خدا را شکر بسیاری از آنها موقعیت را درک کردند. البته افراد زیادی هم بودند که از روزهای قبل پیش بینی لغو جشن را می کردند. ولی آنقدر پیگیر بودیم که مجدد از سر گرفتیم و وقتی جشن اول برگزار شد، دوستان دیدند قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد و تنها بصورت جشن و تقدیر است و همه در راستای اهداف نظام و حکومت است. چون شما وقتی روی سن از اساتید موسیقی ایرانی و ستارگان این عرصه که با همه محدودیت ها قبول کردند که در اینجا کار کنند و خوش می درخشند تقدیر کنید بسیار حائز اهمیت است. زیرا اگر ما انجام ندهیم آن طرف آبی ها این کار را می کنند و در پی آن اتفاقاتی می افتد که وجه خوبی ندارد و خوشبختانه خودشان قبول کردند که چنین محفل هایی خوب و ضروری است. اینگونه، جشن های دوم و سوم را راحت از نطر مجوزی برگزار کردیم.
البته مشکلات مالی داشتیم زیرا صفر تا صد جشن از طرف موسیقی ما تامین می شود. در جشن اول که سایت موسیقی ما آنچنان درآمدی نداشت این جشن را خود بچه ها از جیب هزینه کردند و برگزار شد. شاید معقول نباشد ولی این انگیزه را داشتند که این اتفاق بیفتد. زیرا در پس آن اعتقاد داشتیم که اعتباری برای موسیقی ما حاصل می شود و همین هم شد. از سال های بعد سایت یک سری پتانسیل هایی پیدا کرد که هزینه هایی را تامین کند. ولی این جشن بسیار هزینه بر است با وجود اینکه هنرمندان خیلی به ما کمک می کنند یعنی اجراهایی که در جشن می کنند از ما هزینه ای نمی گیرند. انتطاری که ما از وزارت ارشاد داشتیم این بود که آن سالن را همیشه در اختیار ما قرار دهد. علاوه بر این ها دکور و تشکیلات نیز هست. زیرا ما بسیار ایده آل طلب هستیم. یا کاری را انجام نمی دهیم و یا اینکه به نحو احنست انجام می دهیم؛ چه از لحاظ حضور افراد و چه از لحاظ برنامه ها ی اجرایی. ما استیج و دکوری را که در جشن سوم زدیم فکر نکنم در هیچ جشن مشابه دولتی و خصوصی در ایران اتفاق افتاده باشد. سازه ای که در آنجا ساخته شد و دیوارها و نور پردازی بسیار عالی بود. البته محدودیت هایی نیز داشتیم که همه این موارد هزینه بر است. ولی وقتی جشنی در این سطح برگزار می شود هنرمندان نیز قبول می کنند و حضور پیدا می یابند و جایزه نیز در نظر گرفته می شود. این ها همه باعث می شود تا شما نتوانید پایین تر از شان آنها برگزار کنید. امسال جشن ما در شهریور ماه در برج میلاد که فضای بزرگتری است برگزار می شود و سعی می کنیم امسال از سال قبل بهتر باشد.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست