طبیعت

گربه نه چندان ملوس

ببر مازندران
نوشته شده توسط حمیدرضا گودرزی

ببر کاسپین با نام علمی Panthera tigris virgate که با نام های ببر هیرکانی، ببر مازندران، ببر پارسی و ببر تورانی شناخته می‌شود، یک زیر گونه ارزشمند از ببرهاست که چیزی در حدود ۲۵ سال پیش به طور کامل انقراض پیدا کردند و از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی که آخرین بار در منطقه اولودره ترکیه دیده شده است دیگر اخبار مبنی بر مشاهده این حیوان منتشر نشده است. پیشتر مطلبی در رابطه با انقراض این زیرگونه در علمنا منتشر شده بود که می توانید آن را در اینجا مطالعه نمایید، اما در ادامه قصد داریم تا به معرفی آن بپردازیم.
زیستگاه این زیرگونه در گذشته در جنگل های پراکنده و اطراف رودخانه های غرب و جنوب دریای مازندران، از ترکیه و ایران تا بخش های مرکزی آسیا در بیابان تکله مکان در استان سین کیانگ چین بوده است.
این زیرگونه را در گذشته در چین، ترکستان روسیه، افغانستان، ایران و ترکیه قابل مشاهده بود. ببر مازندران (کاسپین) در کنار  زیرگونه های ببر سیبری و ببر بنگال به عنوان بزرگترین گربه سانانی که بر روی کره زمین زندگی کرده‌اند ثبت شده اند.
خصوصیات ببر مازندران به لحاظ ظاهری ما بین ببر سیبری و بنگال است اما اندازه و وزن ببر مازندران از ببر سیبری کوچکتر و از بنگال بزرگتر است. پوست ببر مازندران نیز از ببر سیبری نازک تر و از ببر بنگال ضخیم تر است. ببر مازندران، شباهت زیادی به ببر بنگالی دارد، با این تفاوت که تعداد نوارهای دور بدنش بیشتر و نازک تر و رنگ پهلوهای آن، پررنگ تر از ببر بنگالی است.
ببرها برخلاف بسیاری از گربه سانان، شناگران ورزیده ای هستند. براساس شواهد باقیمانده ببر مازندران شناگر خوب و قابلی بوده است. آنها در کنار رودخانه‌هایی که اطرافشان دارای علفزارهای بلندی است زندگی می‌کنند تا بتوانند در میان علف‌ها پنهان شوند و معمولا در تاریکی شب به شکار می ‌روند. طول بدن ببرهای بزرگ از نوک بینی تا دستشان حدود ۳ متر است. (به این اندازه یک متر دم را هم اضافه کنید). وزن ببر سیبری حدود ۳ برابر وزن یک انسان معمولی است. وزن ببر مازندران (نر) ۲۴۰-۱۷۰ و ماده ۱۳۵-۸۵ کیلوگرم بوده است. ببرها در بین گربه‌سانان بزرگترین دندان‌ها را دارا هستند، به طوری که طول دندان‌های بزرگ آنها به اندازه انگشت دست انسان است. ببرها، بزرگترین، درنده‌ترین و سنگین‌ترین پستانداران گوشتخوار زمین هستند.
در ابتدای دهه ۲۰۰۰ میلادی محققان دانشگاه آکسفورد و موسسه ملی سرطان ایالات متحده و دانشگاه عبری اورشلیم از ۲۳ نمونه‌هایی از بافت های ببر مازندران (کاسپین) که در سراسر آسیا و اروپا در موزه ها نگه داری می شد جمع آوری نمودند. آن ها توالی حداقل یک بخش از ۵ ژن میتوکوندریایی این نمونه ها را استخراج نموده و مشاهده کردند ژن میتوکندریایی نمونه های این زیرگونه تغییر پذیری کمتری در مقایسه با دیگر زیر گونه های ببر دارد. محققان، فیلوژنتیک (شاخه‌ای در علم زیست‌ شناسی می‌باشد که به بررسی ارتباط تکاملی گروه‌های مختلف جاندران نظیر گونه‌ها یا جمعیت‌ها می‌پردازد، که از داده‌های توالی‌ یابی مولکولی و ماتریس‌های داده‌های ریخت ‌شناسی به‌ دست می‌آید) زیرگونه های ببرها را دوباره ارزیابی نمودند و شباهت قابل توجهی را بین ببر مازندران (کاسپین) و ببر سیبری یافتند که نشان دهنده این بود که ببر سیبری نزدیکترین زیرگونه موجود با زیرگونه منقرض شده ببر مازندران است و این دو زیر گونه اجداد مشترکی در گذشته نزدیک داشتند. آن ها بر اساس تحلیل های فیلوجگرافیکی به این حقیقت محتمل دست یافتند که اجداد مشترک ببر مازندران و ببر سیبری در حدود ۱۰٫۰۰۰ سال پیش در آسیای مرکزی تکثیر نسل نموده و به سمت شرق سیبری مهاجرت کردند و زیر گونه ببر سیبری را به وجود آوردند. آن‌ها معتقدند که فعالیت انسان ها پس از انقلاب صنعتی شاید یکی از مهمترین عواملی باشد که باعث ایزوله شدن جمعیت ببرها در دو بخش آسیا و تبدیل این جمعیت یکپارچه را به دو زیرگونه شده باشد.
با یافته های محققان در این رابطه بحث هایی در مورد مناسب بودن ببر سیبری برای احیای ببر مازندران (کاسپین) در آسیای مرکزی شکل گرفت. دلتای رودخانه آمودریا یا جیحون (پر آب ترین رود آسیای میانه) به عنوان مکانی بالقوه برای این پروژه پیشنهاد شد. مطالعات امکان سنجی برای تشخیص مناسب بودن این منطقه برای انجام این پروژه آغاز شد. با بررسی و مطالعات محققان مشخص شد که یک جمعیت با دوام و قابل رشد شامل ۱۰۰ قلاده ببر نیاز به ۵۰۰۰ کیلومتر مربع زیستگاه به هم پیوسته با جمعیت غنی ای از طعمه دارد که چنین زیستگاهی در حال حاضر وجود ندارد و در مدت کوتاه نیز قابل فرآهم آوری نیست.
آیا دوباره غرش این گربه سانان زیبا را در جنگل های آسیای مرکزی خواهیم شنید؟ باید منتظر ماند و دید که آیا این تلاش ها به ثمر خواهد نشست؟ زمان همه چیز را روشن می کند.

درباره نویسنده

حمیدرضا گودرزی

دیدگاه شما چیست