فلسفه و تاریخ علم

دانشگاه های نسل سوم؛ ضرورت اجتناب ناپذیر یا اشتباه استراتژیک؟

دانشگاه نسل سوم
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

در اینکه دانشگاه به معنی متداول آن از کجا و در چه تاریخی آغاز شده اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد. اما تقریبا اغلب مورخان اتفاق نظر دارند که مراکز آموزشی از تمدنهای باستانی شرق آغاز شده است. با کمی اغماض می توان شروع دانشگاه را از آکادمی افلاطون در نظر گرفت. ریشه کلمه لاتین universitas که امروزه به معنای دانشگاه University  به کار می رود را می توان در عصر یونان باستان و روم یافت. دانشگاه قسطنطنیه در عهد امپراتوری بیزانس در سال ۸۴۹ میلادی ؛ دانشگاه گندی‌شاپور ایران در زمان سلسله ساسانیان که با بیش از ۱۷ قرن قدمت، از کهن ترین دانشگاه های خاورمیانه محسوب می شود و دانشگاه الازهر در مصر که که در بین سال‌های ۹۷۰ تا ۹۷۲ به عنوان یک مدرسه در شهر قاهره تاسیس شده بود از جمله دانشگاه های قدیمی دنیا  به شمار می روند.
از تاریخچه دانشگاه در دنیا که بگذریم؛ مدتی است در میان اهالی سیاسگذاری علم؛ از دانشگاه های نسل سوم صحبت به میان می آید و عمدتا مقصود از این اصطلاح؛ دانشگاه هایی است که محور فعالیت آنها بر مبنای کارآفرینی باشد. به بیان ساده دانشگاه های نسل اول، دانشگاه های آموزش‌ محور بوده اند و هدف و وظیفه آن ها  ارائه آموزش و صدور مدارک تحصیلی بوده است. در این دسته بندی تاریخی در اوخر قرن ۱۹ به تدریج شاهد ظهور دانشگاه هایی با محوریت پژوهش هستیم که پایه اصلی آن روی پژوهش و تولید علم نهاده شده بود. در این  دانشگاه ها تولید مقاله و محتوا و به صورت خلاصه تولید علم؛ نقش بنیادینی بازی می کند و به همین جهت می توان چنین دانشگاه هایی را دانشگاه های پژوهش محور نامید. در نیمه دوم قرن بیستم و پس از پایان جنگ جهانی دوم اما تحولی دیگر در نام آموزش عالی در بسیاری از کشورهای توسعه یافته رخ داد و  دانشگاه های نسل سوم با هدف تربیت نیروی انسانی کارآفرین و به عبارتی با هدف تحقق کارآفرینی از طریق ارتباط دانشگاه با صنعت شکل گرفتند.
این الگو برداری از توسعه دانشگاه در غرب؛ مانند هر الگوبرداری دیگری چالش ها و آسیب های خاص خود را دارد و نسخه برداری از الگوی غربی الزاما در کشور ما تجریه موفقی نخواهد بود. سیر تحول دانشگاه در ایران از آغاز مانند غرب نبوده که اینک بخواهد همان مسیر توسعه را دنبال کند. چه بسا تحمیل توسعه اجباری به نظام آموزش عالی نه تنها ممکن است ثمربخش نباشد بلکه این امکان وجود دارد که توسعه کشور را از همین که هست نیز عقب تر بیاندازد. دکتر رضا منصوری نقد جالب توجهی بر مساله دانشگاه های نسل سوم در ایران نوشته و معتقد است دانشگاه های ما هنوز به مرحله ای از بلوغ نرسیده اند که بتوان آن‌ها را در مقوله‌هایی مانند دانشگاه نسل اول یا نسل دوم یا نسل سوم جای داد. او معتقد است دانشگاه‌های ما هنوز در مرحله‌ی جنینی نقل علم هستند، علمی که در دانشگاه‌های کشورهای صنعتی تولید شده است.

دکتر منصوری به عنوان منتقد جدی این گذار به سمت دانشگاه های نسل سوم در ایران می نویسد:

این همان اشتباهی است که در کل علم کشور دچار آن  هستیم. [.…]  بدون توجه به شرایط مرزی و محیطی و بافتاری که موضوع در آن قرار می‌گیرد؛ انگار مجازیم با پذیرش گرانش نسبیتی ادعا کنیم مهندسی عمران هم باید بر مبنای گرانش نسبیت عام باشد و نه گرانش نیوتونی که “اشتباه” است! اگر در نتیجه‌ی تحولات دنیای صنعتی در سی سال اخیر مولفه‌ای از نهاد دانشگاه با عنوان کار آفرینی برجسته شد چه ربطی به “دانشگاه”های ما دارد که توان تمیز جعل یک مدرک علمی را از کار درست علمی ندارند؟ هر متنی که ترجمه شد و هر پدیده‌یی که در جهان صنعتی دیده شد که نباید مبنای سیاست‌گذاری‌های ما بشود. … مگر ما اصلا دانشگاه به معنی متعارف جهانی آن داریم که بپرسیم بر مبنای کدام نسل جهانی بخواهیم آن را اداره کنیم؟

تحلیل جامع تحول تاریخی دانشگاه ها در ایران تا حد زیادی این دیدگاه را تایید می کند. اساسا تقسیم بندی توسعه دانشگاه ها به سه مرحله مذکور؛ نه به لحاظ محتوایی و نه تاریخی؛ توصیفی از سیر تحول دانشگاه در ایران نیست.
اگرچه تاکید بر کارآفرینی در محتوای آموزش عالی و دانشگاه های ما یک گام بلند به سوی توسعه است اما مساله بر سر این است که این سیر تحول تاریخی از دانشگاه نسل اول (آموزش محور) به دانشگاه های نسل دوم (پژوهش محور) تا دانشگاه های نسل سوم (کارآفرین) چندان الگوی واقعی از وضعیت توسعه دانشگاه های ما در ایران به دست نمی دهد. بدون توجه به شرایط محیطی؛ زمینه قبلی توسعه و امکانات؛ نمی توان نسخه مشابه آنچه در دانشگاه های کشورهای توسعه یافته رخ داده را عینا در ایران نیز پیاده کرد.
توسعه نباید به صورت تحمیلی و اجباری به سیستم تحمیل شود؛ باید بپذیریم که دانشگاه های ما در ایران هنوز مشکلات فراوانی چه در محور آموزش و چه در محور پژوهش دارند و هنوز مسایل و چالش های حل نشدهء  بسیاری در آموزش عالی وجود دارد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

۳ دیدگاه

  • سلام
    می بخشید توی تاریخچه ی دانشگاه متاسفانه باز دانشگاه های اسلامی رو از قلم انداخته اید و فقط از الازهر اونم از لحاظ تاریخی یاد کرده اید.
    تا اون جایی که ببنده متوجه شدم ظهور حوزه ها و دانشگاه ها و مدرسه های علمی اسلامی از نظر شیوه ی پذیرش، آموزش و مسائل رفاهی نسبت به قبل از خود بسیار بدیع و تازه بود و تاثیر این مراکز علمی در رنسانس اروپا به قدری بود که حتی در برخی جاها معماری مراکز علمی را هم شبیه معماری مراکز علمی اسلامی انجام می شد.

    • با سلام. بدیهی است که در یک مقاله محدود نمی توان به همه نمونه ها اشاره کرد و بسیاری از ممثال ها طبیعتا از قلم می افتند. بله در واقع اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم دانشگاه های عصر طلایی اسلام مثلا دانشگاه بغداد به خصوص در قرن هشتم میلادی و در زمان اوج حکومت خلافت عباسی و در زمانی که مرکز امپراطوری اسلامی از دمشق به بغداد انتقال پیدا کرد را نمی توان نادیده گرفت. همانطور که عرض کردم نامهای بسیاری از قلم می افتد و نمی توان یک به یک نام برد. مثلا دانشگاه قرویین در مراکش (در سال ۸۶۹ میلادی) که به عنوان نخستین دانشگاهی که مدرک دانشگاهی اعطا می کرده و بسیاری دانشگاه های دیگر را می شد ذکر کرد ولی مساله اینجاست که موضوع این مقاله بررسی تاریخی دانشگاه های دنیا نیست. موضوع این نوشتار؛ نقد و تحلیل دانشگاه های نسل سوم است که اساسا یک ایدهء غربی و وارداتی است. بحث بر سر این است که این ایده با سنت دانشگاهی و روند توسعه دانشگاه های ما هماهنگ است یا خیر.

دیدگاه شما چیست