فلسفه و تاریخ علم

سرل در اتاق چینی، آیا کامپیوتر واقعاً می فهمد؟

فهم و کامپیوتر
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

عنوان این مقاله قدری عجیب است. البته اگر عجیب نباشد باید تعجب کرد. موضوع مورد بحث در این مقاله؛ یکی از پیچیده ترین مباحث فلسفی بشر معاصر است. یعنی ماهیت  آگاهی و فهم و ادراک.
اتاق چینی یک آزمایش ذهنی است که نخستین بار در مقاله ای از جان سرل با عنوان ذهن‌ها، مغزها، و برنامه‌ها در نشریه ای با عنوان علوم رفتاری و مغز‏ در سال ۱۹۸۰ میلادی به چاپ رسید. خوشبختانه جان سرل فیلسوف برجسته زبان و ذهن هنوز در قید حیات است و نشان به این نشان که خود من طی هفته آینده این افتخار را خواهم داشت که با وی از نزدیک ملاقات کنم. سرل از سال ۱۹۵۹ در دانشگاه کالیفرنیا  در برکلی تدریس می کرده و دارای‌ تألیفات‌ و آثار ارزشمندی مانند اعمال گفتاری و همچنین کتاب ساخت واقعیت اجتماعی است . عمده ترین شهرت وی اما باز می گردد به مسالهء اتاق چینی که سرل طی آن ؛ تبیین فیلسوفانه ای است از مساله هوش مصنوعی و اینکه آیا کامپیوتر قادر به فکر کردن است یا خیر ارائه کرد. پرسش اصلی سرل در مقاله مشهور اتاق چینی را می توان به ساده ترین شکل ممکن به شکل زیر صورتبندی کرد:

اگر یک ماشین قادر باشد یک مکالمهٔ هوشمند را به صورت متقاعدکننده‌ای تقلید کند، در این صورت آیا ضروری است که آن را حتما فهمیده باشد؟

سرل یک آزمایش ذهنی را پیشنهاد می کند و می گوید فرض کنید که من درون یک اتاق کاملا ایزوله و دربسته محبوس شده باشم و یک مموعه از دستنوشته‌های به زبان چینی نیز به من داده شده باشد. در عین حال مساله بر سر این  است  که من هیچ چیزی از زبان چینی نمی دانم نه می توانم چیزی را به زبان چینی بخوانم و نه می توان بنویسم و حتی تردید دارم که بتوانم الفبای زبان چینی را از زبان ژاپنی تفکیک  کنم و تشخیص بدهم. من الفبای چینی و آن دستنوشته ها را تنها به شکل خطوط در هم می بینم  که برایم تداعی کننده هیچ مفهومی نیست. حالا فرض کنیم که یک دستورالعمل به زبان مادری خودم نیز به همره سری دوم دستنوشته های چینی به من داده می شود و این قواعد به من می گوید آن دستنوشته ها را چگونه دسته بندی کرده و به یکدیگر مرتبط  سازم. نکته اینجاست که من آن خطوط (از دید خودم به ظاهر در هم و شکلک های عجیب زبان چینی) را نمی فهمم و فقط بر اساس دستورالعملی که دریافت کرده ام آنها را به یکدیگر مرتبط می کنم. این داستان ادامه پیدا می کند و سری سوم از دستنوشته ها هم به دستم می رسد که به کمک آن می توانم این دستنوشته اخیر را به دو دسته قبلی مرتبط  کنم. حال تصور کنید که نوشته های دسته اول ″نمایشنامه″ نام دارند و دسته دوم ″داستان″ و دسته سوم ″پرسش ها″ و آن چیزی که من در نهایت از پنجره اتاق به بیرون تحویل می دهم ″پاسخ به پرسش ها″ نام داشته باشد و تمام این قواعدی که به زبان مادری ام نوشته شده بود و من یاد می داد چگونه اشکال و حروف خط خطی و در هم (از دید من) را به هم مربوط کنم هم ″برنامه″ . سرل در اینجا می گوید افراد خارج از اتاق چینی که پاسخ های من را از پنجره خروجی دریافت می کنند واقعا تصور می کنند که شخص درون اتاق؛ چینی می داند.  مقصود سرل این است که کار ماشین؛ کار کامپیوتر در واقع چیزی جز این نیست و داستان از این  قرار است که بر اساس برنامه ؛ با گرفتن یک سری ورودی؛ خروجی تحویل می دهد بی آنکه بفهمد محتوا و مضمون این ورودی ها و خروجی ها چه بود. کار جان سرل پایان این مناقشه دامنه دار فلسفی نیست و جدال ها همچنان در بین فیلسوفان ذهن و زبان ادامه دارد.  بحث همچنان بر سر این است که آیا ماشین می تواند واقعا فکر کند و واقعا ذهن دارد یا اینکه تنها قادر است وانمود کند که فکر می کند و به عبارتی ما را به گونه ای بفریبد که تصور کنیم که  انگار ماشین واقعا دارد فکر می کند.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست