فضا و نجوم

نقدی بر برنامه “ده ساله اول” فضایی ایران

برنامه فضایی ایران علمنا
نوشته شده توسط محمدرضا رضایی

بعد از ماه‌ها انتظار، به تازگی دکتر منطقی، رییس مرکز ملی فضایی ایران اعلام کرد که سند برنامه ۱۰ ساله دوم توسعه فضایی ایران تدوین شد. براساس گفته‌های منطقی، در این سند بر کاربری دستاورهای فضایی در بخش‌های اقتصادی کشور به عنوان یک اصل محوری تاکید شده است. در یادداشت پیش رو قصد داریم نقدی بر آنچه در ۱۰ سال اخیر گذشته است، داشته باشیم و نیم‌نگاهی نیز به آینده صنعت فضایی کشور بیندازیم.
دکتر منطقی، رییس مرکز ملی فضایی ایران می‌گوید که در برنامه ۱۰ ساله اول توسعه فضایی ایران، هدف ایجاد زیرساخت‌های اولیه برای دسترسی کشور به فناوری فضایی بوده است. مانند توسعه پرتابگرهای فضایی، ساخت ماهواره، ایستگاه‌های زمینی و غیره. اسناد مربوط به این برنامه هیچگاه به طور دقیق و شفاف اطلاع‌رسانی عمومی نشدند، به همین خاطر قضاوت درباره آنچه باید اتفاق می‌افتاد، اندکی سخت است. زیرا نمی‌توان با قاطعیت نقاط قوت یا ضعف آن را به اصل برنامه یا نحوه اجرای آن نسبت داد. اما در یک دهه اخیر شاهد خروجی‌ها و بروز مسائلی در حوزه فناوری فضایی کشور بوده‌ایم که می‌تواند تا حدود زیادی امکان نقد عملکرد دستگاه‌های زیربط و خود برنامه را فراهم سازد.
برنامه ۱۰ ساله اول فضایی کشور، از سال ۱۳۸۵ آغاز و تا سال ۱۳۹۴ ادامه داشت. به عبارت دیگر این برنامه در نخستین سال فعالیت دولت محمود احمدی‌نژاد آغاز شد و تقریبا ۲ سال از حیات خود را در دولت حسن روحانی تجربه کرد. بدون‌شک تدوین این برنامه نیز از یک پشتوانه چند ساله مطالعاتی برخوردار بوده است و می‌توان دولت محمد خاتمی را نیز در شکل‌گیری آن سهیم دانست. در حقیقت تدوین، اجرا و به اتمام رساندن برنامه اول را نمی‌توان منحصرا به پای یک دولت نوشت. هرچند بخش مهمی از این برنامه در ۲ دوره ۴ ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بوده و خواه ناخواه دولت وی موثرترین عملکرد را پیشبرد برنامه داشته است. به همین دلیل باید برنامه اول را با عینک فراجناحی نگاه کرد و آن را نقد نمود.

ساختاربندی تشکیلات فضایی کشور

وقتی برنامه‌ای تدوین می‌شود، حتما به روش‌ها و ساختار اجرای آن نیز توجه شده است. منتها در برنامه اول شاهد آن بودیم که ۳ بار ساختار فضایی ایران با تغییرات بنیادینی مواجه بود. این تغییرات ساختاری متعدد که برای یک بازه زمانی ۱۰ ساله به نظر می‌رسد خیلی منطقی نیست، باعث ایجاد هرج و مرج‌هایی در پیشبرد برنامه‌ها شد. این مساله می‌تواند از ۳ چیز نشئات گرفته باشد. نخست اینکه ممکن است در برنامه اصلا ساختاری در نظر گرفته نشده و برخی اتفاقات باعث این تغییرات شده بود. حالت دوم مربوط به این است که ساختار پیش‌بینی شده بود، اما به درستی روی آن مطالعه‌ای انجام نگرفت، به همین دلیل در حین اجرای برنامه اول، با آزمون و خطا سعی در بهینه‌سازی آن کردند. حال اگر بتوان از واژه «بهینه‌سازی» استفاده کرد. و در حالت سوم هم احتمال می‌رود که سلایق شخصی یا جناحی در این تغییرات موثر بوده‌اند.
حالت اول تقریبا بعید به نظر می‌رسد. منتها درباره حالت دوم باید دید که قانون‌گذار در برنامه چه ساختاری را تعیین کرده بود و در نهایت چه چیزی اتفاق افتاد. برای بررسی بهتر لازم است اسناد مربوط به برنامه اول و نهادهای درگیر در آن منتشر شود تا بتوان قضاوت بهتری داشت. اما به نظر می‌آید حالت سوم تاثیر بیشتری داشته است. زیرا در ۲ تغییر ساختاری می‌توان ردپایی از اعمال سلیقه را مشاهده نمود. در مهم‌ترین تغییر که در زمان محمود احمدی‌نژاد انجام شد، شاهد آن هستیم که سازمان فضایی ایران از وزارت ارتباطات جدا شده و با پژوهشکده جهاد ادغام می‌شود و به زیرمجموعه نهاد ریاست جمهوری می‌رود. از طرفی دیگر پژوهشگاه هوافضا نیز از وزارت علوم منفک شده و تحت عنوان پژوهشکده سامانه‌های فضانوردی با یک واسطه (پژوهشگاه فضایی ایران) بخشی از زیرمجموعه سازمان فضایی ایران می‌شود. تمامی این تغییر و تحولات ظاهرا بدون گرفتن مجوزها و مصوبه‌های لازم از مراجع ذیصلاح از جمله مجلس شورای اسلامی بوده است. به همین دلیل هم برای سال‌ها سازمان فضایی ایران رنگ رییس به خود ندید و بین سال‌های ۸۹ تا اواخر ۹۳ توسط یک سرپرست اداره می‌شد! اتفاقی که معمولا در مناسبات اداری به هیچ عنوان رایج نیست که یک مجموعه نزدیک به ۲/۵ سال با سرپرست اداره شود. حال در چنین شرایطی احتمال بروز تخلفات بسیار بالا می‌رود.
در ادامه با آغاز به کار دولت روحانی، پس از مدتی همه این تغییرات تقریبا به حالت اول برمی‌گردد. استدلال دولت جدید این بود که این تغییرات قانونی نبوده و باید طبق قانون عمل کرد. در حالی که دولت یازدهم تمام تشکیلات فضایی کشور را به جایگاه‌های اولیه خود برمی‌گردادند و به قول اهالی رایانه مرتب «کنترل زِد» می‌گرفت، به ناگاه شاهد تولد یک نهاد جدید با عنوان مرکز ملی فضایی ایران بودیم. نهادی که از همان بدو راه‌اندازی موافقان و مخالفان خاص خود را داشت و هنوز هم به درستی ضرورت وجود آن مشخص نیست. به طوری که وقتی نظرات دکتر محسن بهرامی (رییس سازمان فضایی ایران) و دکتر فتح‌الله امی (رییس پژوهشگاه هوافضای وزارت علوم) را در این رابطه پرسیدیم، با دو دیدگاه متفاوت روبرو شدیم. دکتر امی این مرکز را بازوی مطالعاتی و امکان‌سنجی شورای عالی فضایی معرفی کرد. در حالی که دکتر بهرامی جایگاه این مرکز را از لحاظ قانونی و اجرایی خیلی شفاف ندانسته و آن را تصمیم رییس جمهور می‌داند و آن را مساله‌ای می‌داند که باید حل شود. زیرا اعتقاد دارد چنین نقشی پیش از آن در قانون برعهده شورای عالی فضایی و دبیرخانه آن که همان سازمان فضایی ایران است، گذاشته شده است.
برآیند تمام این اتفاقات و بحث‌ها فارغ از هر دلیل و علتی که پشت آنهاست، نشان می‌دهد که در برنامه ۱۰ سال اول توسعه فضایی ایران یک سردرگمی و شلختگی خاص را در ساختار تشکیلاتی فضایی شاهد بودیم که معمولا چنین چیزهایی باعث کاهش سرعت پیشرفت یا توقف برنامه می‌شود.

دستاوردهای فنی

بدون اغراق در زمان اجرای برنامه ۱۰ سال اول فضایی کشور، شاهد اتفاقات و جهش‌های بی‌سابقه‌ای بودیم. ایران توانست نخستین ماهواره بومی خود را با پرتابگر داخلی در مدار قرار دهد، چند پرتاب زیرمداری موفق از جمله پرتاب موجود زنده به فضا داشتیم. توان پرتابگرهای‌مان بیشتر شدند و همه اینها را می‌توان خروجی‌های مهمی تلقی کرد.
این خروجی‌ها را از دو دیدگاه متفاوت بررسی می‌کنیم. نخست ماهیت فنی آنهاست. بدون‌شک مهندسان و دانشمندان ایرانی با توجه به محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و مشکلات متعددی که داشتند، به خوبی توانستند از پس چالش‌های موجود در راه رسیدن به فضا برآیند و همین نکته مهم و مثبتی است. چه بسا اگر کشور از پشتوانه صنعتی قوی‌تری برخوردار بود، کشور می‌توانست جایگاه بالاتری در این عرصه در سطح منطقه و جهان داشته باشد. هرچند سطح فناوری فضایی ایران با آنچه در کشورهای توسعه‌یافته می‌بینیم، سال‌ها و بلکه دهه‌ها فاصله دارد، اما این نشان از وجود یک پتانسیل بالقوه علمی و فنی در کشور برای پیشبرد برنامه‌های فضایی دارد. زیرا تعدادی از کشورها از جمله کره جنوبی، علی‌رغم ارتباط نزدیکی که با آمریکا به عنوان ابرقدرت فضایی جهان دارد، امکان توسعه برنامه‌های فضایی به خصوص در سطح پرتابگرها را همچنان به دست نیاورده است. به عبارت بهتر اجازه انجام چنین کاری را به آنها نداده‌اند. در حالی که کشور ما در این زمینه پیشرفت‌های محسوسی داشته است.
اما دیدگاه دوم به این موضوع اختصاص دارد که هیچکدام از این دستاوردها فعلا ظرفیت آن را ندارند که پاسخگوی نیازهای اساسی و حیاتی ما به فضا باشند. نیازهایی همچون سنجش از دور و مخابرات. به همین دلیل در حالی که تلاش مهندسان ایرانی را در این عرصه ارج می‌نهیم، اما باید بگوییم تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی است و نباید به این دستاوردها خیلی دلخوش کرد. چرا که اگر این تلاش‌ها نتواند نیازهای اساسی کشور را برطرف کنند، کاری عبث و بیهوده خواهند بود.
اما در مجموع باید به این نکته توجه داشت که زیرساخت‌های فنی در برنامه اول تا حدود زیادی ایجاد شده و نیاز به توسعه و پیشرفت دارند. این زیرساخت‌ها در صورت وجود یک برنامه هدفمند و بهینه، کمک می‌کند در آینده در انتقال فناوری‌های روز جهانی به صنعت فضایی کشور بهتر و تعامل با جهان بهتر عمل کنیم.

نیروهای انسانی

در اجرای هیچ برنامه‌ای نمی‌توان از نقش نیروهای انسانی حاضر در آن چشم‌پوشی کرد. خوشبختانه در جریان اجرای طرح‌ها و برنامه‌های فضایی، تعداد زیادی از نیروهای متخصص و فنی در زمینه‌های مختلف فناوری فضایی تربیت شدند. منتها در دو سال اخیر با تعطیل‌شدن یا معلق‌شدن بسیاری از برنامه‌ها، طیف وسیعی از این نیروها بیکار شده و یا دچار یک بلاتکلیفی خاص شدند. به شکلی که برخی از آنها مجبور به فعالیت در حوزه‌های دیگری از صنعت شدند و به این شکل از بدنه صنایع فضایی فاصله گرفتند. برخی دیگر نیز به مهاجرت از کشور روی آوردند. بحث مهاجرت این نیروها می‌تواند نقطه منفی کار ما باشد. زیرا در همسایگی ما کشورهایی مانند امارات و ترکیه وجود دارند که در حال برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و سرمایه‌گذاری‌های کلان در حوزه فضا هستند و بیم آن می‌رود که به راحتی برخی از نیروهای جوان و مستعد کشور جذب فعالیت‌های فضایی در این کشورها به خصوص امارات شوند. زیرا در حوزه‌های دیگری همچون اقتصاد، ورزش و فرهنگ شاهد چنین اتفاقاتی بوده و هستیم.

آیا فضا ابزاری برای تبلیغات است؟

شاید زمان جهت‌گیری‌های سیاسی و تبلیغاتی در برنامه‌های فضایی گذشته باشد. در حالی که کشورهای توسعه‌یافته به شدت در حال سرمایه‌گذاری در حوزه فضا و بهره‌گیری از کاربردهای بی‌شمار به نفع خود بوده و هستند، در دوره‌ای فعالیت‌ها و دستاوردهای فضایی کشور بیشتر عرصه‌ای برای تاخت و تازهای تبلیغاتی و شاخ و شانه‌کشیدن بودند. در برخی از مواقع با برخی از اظهارنظرها و گاف‌های رسانه‌ای، نه تنها اعتباری برای برنامه‌های فضایی کشور در سطح ملی و بین‌المللی به دست نمی‌آمد، بلکه باعث ایجاد حساسیت‌های بیشتر و حتی تمسخر نیز می‌شد. بیشتر از آنکه باید دستاوردهای فنی و نقش مهم فناوری فضایی در ساختن آینده کشور در اطلاع‌رسانی‌ها مدنظر قرار می‌گرفت، جنبه‌های تبلیغاتی و عوامانه آن مورد توجه بود. به شکلی که در داخل کشور مردم با دید تردید به این فناوری نگاه می‌کردند و در سطح بین‌المللی نیز فعالیت‌های فضایی ایران بعضا با ماهیت نظامی یا شبه‌نظامی معرفی شدند که مسلما این موضوع هزینه‌هایی را به کشور تحمیل کرده و خواهد کرد.

داستان شکست‌های فضایی ایران

شکست همواره بخشی از مسیر پیشرفت و رسیدن به موفقیت است. هیچ فرد، شرکت یا کشور موفقی را نمی‌توان یافت که انبوهی از شکست‌های متعدد را پشت سر نگذاشته باشند. متاسفانه طی اجرای برنامه اول فضایی، در اطلاع‌رسانی‌ها تاکید بیشتر روی ماموریت‌های موفق بود تا ماموریت‌های شکست‌خورده و خبری از اطلاع‌رسانی ماموریت‌های ناکام فضایی ایران نبود. در حالی که به راحتی در سایت‌های معتبری که گزارش‌ پرتاب‌های فضایی کشورها را منتشر می‌کنند، می‌توانستیم فهرستی از چند پرتاب شکست‌خورده فضایی ایران را ببینیم، اما در ایران خبری از اینها نبود. علت تاخیرهای چند ماهه در پرتاب بعضی از ماهواره‌ها و محموله‌ها، کار روی ابعاد فنی و توسعه آنها ذکر می‌شد و راستش علت اصلی برخی از این تاخیرها که همان شکست‌های پیاپی در پرتاب این ماهواره‌ها بود، یا اصلا اطلاع‌رسانی نمی‌شد یا خیلی مبهم آن هم بعد از چند ماه در رسانه‌های محدودی طرح می‌گردید. بروز چنین مسائلی می‌تواند بی‌اعتمادی عمومی را نسبت به برنامه‌های فضایی کشور به دنبال داشته باشد و در سطح جهان نیز ایران را به پنهان‌کاری متهم کند.

دانشگاه‌ها و بخش خصوصی

یکی از کشمکش‌های مهم در برنامه‌های فضایی کشور در سال‌های گذشته، واگذاری برخی از برنامه‌های فضایی عملیاتی به دانشگاه‌ها بود. در این میان برخی از کارشناسان معتقد بودند که انعقاد قرارداد با این دانشگاه‌ها کار اصولی نبوده و چنین کارهایی وظیفه شرکت‌های خصوصی است و دانشگاه‌ جای مطالعات بنیادین و پژوهش‌های پایه است. با وجود آنکه قرارداد ساخت حداقل ۵ ماهواره با دانشگاه‌ها بسته شده و به ادعای مسئولین همه آنها برای پرتاب آماده هستند، اما تنها ماهواره نوید علم و صنعت شانس سفر به فضا داشته و ۳ ماهواره پرتاب‌شده دیگر ایران همگی محصولات بخش‌های دفاعی کشور بودند.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

مطمئنا بحث درباره ۱۰ سال فعالیت فضایی ایران در یک نوشتار کوتاه و عمومی به پایان نمی‌رسد، اما تجربیات به دست‌آمده در این برنامه اول باید سرلوحه کار مسئولین و برنامه‌ریزان در دوره جدید فعالیت‌های فضایی ایران باشد.
اول از همه لازم است به مقوله فضا به عنوان یک مساله ملی، فراسازمانی و فراجناحی نگریست و آن را یک الزام برای بقا و پیشرفت صنعت و اقتصاد کشور دانست. به همین خاطر باید نکات مبهم موجود در ساختار فضایی ایران برطرف شده و شفاف‌سازی لازم در این زمینه مدنظر قرار بگیرد. همچنین تلاش شود با اطلاع‌رسانی صحیح و درست برنامه‌های فضایی در رسانه‌ها، اعتماد عمومی به سرمایه‌گذاری در این حوزه جلب شود و این ذهنیت به جامعه القا شود که باید از کاربردهای این فناوری در کشور استفاده کرد و فضا حداقل برای کشوری مانند ایران عرصه تاخت و تاز تبلیغاتی نباید و نیازهای واقعی ایران لحاظ شود.
مطمئنا دست‌یابی به فناوری‌های فضایی روز دنیا و استفاده از آنها مستلزم بهبود ارتباطات سیاسی با کشورهای جهان است و سیاستمداران باید با اتخاذ تصمیم‌های درست و متضمن منافع ملی ایران، راه را برای تعامل ارگان‌های مختلف داخلی برای ارتباط با شرکت‌ها و سازمان‌های خارجی فراهم کنند. زیرا فناوری داخلی تا زمان رسیدن به نقطه مطلوب برای استفاده عملیاتی راه نسبتا طولانی و پیچیده‌ای در پیش دارد و این فاصله زمانی باید به شکل دیگری پر شود. هرچند نباید از توسعه فناوری در کشور غافل شد.

درباره نویسنده

محمدرضا رضایی

۱ دیدگاه

دیدگاه شما چیست