فلسفه و تاریخ علم

دست نامرئی آدام اسمیت

دست نامرئی آدام اسمیت
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

مفهوم اقتصاد در جامعه انسانی روز به روز پر رنگ تر می شود و به تنهایی همه بخش های دیگر زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر خود  قرار می دهد . بدون توجه به اقتصاد و تحلیل اقتصادی به سختی می توان در بارهء علم؛ فرهنگ؛ محیط زیست؛ تاریخ و حتی فلسفه سخن گفت. پوپر فیلسوف علم جایی به الهام گرفتن خود از نظریه های اقتصادی در تبیین نظریه های روش علوم اجتماعی خود اشاره می کند و می گوید: دیدگاههای من درباره روش شناسی علوم اجتماعی محصول تحسین و ستایش ام از نظریه اقتصادی است: من حدود بیست و پنج سال پیش در تلاش برای تعمیم بخشیدن به روش های اقتصاد نظری، شروع به بسط و تکمیل دیدگاه هایم کردم.
نظریه های اقتصادی در زمانه ما فراوانند و هر مکتب اقتصادی نیز موافقان و مخالفان بسیار دارد.

اما به راستی اقتصاد چیست؟

جان استوارت میل فیلسوف انگلیسی اقتصاد را این گونه تعریف می کند:

علمی که قوانین پدیده‌هایی در جامعه را دنبال می‌کند که از کارهای مختلف نوع بشر برای تولید ثروت برمی‌خیزد، تا جایی که این پدیده‌ها به وسیله تعقیب هدف دیگری متعین نشوند.

از دیگر سو آلفرد مارشال در کتاب خود با عنوان اصول علم اقتصاد (۱۸۹۰) تعریفی ارائه می کند که تحلیل اقتصادی را از مقوله ثروت فراتر می‌برد و به عبارت دقیق تر از سطحی اجتماعی به سطح اقتصاد خرد می‌کشاند. مارشال می گوید:

اقتصاد، مطالعه انسان است در کسب و کار معمولی‌اش در زندگی. اقتصاد به کاوش در این می‌پردازد که چگونه انسان درآمدش را کسب و آن را مصرف می‌کند. بنابراین، از یک جنبه مطالعه ثروت است و از جنبه مهم دیگر، بخشی از مطالعه خود انسان است.

اقتصاد هر چه و اقتصاددان پیرو هر مکتبی که باشد؛ سهم آدام اسمیت را در توسعه و بسط نظریه های آن نمی توان نادیده گرفت. فیلسوفت اسکاتلندی که از او به عنوان پدر علم اقتصاد مدرن و پایه گذار اقتصاد سیاسی نام برده می شود. کتاب مشهور او با عنوان ثروت ملل؛ نخستین کتابی است که در موضوع علم اقتصاد مدرن نوشته شده است. اسمیت که در قرن ۱۸ میلادی می زیست معاصر دیوید هیوم؛ فیلسوف مشهور و بلند آوازه اسکاتلندی بود و به لحاظ فکری بسیار به او نزدیک بود. مهمترین کتاب اسمیت یعنی ثروت ملل در سال ۱۷۷۶؛ آغاز یک تحول مهم در نظریه های اقتصادی بشر بود. از دیدگاه آدام اسمیت مهمترین عامل محرک فعالیت‌های اقتصادی؛ منفعت شخصی است و اگر افراد در کسب منفعت شخصی آزاد گذاشته شوند و هر فردی بتواند بدون هیچ مانعی؛ منفعت شخصی خود را تامین کند، آنگاه منافع اجتماع هم به بهترین شکل تامین  خواهد شد. زیرا که اجتماع چیزی جز مجموع افراد تشکیل دهندهٔ آن نیست.
به همین جهت منافع فرد و اجتماع با یکدیگر همسوست. به صورت خلاصه اسمیت معتقد بود که برخورد منافع افراد در یک بازار رقابتی سبب ایجاد یک هماهنگی اقتصادی و به تبع آن ایجاد تعادل می‌شود. این همان چیزی که اسمیت در کتاب ثروت ملل آن را دست نامرئی  Invisible hand نامید.
در واقع به اعتقاد اسمیت در نظریهٔ لیبرالیسم اقتصادی (بازار آزاد) دست نامرئی هماهنگ‌کنندهٔ منافع شخصی و منافع اجتماعی است؛ بازار را تنظیم می‌کند و همچنین به کمک مکانیسم قیمت‌ها آن را به سوی تعادل می‌کشاند. اسمیت معتقد بود دست نامرئی در جامعه‌ای دارای بیشترین کارآیی خواهد بود که از شرایط رقابت کامل برخوردار باشد. البته دیدگاه های اسمیت مخالفان بسیاری هم دارد مثلا جوزف استیگلیتز، برندهٔ جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱  با نقد نظریهٔ لیبرالیسم اقتصادی و دست نامرئی آدام اسمیت می‌نویسد: دلیل این که دست نامرئی غالباً دیده نمی‌شود این است که دست نامرئی وجود ندارد. از  دیگر سو نوام چامسکی از آدام اسمیت ستایش می‌کند و می‌گوید، بسیاری از افراد بدون آنکه ثروت ملل آدام اسمیت را خوانده باشند، در خصوص دست نامریی سخن می‌گویند. چامسکی می افزاید آدام اسمیت مدافع ″بازار آزاد″ بود اما به شرط آزادی کامل. اما اسمیت در انگلستان زمان خودش کمترین نشانه ای هم از ″آزادی کامل″ نمی‌دید.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست