فلسفه و تاریخ علم

انسان تنها؛ در پهنه بیکران کیهان

کائنات - کهکشان - فضای بیکران
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

بشر اولیه، اطلاعات چندانی از موقعیت خود در پهنهء بیکران کیهان نداشت. از دید اجداد انسانی ما تمام جهان هستی تنها شامل زمین مسطحی بود که سقفی از ستارگان در بالای آن قرار داشت. دانش امروزی ما از ابعاد کیهان قدمت چندانی ندارد. تا همین ۹۳ سال پیش؛ یعنی تا سال ۱۹۲۳ میلادی بشر تصور می کرد که تمام جهان هستی تنها از یک کهکشان یعنی کهکشان راه شیری درست شده است. این ادوین هابل کیهان شناس بود که نشان داد کهکشان آندرومدا اساسا متعلق به کهکشان راه شیری نیست و بلکه میلیون ها سال نوری بیرون از کهکشان ما قرار دارد.
این مساله تاریخی نشان می دهد که به راستی حجم نادانسته های ما از جهان هستی چقدر زیاد است و حتی گالیله و نیوتن و کپلر و کپرنیک هم تصوری از ابعاد کیهان نداشتند. امروزه با وجود تلسکوپ های فضایی درک ما از کیهان و ماهیت و ابعاد آن به صورت حیرت برانگیزی بیشتر از مثلا نیم قرن گذشته است. اما این مساله نباید ما را به ورطه هولناکی بیندازد که تصور کنیم همه چیز را می دانیم. ورطه هولناکی که در علم گاهی برای دانشمندان یا جامعه علمی پیش می آید و همه چیز را تمام شده تصور می کنند.
حتی لرد کلوین فیزیکدان بزرگ هم به دام این تصور اشتباه افتاد و ظاهرا در سال ۱۹۰۰ گفته بود که دیگر هیچ چیز جدید برای کشف در فیزیک وجود ندارد. غافل از آنکه شناخت بشر از طبیعت مانند کوه یخ زیر آب است و دیدن قله به معنای آن نیست که همه کوه یخ را دیده ایم. هرگز نباید فراموش کنیم که  پازل دانش کیهان شناسی ؛ هنوز قطعات بسیاری برای تکمیل شدن دارد و چه بسا در دهه های آینده اکتشافاتی صورت پذیرد که مجبور شویم  حتی دیدگاه مان در قبال کیهان را از بیخ و بن تغییر دهیم.
کنجکاوی انسان در فهم جهان پایانی ندارد. انسان از دیرباز در پی فهم جایگاه خود در جهان هستی بود  از آنجایی که ابزار دقیق و علم لازم را برای شناخت کیهان در دست نداشت به خیالپردازی روی می آورد و اسطوره می ساخت. مثلا در اسطوره های چینی ؛ جهان با موجودی به نام پان-گو آغاز می شود . افسانه ای که می گوید در آغاز پیدایش جهان، تمامی هستی درون چیزی شبیه به یک تخم مرغ جای داشت و داخل این تخم مرغ نیز از توده‌ای به هم ریخته و مخلوطی از زمین و آسمان پر بود . بر اساس این اسطوره روزگاری زمان و آسمان با هم یکی بودند و ناگهان پان- گو، یعنی نخستین موجود سر برآورد و با تفکیک زمین از آسمان، به جهان هستی نظم بخشید.  داستان از اینجا شروع شد که بشر دریافت که خورشید هم ستاره ایست مانند صدها و هزاران ستاره ای که هر شب در آسمان دیده می شود و هیچ موقعیت ممتازی در کیهان ندارد. بلافاصله پرسش دیگری به ذهن بشر متبادر شد مبنی بر اینکه اگر خورشید یک ستارهء تقریبا عادی باشد؛ پس ستارگان بالای سر ما هم می توانند هر کدام خورشیدی برای سیارات مسکونی دیگری باشند. سیاراتی که ممکن است دارای حیات باشند و تمدن هایی هم روی آنها شکل گرفته باشد. این ایده به خودی خود در بر گیرندهء هیچ تناقض یا منع منطقی نیست و فعلا نه قابل رد است و نه اثبات. البته اثبات چنین مساله ای با توجه به فناوری های حال حاضر بشر مستلزم صرف هزینه فوق العاده سرسام آور است. اگر تمدنی در همین کهکشان راه شیری یا کهکشان های همسایه وجود داشته باشد ؛ نباید وجود آن برای همیشه در پس پردهء ابهام باقی  بماند. حال باید دید چه پیش می آید و بشر برای جستجوی حیات احتمالی در کیهان چه گزینه هایی روی میز دارد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست