فلسفه و تاریخ علم

پارادایم های علمی در لبه پرتگاه

لبه پرتگاه - علمنا - پارادایم علمی
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

به مناسبت هفتاد و چهارمین سالروز درگذشت توماس کوهن

نمی توان فلسفه علم خواند و از مطالعه آثار توماس کوهن صرف نظر کرد. کوهن فیلسوف و مورخ علمی بود که فلسفه علم را بیشتر از دیدگاه تاریخ علم و با رویکرد جامعه شناسی علم تحلیل کرد و اگرچه در رشته فیزیک تحصیل کرده بود اما شدیدا به مطالعه تاریخ علم علاقمند بود به در سالهای تحصیل اش به صورت جدی به مطالعه فلسفه علم پرداخت. اهمیت توماس کوهن از این جهت است که او بر خلاف دو دیدگاه رایج در فلسفه علم؛ یعنی پوزیتیویسم حلقهء وین و ابطال‌گرایی پوپر که هر دو دیدگاهی تکاملی و انباشتی از مقوله علم داشتند؛ غیرانباشتی بودن تاریخ علم را نشانه می گیرد و با تعریف مفهومی به نام پاردایم علمی  می گوید: برای فهم نظریه های علمی باید زمینه اجتماعی آن نظریه را نیز در نظر گرفت. به این ترتیب کوهن ؛ پای جامعه شناسی را هم به فلسفه علم باز می کند . تقریبا اغلب فیلسوفان علم توافق دارند که توماس کوهن؛ آغازگر دوران جدیدی از نگرش ما به فلسفهء علم است. کار وی به قدری میان رشته ای است  که نمی توان به صورت دقیق او را فیزیکدان؛ مورخ علم یا فیلسوف علم دانست. مهمترین اثر توماس کوهن “ساختار انقلاب‌های علمی“  است که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد و طی ۵۰ سال گذشته یکی از پرنفوذترین آثار فلسفه علم به شمار می رفته است. روزنامه گاردین این کتاب را در فهرست ۱۰۰ کتاب پرنفوذ قرن بیستم جای می دهد. ماجرا از اینجا آغاز شد که کوهن در جریان مطالعات خود  در زمینه تاریخ علم به نکته ظریفی توجه کرد. او دریافت که ایده ها و نظریات بطلمیوس در نظر انسان امروزی بسیار نامانوس جلوه میکند و تلاش کرد دلیل این مساله را در تاریخ علم صورتبندی کند. به نظر کوهن ؛ رشهء نامعقول به نظر رسیدن  نظریه های علمی قدیمی در بستر تاریخی متفاوتی است که آن نظریه ها در متن آنها به وجود آمده و شکل گرفته اند. لازم است بدانیم که تمام نظریات کوهن درباره توسعه علم و پارادایم‌های علمی ؛ معطوف به علوم طبیعی است و از دیدگاه او علوم انسانی، علوم پیش‌پارادایمی هستند و هرگز نمی توانند به پارادایم تبدیل شوند. اینکه پارادایم از دیدگاه کوهن به چه معناست ؛ حقیقتا بحث دشواری است و به سختی می توان آن را در یک یادداشت کوتاه توضیح داد. اما همین کافی است  که بدانیم  پارادایم در نظر کوهن سرمشق و الگویی است که باور جامعه علمی هر زمان در بستر آن شکل گرفته است.مثل پارادایم نیوتنی که در آن مفاهیمی مانند گرانش و جاذبه معنای خاص خود را دارند. یا پاردایم نسبیتی که در آن ؛ گرانش مفهومی نیوتنی ندارد.
از دیدگاه کوهن؛ علم به هیچ عنوان تکمیل نمی شود و دانش ما از جهان انباشتی cumulative نیست و پارادایم های جدید از پاردایم های قبلی الزاما بهتر نیستند. البته عده ای از فیلسوفان علم این ایده کوهن را خطری برای عقلانیت در معرفت شناسی می دانند. خطر نسبی گرایی در معرفت شناسی که بعدها با اندیشه های پل فایرابند جدی تر هم شد.  کوهن استاد خستگی ناپذیری بود و  در دهه‌های هشتاد و نود میلادی به صورت جدی روی مسایل تاریخ و فلسفه علم نظریه پردازی کرد. مفهوم قیاس ناپذیری پارادایم ها را دقیقا در همین سالها وارد فلسفه علم کرد. بحثی که هنوز در محافل فلسفی و در بین فیلسوفان علم محل بحث و جدل و مناقشه است. بحث هایی که کتاب او به آن دامن زد همچنان موضوع پایان نامه ها و کتاب ها و مقالات بسیار است. توماس کوهن در چنین روزی یعنی در هفدهم ماه  ژوئن سال ۱۹۹۶در سن ۷۴ سالگی در ایالات متحده آمریکا در گذشت.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست