مقالات

دانشمند چه می کند؟ (قسمت اول)

مجله دانشمند علمنا
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

مجله دانشمند قدیمی ترین مجله علمی کشور است که از سال ۱۳۴۲ شمسی بدون وقفه به چاپ می رسد.
در برهه های زمانی مختلف، این مجله دستخوش رخدادهای گوناگون نیز بوده، تغییرات مدیریتی و محتوایی متعدد عمدتا آسیب هایی به پیکره این مجله وارد کرده است.
گاهی این مجله پرفروش شده و گاهی برعکس، به شدت دچار کاهش فروش و ریزش مخاطب گردیده است.
ریشه یابی این مساله نیز کمی زمان خواهد برد؛ اما در اینجا و در سلسله مطالبی به مرور کارنامه مجله دانشمند طی سالیان گذشته خواهیم پرداخت؛ امیدواریم این مباحث مفید و سازنده باشد.
در شماره نخست این مطالب به سراغ بخش اول مطلب حسین فروتن در این ماهنامه با عنوان “آن‌ها که با دانشمند، دانشمند شدند” رفتیم.

آن‌ها که با دانشمند، دانشمند شدند (بخش اول) / حسین فروتن

چند ماه پیش بود که خدمتتان عرض کردم که ده سال مجله‌ دانشمند را برای پایان‌نامه‌ام زیر و رو کرده‌ام و از جان گرفتن دوباره‌ آن چقدر خوشحال هستم. دانشمند یا هر نشریه‌ دیگری به خودی خود برای دانشجویان ارتباطات و روزنامه‌نگاری موضوع پژوهش است. اما این مسئله که چرا من پای دانشمند را به پژوهشی در حوزه‌ ارتباطات علم باز کردم، به جایگاه و اهمیت آن مربوط بود. شاید به راحتی نتوان جایگاه مهم‌ترین یا اثرگذارترین نشریه‌ علمی- عمومی را به این یا آن نشریه اعطا کرد؛ اما دانشمند، بی‌نیاز از هر نگاه ویژه‌ای، خودش «ترین»هایی داشت که کسی نمی‌توانست در آن‌ها تردید روا دارد. مثلا قدیمی‌ترین و بادوام‌ترین و گاهی پرتیراژترین. البته گزینه‌های زیادی هم برای انتخاب یا سخت‌گیری بیشتر در اختیار نداشتم: دانشمند، دانستنی‌ها، اطلاعات علمی و نوآور. بقیه هم یا به حوزه‌ای خاص از علم اختصاص داشتند و یا از صفحه‌ روزگار محو شده بودند. بعدها هم در جریان نظرسنجی، پاسخ‌دهندگان بر درستی انتخاب من صحه گذاشتند. هنوز هم فکر می‌کنم اگر قرار باشد میزان اثرگذاری نشریات علمی در جامعه را بررسی کرد، دانشمند با سابقه‌ بیش از نیم قرن انتشار بهترین گزینه است. با این انتخاب، پرسش واضحی در برابرم قرار گرفت: آیا مجله دانشمند در علاقمند شدن نسلی از نوجوانان و جوانان کشور به علم و فناوری تاثیر داشته است؟ آیا این تأثیر به حدی هست که قابل ردیابی باشد؟ روش مناسب برای آشکارکردن این گونه تأثیرات ظریف و حتی ناخودآگاه چیست؟ حق بدهید که پرسش‌ها واضح هستند اما ساده، نه.
ما دور هم حدود هشتاد میلیون نفر هستیم و فراوان روزنامه و مجله هم داریم که هر روز روی پیشخوان مطبوعات می‌نشینند. بااین‌حال، وقتی در چارچوب پژوهشی دانشگاهی، با پرسش‌هایی پیرامون میزان اثرگذاری نشریات علمی-عمومی مواجه شدم، نمی‌توانستم به همین سادگی از مسأله‌ ضریب نفوذ مطبوعات در ایران عبور کنم. اصلا طرح پرسشی درباره‌ جایگاه یک مجله‌ علمی در شکل‌گیری جامعه متخصصان کشور، متوقف بر دسترسی بخشی از مردم به آن است. یعنی اگر بنا داشتم بدانم خواندن مجله‌ دانشمند چقدر در دکتر و مهندس شدن جوانان دهه‌های پیش و علاقه‌مندی نسل‌های گذشته به علم و فناوری موثر بوده است، اول باید تخمینی از میزان دسترسی عمومی به مجله به دست می‌آوردم.
طراحی و انجام نظرسنجی، برای دستیابی به برآوردی از میزان نفوذ و تاثیر مجله دانشمند، در جامعه و یا ارزیابی نقش آن در عمومی‌سازی علم، فکری آرمانی به نظر می‌رسد؛ چه آنکه شمارگان این مجله (وقتی من مشغول تحقیق بودم)‌ حدود ۲۳ هزار نسخه بود و حتی تخمین گردانندگان مجله، از تعداد مخاطبان (بیش از ۹۰ هزار خواننده) در قیاس با جمعیت ۷۰ میلیونی کشور واقعاً ناچیز می‌نمود. در واقع به ازای هر ۳ هزار نفر، فقط یک نسخه دانشمند منتشر می‌شد و مطابق تخمین، فقط یک دهم درصد از جمعیت کشور این مجله را می‌خواندند. پس در وهله‌ نخست، نهایت تاثیری که می‌توان به طور مستقیم به مجله‌ دانشمند نسبت داد، به یک دهم درصد از جمعیت ایران محدود خواهد بود. اما آیا در ارتباط با همین تعداد از مخاطبان مفروض، می‌توان نقشی قابل ملاحظه برای مجله‌ دانشمند قائل شد؟
آیا مجله‌ دانشمند توانسته است در جذب نوجوانان و جوانان به علم و علاقه‌مند کردن آن‌ها به مسایل علمی موفق باشد؟ آیا در تشویق و ترغیب نسلی از جوانان برای ورود به عرصه‌ علم و فناوری، سهم داشته است؟ آیا در ارایه‌ تصویری واقعی از علم و نیز کمرنگ کردن سهم شبه‌علم، کارآمد بوده است؟ فهرست این پرسش‌ها پایانی ندارد و می‌توان از زوایای مختلف، نقش و تأثیر مجله دانشمند را بررسی کرد.
برای پاسخ به این پرسش‌ها، به جای تخیل یا کشف و شهود، تصمیم گرفتم نظرسنجی و روش‌های معمول در علوم اجتماعی را به خدمت بگیرم. یعنی از خود مردم بپرسم که دانشمند چقدر در زندگی علمی یا تحصیلی‌شان اثرگذار بوده است. بااین‌حال آن قدر واقع‌بین بودم که بدانم، حتی اگر بتوان تأثیر و نقش و جایگاهی برای مجله دانشمند قایل بود، در جامعه‌ آماری با حجم یک دهم درصد از جمعیت کشور، در هر هزار نفر فقط یک نفر هست که مجله را بخواند. یعنی اگر من فقط به صد نفر از خوانندگان مجله برای نتیجه‌گیری نیاز داشتم، باید دامنه‌ نظرسنجی را تا صد هزار نفر توسعه می‌دادم. به این ترتیب انجام نظرسنجی با چنین حجمی ناممکن به نظر می‌رسد. به این ترتیب برای ردیابی تأثیرات مفروض، مجبور بودم جامعه آماری نظرسنجی را به کسانی که احتمال تأثیر در آنها بیشتر است، محدود کنم. این که چگونه این کار را کردم و نتیجه چه شد، بماند برای شماره‌های بعدی…

+ این یادداشت در مجله دانشمند به چاپ رسیده است.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست