فلسفه و تاریخ علم

مسائل بغرنج فلسفی را چگونه می توان بیان کرد؟

مغز - کتاب - فلسفه
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

فیلسوفان و متفکران در طول تاریخ ؛ اندیشه ها و دیدگاه های خود را در قالب های مختلفی بیان می کردند. مثلا در قالب مرسوم  و کلاسیک به تالیف کتاب می پرداختند.  مانند کتاب نقد خرد محض The Critique of Pure Reason ایمانوئل کانت یا مانند فرگمنت ها و جمله های پاره پاره رساله منطقی- فلسفی (تراکتاتوس) ویتگنشتاین ؛ یا حتی مانند ژان پل سارتر، فیلسوف و نویسنده اگزیستانسیالیست فرانسوی که مثلا برای بیان اندیشه هایش داستان را انتخاب کرده است. (مانند داستان تهوع – به فرانسوی: La Nausée)
برخی از این روش ها در روزگار خود فوق العاده سنت شکنانه و خلاقانه هم بوده اند . مثلا همین که اغلب آثار ویتگنشتاین در قالب فراگمنت نوشته شده و در قالب یک شیوه ناتمام که شبیه به یک سیستم فکری یا نظام فلسفی تمام عیار نیست. البته برخی از پژوهشگران معتقدند این روش بیان ویتگنشتاین و این ناتمام بودن شاید یک ویژگی اتریشی باشد. مثل کار ساخت مناره ضلع شمالی کلیسای جامع سنت اشتفان در وین که از سال ۱۲۶۳ میلادی تا امروز هنوز ناتمام مانده؛ یا مثلا سمفونی ناتمام (شماره ۸ شوبرت) . ویتگنشتاین این سیاق از نوشتن را نه نشانه یک مکان یا فرهنگ به خصوص (مثلاً اتریش یا زاییدهء فرهنگ اتریش)، بلکه نشانه یک دوره و زمانه، و مشخّصاً زمانه خود می‌دانست. او در تاریخ ۱۰  مارس ۱۹۳۷ در نامه‌ای به دوست دوران اسارتش در جنگ جهانی اول لودویگ هنسل  Ludwig Hänsel  می نویسد:
کسی که پاره پاره و فرگمنت می نویسد باید در عمل موضوع را هضم کرده باشد؛ در غیراینصورت پاره نویسی تنها یک فریب خواهد بود. البته من می دانم که این سبک پاره نویسی در نوشتن؛ به خصوص از طریق کارهای کارل کراوس Karl Kraus بخشی از زمانهء ماست و اینکه من تا به چه حد تحت تاثیر او هستم …
جالب اینجاست که ویتگنشتاین در همین بخش از نامه که دربارهء مقطع نویسی و پاره نویسی صحبت می کند باز هم ناتمام است و حتی پرانتزی که باز کرده است را نیز نمی بندد. از اینها بگذریم نمونه های تاریخی فراوانی برای قالب های گوناگون بیان اندیشه های فلسفی در طول تاریخ کم نیست.  مثلا فریدریش هولدرلین  Friedrich Hölderlin که در بسط ایده‌آلیسم آلمانی نقش داشت و حتی بر اندیشه فیلسوفانی مانند هگل و شلینگ نیز اثرگذار بود و قالب شعر را برگزید. پارمنیدس Parmenides هم برای توضیح اندیشه های خود از نظم استفاده می کرد و صورتبندی ادبی و شاعرانه. افلاطون دیالوگ نوشتن را انتخاب کرد ؛ سنکا Seneca نامه نگاری و  فرانسیس بیکن Bacon برای توضیح دیدگاه هایش راه کلمات قصار را پیش گرفت و بسیاری از متفکران دیگر که قالب هایی مانند فیلم و نمایشنامه و به هر حال روش های غیرکلاسیکی را برای توضیح و شرح و بسط آراء خود برگزیده اند. اینکه به راستی اینکه چه قالب های غیرکلاسیکی غیر از تالیف  مقاله و کتاب برای بیان  مسایل بغرنج فلسفی وجود دارد موضوع بحث بسیاری از فیلسوفان علم است. از قرن نوزدهم میلادی به این سو با توسعه فلسفه دانشگاهی ؛ سخنرانی آکادمیک و مقاله نویسی به عنوان راه های معمول و مرسوم توضیح و تبیین اندیشه های فلسفی رایج شد. کمی بعد اما روش های جدید و خلاقانه ای مانند فیلم و انیمیشن  و تئاتر  و نمایشنامه و .. برای توضیح پرسش های بغرنج فلسفی و یافتن پاسخی متفکرانه گسترش یافت. این قالب های جدید؛ مرزهای رایج را در می نوردید و قدم در قلمروهای نو می گذاشت و چه بسا در خلال همین صورتبندی های خلاقانه از پرسش های فلسفی؛ پرسش های جدیدتری نیز در ذهن انسان ایجاد می شد. گاهی ایده پردازی سناریوی یک فیلم در بیان یک اندیشه بغرنج فلسفی می تواند از نوشتن کتاب نیز تفکربرانگیز تر باشد و مسائل و چالش های فلسفی تازه ای پیش روی متفکران بگذارد. ایده های فیلسوفانه ای دربارهء مرگ؛ حیات انسان؛ ارادهء آزاد یا جبر و اختیار ؛ ماهیت زبان و فهم و ادراک؛ سفر در زان و پارادوکس های منطقی؛ اثر پروانه ای و یا دوراهه های اخلاقی و  بسیای از مسائل بغرنج فلسفی که می تواند  در قالبی غیر از کتاب و مقاله هم صورتبندی شود.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست