فلسفه و تاریخ علم

انسان در شناخت جهان با چه موانعی روبروست؟

موانع پیشرفت - موانع انسان - علمنا
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

محدود بودن دامنه حواس پنجگانه انسان؛ راه را برای درک کیفیت های فیزیکی جهان دشوار می کند. جهانی که ما از طریق حواس ۵ گانه می شناسیم با جهانی که گونه های دیگر موجودات به کمک حواس خود می شناسند یکسان نیست. هر یک از اندامهای حسی ما توانایی دریافت دامنهء خاصی از محرکها را دارد که صرفاً به بقای ما مربوط می شود و نسبت به محرکهای خارج از این دامنه حساس نیست. جانداران گوناگون به دامنه های مختلفی از محرکها حساس اند. زیرا هر یک برای بقا نیازهای خاص خود را دارند. مثلاً بسیاری از جانداران دیگر بسیار بیشتر از ما به بو حساس اند زیرا در فعالیتهایی که برای بقایشان حیاتی است مانندیافتن غذا و ردیابی و تشخیص خویشاوندان کاملاً به بو وابسته اند. مغز انسان برای حس کردن جهان با مشکلی عظیم مواجه است. هر حسی به نوع معینی از محرکها پاسخ می دهد. مثلاً بینایی به انرژی نورانی شنوایی و بساوایی به انرژی مکانیکی و بویایی و چشایی انرژی شیمیایی . اما مغز هیچ یک از این انرژیها را ادراک نمی کند و تنها با زبان علائم الکتریکی حاصل از شلیک عصبی آشناست. هر دستگاه حسی باید ابتدا انرژی فیزیکی ویژه خود را به نحوی از انحاء به علائم الکتریکی تبدیل کند تا این علائم بتوانند نهایتاً به مغز راه یابند. این فرایند را اصطلاحا تبدیل نیرو transduction  می نامند. مثلاً گیرنده های بینایی در لایهء نازکی در داخل چشم جای دارند. هر گیرندهء بینایی اول ماده شیمیایی است که در برابر نور واکنش نشان می دهد و این واکنش موجب راه اندازی سلسله وقایعی می شود که به شلیک تکانه عصبی می انجامد. هر حسی به انرژی فیزیکی خاصی پاسخ می دهد. این محرک فیزیکی در محدود محدوده بینایی نور است. نور تابش الکترومغناطیسی  electromagnetic است همچون سایر تابشهای الکترومغناطیس نظیر اشعه کیهانی cosmic rays اشعه ایکس اشعه فرابنفش و مادون قرمز امواج رادیویی و تلویزیونی. چشم انسان فقط به جزء کوچکی از این پیوستار حساس است. یعنی به طول موجهای تقریباً ۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر. طیف مشاهده پذیر جهان برای بینایی انسان بسیار محدود است و ما فقط قادر به دیدن بخش بسیار بسیار کوچکی از طیف امواج الکترومغناطیسی هستیم و هیچ یک از طول موجهای دیگر را نمی بینیم .نه تنها در درک و تفسیر جهان بلکه در تغییر جهان نیز مشکلات بسیاری بر سر راه انسان است. قدرت بدنی انسان در بهترین حالت ممکن باز هم محدودیت های بسیاری دارد. تحت شرایط مناسب انسان میتواند ۲ اسب بخار را برای حداکثر ۱۰ ثانیه تحمل کند. به عبارتی کار با نرخ ۳۵۰ وات را نهایتا می شود تا یک دقیقه تحمل کرد. قدرت تحمل انگشتان دست در طول یک دقیقه به چهل الی پنجاه درصد کاهش می یابد. حواس پنجگانه انسان همگی در معرض محدودیت های بی شماری هستند. مثلا گستره قدرت شنوایی ما بین ۰ تا ۱۳۰ دسی بل است ولی صداهای بالای ۱۰۰ دسی بل ما را آزار می دهد. با وجود همهء این محدودیت ها انسان توانسته با بکارگیری قوعء عقل و منطق و استدلال ؛ کارهایی به مراتب بزرگتر از ظرفیت فیزیولوژیک بدن خود انجام دهد. مثلا توانسته اهرم اختراع کند و با کشف قوانین فیزیک جهان؛ با دانستن قوانین مکانیک توانسته  آسمان خراش بسازد و با هواپیما روی لایه های سیال در آسمان سر بخورد و پرواز کند. انسان با وجود تمام محدودیت های ادراکی خود می تواند انفجار ابرنواختری در کهکشان  M82 را بررسی کند و کهکشان کوتوله DDO 68 در فاصله ۳۹ میلیون سال نوری از خود را با ابزاری به نام توسط تلسکوپ فضایی هابل کشف کند. انسان با کنجکاوی خود روی زمین؛ تسلیم محدودیت های قوای ادراکی نشده و اگر با چشم نمی توانسته  اعماق کیهان را مشاهده کند؛ تلسکوپ اختراع کرده و اگر اتمسفر زمین مانع رسیدن نور ستارگان و کهکشان های دوردست به زمین می شده؛ تلسکوپ را از زمین بیرون فرستاده و راهی فضا کرده تا از آنجا بتواند دوردست های کیهان را رصد کند. انسان حتی برای جایی که تلسکوپ چیزی نمی بیند نیز راه حلی ابداع کرده و سعی کرده تا جایی که ممکن است بر موانع فیزیولوژیک قوای ادراکی خود غلبه کند و با اختراع  رادیوتلسکوپ حتی بخش های نادیدنی جهان را نیز دیدنی کند.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست