فلسفه و تاریخ علم

حرکت جوهری فیلسوف تبعیدی

ملاصدرا
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

– به مناسبت روز بزرگداشت ملاصدرا

من وقتی دیدم زمانه با من سر دشمنی دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله های آتش جهالت و گمراهی برافروخته تر و بدحالی و نامردی فراگیرتر می شود  ، ناچار روی از فرزندان دنیا برتافتم و دامن از معرکه بیرون کشیدم و از دنیای خمودی و جمود و ناسپاسی به گوشه ای پناه بردم و در انزوای گمنامی و شکسته حالی پنهان شدم . (ملاصدرا)

عبارات بالا وصف احوالات فیلسوف بزرگ ایرانی است که از اشراق تا مشاء رفت و فیلسوفانه اندیشید و به همین سبب از اتهام ارتداد گرفته تا تبعید را به جان خرید و حکمت متعالیه را بنیان نهاد. صدرالدین محمد مشهور به ملاصدرا یا صدرالمتألهین در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری می زیست. دوران پر آشوبی که در آن جان به در بردن از طوفان حوادث نیز غنیمتی محسوب می شد. ملاصدرا که وامدار آموزه های شیخ بهایی، میرداماد (معلم ثالث) و میرفندرسکی در مدرسه خواجه اصفهان بود بعدها خود به تدریس در این مدرسه پرداخت اما دیدگاه های نواندیشانهء وی به مذاق قشریون خوش ننشست و  به بدعت‌گذاری در دین متهم شد و به تحریک تاریک اندیشان از مدرسه اخراج و از اصفهان تبعید شد. آراء ملاصدرا در بسیاری مدارس دیگر به هیچ عنوان تحمل نمی شد و حتی قشری گرایان متعصب وی را تکفیر کرده و مرتد می دانستند. ملاصدرا در این دوره پرآشوب به بحث و درس دربارهء آراء  و عقاید سهروردی و ابن سینا و ابن عربی و ابن رشد پرداخت بعدها راهی شیراز شد. جای که  فرصت یافت اندیشه های خود را در قالب مدرسه ای به مراتب توسعه یافته تر از مدرسه خواجه اصفهان گسترش دهد.
حکمت متعالیه عنوانی است که می توان فلسفه ملاصدرا را با آن شناخته و درک کرد. طبق آراء ملاصدرا (وجود) از (ماهیت) متمایز است و ما برای درک مسالهء وجود نیازی به اثبات نداشته و می توانیم آن را با دریافت درونی (که ما امروزه به آن شهود یا Intuition می گوییم) به عنوان امری بدیهی بپذیریم. به عبارت ساده تر در اندیشه ملاصدرا ؛ وجود بر ماهیت تقدم دارد. ملاصدرا مانند هر فیلسوف نواندیش دیگری تفکر نقادانه داشت و حتی به آراء استادخویش؛میرداماد (که پیرو اندیشه سهروردی بود) نیز اشکال وارد می کرد و برخلاف تمام متفکران مسلمان از ابن سینا گرفته تا فارابی که حرکت در جوهر را به هیچ عنوان نمی پذیرفتند ؛ ایدهء حرکت جوهری Substantial motion را پایه ریزی کرد. جوهر  اصطلاحی فلسفی بود که ارسطو در کتاب ارغنون در توضیح اندیشه های خود به کار برده بود و از نظر فلسفی؛ چیز موجودی است که بودن  آن نیازمند موجود دیگری نیست.
ملاصدرا که در ابتدا و در سنت فلسفی تحت تاثیر سقراط و افلاطون و ارسطوی یونانی بود؛ در آراء فلسفی ابن سینا و خواجه نصرالدین طوسی تفحص کرد و نه به فلسفهء اشراق دل بست و نه به مکتب مشاء پایبند ماند. این همان شیوهء رندان بلاکش فلسفه است که اندیشه شان به سادگی به بند کشیده نمی شود و روح سرکش جویای حقیقت شان هرگز سیراب نمی شود.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست