فلسفه و تاریخ علم

آیا ما در دنیای توهم زندگی می کنیم؟ قسمت اول

شناخت دنیا - توهم - علمنا
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

مفهوم مشاهده در علم از دید فیلسوفان علم پیچیدگی های بسیاری دارد. آنها می خواهند اطمینان حاصل کنند که آنچه مشاهده می کنیم واقعا وجود دارد. فیلسوفان علم می پرسند از کجا معلوم که سیاهچاله ها وجود داشته باشند مثلا چه تضمینی هست که سیاهچاله ها یا الکترون ها صرفا نظریه هایی برای توصیف چیزهایی که نمی دانیم باشند نه اشیاء واقعی. آنها حالت های بسیار از خطاهای بصری یا توهم را نیز در نظر می گیرند که در آن انسان بر اساس انتظارات خود؛ ولو ناخواسته در مشاهدات دستکاری می کند و چیزهایی را می بیند که در واقع وجود ندارند. پایایی ابعاد؛ یعنی درک اینکه مثلا اندازه یک کامیون وقتی که از دور دیده می شود چقدر است برای همهء ما آشناست. اگر کامیونی از کنار ما عبور کند و تا دوردست ها برود بدیهی است که ما فکر نمی کنیم کامیون ؛ کوچک می شود. ما می دانیم که با دور شدن کامیون؛ تصویر آن در بر روی شبکیه چشم مان کوچکتر شده ولی دریافت و ادراک ما از ابعاد کامیون تغییری نمی کند. برخی از مطالعات نشان می دهند که آگاهی ما از پایایی اندازهء اشیاء ؛ آموختنی است و نه غریزی. گواه این ادعا هم گزارش هایی است که نشان می  دهد افراد و قبایلی در دنیا زندگی می کنند که این آگاهی از پایایی ابعاد اشیاء را یاد نگرفته اند. مقاله ای که کالین ترنبول C. M. Turnbull  در سال ۱۹۶۱ در ژورنال روانشناسی آمریکا منتشر کرده بود از افراد با امبوتی  Ba Mbuti صحبت می کند که به دلیل زندگی در جنگل انبوه؛ پایایی اندازه را نیاموخته بودند. جایی که آنها در سراسر عمر در آن زندگی می کردند جنگی محصور بود و در تمام عمر نهایتا چند متر دورتر را می دیدند. وقتی کالین ترنبول یکی از این افراد را به فضای باز برد؛ چند بوفالو در دوردست ها می چریدند. آن فرد از کالین ترنبول می پرسد: آنها دیگر چه جور حشره ای هستند؟ ترنبول برای فرد باامبوتی توضیح می دهد که آنها بوفالوهایی با اندازه دوبرابر بوفالو هایی هستند که مردم او دارند. فرد همراه ترنبول این ادعا را نمی پذیرد و آن دو با هم به سمت بوفالو ها می روند. با نزدیک شدن به بوفالو ها ؛ فرد باامبوتی ترسید و به ترنبول گفت: این جادوگری است! ترنبول در مقاله خود می نویسد: در نهایت زمانی که آن فرد تشخیص داد که آنها بوفالوی واقعی هستند دیگر نترسید اما چیزی که وی را حیرت زده و گیج کرده بود این بود که او نمی توانست درک کند چرا این بوفالو ها قبل آن قدر کوچک بودند و اگر واقعا آن قدر کوچک بودند که از دور به  نظر می رسیدند چرا ناگهان از نزدیک بزرگ شدند؟
این مثال؛ مقدمه ای بود برای ورود به یک سرفصل مهم در مباحث فلسفه علم. تاثیر پیش داوری در مشاهده! مثال های بسیاری در تاریخ علم وجود دارد که در آن دانشمند؛ آنچه را که دوست دارد یا انتظار دارد مشاهده می کند و به عبارتی انتظارات قبلی اش در اینکه چه چیزی را مشاهده می کند اثر می گذارد. در یک آزمایش از سوژه ها خواسته شده بود که تا زمان دیده شدن درخشش نور در راهرو راه بروند. در نهایت  تعجب برخی از آنها ناگهان ایستادند و گفتند درخشش را دیده اند و به همین سبب توقف کرده اند. در حالیکه اساسا نوری در کار نبوده است. در قسمت بعدی به جوانب مهمی از مسالهء مشاهده و انتظارات و خطاهای شناختی انسان خواهیم پرداخت.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

۱ دیدگاه

  • تشکر از شما بابت این مقاله بسیار خوبتون
    اگر ممکنه این بحث رو با جزئیات بیشتر و ارائه رفرنس ادامه دهید. بحث بسیار جالب و بنیادی ای هست
    ممنون جناب کسرایی

دیدگاه شما چیست