مقالات

”نردبان آسمان” زیر پای ”الکاشی”!

غیاث الدین جمشید کاشانی
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

هرگاه نام دانشمندان مختلف ایرانی در دوره درخشش تمدن اسلامی به زبان آورده می شود، بسته به نوع مطالعات و علایق مان، به آثار، دستاوردها و کارهای شگفت و نوآورانه آنها اشاره می کنیم و ممکن است ادعا نماییم به شدت با این نتایج و ابداعات آشنایی هم داریم. اما به نظر می رسد هرگز به اندازه ای که از دستاوردهای یکی از این دانشمندان در زندگی روزمره خود استفاده می نماییم با دستاوردها و نتایج زندگی پرثمر سایر این دانشمندان آشنا نیستیم و برایمان کاربردی ندارند.
اگر هر روز اعمال جمع و ضرب و تقسیم را به راحتی و به صورت متداول در زندگی خود به کار می گیریم و یا به عنوان یک دانشجو و دانش آموز، درگیر مجذور گرفتن و یا استفاده از روابط مثلثاتی و عدد پی (π) هستیم، به طور قطع از یافته ها و نتایج یک عمر تلاش ”غیاث الدین جمشید کاشانی” بهره می بریم.
دانشمندی که در اواخر قرن هشتم هجری قمری یعنی حدود سال ۷۹۰ به دنیا آمده است و در مدت زمان کوتاه عمر خود، که با خنجر کینه و عداوت های احمقانه و خودپرستانه درباری تا سال ۸۳۲ هجری قمری بیشتر به درازا نکشیده است، آثاری از خود به جای گذاشت که با معیار عقل و درک امروزی ما، در بیش از ۵۰۰ سال پیش غیرقابل باور و نشدنی به نظر می رسد.
او که یکی از آخرین ریاضی دانان بزرگ و برجسته تاریخ ایران محسوب می شود، در واقع ابداع کننده روش های ضرب و تقسیم و حساب امروزی دنیای علم بوده و کتاب ”مفتاح الحساب” او تحولی شگرف در علم ریاضیات جهان ایجاد نموده است. مطالبی که او در این کتاب آورده است و روش هایی که برای حل مسائل مختلف ریاضی، از جذر گرفتن ریشه n ام یک عدد تا حل معادلات درجه یک تا چهار و بالاتر و یا محاسبه سینوس زاویه ۱ درجه و عدد پی با دقت ۱۶ رقم، به کار گرفته است، در قرن های نوزدهم و بیستم به زبان های مختلف اروپایی توسط دانشمندان شرق دوست (!) این کشورها ترجمه و در اختیار مراکز علمی معتبر قرار گرفته است.
شاید برای توصیف شرح حال جمشید کاشانی کتب و مقالات زیادی موجود باشد و افراد زیادی با ملیت های مختلف اظهار نظر کرده باشند، اما می توان بهترین توصیف از او را این جمله دانست:
” کمترین بندگان خداوند و نیازمندترین بندگان به خدا به رحمت او، جمشید پسر مسعود طبیب کاشانی، پسر محمود، پسر محمد”
همان طور که از این عبارت مشخص است، جمشید پسر طبیبی از اهل کاشان است که از اولین فعالیت های علمی او در تاریخ می توان رصد های نجومی او را نام برد. همین فعالیت های او و رساله هایی که در باب نجوم در دوران جوانی نوشته بود سبب شد تا ”الغ بیگ” نواده تیمور، قاتل کشورگشای دوران کودکی او، به فکر استفاده از او در دربارش و دعوتش به شهر سمرقند بیفتد. شاید آن روزی که جمشید متوجه علاقه الغ بیگ به خود شد و از شور و اشتیاق این دعوت و فرصت بزرگی که پیش رویش پس از مدت ها بی توجهی درباریان قرار گرفته است، سر از پا نمی شناخت به این نمی اندیشید روزی در کنار بنای عظیم رصد خانه این شهر که خود پایه گذار آن خواهد بود، کشته خواهد شد!
شناخته شدن غیاث الدین البته همان طور که ذکر شد بیشتر به دلیل کشفیات ریاضی و کتاب های معتبرش در این حوزه بوده است. اما تسلط فوق العاده اش بر نجوم نیز در زمانه خود بی نظیر بوده است. کتاب مشهور او در این حوزه یعنی ”سلم السماء” یا همان ”نردبان آسمان” حد کمالی بوده است بر مفاهیم نجومی زمان او. در این کتاب از مفاهیمی همچون قطر زمین، قطر خورشید و ماه و فاصله زمین تا سایر سیارات و ستارگان و اندازه گیری آنها صحبت شده است.
او که سرانجام در ۱۹ رمضان سال ۸۳۲ هجری قمری به دلایلی نامعلوم اما تکراری یعنی اختلاف دانشمندان با درباریان و پادشاهان و حسادت های کوته فکران چاپلوس، در محل رصدخانه به قتل رسید به دلیل نوآوری ها و نبوغ هایش در عرصه ریاضیات و دقت بی نظیرش در محاسبات، نامش را در تاریخ ثبت کرده و هر زمان که کودکی شروع به یادگیری ریاضیات می نماید یا معلمی از عدد جادویی پی برای دانش آموزانش می گوید و یا حتی دانشجویی سرگرم حل معادلات پیچیده می شود، این غیاث الدین جمشید کاشانی، ملقب به ”الکاشی” در دنیای غرب، است که از فرط خوشحالی و شعف گامی دیگر در راستای ترویج علم و دانش در جهان بر می دارد.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست