فلسفه و تاریخ علم

آیا ماه تولد در شخصیت و رفتار انسان اثر دارد؟

تولد - ماه تولد
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

تبلیغات طالع بینی و فال ماه تولد همه جا دیده می شود. از کاغذ رنگی زیر سینی فست فودها گرفته تا صفحات آخر نشریات زرد یا حتی سایت های اینترنتی. بسیاری از مردم در سراسر جهان به طالع بینی اعتقاد دارند و حتی از ماه تولد یکدیگر می پرسند تا بر اساس آن، خلق و خوی یکدیگر را حدس بزنند و ببینند آیا طالع شان به هم می خورد یا نه.
به صورت خلاصه؛ “اختربینی” ادعا می کند رابطه ای علت و معلول بین موقعیت و حرکت ستارگان و سیارات از یک سو و رویدادهای متناظر با آنها در زندگی بشر وجود دارد.
به لحاظ تاریخی این دیدگاه مبتنی بر باورهای بابلیان است که در تمدن های اولیه معتقد بودند هفت سیاره بر زندگی و سرنوشت ما اثر می گذارد و هر کدام از این هفت سیاره (خورشید، ماه، تیر، زهره، بهرام، کیوان، و برجیس) در واقع تخت خدایانی هستند و همچنین هر یک از خدایان تاثیری متفاوتی بر زندگی ما می گذارند.
البته در روزگار ما بعید است کسی صحبت از تخت خدایان اسطوره ای تمدن های باستانی کند. اختربینان و فالگیران زمانه ما نیز گام به گام با تغییر رویکرد بشر از اسطوره به علم پیش آمده اند و اصرار دارند که به جای واژگانی نظیر خدایان و …، از تاثیرات اجرام آسمانی و نیروهای گرانشی و الکترومغناطیس صحبت کنند. البته نه بابلیان قدیم و نه طالع بینان زمانه ما هیچکدام اشاره ای نمی کنند که روابط علّی و معلولی بین اجرام آسمانی و سرنوشت انسان چگونه اتفاق می افتد.
آنها بر این باورند که خصوصیات جسمانی و روانی انسان از موقعیت خاص ستارگان و سیارات به هنگام تولد افراد نشات می گیرد. مثلا اظهار می دارند که انسان های زاده شده تحت تاثیر یک سیاره یا یک صورت فلکی به خصوص؛ خصلت های انسانی، الهه ای یا جانوری برگرفته از نام آن سیاره یا صورت فلکی یا سیاره را کسب می کنند. مثلا می گویند متولدین تحت نشان آریس (حَمَل) قوچ وَش هستند. بی باک ، بی تاب، و پرانرژی، حال آنکه متولدین تحت نشان تارووس (ثور) ورزاووَش هستند – بردبار، سرسخت و لجباز! امّا ابدا اشاره ای نمی کنند که چرا و چگونه به این نتیجه رسیده اند و منبع و استدلال شان برای این ادعا چیست.
تا اینجای کار مشخص است که علم امروز؛ نمی تواند برای چنین ادعایی کمترین اعتباری قائل نیست. هر ادعایی برای پذیرفته شدن و به رسمیت شناخته شدن توسط جامعه علمی باید دلال محکمی در دست داشته باشد و بتواند در مطالعات مستقل تایید شود. البته از چند قرن پیش به این سو با توسعه علم و گذار از عصر اسطوره ها و متافیزیک به عصر پوزیتیویسم به تدریج نگاه اسطوره ای بشر به اوضاع کواکب و صور فلکی تغییر کرد. دیدگاه کپرنیکی و قوانین کپلر و شناخت دقیق تر انسان از ساختار کیهان باعث شد که آفتاب باورهای افسانه ای و اسطوره ای غروب کند. اگر چه که هنوز هم عده زیادی از مردم جهان به طالع بینی و تاثیر ماه تولد در سرنوشت انسان اعتفاد دارند اما جامعه علمی چنین چیزی را از اساس مردود می داند.
سنت آگوستین فیلسوف قرون وسطی ایده جالبی را طرح کرد. به نظر او اگر واقعاً ستارگان، سرنوشت انسان را رقم می زنند پس دوقلوهایی که در یک زمان و مکان به دنیا آمده اند باید دقیقا از یک نوع زندگی و به عبارتی یک سرنوشت مشترک برخوردار باشند. دقیقا به همین دلیل زمانی که از وجود یک دوقلو (یکی برده و یکی اشراف زاده) آگاه شد دست از اعتقادش به اختربینی شست و به منتقد جدی آن تبدیل شد.
در زمانه ما نیز تلاشهای بسیاری برای تایید آماری تاثیر احتمالی آرایش ستارگان و ماه تولّد بر سرنوشت و زندگی انسان صورت گرفت ولی هیچکدام تاثیر ستارگان در سرنوشت انسان را تایید نمی کرد.
در سال ۱۹۳۷ فارنزورث نتوانست هیچ تناظری بین ذوق هنری و نشان طالع با خورشید در نشان لیبرا (میزان) برای تاریخ های تولد ۲۰۰۰ نقاش و موسیقیدان مشهور پیدا بکند. بُک و مِیال (در سال ۱۹۴۱) در بین دانشمندان فهرست شده در راهنمای دانشمندان the American Men of Science به تاثیر هیچ یک از نشان های ذکر شده برای منطقه البروج برنخوردند. بارث و بِنت (در سال ۱۹۷۳) برای بررسی این مساله این مساله درست به مطالعه آماری زدند که ببینند آیا تعداد مردانی که تحت تاثیر سیاره بهرام (مریخ) متولد شده بودند و شغلی لشگری را برگزیده بودند بیشتر از آنانی است سراغ شغلی غیرنظامی رفته بودند. در این مطالعه هیچ رابطه معناداری پیدا نشد. مک گِروی (در سال ۱۹۷۷) با استفاده از تعداد بسیار زیادی لیست از تاریخ تولد، جدولی از دانشمندان و سیاستمداران تهیه کرد( در مجموع ۱۶۶۳۴ دانشمند و ۶۴۷۵ سیاستمدار) که در هر روز سال متولد شده بودند.
او حتی یک نشان اختربینانه  وطالع بینی که تاثیر اجرام آسمانی را بر شخصیت و سرنوشت انسان ها را اثبات کند پیدا نکرد. در مطالعه دیگری باستِدو (۱۹۷۸) به طور آماری بررسی کرد که آیا انسان هایی با خصلت هایی مثل قابلیت رهبری، آزادیخواهی، محافظه کاری، هوشمندی و ۳۰ متغیر دیگر، که بسیاری از آنها به تاثیر اجرام آسمانی و صور فلکی نسبت داده می شدند ربطی به تاریخ های تولد خاصی دارند یا خیر، نتیجه کاملاً منفی بود.
در پژوهشی جدیدتر (کالور و ایانا) برای تعیین اینکه آیا ادعای اختربینان و طالع بینان مبنی بر وجود همبستگی بین طالع خورشید (یعنی منطقه ای که وقتی فرد متولّد می شود خورشید در منطقه البروج آنجا قرار دارد) و ویژگی های بدنی از صدها نفر نظرسنجی کردند. طی این مطالعه هیچ مجموعه ای از ویژگی  های جسمانی حتی با یکی از نشان ها هم جور نشدند. جالب است بدانیم حتی اگر تمامی تغییراتی که طالع بینان دوست دارند در این آزمون ها لحاظ کنیم باز هم نتایج کماکان منفی خواهد بود. در پژوهش جونوس نابلیت در باب اینکه آیا روابط زاویه ای بین سیارات می تواند ویژگی شخصیتی یک فرد را پیش بینی کند یا خیر ، هیچ کدام از پیش بینی های طالع بینان با داده ها مورد تایید قرار نگرفتند. در مطالعه ای که در Nature  منتشر شد، شان کارلسن فیزیکدان، جداول زادگاهی ۱۱۶ سوژه را به ۳۰ طالع بین معروف آمریکایی و اروپایی ارائه کرد. برای هر سوژه به طالع بینان سه شرح شخصیتی داده شد، یکی مربوط به سوژه و دو تای دیگر با انتخاب کاملا تصادفی. به عبارتی آزمونی استاندارد برای اندازه گیری ویژگی شخصیتی در این برنامه لحاظ شده بود که مساله را از نظر علمی و به صورت کاملا مستقل بررسی می کرد. وظیفه طالع بینان معروف در این مطالعه؛ انطباق دادن جدول تاریخ تولد سوژه ها با شرح شخصیتی آنها بود. طالع بینان ما تنها در ۳۴% موارد موفق بودند و درست گفتند. به عبارتی اگر کسی تنها حدس هم می زد یا  شیر یا خط هم می انداخت به همین مقدار می رسید و اساسا طالع بینی چیزی بیش از شیر یا خط یا حدس الله بختکی چیزی به ما نمی گوید.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست